تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




به نظرتون حرفاشو باور کنم، کمکم کنید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:مهسا 23
آخرین ارسال:anahid
پاسخ ها 32

صفحه‌ها (4): صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

به نظرتون حرفاشو باور کنم، کمکم کنید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    اول از همه عذر خواهی می کنم چون میخام یه داستان طولانی بگم
    اول ماجرا خودم را میگم بعد شما راهنمایی کنید منو لطفا
    من تقریبا 4 ماه پیش تو سابت همسریابی با پسری اشنا شدم. تو صحبت اولیه این اقا خیلی صادقانه اسم و فامیل و ادرس خونشون را گفت و ازقضای روزگار من ایشون را دورادور شناختم یعنی  تو محله خودمون یه کوچه اون طرفتر زندگی میکردن
    اول از این که خودم بش معرفی کنم ترسیدم ولی با اصرار ایشون بش گفتم و حرفا اولیه را با هم زدیم و چون اشنا بودیم من ازش خاستم که با خانواده جلو بیاد اون هم قبول کرد . بعد از این حرف من دو هفته گذشت و خبری نشد و من به بهونه ای بش پیام دادم گفت مشهدم و انشا ا.. بعد از بازگشت ولی بعد بازگشتش هم گفت شرمنده من الان خیلی سرم شلوغ به خاطر کارم اخه هم کار میکنه هم درس میخونه و گفت انقدر سرم شلوغ که وقت نکردم برای دست دردم برم دکتر و گفت خودم وقتم ازاد شد بهت پیام میدم
    دیگه ازش خبری نشد ،، 1 ماه و نیم صبر کردم و خبریش نشد و تمام این مدت گوشیش خاموش بود وشاید یه بار روشن شد. منم فکرکردم نامردی کرده یا اصلا نخاسته رفته ( واسه اینکه واقعا هردومون شرایطمون به هم میخورد )
    بالاخره بعد یک ماه و نیم خطش روشن شد و من هم بهش پیام دادم که خیلی نامردی  و بی وجدانی  و هیچ جوابی نگرفتم
    من با یه خط ایرانسل به خطش زنگ میزدم که ببینم  اگه شماره ناشناس باشه شاید جواب بده ، مهم نبود که رفته مهم بود که چرا سرکارم گذاشته
    بعد یه هفته به خط ایرانسلم ج داد که شما
    خلاصه بعد از پیام دادن ها ، اون فردی که جواب میداد گفت من دوستش هستم و خطش دست من و دوستم یک ماه پیش یه دفعه ای رفت کربلا و همون جا شهید میشه
    تا اون خبر شنیدم شوکه شدم باورش سخت بود چون ههمچین خبری باید تو محل گفته میشد ولی دوستش میگه خانوادش دوست نداشتند کسی بفهمه
    خلاصه الان دوستش بهم پیام داده که دوستت داشت و  از من خاسته بگی دوستش داری یا نه ، دوستش میگه 40 درصد احتمال داره زنده باشه و اگه بگی دوسش داری میرم دنبالش تا پیداش کنم برات
    ته دلم نمیتونم باو رکنم ؟ به نظر شما راست میگگهههههههههههههههه؟
    نظر شما چی؟گیج شدم ، قدرت فکر ازم گرفته شده ؟ چیکار کنم
    کمکم کنید تروخدا
     
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    جوابی ندارین؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    salaaaam azizaaam
    nemidoonam vaghean motasef shodaaam,be nazar sare kari miad ,
    bavaresh sakhte ,ama khob hichi maloom nist,shayadam dorot bashe
    vaghean nemidoonam bayad chi begaaam
    in ye dafe napadid shodana kolan mani khoobi nadaree
    ,
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    من جواب دادم  دوستم
    ببین ناراحت نباش ...تو به زندگیت ادامه بده ,بالاخره همه چی معلوم میشه
    اما اگه موردی واسه ازدواج پیش اومد حتما بهش فک کن و امید این آقایی که ناپدید شده نباش
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    اخه پسر بدی نیست
    حداقل انقدر میشناسمش که بیست سال تو محلمون و خانواده با ابرویی هستن
    عقلم میگه اگه نمیخاست بیاد خاستگاری که میگفت دلیلی تداره ناپدید بشه و لی از یه طرف هیچ مراسمی براش نگرفتن
    کاش از بی خبری در بیام
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    الان فکرم اصلا به ازدواج نیست
    اگه واقعا شهید شده باشه خدای من
    یه عالمه گریه کردم اما نمیدونستم چرا ؟درست ؟ نیست؟خدای من
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    یه همچین اتفاقی واسه دوستم افتاد که یکدفعه و بیخبر پسره رفت
    این پسری که میگم ته ایمان بود اما واقعا نمیشه فکر آدمارو خوند
    اگه قرار بر دوستی و اینا بوده که واقعا جای خواهر بهت میگم اشتباه محضه و فقط درگیرکردن احساسات خودته ...باور کن ..
    اگه کسی واقعا کسیو خواست پاشه بیاد جلو .کار . درگیره همش بهونس
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    حالا امیدوارم این آقا زود برگرده و دلیلی برای کاراش داشته باشه
    نگران نیاش مهسا جان
    هرچی خدا بخواد همون میشه
    شک نکن
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    از وقتی گفتم با خانواده بیا واقعا به حرفم گوش داد و دیگه مزاحم نشد
    اخه تا دستش بند مار بود اس میدادم ج میداد و می گفت شرمنده
    اما بعدش یه دفعه گوشیش خاموش شد
    به نظرتون  اگه شماره خونشون داشته باشم چطور میتونم جوری که واسه هیچکدوم دردسر نشه از صحت واقعه با خبر بشم؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    دقیقا این که میگین حرکاتش عین اون پسری بود که گفتم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!اسمش چی بود ؟؟؟؟؟؟
    خب مثلا اگه دوست صمیمی دارین که برادری داره که باهاش راحته بگین اینکارو کنه
    وزنگ بزنه اطلاع بگیره
    نمیدووونم والا
    یا که چند بار برین سمت خونشون؛بالاخره از ررفت و امدها چیزی متوجه میشین
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •