تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




وقتی خانواده ها مخالف ازدواج ما هستند... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محسن عزیزی
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 4

وقتی خانواده ها مخالف ازدواج ما هستند...

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    محسن عزیزی آواتار ها
    مخالفت خانواده‌ها با ازدواج فرزندشان موضوعی است كه از قدیم وجود داشته و همیشه یكی از دغدغه‌های جوانان هنگام ازدواج بوده است،  گاهی این مخالفت‌ها نشان‌دهنده اشتباه بودن انتخاب‌هاست و گاهی... به هر دلیل كه باشد قرار گرفتن در این موقعیت وضعیت دشواری برای جوانان به‌وجود میآورد، اگر خود شما هم دچار این مشكل نباشید احتمالا با دیدن سریال «ستایش» به این موضوع فكر كرده‌اید، اینكه واقعا بچه‌ها در این مواقع باید چه كنند و چگونه با مخالفت خانواده‌هایشان كنار بیایند، آیا مثل سریال «ستایش» ازدواج كنند یا از انتخاب خود صرف‌نظر كنند.

    مخالفت پدرومادرها بیشتر شده

    جوانان امروزی از یك طرف متوجه شده‌اند برای ازدواج نیاز به شناخت بیشتر دارند و از طرف دیگر هم احساس استقلال طلبی بیشتری میكنند، در نتیجه در خانواده به‌ دلیل در مقابل هم قرار گرفتن دو تفكر متفاوت،  اختلاف به‌وجود می آید. یكی تفكر برخی پدر و مادرهاست كه جایگاه خود را به حق بسیار مهم میدانند و خودشان را كاملا به‌عنوان تصمیم‌گیرنده میشناسند و دیگری تفكر بچه‌ها كه میگویند این زندگی ماست پس خودمان باید تصمیم بگیریم و در نهایت در خانواده بحث و جدل و شاید هم دعوا و درگیری پیش ‌آید. معمولا پدر و مادر در این شرایط احساس میكنند كنار گذاشته‌شده‌اند و فرزندشان به آنها اهمیت چندانی نمیدهد و از طرف دیگر هم نگران بچه‌هایشان هستند، این نگرانی منجر به رفتارهایی میشود كه بچه‌ها را از پدر و مادر دور میكند و در واقع والدین به جای حل مسئله در احساسیگیر میكنند كه من اسم آن را راه حل هیجان مدار (در مقابل راه‌حل مسئله مدار) میگذارم كه سراسر عشق و علاقه‌ است اما چون با احساس و هیجان‌شان میخواهند مسئله را حل كنند متاسفانه نتایج مثبتی برایشان ندارد.


    فرق پدر و مادرها با دوستان

    شاید والدین به این دلیل مخالفت میكنند كه اعتماد لازم نسبت به فرزندشان در آنها وجود ندارد. آن‌ها نه تنها به بچه‌هایشان اعتماد ندارند بلكه به تربیت خودشان و آنچه به فرزندشان یاد داده‌اند نیز چندان اعتمادی ندارند چون به هر صورت بچه‌ها نتیجه تربیت، رفتارها و آنچه ما به آنها انتقال داده‌ایم هستند؛ وقتی پدر و مادری نگران انتخاب‌ فرزندان‌شان در سنین ازدواج هستند، یعنی این‌كه به آن انتخاب‌ها،  به تربیتی كه داشتند، به آن ارزش‌ها و خوراك‌های ذهنی كه به او داده‌اند چندان اعتماد ندارند، متاسفانه همین امر باعث شده‌است كه بین پدر و مادرها و بچه‌ها فاصله بیفتد و آن‌ها حرف یكدیگر را درك نكنند چون بچه‌ها معمولا ترجیح میدهند از سنین نوجوانی تا حدود 25 سالگی به جای خانواده بیشتر با دوستان‌شان باشند و این به این دلیل است كه دوستان، فرد را زیر سوال نمیبرند، نصیحت نمیكنند، با كسی مقایسه نمیكنند، به فرد از بالا به پایین نگاه نمیكنند و روبه‌روی فرد نمیایستند بلكه در كنار او هستند ولی برخی پدر و مادرها دقیقا برعكس هستند چون در مواقعی، خودشان را در مقابل فرزند میدانند و با او وارد مقابله و جنگ میشوند، برخی پدر و مادرها نمیتوانند این نقش دوستی را برای فرزندشان بازی كنند.


    این ازدواج‌ها محكوم به شكست هستند؟

    در كشور ما به دلیل سنت‌هایی كه وجود دارد اگر هنگام ازدواج یك خانواده یا هر دو خانواده مخالف باشند حتما در آینده این ازدواج، مشكلاتی به وجود خواهد آمد و اگر این مسئله، كدورت و مخالفت حل نشود همیشه همراه زوجین خواهد بود چون در ایران در حقیقت هنگام ازدواج دو قوم به هم اتصال پیدا میكنند. وضعیت ما با كشورهای غربی كاملا متفاوت است یعنی روابط نزدیك‌تر، پیچیده‌تر و تاثیرگذارتر است. بنابراین به‌طور طبیعی زوجی كه در این شرایط قرار گرفته‌اند یا باید كاملا از خانواده‌هایشان كنار بكشند كه كار خیلی سختی است ‌یا از این كشور مهاجرت كنند و به جای دیگری نقل مكان كنند. ولی این‌ها راه حل فرار هستند یعنی مسئله سرجایش است و همیشه هم هست و به مرور به یك زخم كهنه تبدیل میشود.  بنابراین بهتر است قبل از ازدواج، قدم مثبتی برای این امر برداشته شود معمولا مشاوران ازدواج در این زمینه میتوانند خیلی كمك‌كننده باشند چون راه‌حل‌هایی میدهند كه میتواند درصورت همكاری پدر و مادر‌ها مسئله حل شود و آن‌قدر كه فكر میكنند پیچیده نباشد.

    مقابل بچه‌ها نایستید

    پدر و مادر چگونه میتوانند در مرحله‌ای مثل ازدواج به جای جنگیدن و مخالفت، نقشی تاثیر‌گذار داشته باشند؟ آنها باید یاد بگیرند چگونه با فرزندان‌شان دوست باشند و كنار فرزند به‌عنوان یك راهنما قرار بگیرند و شرایطی را فراهم كنند كه فرزندشان بتواند تمام حرف‌هایش را با آنها بزند و بتواند بدون ناراحتی، بدون خشم و كینه، بدون غرض و ترس به راحتی با والدینش حرف بزند و دلایل انتخابش را برای آنها بگوید. در اینجا ممكن است پدر و مادر نظرشان منفی باشد و به‌گونه‌ای دیگر فكر كنند، مسلما در اینجا، ایستادن در مقابل بچه‌ها مشكلی را حل نمیكند چون یا بچه‌ها كار خودشان را میكنند یا این قضیه تبدیل به یك مشكل بغرنجی با گره كور میشود. راه حل این است كه والدین در فضایی باز كه بین خودشان و فرزندشان به‌وجود آورده‌اند موقعیتی را فراهم كنند كه هم حرف‌های فرزندشان را بشنوند و هم فرزندشان حرف‌های آنها را بشنود. در حقیقت اگر پدر و مادر بلد باشند چگونه فضای گفت‌وگو را در خانه ایجاد كنند یعنی در درجه اول پدرو‌مادر پذیرش داشته‌باشند و حرف‌ها را بشنوند حتما فرزندان نیز به آنها این فرصت را میدهند كه حرف‌هایشان را بزنند. باید این فضای گفت‌وگو در خانه به‌وجود بیاید چون هر مشكلی كه در دنیا وجود داشته باشد با گفت‌وگو میتوان آن را حل كرد در واقع هیچ مشكلی نیست كه نتوان درباره آن صحبت كرد. وقتی پدر و مادر فضای گفت‌وگو را در خانه به وجود بیاورند طبیعتا میتوانند به فرزندشان خوراك فكری داده و راه و چاه را به او نشان دهند.


    وقتی پدر و مادر فضای گفت‌وگو را در خانه به وجود بیاورند طبیعتا میتوانند به فرزندشان خوراك فكری داده و راه و چاه را به او نشان دهند.

    چه زمانی خانواده‌ها راضی میشوند؟

    گاهی مخالفت خانواده‌ای فقط به دلایل سطحی است یعنی بدون دلیل ایراد میگیرند، یعنی همه چیز زوج، كاملا به هم میخورد و حتی نظر مشاور نیز این است كه این زوج میتوانند ازدواج موفقی داشته‌باشند اما خانواده میخواهند براساس احساسات و حتی گاهی غرض‌ورزی مخالفت كنند مثل این‌كه من از این دختر خوشم نمیآید! یا... در واقع آنها چون احساس میكنند كنار گذاشته شده‌اند وارد لجبازی میشوند. به‌طور طبیعی ما نباید به راحتی از انتخاب‌هایمان بگذریم، یك ‌جاهایی هم باید ایستاد و جنگید. در این مواقع ممكن است پدر و ‌مادر وقتی ایستادگی فرزند را میبینند به مرور قبول كنند و با موضوع كنار بیایند ولی این امر زمان میخواهد. پیشنهاد من به زوجین این است كه این زمان را به پدرو‌مادر بدهند و یك‌باره به سراغ كودتا نروند و سعی كنند اعتماد والدین‌شان را در طول زمان جلب كنند. معمولا در 60 تا 70 درصد موارد این اتفاق میافتد یعنی وقتی به پدرو‌مادر زمان میدهند و از راه‌هایی استفاده میكنند كه اعتماد آنها را جلب كنند به مرور والدین راضی میشوند.

    چگونه از این سد عبور كنید؟

    زمانی كه پدر و مادر به هیچ وجه راضی نمیشوند و به عبارتی اصلا حاضر نیستند حرف‌های شما را بشنوند یا طرف مقابل را ببینند، شرایطی است كه شما هر راهی را بروید به بن‌بست میخورید و باید بدانید كه الان زمان قانع كردن پدرو‌مادر نیست، شما باید صبر كنید تا پدر و مادر از فضای عاطفی و هیجانی خود بیرون بیایند چون در فضای هیجانی آدم‌ها نمیتوانند خوب به مسئله نگاه كنند و خوب تصمیم بگیرند و با غرض به مسئله نگاه میكنند. بنابراین دختر و پسر باید با درایت و صبوری صبر كنند تا زمان مناسب برای حرف زدن فرا برسد حالا این زمان ممكن است یك هفته دیگر، یك ماه دیگر یا حتی 2 سال دیگر باشد. در این‌گونه موارد كه والدین یك طرف یا هر دو طرف مخالف هستند مشورت با یك مشاور میتواند خیلی مفید باشد تا هم از انتخاب خود اطمینان پیدا كنند و هم بفهمند آیا با توجه به شرایط خاص‌شان صلاح است ادامه دهند یا نه؟ وهم اینكه با راه حل‌های مفید آشنا شوند. اولین راه‌حل این است كه كم كم از اطرافیان كمك بگیرید كسی كه میتواند بیغرض باشد و در عین حال روی پدرو‌مادر شما تاثیرگذار باشد را وارد ماجرا كنید مثلا برادر یا خواهرتان یا...را با فرد انتخابی خود آشنا كنید،  از آنجا كه او از احساس پدر و مادر شما فاصله دارد میتواند بهتر، موقعیت را ببیند و در این حالت وقتی پدر و مادر شما موافقت یك نفر دیگر به جز شما را در اطرافیان میبینند كمی تحت‌تاثیر قرار گرفته و شاید متوجه اشتباه خود بشوند.

    در آرامش حرف بزنید

    راه‌حل دیگر این است كه به مرور زمان در برخی از روزها و گاهی با یكی از پدر یا مادر نه هر دو با هم از احساس‌تان صحبت كنید سعی كنید در این صحبت‌ها فضا را كاملا آرام نگه دارید تا به دور از فضای هیجانی در مورد خودتان، در مورد آن فرد، در مورد احساس‌تان، در مورد انتخاب‌تان و حتی در مورد این‌كه احساس و نگرانی پدر و مادر را درك میكنید با آنها صحبت كنید. خیلی از اوقات یكی از دلایل اصلی كه مشكل بین بچه‌ها و پدر و مادر حل نمیشود به این دلیل است كه بچه‌ها هم در آن فضای هیجانی قرار میگیرند، یعنی وقتی پدر و مادر به هر طریق مخالفت خود را اعلام میكنند آنها نیز برخورد نامناسبی مثل قهر یا دعوا میكنند. پیشنهاد من این است كه حفظ آرامش و رفتار مناسب و آرام در یك زمان مناسب بهترین راه‌حل است. وقتی پدر شما آرام است بهتر به حرف‌های شما گوش میدهد. البته توجه كنید باید صحبت خود را با این شروع كنید كه او و نگرانیاش را درك میكنید و به پدر یا ماد‌ر خود بفهمانید كه كاملا تمام احساسات او را میفهمید تا راه را برای گفت‌وگو باز كنید.


    وقتی با مخالفت شدید خانواده مواجه هستید‍‍...

    در اینجا دو راه دارید یا اینكه تسلیم شوید و انتخاب خود را كنار بگذارید و قبول كنید نمیشود یا اینكه با ایستادگی به این سمت بروید كه من انتخابم را كرده‌ام و میخواهم پای آن بایستم یعنی آن‌قدر از انتخاب خود مطمئن هستید! اما باید بدانید كه این مطمئن بودن پارامترهایی دارد یعنی تنها یك احساس و عشق نیست مثل این‌كه شما طرف مقابل‌تان را به لحاظ خانوادگی،  تحصیلات، ظاهر، شخصیت و...قبول كرده‌اید و تنها مورد، همین مخالفت والدین است كه یك پارامتر تاثیر‌گذار است. ایستادگی شما در اینجا یا مشكل را حل میكند یا اینكه شما مجبور میشوید به زندگی خود ادامه دهید اما باید بدانید این مخالفت در بخش‌های مختلف زندگی شما خود را نشان میدهد، از زمان خواستگاری تا مراسم عروسی و رفت‌وآمد‌ها و... و مسلما تبعات آن در زندگی شما همیشه وجود خواهد داشت.


    در این موارد مخالفت خانواده‌ها را جدی بگیرید

    وقتی 2 نفر خانواده‌هایی با اعتقادات مذهبی متفاوت دارند، مثل اینكه یك خانواده كاملا غیرمذهبی و خانواده دیگر كاملا مذهبی است، در این صورت وقتی خانواده‌ها با هم روبه‌رو میشوند احتمالا اتفاقات مختلفی خواهد افتاد. در اینگونه ازدواج‌ها احتمالا بعدها مشكلات فراوانی پیش خواهد آمد و زوجین نمیتوانند بسیاری از رفتارها و عادت یكدیگر را قبول كنند. اینگونه تفاوت‌ها خیلی تاثیر‌گذار است تفاوت‌هایی مثل اختلاف مالی فراوان خانواده‌ها، اختلاف سنی زیاد و... همه مسائلی هستند كه میتوانند در موفقیت ازدواج شما تاثیر بدی داشته‌باشند، باید به‌خوبی روی دلایل مخالفت پدر و مادرتان فكر كنید. اما میتوان گفت مسائلی مانند مسئله سربازی پسر، تحصیلات، ‌مسئله مالی، خانه و... مسائلی قابل حل هستند و طور طبیعی میتوان برای آنها راه حل پیدا كرد و مشكل غیرقابل حلی نیست.


    وقتی مستقیم باید با مادر خواستگارتان صحبت كنید

    گاهی پیش میآید كه مخالفت خانواده خواستگار شما آن قدر زیاد است كه تقریبا مسئله را غیرقابل حل میكند تا حدی كه خواستگار شما تصمیم میگیرد ارتباط خود را با خانواده‌اش قطع كند، در این مواقع این سوال پیش میآید كه باید این قطع ارتباط را به پای بیوفایی گذاشت یا به پای عشق فراوان او نسبت به شما؟‍! در این مواقع شما باید تشخیص دهید دلیل مخالفت خانواده او چیست. آیا برای این مخالفت خود دلایل قابل‌قبولی دارند یا بیشتر به‌دلیل غرض‌ورزی با این ازدواج مشكل دارندو اصلا منطقی فكر نمیكنند و شاید حتی قصدشان آزار و اذیت و لجبازی باشد. اگر حالت دوم باشد ممکن است بچه‌ها تصمیم بگیرند رابطه‌شان را با پدرو‌مادر قطع كنند. البته نباید كانال ارتباطی شما با خانواده خواستگارتان فقط خود پسر باشد،  شما به‌عنوان یك دختر باید با خانواده او دیدار كنید و دلایل‌شان برای مخالفت را از زبان خودشان بشنوید، احتمالا در این شرایط خانواده پسر، چندان تمایلی ندارند كه شما را ببینند ولی اگر واقعا به درستی انتخاب خود اطمینان دارید باید بهای آن را بپردازید و با خانواده‌ای كه شما را دوست ندارند دیدار كنید، مثلا میتوانید یك جلسه حضوری با مادر آن پسر بگذارید و تمام حرف‌های او را بشنوید و شما نیز حرف‌هایتان را به او بزنید، وقتی این حرف‌ها به‌طور مستقیم زده نشود تبدیل به سوءتفاهم‌ها و گره‌های بزرگ میشود. خیلی از مواقع وقتی 2 تا 3 بار این رودرویی صورت میگیرد بسیاری از مشكلات حل میشود یا حداقل كمی از بار هیجانی كم میشود. در این صورت شما هم میتوانید از خودتان دفاع كنید و اگر اشتباه میكنند آنها را از اشتباه در بیاورید و هم، چرایی خانواده او را از زبان خودشان بشنوید تا خودتان منطقی یا غیرمنطقی بودن مخالفت آنها را بفهمید. فقط مهم این است كه در این صحبت‌ها آرامش كامل داشته‌باشید و نهایت شرم و فرو‌تنی را رعایت كنید و با احترام تمام از خود دفاع كنید. حتما سعی كنید نظر موافق خانواده‌ها را به‌دست بیاورید تا در آینده در زندگی شما مشكلی پیش نیاید.


    اگر پای خواستگار دومی درمیان بود

    گاهی خانواده‌ شما مخالفت میكنند چون شما غیر از این فرد، خواستگار دیگری نیز دارید و خانواده نسبت به آن خواستگار نظر مساعدتری دارند، در این صورت اول از همه شما با ذهنی كاملا باز، بررسی كنید كه آیا آنها درست میگویند و تمام جوانب را به درستی بررسی كنید. ببینید موارد‌ برتری خواستگار دیگر شما چیست. آیا در موضوعات تعیین‌كننده است، مواردی چون پول و مقام جزو موارد تعیین‌كننده نیست اما نوع شخصیت دو طرف میتواند بسیار در موفقیت یك ازدواج تعیین‌كننده باشد. در این موارد باید بسنجید آیا واقعا خواستگار انتخابی میتواند شما را خوشبخت كند، سپس سعی كنید تمام دلایل خود را با پدرو مادرتان مطرح كنید، دلایل شما باید كاملا متقن و روشن باشد تا بفهمند انتخاب شما،  انتخاب صحیح تری است. البته بهترین راه حل این است كه شخص سومی را هم وارد این ماجرا كنید مثل یك مشاور یا خاله،  یا برادر بزرگ‌تر یا... تا دلایل شما را او برای پدر و مادرتان مطرح كند. حتی میتوانید با خواستگار دوم صحبت كنید و به او بگویید قصد ازدواج با او را ندارید.


    منبع-با اندکی تغییر
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    ما همدیگر را دوست داریم ولی خانواده هامون نمی گذارند با هم ازدواج کنیم
    ------يکي از شرايط مهم ازدواج استقلال است.

    يعني شما براي زندگي خود بايد تصميم بگيريد. و ديگران نمي توانند به زور شما را مبجور به رفتن به خواستگاری و یا مجبور به قبول يا رد خواستگارتان بکنند واگر اين کار را کردند در صورت استقلال شما مي توانيد تبعيت نکنيد. اما اين بدان معنا نيست که نظرات مشورتي آنها را در نظر نگيريم و صرفا احساسات غير قابل کنترل خود را مرکز تصميم گيري قرار دهيم.
    ------
    از مهمترين خطراتي که « ازدواج با احساسات انفجاري » موجب مي شود، شکاف بين واقعيت و خيال است.

    خيال احساس محور شما زندگي ايده آلي با اين شخص را براي شما رسم کرده است. و در واقعيت با مسائل ديگري روبرو هستيد يا خواهيد شد. همين افسردگي و تنش که اکنون با آن روبرو هستيد اولين ثمر و ميوه چنين تصميمي هست. شما در خيال ارتباط ايده آلي با اين شخص داريد ولي در واقعيت با درگيرهاي مختلفي روبرو هستيد که انرژي شما را مي بلعد و زندگي رويايي شما را تحت تاثير خود داده است.
    ------
    چنين ازدواجي با سماجت و پيگيري هر دو شما ممکن است انجام شود، ولي بايد آمادگي پذيرفتن هزينه ها، و مسئوليت هاي آن هم باشيد. به عنوان نمونه يکي از اين هزينه ها همين درگيري هايي هست که اکنون شاهد هستيد. و اگر همانطور که اشاره کرده ايد تمام واقعيت هايي را که بر رابطه شما حاکم است فهرست کنيد، هر کدام هزينه و انرژي زيادي از شما تلف مي کند.
    ------

    وابستگی قبل از ازدواج ،از آفت هاي عشق و رابطه است، و نکته منفي براي ازدواج محسوب مي شود.


    نتيجه: تمام مسائل و مشکلاتي که هم اکنون دارید نمونه اي از مسائلي است که در زندگي با آن روبرو مي شويد يا از طرف خانواده ايشان در زندگي شما ايجاد خواهد شد، با اين وجود اگر شما مصمم هستيد که در دنيا فقط با ايشان خوشبخت مي شويد:

    اول: اطلاعات شما منحصر به گفته هاي اين شخص هست که در ازدواج اينگونه اطلاعات کامل نيست.

    دوم: بايد حتما به همراه اين شخص، حضوري با يک مشاور خانواده مراجعه نمائيد و جزئيات بيشتري را نسبت به هم به دست آوريد.

    سوم: از هم اکنون بايد تمام انرژي ها و تلاشهاي خود را جمع کنيد تا پي در پي با تنش ها و اختلافها دست و پنجه نرم کنيد. و اگر آنقدر ضعيف هستيد که از هم اکنون اضطراب ، افسردگي و ... را جايگزين تلاش و ... مي کنيد، به نظر نمي رسد چنين راه سختي را بپيمائيد.

    و در نهايت شما مهمترين انتخاب زندگي خود را در پيش رو داريد، سعي کنيد روشي را انتخاب کنيد که توان ادامه دادن و کنار آمدن با مسائل آنرا داشته باشيد.

    مسائلي مثل: تنهايي و غربت، تفاوت فرهنگي و رسم و سوم آدب، خراب شدن ارتباط با والدين و از آن سو مطمئن نبودن به رابطه ديگر، مواجه شدن با واقعيت و فروکش کردن اين احساس فعلي، و ضعيف شدن ارتباطات دوستي ، فاميلي، شغلي و... .


    منبع: همدردی
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    محسن عزیزی آواتار ها
    با دختری آشنا شده ام و میخواهم ازدواج کنم؛ ولی پدر و مادرم رضایت نمیدهند، علت چیست؟

    پدران و مادران ایرانی به ویژه مادران، به طور معمول دوست دارند برای ازدواج فرزند خود اقدام کنند و این برایشان نوعی آرزو به شمار میرود و برایشان بسیار لذتبخش است و با توجه به رنجهای فراوانی که برای بزرگ کردن فرزندشان متحمل شده اند، در این مسئله برای خود نوعی حق قائلند

    از طرف دیگر نگرانند که نکند انتخاب فرزندشان به سبب غلبه احساسات و عواطف باشد و عاقلانه تصمیم نگرفته باشد.

    جالب است که والدین در انتخاب رشته تحصیلی فرزندان دخالت جدی نمیکنند و آن گونه که برای ازدواج آنان حساسیت نشان میدهند، در این مسئله حساسیت چندانی ندارند. چرا که میدانند فرزندشان در انتخاب رشتة تحصیلی، محکوم عواطف و احساسات خود نمیشود ؛ در این مسئله به قدر کافی تعقل میکند و از آرای مشاوران تحصیلی نیز به خوبی بهره میبرد .

    خوب است در مسئله ازدواجتان، رضایت پدر و مادر را جلب کنید ؛ البته مقصود این نیست که حق انتخاب را به آنان بدهید. والدین فقط حق اقدام دارند و حق انتخاب با فرزند است.

    جلب رضایت پدر و مادر در ازدواج، افزون بر کاهش درصد خطا و ایجاد آرامش شما ( با توجه به آموزههای دینی ما درباره جایگاه والدین)، در حقیقت کسب رضایت الهی است. این رضایت توام با دعای خیر آنان، به طور قطع باعث برکات فراوانی در زندگی و سرمایه بزرگی برای آیندة شما خواهد بود و عدم رضایت آنان، افزون بر اضطراب شما، ممکن است خدای نخواسته توفیقاتی را در زندگی، از شما سلب کند. گذشته از اینکه همسر آیندة شما باید مورد پسند و قبول پدر و مادرتان باشد تا مورد حمایت قرار گیرد و وی را در جایگاه عروس خانواده دوست داشته باشند و از تجربههای خود محرومش نسازند که اگر چنین نشود، همسر شما احساس امنیت خاطر نخواهد داشت و به جهت بی توجهی پدر و مادرتان دچار افسردگی خواهد شد.


    منبع: گلبرگ زندگی-حسین دهنوی_اینترنتی
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    محسن عزیزی آواتار ها
    آیا مخالفت بیجای والدین در ازدواج فرزاندشان درست است؟

    در مواردی والدین می‏دانند که فرزندشان تحت تاثیر عواطف و احساسات جوانی کر و کور شده (ر.ک: ص45-47) و دارد تصمیم اشتباهی می‏گیرد و با کسی ازدواج می‏کند که همتایش نیست و به احتمال بسیار، نتیجه‏اش جدایی یا سوختن و ساختن تا آخر عمر خواهد بود. در این صورت، مخالفت، مقاوت و سخت‏گیری آنان نه تنها بد نیست که نیکو و به جا هم هست.

    در مواردی با خواستگار دخترشان یا کسی که پسرشان به او علاقه‏ مند است و شرایط مطلوب نسی را هم دارد، بدون دلیل موجه مخالفت می‏کنند؛ برای مثال به این دلیل که خوب احوالپرسی نکرد. گاهی به سبب حب و بغض‏ها است. پدر می‏گوید: چون از نزدیکان مادر است، و مادر می‏گوید: چون با خانواده پدر ارتباط فامیلی دارد. گاهی به دلیل تعصب‏های بیجا است؛ مثلا هم‏شهری، هم‏ولایتی، هم‏زبان و هم‏لهجه و از طایفه ما نیست (درباه تشابه فرهنگی، ر.ک: ص151 و 152) گاهی سلیقه شخصی خود را ملاک قرار می‏دهند و می‏گویند: چون به دلم ننشست یا عللی از این نوع.

    توجه داشته باشید که هیچ یکی از این علل، علل موجهی نیست و مخالفت والدین با ازدواج فرزندشان منطقی نخواهد بود.

    گاهی پا را از مخالفت فراتر می‏گذارند و به علل واهی اجازه ازدواج نمی‏دهند. در ازدواج پسر، اجازه هیچ یک از اعضای خانواده شرط نیست، ولی بهتر است رضایت آنان به ویژه مادر را جلب کند و بهترین راه جلب رضایت، ارتباط عاطفی بیشتر، محبت افزون‏تر به آنان و استفاده از واسطه‏هایی با نفوذ از جمله پدربزرگ و مادربزرگ است.

    در ازدواج دختر ،اجازه پدر یا جد پدری لازم است؛ (1) اما این اجازه مطلق نیست و در شرایطی، اجازه آنان از بین می‏رود؛ در جایی که پسر شرعا و عرفا کفو (همتای) دختر باشد؛ ازدواج هم به مصلحت دختر باشد و همتای دیگری هم برایش پیدا نشود؛ (2) پس اگر این شرایط وجود داشته باشدو پدر یا جد پدری بدون دلیل موجه با ازدواج دخترش مخالفت کند، اسلام اجازه می‏دهد که دختر بدون اجازه آنان ازدواج کند. (ر.ک: ص79و 80)



    ××××××××××××××××××××××××× ××××××××××××××××××××××××× ××××××××××××××××××××××××× ××××××××××××××××
    (1) دلیل نیاز دختر به اجازه پدر (و نه مادر) اولا شدت عواطف او است که احتمال دارد بر اساس احساسات تصمیم بگیرد و قوه عاقله پدر باید به او کمک کند؛ ثانیا تجره کمتر از مرد به دلیل حضور کمتر در اجتماع است (به همین سبب، زن غیر باکره که تجربه بیشتری دارد و مردشناسی را هم تجربه کرده، برای ازدواج دوباره، اجازه پدر را لازم ندارد) و ثالثا حق طلاق است که به مرد داده شده و با توجه به این که زن حق طلاق ندارد (ر.ک:ص215 و 216) باید دقت بیشتری کند و به نظر پدر نیاز دارد.

    (2)تحریرالوسیله، ج2، ص393.


    منبع: گلبرگ زندگی-حسین دهنوی_اینترنتی
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •