تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دليل دروغگويي همسرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:فاطيما
آخرین ارسال:فاطيما
پاسخ ها 14

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

دليل دروغگويي همسرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    دوساله كه عقد كردم توي مراسم خواستگاري گفت تا چند وقت ديگه ماشين ميگيره و پول پيش خونه رو داره اما بعد از چند وقت متوجه شدم كه همچين چيزي وجود نداره خودش كه ميگفت توي كار شكست خوردم و حقمو خوردن (كارش پيمانكاريه) من هم باور كردم تا چند وقت پيش كه خونه قولنامه كرديم از موعد قرارداد گذشت و خبري نشد بهش گفتم چي شد ميگفت نرده هاي بالكنشو ناشته خلاصه يه روز خودم رفتم آژانس املاك متوجه شدم همون روز اون خونه توي آژانس ديگه قولنامه شده چند و قت باهاش حرف نزدم تا اينكه مادرم حسابي باهاش صحبت كرد و ازش قول گرفت تا ديگه دروغ نگه اما بازم چند وقت پيش دو هفته به قرار عروسيمون مونده بود و ما هيچ كاري براي مراسم انجام نداده بوديم و هر موقع سوال ميكردم كي بريم دنبال كارا ميگفت ميريم دير نميشه اما متاسفانه نتونست عروسي بگيره و مراسم كنسل شد نميدونم نميدونم دليل دروغاش چيه چرا واسه شخصيت خودش ارزش قائل نيست خودشو پيش همه بي ارزش كرده
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    همسرتون و شما چند سالتونه؟
    تحصیلاتتون چیه؟
    چطورباهم آشنا شدید؟
    آیا فقط درمورد مسایل مالی به شما دروغ گفتن؟
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    همسرم 27 سالشه و ديپلمس و من 30 سال دارم و كارشناسي مديريت دارم توي محل كارم با هم آشنا شديم اوايل همكار بوديم ولي بعد دنبال كار آزاد رفت بله درباره مسائل مالي دروغ ميگه اما اين بار حتي تا پنج روز به عروسي ميگفت من همون تاريخ مشخص شده عروسي ميگيرم و اين منو خيلي شگفت زده كرد خانوادم اينقدر عصباني بودن كه ميگفتن تموم كن اين قضيه رو اما با اين حال يك ماه بهش فرصت دادن تا خودشو ثابت كنه
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    اینطور که متوجه شدم همسرتون بخاطر شغلشون یعنی پیمانکاری روی حرف مشتری ها و کارفرماها حساب باز میکنن و اینطور قول میدن و با بدقولی اونها مواجه میشن اینو بخاطر این عرض میکنم که من هم در دوران دانشجویی در شرکت پیمانکاری شاغل بودم و بانوع برخورد و قول های کارفرماها آشنا هستم
    بهتره یک مقدار به ایشون فرصت بدید و ازشون خواهش کنید در اولین فرصت شغلشونو تغییر بدن و با کمی مخارج کمتر مسئله ی عروسی و منزل  رو حل کنید و بهشون بفهمونید با گفتن حقیقت حداقل میتونید باهم یک فکر اساسی کنید تا اینکه با دروغ اعتبارش کمتر بشه البته با خونسردی و آرامش و رعایت احرتام و ادب
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    بله همينطور كه شما ميفرماييد خانواده من عمل كردن حتي مادرم كار ثابت براشون پيدا كردن و ايشون با اشتياق قبول كردن و حدود يك ماهه مشغولن البته فعلا شيفتيه و حقوق روزانه داره چند وقت پيش كه خانوادم باهاش صحبت كردن گفتن تو بيا به ما بگو مشكلاتتو فكر كن ما خانواده خودتيم اگر از كسي پولي طلب داري نميتوني بگيري بيا به ما بگو هر كاري از دستمون برمياد برات انجام ميديم اما به نظر من همسرم فكر ميكنه با اين كار غرورش لكه دار ميشه اصلا ايشون فكر ميكنه توي اين بازار ميتونه با زبون نرم و لطيف حقشو از كساييكه براشون كار كرده بگيره ما يه خونه قولنامه كرديم صاحب خونه زد زير قولنامه گفت من اين خونه رو نميدم در صورتيكه هشت تومن دستش داشت شوهر من مظلومانه ميرفت بنگاه پولشو بگيره و كسي جدي نميگرفتش تا وقتيكه مادرم با بنگاه صحبت كرد و حل شد جاييكه بايد غرور داشته باشه و حرفشو راسخ و جدي بزنه اينكارو انجام نميده البته يه دليل ديگه اي هم ميتونه داشته باشه ايشون قدرت تكلم قوي نداره و اين باعث ميشه ديگران جدي نگيرنش
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    ما سال پيش بهمن ماه قرار بود مراسم عروسي بگيريم جور نشد نه خونه نه خرج مراسم اين بار خونه با هر دردسري جور شد امامخارج عروسي اون هم در حد خيلي پايين هم تامين نبود
    خوشبختانه بعد از دو بار قولنامه به هم خوردن بالاخره به سه ميليون و پونصد قرض از برادرم و پول نقد شش ميليون و پونصد از خودش ما يه واحد آپارتمان 40 متري حدود يك ماهه اجاره كرديم و بنده اواخر ماه رمضون جهيزيه رو بردم  اجاره ماه اول رو با سه روز تاخير به دست صاحب خونه رسوند گاهي اوقات فكر ميكنم نكنه همسرم بعد از چند وقت زندگي كم بياره و از پس خرج و مخارج زندگي برنياد و بذاره بره باور كنين من به زيارت امام رضا راضي هستم اما ايشون بايد دروغ گفتنشونو ترك كنن و حداقل به من اعتماد كنن و حقيقت رو به من بگن اينقدر بهش بي اعتماد شدم كه حرفاشو با مدرك بايد بهم ثابت كنه
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    موج آبی آواتار ها
    آیا از اول این طور بودن >؟
    یا وقتی مسایلشو میگفت شما با ناراحتی و عدم درک برخورد می کردید؟
    یا از علاقه بیش از حدشه؟
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    maryam.azadeh آواتار ها
    فاطیما جان
    به نظر میاد دروغ گفتن ایشون ریشه در نگرانی شون داره نسبت به ادامه زندگی مشترک شما.
    معمولا این سبک دروغ ها برا بزرگ نمایی و بهتر جلوه دادن وضعیت مالی و اقتصادی گفته میشن تا طرف مقابل انگیزه لازم رو واسه شروع و ادامه زندگی مشترک پیدا کنه.
    به نظرم اگه ایشون از ابتدا اطمینان پیدا میکرد که شما شخص همسرتون براتون اولویت بالاتری نسبت به وضعیت مالی اش داره شاید چنین دروغ هایی رو نمیگفت.
    البته خود روانشناس ها دروغگویی رو یه وقتایی به عنوان یک بیماری تعریفش میکنن. من درین زمینه اطلاعات کافی ندارم ولی شنیدم دروغگویی خودش یک بیماری و اختلال محسوب میشه و طبعا کسی که دارای اعتماد به نفس کافی باشه و روح و روان کاملا سالمی داشته باشه هیچگاه و به هیچ دلیلی دروغ نمیگه. ریشه خیلی از بی اعتمادی ها و جدایی ها در همین دروغ نهفته و شخص دروغگو اولین پیامی که به مخاطبش میده "ضعف نفس" اونه و اینکه سعی داره کمبودهاشو به نحوی مخفی کنه.
    فکر کنم لازم هست که این مشکل همسرتون رو جدی بگیرین و بررسی کنین که علت اصلی اش چی هست.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    چون اول به من قول يكي دو هفته اي خريد ماشينو دادن و گفته بودن مبلغي توي حساب دارن كه براي پيش خونه كنار گذاشتن من فكر ميكنم از اول دروغ ميگفتن ايشون از خانوده اي هستن كه هيچ وقت روي حمايت مالي روشون نبايد حساب كرد چون خودشون مستاجر هستن اما ايشون هميشه ميگن من پشت ندارم خودم تك و تنها هستم و من در پاسخ بهشون ميگفتم فقط تو نيستي كه اين شرايط رو داري خيلي ها وضعيتشون از تو بدتره اما دستاشونو به زانوي خودشون ميگيرن و پاميشن تو نبايد از كسي توقعي داشته باشي
    وقتاييم كه مسائلش رو بمن ميگفت من سعي مي كردم راهنمايي كنم و راهي جلوي پاش بذارم شايد طرز گفتن من خوشايند اون نبوده نميدونم
    گاهي اوقات كه ميگفتم چرا دروغ ميگي ميگفت ميخوام تورو از دست ندم و من هر دفعه ميگفتم تو با اين كارت راحتتر منو از دست ميدي چون من از اينكه باهام روراست نيستي متنفرم
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    سلام مريم جان
    يعني نظر شما اينه كه دليل دروغگويي ايشون ريشه يابي بشه چطور اين كار رو انجامش بدم لطفا راهنمايي كنيد
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. راهنمايي ميكنيد ؟مطلبي راجع به كمالگرايي
    توسط گلبرگ خانوم در انجمن سایر مقالات روانشناختی
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 2014_04_11, 21:25
  2. راهنمايي ميكنيد ؟مطلبي راجع به كمالگرايي
    توسط گلبرگ خانوم در انجمن مقالات آموزشی روانشناختی
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 2014_04_11, 21:25
  3. چگونگي مقابله باتنهايي
    توسط piroo در انجمن مقالات آموزشی در مورد ازدواج
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2014_02_11, 21:13
  4. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2014_02_05, 14:18
  5. هفت راه درمان ناسزاگويي کوچولوها
    توسط alonegirl در انجمن مقالات مربوط به کودکان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2014_01_21, 11:03

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •