تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چرا دوست دارم مجرد بمانم؟لطفا راهنمایی کنید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:PESAREIRANI
آخرین ارسال:راهله
پاسخ ها 6

چرا دوست دارم مجرد بمانم؟لطفا راهنمایی کنید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام خدمت مشاورین محترم و دوستان عزیز.نمیدونم این طرز تفکر من ناشی از چیه اما من واقعا این سبک زندگی رو میپسندم چرا؟
    من دوست دارم مجرد بمونم ولی در رابطه باشم بهتر بگم همون اتفاقی که الان در اروپا و آمریکا رایجه یعنی دختر و پسر با هم زندگی میکنن اما ازدواج نکردند و دلیلم برای این کار هم اینه که نمیخوام متعهد باشم و از در انحصار بودن بیزارم دوست دارم یک زندگی مجردی بی دغدقه داشتم باشم و فقط مسئولیت خودم رو داشته باشه حوصله ندارم مسولیت یکی دیگه رو بپذیرم ولی با وجود همه ی این ها عاشق بودن رو دوست دارم واقعا نمیدونم دلیل این تضادها چیه ولی به نظرم بهترین و آرامش بخش ترین روش زندگی کردنه چون هر وقت بخوای میتونی بیخیال رابطه شی و به پیشرفتت در شغلت و زندگی فردیت ادامه بدی.
    حالا یکی بیاد منو روانکاوی کنه بدونم منشاء این تفکرات از کجاست چون واقعا برام مهمه لطفا راهنمایی کنید.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    خوش آمدید

    دلیل ترجیح دادن این نوع سبک زندگی رو خودتون هم بیان کردید. البته یکی از دلایلش رو، یعنی عدم تعهد و مسئولیت پذیری

    به نظر میرسه که توازن حق و تکلیف در شما به هم خورده و آنچه شما در پی اون هستید، آزادی بدون تکلیف هست. به قول قدیمیها، هم خدا رو میخواهید و هم خرما رو. هم دلتون میخواد مزایای وصلت رو داشته باشید و هم دلتون میخواد مسئولیتهاش رو نداشته باشید.

    عامل دیگر، برخی تفکرات اشتباه درباره ازدواج هست. مثلا این فکر که ازدواج مانع پیشرفت است.

    عامل دیگر هم ندیدن طرف مقابل هست. شاید برای شما راحت باشه از یکی دل بکنید و به سراغ دیگری بروید، اما آیا برای طرف مقابل شما هم همینطور خواهد بود؟

    عامل دیگر هم میتونه عدم آینده نگری باشه. فکر می کنید این سبک زندگی تا چندسال میتونه پاسخگوی نیازهای شما باشه؟

    به هر حال، این موارد قابل بررسی هستند. البته میتونه عوامل دیگری هم در میان باشه
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    تمام این تفکرات وعقاید ناشی از بی ایمانی وکوچک شمردن دیگران هست.ایمانتون رو قوی کنید.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    بنظر من اشکالی تو اینجور بودن نیست.تنها اشکال تو فکر ادمای جامعه مونه.مث بعضیا که این روش رو به بی ایمانی ربط میدن!!    خیلیا فکر میکنن تا ازدواج نکنن به موفقیت نمیرسن.مخصوصا این موضوع درباره خانومها صدق میکنه.جالب اینجاس که بعد ازدواجم به موفقیت چندانی نمیرسن و فقط به موفقیت همسرشون راضی میشن،و به پشت پرده موندن. بعضیام ازون طرف بوم افتادن وازدواج رو مانع میدونن.
    بشخصه ترجیح میدم مجرد بمونم،هرچند مقاومت دربرابر فشارهای خانواده واقعا سخته.گاهیم پیش میاد از ترس تنهایی آینده تصمیم لحظه ای واس انجام ازدواج میگیرم اما وقتی بیشتر فکر میکنم و برترسم غلبه،باز به تصمیم اولم برمیگردم.
    من خودمو میشناسم،میدونم اگ ازدواج کنم مث خیلی از زنایی که اطرافم میبینم شروع به ازخودگذشتگی های بی رویه میکنم.انقد که از خیلی از رویاهام میگذرم بخاطر طرف!!
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    در مورد این که فکر میکنید که در کشور های خارجه مثل آمریکا و ...  تعهدی نیست کاملا در اشتباهید چون در اون کشور ها هم حتی قبل از ازدواج تعهد به صورت کامل صوررت میگیره منظورم اینه که اگر زوجی تصمیم به زندگیه مشترک بگیرن حتی قبل از اینکه به صورت رسمی این  اتفاق بیوفته کاملا نسبت به هم متعهد میشن
    و در مورد این مطلب که میگید از این زندگی راضی هستید بگم که خود شما بعد از چند سال زندگی به ا ین شیوه خسته شده و نیاز خواهید داشت که به خانواده ای تعلق داشته باشید
    به نظر من شما به خود آگاهی بیشتری نیاز دارین
    اول سعی کنید با خودتون کنار بیاید که کی هستید و چی میخواید
    و این نکته رو هم بهتون بگم که اگه شما از این نوع زندگی راضی بودین یادداشتی برای راهنمایی نمیگذاشتین
    پس میبینید که خود شما هم با این قضیه مشکل دارین
    پس با خودتون روراست باشید و در پی حل مشکل
    موفق باشید. 
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    راهله آواتار ها
    سلام
    میدونید که خداوند به انسان یک قلب داده
    نوشتین که عاشقی رو دوست دارید
    چطوری با یک قلب میتونید عاشق هزار نفر باشید؟
    آیا از اینکه هر روز یک نفر تو زندگیتون احساس عدم اعتماد نمیکنید؟
    اینکه نمیتونید زیر بار مسولیت برید ریشه در اعتماد به نفس پایین شماست
    حس میکنید اینقدر ها بزرگ نشدین که بتونید مستقل زندگی کنید و مسولیت یک خانواده رو به دوش بگیرید
    واقعا شما دوست ندارید خانواده تشکیل دهید و دختر و پسر شیرینی داشته باشید که به شما پدر بگویند و پیش دوستانشون از شما بگویند و شما ذوقشون کنید
     
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •