تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




موندم چرا و به چه دلیل؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:maryam.azadeh
آخرین ارسال:maryam.azadeh
پاسخ ها 12

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موندم چرا و به چه دلیل؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام دوستان
    من امروز عصر زنگ زدم خونه اونا تا یه سوال واقعا مهم رو ازشون بپرسم سوالی که برام دونستن پاسخش مهم هست و مشاورم ازم خواستن که در صورت امکان پاسخ این سوال رو پیدا کنم. البته ایشون نگفت منزل اونا زنگ بزن اما بهرحال خودم فکر کردم بهترین راه تماس با خودشون هست.
    خواهرش گوشی رو برداشت و تا صدای منو شنید به بدترین و فجیع ترین لحن ممکن باهام حرف زد طوری که یک ساعت تموم تو شوک بودم که چرا و به چه دلیل این خانم اینقدر زشت و بد با من حرف زد. بهم گفت که قدم نحس تو از زندگی مون بکش بیرون، همه وجودت نکبت هست، کثیف هستی، پستی، ظالمی، خیابونی هستی و......... همچنین به دوستم که همسایه شون هست هم توهین های فراوونی کرد( تقریبا مشابه حرفایی که بمن زد).
    این توضیح رو هم بدم که اینا دوتا خواهر هستن وسطی متاهل هست و کوچیکه مجرد که همون بامن اینجوری حرف زد و تا جایی که من شنیده و تاحدودی دیده بودم رابطه تیره ای با برادرش داشت و همه میگفتن از برادرش متنفر هست دقیقا همین واژه متنفر رو من از دو نفر شنیدم. اینم بگم که توی مراسم، همین دختره اومده بود ولی اون بزرگتره که تا حد زیادی مودب و حرمت نگهدار هست بخاطر شوک و حمله عصبی توی بیمارستان خوابیده بود و اونروز نتونست بیاد. من با این دختر اونروز سلام علیک کردم و حتی همدیگه رو بغل گرفتیم و بعد از اون هیچ تماس یا دیدار حضوری نداشتیم.
    واقعا حالم بهم ریخته و دلیل این برخورد زشت رو نفهمیدم و ضمنا نتونستم به مقصودم برسم و دیگه هم جرات زنگ زدن به این خونه رو ندارم. البته یک مسایلی قبلا رخ داده بود که شاید همه تون تا حدودی در جریان باشین ولی این دختر تا همین امروز هیچوقت واضح یا غیرواضح این مساله رو بروی من نیاورده و یا سوالی راجع بهش نپرسیده بود و منم با خودم میگفتم شاید اون اصن خبر نداره.
    میشه راهنماییم کنین؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    maryam.azadeh آواتار ها
    ببخشین دوستان عزیز
    کسی نمیخواد منا راهنمایی کنه؟
    لطفا پاسخ بدین.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    niloofarabi آواتار ها
    سلام

    اگه ناراحت نمیشید؛ پاسخ میدم.


    به نظرم کار اشتباهی کردید که به خانواده ایشون زنگ زدید! الان اونا هنوز عزادار هستند! برخورد خواهر ایشون هم نشون دهنده این هست که هنوز با فوت برادرشون کنار نیومدن. 
    در مورد اینکه می فرمایید ایشون از برادرشون متنفر هستند؛ معمولا بین خواهر و برادرها اختلاف نظر و دعوا زیاد وجود داره! طبیعی هم هست ....ولی اونجوری نیست که از هم متنفر باشن! ایشون (خواهر)  هنوز تو شوک فوت برادرشون هستند . از نظر من تماس شما باعث شده ایشون دوباره خاطرات برادرشون یادشون بیاد و این برخورد رو با شما کردن! 
    شاید تو یه فرصت مناسب تر تماس بگیرید بهتر باشه.
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    maryam.azadeh آواتار ها
    ممنونم از نظر شما
    بله تا حدود زیادی همین هست که گفتین. البته در مورد تنفرش من قبلا شنیدم خیلی جدی بوده مسایل بین شون و برعکس اون خواهر بزرگتر خیلی برادرش رو دوست داشته.
    این خانم توی شوک هست هنوز اینو قبول دارم ولی بدترین الفاظ رو بمن نسبت داد و مخصوصا منو نحس قدم خطاب کرد درحالیکه حضورم در زندگی اونا اولا زیاد پررنگ نبود و رابطه ما دونفره بود و بعدشم موندم که چه نحسی ایجاد کردم در زندگی شون؟؟ و اونهمه لفظ زشت دیگه که بهم نسبت داد...
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    niloofarabi آواتار ها
    وقتی یه نفر نارحت باشه مخصوصا در مورد فوت نزدیکان و بستگان و ... دوست داره برای اینکه ناراحتی خودش رو کمتر کنه؛ علت اون مصبیت رو به عوامل دیگه ای ربط بده! مثلا خواهر ایشون به شما (البته بلا نسبت) نسبت نحس بودن دادن. 
    در واقع خواسته نارحتی خودش رو اینجوری کمتر کنه.
    خب شما فعلا با اونا تماس نگیرید! یا اگه خیلی ضروری هست با همون خواهر بزرگترشون یا مادرشون و ... تماس بگیرد.
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    موج آبی آواتار ها
    زخمی از جنس داغ اولاد [hr] مرگ فرزند یك تغییر عظیم است و حتی اثرات گاه جبران ناپذیری بر ازدواج خواهد داشت. در بهترین سناریوی ممكن، مرگ فرزند هر دوی زوجین را گرفتار غم و اندوه می كند و هر دوی آنها محتاج عشق، محبت و حمایت بیشتری می‌شوند و ...[hr]آیا مردم گمان كردند همین كه بگویند ایمان آوردیم، به حال خود رها مى‏شوند و آزمایش نمى‏شوند؟! (سوره ملک، آیه 2)هر چند که برای بسیاری از مصیبتها و غم و اندوهها، زمان، بهترین التیام دهنده است اما این مساله در مورد همه فقدانها صدق نمی کند بلکه باید یادگرفت که چگونه با این شرایط سازگاری پیدا کرده و آن را بپذیریم.غم از دست دادن فرزند یکی از همین رنجها و امتحانات الهی است که شاید برای برخی گذر زمان در آن موثر نیست. از دست دادن فرزند یک اتفاق غیر قابل تصور است که در افراد داغدیده یا سوگوار، دامنه گسترده ای از رفتارهای گوناگون را می تواند ایجاد کند. گرچه این رفتارها ممکن است واکنش های طبیعی در هنگام غم از دست دادن باشد، ولی بین رفتار افراد مختلف تفاوت بسیار وجود دارد.مرگ فرزند یك تغییر عظیم است و حتی اثرات گاه جبران ناپذیری بر ازدواج خواهد داشت. در بهترین سناریوی ممكن، مرگ فرزند هر دوی زوجین را گرفتار غم و اندوه می كند و هر دوی آنها محتاج عشق، محبت و حمایت بیشتری می‌شوند. اما به هر حال در بسیاری از موارد استرس چنین حادثه‌ای و عواقب آتی آن فشار مضاعفی بر زندگی والدین وارد خواهد كرد كه حتی می‌تواند افراد را به طلاق و جدایی سوق دهد.مقصر دانستن: یكی از روش‌های قطعی كه مرگ فرزند را به ویران شدن زندگی والدین ختم می‌كند این است كه یكی از زوجین دیگری را در وقوع این امر مقصر بداند، چه این را به زبان آورد و چه در درونش چنین حسی داشته باشد. به‌عنوان مثال، در تصادفات رانندگی ممكن است تمام نكوهش و تقصیرها متوجه یكی از والدین گردد. همچنین والدین اغلب خودشان را شدیدتر از آنچه لایق آن هستند سرزنش می‌كنند. برای كنار آمدن با چنین حادثه تلخی لازم است هر دوی زوجین خودشان و همسرشان را ببخشند. اگر یكی یا هرد دو والدین نتوانند اینكار را بكنند ازدواج‌شان متحمل دشواری‌های بیشتری خواهد شد. راه‌های مختلف سوگواری و عزاداری: افراد مختلف به روش‌های متفاوتی دچار غم و اندوه می‌شوند. گاهی اوقات این روش وابسته به جنسیت می‌شود به‌طوریكه غالبا مردها غم و اندوهشان را پنهان می‌كنند ولی زنها آنرا بیرون می‌ریزند. هرچند گاهی اوقات اینطور نیست. كسب موفقیت در تحمل كردن و كنار آمدن با مرگ فرزند وابسته به دانستن این نكته است كه افراد در چنین موقعیت هایی نیازهای متفاوتی دارند. اگر یكی از افراد دوست ندارد درباره این مصیبت و احساساتش با كسی هم‌كلام شود و یا آنرا بروز دهد به این مفهوم نیست كه او غمگین نیست و بی خیال است و یا همه باید مثل او رفتار كنند. برعكس، كسی كه تمایل دارد غمش را در درون خودش نگهدارد باید بداند كه همسرش به شدت محتاج صحبت كردن درباره این مشكل با كس دیگری باشد. خشم گمراه كننده: در موارد خاصی كه علت مرگ ناپدید شدن و یا خودكشی است، ممكن است پیدا كردن پاسخ سوالات برای والدین به یك مشکل روحی بدل شود. تمایل به دانستن چرایی اینكار می‌تواند به قدری شدید باشد كه فرآیند طبیعی انجام عزاداری برای فرزند را منتفی كند. وقتی كه والدین جوابی برای سوالات انبوه خود ندارند لذا  زن و شوهر خشم‌شان را متوجه همدیگر می‌كنند. این یك رفتار فوق‌العاده مخرب است. هر دو طرف باید دقت کنند كه ممكن است هیچوقت پاسخ سوالات‌شان معلوم نشود و زن یا شوهرش درست به اندازه خود او احساس صدمه از فقدان فرزندشان را دارند.یكی از روش‌های قطعی كه مرگ فرزند را به ویران شدن زندگی والدین ختم می‌كند این است كه یكی از زوجین دیگری را در وقوع این امر مقصر بداندگوشه‌گیری و عقب‌نشینی: عزاداری كردن می‌تواند یك موضوع كاملا شخصی و خصوصی باشد. در هنگام عزاداری نوعی تمایل به گوشه‌نشینی و انزوا از بقیه افراد و فرورفتن در خود در افراد به وجود می آید. این امر طبیعی است و احتمالا بر روی مستحكم‌ترین روابط زناشویی نیز فشار و تنشی را اعمال خواهد كرد. ولی باید زوجین خودشان را وادار كنند كه زمان مفیدی را با هم سپری كنند. زوجینی كه با هم عزاداری می‌كنند با احتمال بیشتری با هم خواهند ماند. با هم خاطرات فرزند را زنده کردن، با هم بیرون رفتن (خرید، غذا و ...) و یا رفتن به یك مسافرت بی‌سروصدا، گزینه‌های خوبی برای استحکام بیشتر زندگی زناشویی و از طرف دیگر کنار آمدن با داغ فرزند باشد. به دنبال حمایت دوستان یا اقوام خود باشید و یا با افرادی كه تجربه موارد مشابه را دارند بیشتر در تماس باشید چون این خود در درمان شما می‌تواند موثر باشد. روشهای ناسالم در كنار آمدن و تطبیق یافتن: تحمل‏ناپذیرى حوادث به سبب آن است كه از زندگى راحتى بدون سختى را انتظار داریم و این در غیرواقعى بودن شناخت ما از دنیا ریشه دارد. آنچه مهارت‏هاى مقابله با سختى‏ها را به وجود مى‏آورد و زندگى را تحمل‏پذیر مى‏سازد، پذیرش این واقعیت است كه سختى‏ها اجتناب‏ناپذیر است. اگر انسان بداند، دنیا جاى راحتى نیست، راحت زندگى مى‏كند و از ناملایمات به تنگ نمى‏آید. اگر ما از ناملایمات به تنگ مى‏آییم براى آن است كه ناملایمات را بى‏حاصل و بى‏معنا مى‏دانیم، در حالى كه به واسطه شدائد، استعدادهاى بالقوه آدمى شكوفا مى‏شود و او از تباه شدن و نابودى نجات مى‏یابد. به تعبیر استاد مطهّرى؛ آدمى باید مشقت‏ها تحمل كند و سختى‏ها بكشد تا هستىِ لایقِ خود را بیابد. خدا براى تربیت و پرورش جان انسان‏ها دو برنامه تشریعى و تكوینى دارد و در هر برنامه، شدائد و سختى‏ها را گنجانیده است. در برنامه تشریعى، عبادات را فرض كرده و در برنامه تكوینى، مصائب را در سر راه بشر قرار داده است. روزه، حج، جهاد، انفاق، نماز، شدائدى است كه با تكلیف ایجاد گردیده و صبر و استقامت در انجام آنها، موجب تكمیل نفوس و پرورش استعدادهاى عالى انسانى است. گرسنگى، ترس، تلفات مالى و جانى، شدائدى است كه در تكوین پدیده آورده شده است و به طور قهرى انسان را دربر مى‏گیرد. بى‏تابى و بى‏قرارى آدمى در شدائد به آن علت است كه همان‏گونه كه براى خوشایندهاى زندگى معنا مى‏یابد، براى ناخوشایندها معنا نمى‏یابد، بلكه از سختى‏ها ارزیابى منفى مى‏كند. بدیهى است كه ارزیابى منفى توان آدمى را در تحمل مصائب كاهش مى‏دهد.با توجه به این اوصاف، گاهی اوقات مرگ فرزند باعث می‌شود مشكلات گذشته بدتر شوند و یا دوباره تازه شوند، مثلا افرادی كه تمایل به مصرف سیگار یا مواد مخدر داشته‌اند، امکان دارد مجددا در این دور باطل بیفتند و یا كسانی كه در گذشته با برخی مشکلات روحی مثل اضطراب، افسردگی، وسواس و .. مواجه بوده اند و حتی درمان این مراحل را با موفقیت پشت سر گذارده اند، بعد از این داغدیدگی دوباره به سر جای اول خود باز گردند. این مشكلات ثانویه كه برای هر زوجی شكل خاص خود را خواهد داشت باعث تنش و فشار مضاعفی بر ارتباطات افراد می‌گردد. زوجین باید نسبت به روش مواجهه خود با چنین مصیبتی آگاهی بیشتری كسب كنند و روشهای برون ریزی بهتری برای دردهای خود پیدا كنند. البته در روابط زن و شوهری مستحکم و بادوام، نه تنها مرگ فرزند آسیبی به ارتباط زن و مرد وارد نمی کند بلکه رشته های اتصال مهر و محبت آنان را نسبت به هم مستحکم تر می کند چرا که زوجین بیش از پیش نیاز به حمایت از یکدیگر را در وجود خود احساس می کنند. در این زمینه کمک از یک روان شناس یا مشاور می‌تواند مفید باشد زیرا در برخی موارد به خصوص در روابط زن و شوهری که زوجین خیلی با هم صمیمی و نزدیک نیستند، هیچ یك از والدین قادر به بهتر كردن شرایط همسر یا شوهر خود بدون بروز حساسیت یا درگیری نیستند. پس استفاده از یک کمک تخصصی می‌تواند در پر كردن این شكافهای زندگی موثر باشد. و مهمتر از همه اینکه    از اصل قرآنىِ «همراهى خداوند با بندگان در همه حال» و ذكر مصادیق قرآنى براى آرام‏سازى و تحمل مشكلات بر پایه شناختىِ درك همراهى خداوند در سختى‏ها برمى‏آید كه یكى از مهارت‏هاى ارائه شده در قرآن براى تحمل فقدان، درك حضور و همراهى خداوند به هنگام مرگ عزیزان است. زیرا چنین بینشى انسان را در قلمرو حمایتى خداوند قرار داده، همین نوع بینش توان تحمل او را بر مرگ عزیزان افزایش مى‏دهد. مریم عطاریانبخش خانواده ایرانی تبیان  .


    سلام وقتی انسان کسی رو از دست میده خود و دیگران رو مقصر میدونه و حس میکنه اگر من یا فلانی ،فلان کار رو نمی کرد فلان حرف رو نمی زد الان عزیز من زنده بود شاید این خود گویی و تعبیر نادرست باشه که البته این طور هست ولی این تعبیر ها تا مدتی ادامه خواهد داشت تا این درد داغ دیدگی التیام پیدا کنه و نباید به دل گرفت .
    امید وارم به پاسخ سوالتون از خانواده ی عزیزتون به زودی برسید و کمی صبر و حوصله داشته باشید و خدا بهتون صبر و استقامت بی مثال عطا کنه ان شااله
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    ویونا شاکری آواتار ها
    سلام مریم عزیز
    میشه مارو در جریان بذاری که چرا با خانوادش تماس گرفتی؟!
    شاید اینطوری بشه بهتر کمکت کرد
    یعنی منظورم اینه که این چه سوالی بوده که انقدر مهم بوده که حتما باید پرسیده میشده؟!
    عزیزم من در جریان رابطه شما و اون آقا و خانوادش با شما نبودم اما درکل اغلب دیده شده خانواده ی پسر از دختری که با پسرشون در ارتباطه زیاد دل خوشی ندارن حالا چه برسه که پسرشونو از دستم داده باشن!
    بخاطر همین درکشون کنید و ناراحتی به دل راه ندید و بهشون فرصت بدید تا با غم از دست دادن پسرشون کنار بیان
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    maryam.azadeh آواتار ها
    از پاسخ همه دوستان تشکر میکنم.
    نیلوفر عزیز:
    بله مشکل ایشون بیشتر به درون خودش برمیگرده و احتمالا دوست داره با متهم کردن بقیه خودشو اروم کنه. هرچی میخواستم باهاش حرف بزنم میومد وسط حرفم و شروع میکرد به فحاشی کردن.
    موج آبی عزیز:
    این خانواده همونطور که شما هم گفتین هنوز دارن دنبال علت و علل حادثه میگردن و هنوز نتونستن بپذیرن که چی پیش اومده البته خود منم هنوز نتونستم حتی باور کنم چه اتفاقی افتاده همه مون در حالت شوک هستیم هنوز ولی من برا خانواده اش خیلی احترام قایلم و لااقل بخاطر شباهت قیافه و ظاهرشون هم که شده اونا رو ستایش میکنم نه اینکه بهشون توهین کنم.
    ویونا جان:
    من میخواستم نام و فامیلی پزشک اش رو بپرسم چون بنابر دلایلی میخوام این پزشک رو پیدا کنم و یا از طریق مستقیم یا غیرمستقیم بفهمم که در تاریخ 11 تیر چه علتی رو نوشتن تو پرونده. تو پرونده بیماران یک قسمتی هستش که میگن بهش "دث دیت اند تایم" و زیرش یه علت نوشته میشه. من میخواستم و میخوام به اون سرنخ برسم.
    شاید همه شما دوستان در جریان باشین که ایشون بدو ورود به بیمارستان حالت تقریبا طبیعی داشت و خدا فقط میدونه که چطور وارد اونجا شد و چی جوری و به چه حالتی از اونجا بیرون اومد...
    این مساله عادی نیست اصلا.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    موج آبی آواتار ها
    ان شااله زود تر به سرنخ برسید البته اونطور که یادم هست شما تقریبا هرروز به ملاقات ایشون میرفتید در بیمارستان و اواخر در منزلشون نتونستید با پزشکشون ملاقاتی داشته باشیدیا پرستار که مجبور نشید توهین های غیرعمد(بخاطر داغشون) خونوادشونو تحمل کنید؟
    درمورد اینکه چطوربه این وضع و فوت دچار شدن توی یه کتاب پزشکی قبلا خونده بودم که برخی از بیمارها در بدن انسان به صورت ژن پنهان وجود داره که براثر فعل و انفعالات جسمی و یا روحی خودشوبه صورت بیماری نمایان میکنه و اینکه شاید این ژن هیچ وقت در زندگی فرد نمایان نشه اما اگر هیجانات یا بیماریی در فرد بروز پیدا کنه و بدن نتونه کنترل به موقع و موثر از خودش نشون بده اون ژن فعال میشه و این نوع بیماری ها به نوعی نادر در افراد وجود داره که بخاطر علایم مشابه با دیگر بیماری ها راههای درمان همیشه جوابگوی و موثر واقع نمیشن شاید بیمار شما گرفتار این ژن شدن متاسفانه چون کتاب رو از کتابخونه امانت گرفتم نمیتونم به یاد بیارم اسمشو اگر مقاله ای در تحقیقام مشابه این موضوع گیرآوردم براتون میذارم
    به هرحال از این ستون به اون ستون فرجه ان شااله با صبر و تمرکز راه دیگه ای برای رسیدن به سوالتون پیدا کنید
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    maryam.azadeh آواتار ها
    ممنون خانم موج آبی
    من مطب پزشک شون رو بلد نیستم و ایشون رو فقط چند بار تونستم در همون بیمارستان از نزدیک ببینم. بخاطر شباهت اسمش به یک پزشک دیگه که همونجا بود و متخصص اورولوژی بود من این نام رو تقریبا فراموش کردم. اگه بخوام ایشون رو پیدا کنم میتونم برم بیمارستان و حتی توی طبقه همکفش فکر کنم اسم همه دکترا رو نوشته یک نگاه کنم یادم میاد. ولی مشکل همینجاست که من اصلا صلاح نمیدونم برم اونجا دقیقا بخاطر مسایلی که قبلا اتفاق افتادن و تعهدنامه ای که با دستخط ام دست حراست اونجاس و...........
    البته در شرایط معمولی و بدون هیچ مشکلی هم اگه برم و مستقیما از اون دکتر بخوام علت رو بهم بگه یا پرونده شو ببینم چنین اجازه ای رو بهم نمیدن ولی من یک کانال غیرمستقیم و مطمئن پیدا کردم که اگه نام و فامیلی دکتر رو پیدا کنم و تو نت سرچ کنم شماره نظام پزشکیشو هم به طریقی پیدا کنم میتونم به اطلاعات داخل پرونده به نحوی دسترسی پیدا کنم. اما خواهر ایشون جای کمترین همکاری فقط اهانت کرد.
    ممنون از توضیحات شما بله احتمال دخالت همین ژن که میگین وجود داره و خب ایشون در مسیر درمانش دچار حادثه ای عجیب غریب شد بخاطر حماقت یکنفر و من میخوام مطمئن بشم اولا حماقت اون ادم نفهم، ایا دخالتی داشته یا نه و همچنین بقول شما علت اصلی چی بوده؟ ایشون خیلی جوان بود و قدرت بدنی اش واقعا خوب بود و خیلی هم مقاومت کرد اما در مرحله ای کم اورد که هیچکس باورش نمیشد لااقل برا من که باورش غیرممکن بود. اخرای اسفند و اوایل فروردین اگه این خبر رو میشنیدم هضمش کمی برام اسونتر بود اما اون وقتی رفت که چندین علامت امیدبخش داشت.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •