رنج و غم را حق پیِ آن آفرید ------ تا بدین ضد، خوش دلی آید پدید ------ 1130:1



رنج و غم به عنوان آشکار کننده شادی (رابطه رنج و لذت)

سعدی شاعر بزرگ و شیرین سخن می فرماید: «قدر عافیت کسی داند که به محنتی گرفتار آید».

بشر از ابتدای زندگی با نعمت های الهی خو گرفته و نبود آنها را تجربه نکرده است، بطوری که گاهی وجودشان را نیز فراموش می کند و از آنها غافل می شود. خداوند یکتا نعمت های بی کرانی به بندگان خویش عطا فرموه است که با از دست دادن آنها قدرشان بهتر شناخته می شود. از این رو در کنار تحمل مشقت های دنیا است که آسایش و راحتی معنا و مفهوم پیدا می کند.

مولایم علی(ع) در سخنان حکیمانه خویش بر این مطلب تأکید می کنند و می فرمایند:

«به راستی قدر نعمت ها با گرفتاری و نبود آنها شناخته می شود»

به مصداق تُعرَفُ الاشیاء باَضدادِها هر چیزی به ضد خودش شناخته می شود.

شادی به غم، سخاوت به بخل، نیک دلی به حسادت، دوستی به دشمنی و عشق به نفرت آشکار می گردد.

بسیار برای هر یک از ما پیش آمده است وقتی درد دندان می گیریم متوجه دندان خود شده ایم در حالی که هر روز بدون درد از آن استفاده می کرده ایم.

انسان اصولاً وقتی نعمتی را از دست می دهد بیشتر ارزش آن را می فهمد.

لذا رنجها و دردهای آدمی در هر زمینه برای او به عنوان عامل آشکارکننده نعمت هایی هست که او قبلاً داشته و متوجه آنها نبوده است.

در یک نگاه کل تر دنیا بسان یک رنج و محرومیت بزرگ هست تا مقدمه ای برای جهان جاویدان باشد و قدر جهان دیگر شناخت شود.

جز به ضد، ضد را همی نتوان شناخت ------ چون ببیند زخم، بشناسد نواخت


لاجَرم دنیا مقدَّم آمده ست ------ تا بدانی قدرِ اقلیمِ اَلَست ------ 599:5 و 600:5


خلاصه:

تغییر نگاه ما به رنج، درد و گرفتاری و پذیرش آنها به عنوان یک نعمت آشکار ساز شادی ها می تواند زمینه رضایت مندی ، سازگاری و معنایابی را در زندگی ما فراهم سازد.

همدردی