تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




آِیا من بیمارم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:shomila
آخرین ارسال:aram
پاسخ ها 14

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

آِیا من بیمارم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام مشکلی دارم که مشابه اون رو چند بار در ایت تالار دیدم و راه حل های دوستان را خوندم .ولی دوست دارم یک بار دیگه مشکلم رو مطرخ کرده و از راهنمایی های شما دوستان استفاده کنم.
    مشکلم از 4 یا 5 سالگی شروع شد با دیدن یک فیلم.از اون زمان من خودم رو گذاشتم جای قهرمان داستانو داستان  رو تو ذهنم به سلیقه خودم تغییر دادم.این شروع مشکل من بود .از روزی یکی دو ساعت شروع شد و الان که 25 سالمه اکثر اوقات تنهایی منو میگیره حتی اگر این زمان خیلی کوتاه باشه.من نداشته هامو توی ذهنم می سازم.مثلا یک پدر خوب و یک خانواده عالی و شاد ، چیزی که هیچ وقت نداشتم اخه بابای من از زمانی که یادمه بیکار و معتاد بود و مایه سرشکستی ما .یا مثلا قهرمانی  المپیک در رشته ورزشی که به اون مشغولم در حالی که من فقط به مسابقات کشوری دعوت شدم و هنوز هیچ مسابقه برون مرزی ندادم.چیز دیگه که همیشه تو ذهنمه یک همسر خوب و ایده آل که البته با شرایطی که پدرم واسه ما درست کرده اصلا امکان نداره من چند تا خواهر بزرگتر از خودم در خونه دارم که به خاطر مشکل پدرم کسی خواهان اونا نیست.و اخرین مساله اینه که من در خیالاتم همیشه موفق هستم و همه منو به  دید تحسین نگاه می کنند .وهمیشه در رویاهام زیر نظر یه چیزی مثل دوربینم یعنی همیشه و در همه جا افرادی که دوست دارم در واقعیت نظرشون رو به خودم جلب کنم در کنارم هستند و کارهای منو می بینند و ما با هم گفتگو می کنیم.
    در اخر باید بگم در تاپیک های مشابه خوندم که این افکار مانع رشد و ترقی دوستان شده .در حالی که من برای رسیدن به این ارزو های تلاش می کنم و تاحد خیلی کمی هم نتیجه گرفتم و البته تحصیلات دانشگاهی و شغل نسبتا خوبی دارم.ولی این ارزوها با توجه به شرایط من دست نیافتنی هستند.
    البته قدرت خیال پردازی در خانواده ما تقریبا ارثیه چون خواهرم یک نویسنده رمان هست و قدرت تخیل خوبی داره.
    لطفا کمکم کنید تا بدونم اسم بیماریم دقیقا چیه و چطور درمان میشه
    با تشکر
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام دوستان
    خدارو شکر می کنم که بیماریی دارم که نه اسمی داره نه راه درمانی.آخه می بینم به تمام تاپیک ها پاسخ داده می شه به جز تاپیک بنده.اگر واقعا راه حلی نیست بگید تا من روزی صد دفعه به امید جواب به سایت سر نزنم.ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز
    آیا این تفکرات شما در زندگی عادی تون خللی ایجاد کرده؟
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    با سلام و ممنون از توجه شما
    طبیعتا بله.تقزیبا تمام ایام تنهایی من رو پر کرده.از طرف دیگه چون توقع من رو از زندگیم و توانایی هام بالا برده.
    مثلا من اصلا به زندگی مشترک با یک فرد عادی نمی تونم فکر کنم و دوست دارم همسرم تمام  اون ایتم هایی که من در تصوراتم دارم رو داشه باشه ، ولی با شرایط من این امر تقریبا محاله.یا در مورد رشته ورزشیم چون خیلی آرمانی بهش فکر می کنم.نمی تونم باور کنم که بدن منهم محدودیت هایی داره و بیشتر همه امیدم رو برای اینکار گذاشتم و بیشتر از توانم از خودم کار می کشم.
    در ضمن من یک مهندس کامپیوترم و بعضی مواقع این افکار سر کار هم به سراغم می یاد و مانع انجام کارم می شه.البته بعضی مواقع.
    تصور اینکه به آرزوهایی که دارم و زندگی که تو ذهنم درست کردم  نرسم من رو دیوونه  میکنه.
    لطفا کمکم کنید.
    من بیشتر دنبال اسم این بیماری هستم و کنجکاوم بدونم آیا این مشکل می تونه ارثی باشه یا نه.
    ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز توی مشاوره مجازی ماکه نمیتونیم شمارو ببینیم دقیق روتون مطالعه کنیم و روتون برچسب بیماریی بزنیم که آره شما فلان بیماری رو داری فقط میتونیم راه کارهایی رو که میشناسیم بهتون ارائه بدیم و در صورت لزوم به پیشنهاد بدیم که برید پیش روانشناس یا روانپزشک
    اما درمورد مسئلتون
    این طور که شما فرمودید شما تخیل خیلی قویی دارید و که این تخیل خیلی قوی برای شما توقع بالا  و دست و پا گیر شدن رو در پی داشته
    داشتن تخیل به تنهایی خوبه چون باعث میشه انسان به فکر فرو بره و بتونه بهتره تصمیم بگیره اما همیشه هرچیزی زیادش هم خوب نیست و درد سرسازه
    و شما بخاطر اینکه حدود بیست ساله که این عادت رو پیدا کردید یه مقدار سخته که بشه ازش دست بکشید اما میتونید از  فن توقف فکرکه در این تالار هم مقالش هست رو براتون میذارم امتحان کنید و نتایجشو اعلام کنید تا باهم به نتیجه برسیم

    http://hamyaryiran.ir/Thread-%D9%81%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%82%D9%81-%D9%81%DA%A9%D8%B1?highlight=%D9%81%D9%86+%D8%AA%D 9%88%D9%82%D9%81+%D9%81%DA%A9%D8%B1
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    aram آواتار ها
    با اجازه از مشاور عزیز من نظرم رو بگم اگه اشتباه بود تذکر بدین لطفا
    این تخیل زیاد به نظرم در شما باعث کمالگرائی شده و خوب هر کسی توانائیها و محدویتهائی داره که در کمالگرائی محدودیتها نادیده گرفته میش ه و انسان از خودش انتظارات زیادی داره و این امر هم محرزه که انسان تا حد توانائی خودش می تونه موفقیتهائی رو کسب کنه و بیشتر از حد خودش نمی تونه مثلا در مورد ورزش که خود شما هم اشاره کردین که بدن تا حدی توانائی داره و نمی تونه بیشتر از حد خودش در ورزش پیشرفت کنه
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    بله نظر شما کاملا صحیح است حالا باید ببینیم دوستمون چه نظری دارن و به کنکاش ذهنی بپردازن و بتونن مسیر فکرشونو کنترل کنن
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    ممنون از راهنمایی های خوبتون
    ارام جون به نتیجه بسیار جالبی رسیدن من واقعا کمالگرا هستم.
    نمی دونم این یه مشکله یا نه ولی خیلی اذیتم میکنه و راه حلی براش پیدا نکردم.
    در مورد توقف فکر من قبلا بارها امتحان کردم ولی هر بار شکست خوردم.راستشو بخواین در ناخوداگاهم از بدون در خیال لذت می برم.ولی می دونم این مساله می تونه در اینده به من صدمه بزنه
    به همین خاطر خواستم راه حلی برای مشکلم پیدا کنم .که به این تالار رسیدم
    بازم ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    موج آبی آواتار ها
    خیلی خوبه که دوست دارید عوض بشید
    اما چیزی سختی خودشو داره عوض شدن راحت نیست
    اما بودن در خیال دور شدن از حقیقت رو در بر داره
    میشه این طور به خودت بقبولونی که من در زندگی خانوادگی با نقص هایی روبرو هستم اما آیا در خیال میتونم این نقص ها رو رفع کنم ؟
    فقط کمی آروم میشی برای مدتی ولی وقتی از خیال بیرن میای بارهمون مسایل رو میبینی
    اینکه الان در رشته ی دانشگاهی موفقی و در ورزش باید خوشحال باشی که زیر بار مشکلات زندگی کمر خم نکردی و در واقعیت میتونی به خیلی چیزهای خوب بهتر برسی پس نیازی به رویا پردازی نیست
    برای رسیدن به آرامش راههای زیادی هست که تو به یکیش روی آوردی و اون هم ورزشه خیلی خوبه
    برای نداشته هات زحمت بکش و اون فکر و خیالاتو روی کاغذ بیار و ببین به چند تاش میتونی برسی اصلا یه برنامه ریزی از ذهنیاتت روی برگه بنویس و با برنامه ریزی بهشون برس البته به جز ازدواج که بعد سرو سامان دادن به ذهنیاتت بحثشو ادامه میدیم ان شااله
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    ممنون حتما همین کارو می کنم و نتیجه رو اعلام می کنم.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •