تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تقصیر کیه ؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:H.AHooRA
آخرین ارسال:nafas966
پاسخ ها 12

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

تقصیر کیه ؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    مدت 3 سال هستش با یه دختری دوست هستم ، 3 ماه که گذشت دوستیمون جدی شد ، الانشم بهم میگیم زنو شوهر ( این چیزا دیگه عادیه ) روش خیلی حساسم ، که شب 9 و نیم به بعد بیرون نباشه ، با پسر حرف نزنه ، کسی تو خیابون چیزی گف جواب نده ، مزاحم داشت ج نده ، تو فیسبوک فرند پسر نداره و . . . .
    ( البته برعکسش برای من هم هست که پیش خودمون بمونه من عمل نمیکنم )
    اما میدونم که اون واقعا عمل میکنه به این چیزا
    بارها امتحان کردم و دیدم جدا بهم راست میگه
    واقعا مثلا تو خیابون سرش پایینه ، جواب هیچ پسری رو نمیده و . . .
    با این چیزا هیچ مشکلی نداره ، با این که محدودش کردم مشکلی نداره ، و حتی یه چیز خیلی کوچیک پیش میاد سریع یه عالمه عذر خواهی میکنه و از دلم درمیاره
    ( ولی من تو این 3 سال به جز اون ( با این که خیلی دوسش دارشتم و دارم ) با خیلی های دیگه بودم و خیلی کارها کردم با دخترای دیگه ( رابطه دهانی فقط و فقط ) ) حالا مشکل من اینها نیست
    مشکلم اینه : چند روز پیش دیدم تو یه مسیج تو فیسبوک به دوستش زده : من عاشق داداشت شدم!!! و دوستش هم زده بود گمشو بابا ! و ادامه ی بحثشون که دیگه در رابطه با داداش اون طرف نبود !
    من گفتم دیگه نمیخوامت و از این حرفا . . .  گفت بزن تو گوشم منو بکش بخدا چون داداشش زشته مسخره کردم و از این حرفا و حرفشو باور کردم ( البته چند روزی قهر بودمو منت میکشید تا آشتی کردم )
    امروز دیدم دوباره به ی دوست دیگش زده : برو پروفایل ممد و علیرضا و میلاد همون ک باهاش بودمو ببین ( پارسال وقتی سر یه موضوعی چند روز بهم زدیم و ی دعوا جدی کردیم این فهمید که من رفتم با ی دختر دیگه بعد به دوستش گفته بود به یه پسر بگه که تلفنی ب من زنگ بزنه بگه که ب اف جدید اونه ! )
    حالا سرتونو درد نیارم
    یکی دو ساعت پیش باهاش بهم زدم سر اینکه گفته برو پروفایل اونارو ببین و میلاد همون که من باهاش بودم !!!!!!
    ولی خدایی دوسش دارم ، چون روش حساسم طاقت این چیزارو ندارم
    الان هم کلی گفت دوستم داره اشتباه میکنم و یه داستان سر هم کرد که اگر درست باشه موردی نداره ، ولی موضوع اینجاست که میگه اون حرفای دیگه که اگر راست باشه تسکین درد منه رو تو اس ام اس زده که پاکشون هم کرده ! و تو فیسبوک ادامه نداده بحثشو !
    حالا تقصیر کیه دوستان ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام...
    شما و اون دخترخانوم چند سالتونه؟
    آیا خانواده ها در جریان آشنایی شما هستند؟
    چطور باهم آشنا شدید؟
    آیا با ایشون رابطه ی جنسی هم داشتید؟
     
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    18 سال
    اولش مادرش میدونست و یکبار با مادرش باهم بیرون رفتیم
    اما بعدش پشتم حرف زده بودن ( آخه یه چنوقت حشیش میکشیدم و تریاک یه فلان فلان شده ای رفته بود به مادرش گفته بود که مشروب خوره ، حشیش میکشه و . . . ) مادرش هم گفته بود این بچه خوشگله و بدرد نمیخوره
    الان هم پنهانی باهم هستیم
    با دوستش بودم ، بعد اینو دیدم خوشم اومد و یواش یواش دلشو بدست اوردم
    رابطه جنسی نه ، ولی لب گرفتیم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    دوست محترم
    شما و ایشون ؛هر دو در سنی هستید که کاملا بر اساس احساستون تصمیم میگیرید و ممکنه که تا چند سال دیگه نظرتون در رابطه باهم تغییر کنه...
    مطمئنید به ایشون علاقه دارید  و این عادت نیست؟؟
    به نظر من الان برای تصمیم گیری در مورد ازدواج خیلی زوده و بهتره که اگه واقعا قصد ازدواج دارید این رابطه رو هرچه زودتر تموم کنید و چند سال بعد که شرایط هردوی شما برای ازدواج مناسب بود(از لحاظ سنی و خانوادگی) از طریق خانواده ها اقدام کنید....
    در رابطه با پیام هایی که بین ایشون و دوستشون در فیس بوک رد و بدل شده هم باید از ایشون بخواید با صداقت همه چیز رو براتون تعریف کنن و شما هم به حرفاشون اطمینان داشته باشید،چون همونطور که خودتون گفتید ایشون بارها امتحانشو جلوتون پس داده...
    قهر کردن راه مناسبی نیست....
    بازهم تاکید میکنم بذارید ادامه ی این رابطه در زمان مناسب و تحت نظر خانواده ها صورت بگیره که اگر هم مخالفتی از سوی خانواده ها صورت گرفت،وابستگی شما مانع از دیدن حقایق نشود...
     
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    حرف شما درست
    ولی الان 3،4 ساعته که بهم زدیم طاقتم تموم شده
    خیلی سعی کردم فراموش کنم اما نشد
    یکی از دلایلی که سمت اعتیاد رفتم و 1 سال و نیم حشیش میکشیدم همین فراموشی ایشون بود
    ( یه درس اخلاقی هم این که 1 سال و نیم اعتیاد داشتم ولی خانوادم اصلا نفهمیدن   حالا خوب یا بدشو نمیدونم ؟  )
    شما میتونید یه راهی بگید فراموشش کنم ؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    شما هنوز هم اعتیاد دارید؟
    .................................................. .................
    ببینید برای اینکه بتونید کسی رو فراموش کنید راههای خیلی زیادی وجود داره ولی این رو بدونید که اولین قدم که همون مهمترین قدم هم هستش همت و اراده ی قوی برای انجام این کار هستش...
    شما در قدم اول واقعا باید بخواید و با خودتون صادقانه حرف بزنید و ببینید واقعا چی میخواید...
    فراموش کردن کسی که 3سال از عمرتو باهاش گذروندی کار سختیه اما این کار نشدنی نیست؛فقط نیاز به همت و اراده ی خودتون داره...
    به حرفهایی که اون بالا بهتون زدم فکر کنید و تصمیم نهایی خودتونو بگیرید..
    مطمئن باشید کار محالی نمیخواید انجام بدید و هم من و هم بقیه ی همکاران شما رو کمک خواهیم کرد...
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    نه ، حدودا یک ماهی میشه ترک کردم ، تو این یک ماه دور تمام کسایی که باهاشون میشستیم و میکشیدیم رو خط کشیدم که لغزش نکنم یه وقت ، همین خانوم هم که 3 ساله باهاشم کمک کردن منو
    بارها خواستم فراموش کنم ولی نتونستم
    12 شهریور هم یه امتحان فیزیک دارم که افتاده بودم
    هنوز هیچی نخوندم
    اعصابم خورده نمیتونم بخونم ، حوصلشو ندارم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    خیلی خوبه و به خاطر این اتفاق بهتون تبریک میگم!
    ببینید دوست محترم من...
    شما در حال حاضر باید هدفهای دیگر خودتون رو دنبال کنید و بعد از رسیدن به اون اهدافتون میتونید برای ازدواج کردن و رسیدن به اون خانوم تلاش کنید...
    به نظرتون،همون دختر خانوم بیشتر دوست ندارند که شما تحصیلات خوب داشته باشید و به واسطه ی تحصیلاتتون بتونید هم شغل خوبی هم داشته باشید و هم درآمد خوب؟
    به نظر من،شما الان باید یه جابجایی در اهدافتون برای آینده داشته باشید...
    یه مدت ازهم دور باشید و به خودتون و آیندتون عمیق و دقیق فکر کنید...
    هدف شما در حال حاضر،اون خانوم و رابطشون با دوستاشون و حرفهایی که ایشون میزنند و ... هستش!
    بهتره فعلا این رو با ادامه دادن تحصیل و موفق شدن در امتحانات و در نهایت کنکور عوض کنید تا بتونید موقعیت اجتماعی خوبی برای خودتو فراهم کنید..
    به ایشون هم توصیه کنید که همین کارو انجام بدن و بعد از چند سال که ان شاءالله هردو موفق شدید،با شرایط مناسب و ایده آل و با رضایت خانواده ها،باهمدیگه ازدواج کنید!
    به نظر من شما الان باید با خودتون خلوت کنید و مشخص کنید که تو زندگیتون دنبال چی هستید و برای آیندتون تصمیم های مهم بگیرید...
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    ممنون از راهنمایی هاتون
    ببینید من همه چی داشتم و تنها تو یکی دوسال اخیر از دست دادم !
    تو دو رشته ورزشی مقام دار بودم ، بالاترین معدل مدرسه بودم ، لب به قلیون هم نمیزدم ، و . . .
    اما حالا 2 ، 3 ساله ورزش رو بوسیدم گذاشتم کنار ، تژدید اوردم ، حشیش برای هر کس یه کابوسه اما من گرفتارش شدم و به لطف خدا با اینکه به مدت یکی دو هفته شبها انقدر درد داشتم که تا صبح خوابم نمیبرد رو پشت سر گذاشتم ، و در حال حاضر ولی هنوز به سیگار کشیدن و بعضی اوقات مشروبات الکلی مشغول میشم ، مدیت بیرون بودنم زیاد شده ، شربازیام زیاد شده ، تو محل دیگه همه میشناسنم به عنوان یکی که دنبال قرو فرو دختر بازی تو خیابونه
    میخوام همه چی رو عوض کنم
    اما انگیزه ام رو از دست دادم
    هدفی ندارم
    نمیدونم میخوام چیکار کنم ؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    دوست عزیز..
    شما میتونی برای خودت یه انگیزه ی قوی ایجاد کنی...
    شماا میتونی باز تبدیل بشی به همون پسری که مقامهای ورزشی داشت،شاگرد زرنگ  مدرسه بود و...
    و میتونی جوری رفتار کنی که بقیه به حرفهایی که در موردت میزنن ادامه بدن...
    ...........................................
    خود شما مطمئنا مورد اول رو ترجیح میدید و برای رسیدن بهش باید تلاش خودت رو بیشتر کنی...
    شما که تونستی سختی کنار گذاشتن حشیش رو تحمل کنی،مطمئن باش میتونی به راحتی این سختی ها رو کنار بذاری..
    فقط انجام دادن اینها منوط به خواستن تو و بالا بردن صبر و تحمل خودته..
    انگیزه ی کاملا واضحی رو برای تغییرت میبینم...(آیندت)
    تو که دوست نداری وقتی خانواده ی همسر آیندت برای تحقیق کردن به محلتون بیان،اهل محل اینطوری ازتون تعریف کنن؟
    به نظر من این خودش میتونه یه انگیزه ی مناسب برای تغییر دادن خودت به اونچه که بودی باشه...
    تمام سعی خودت رو بکن که از این به بعد تممرکزت و فکرت و هدفت درس و پیشرفت و ساختن آینده ی روشن برای خودت باشه و کم کم با تلاش خودت این رو به اطرافیانت نشون بده........
    تو باید برای خودت و زندگی آیندت تلاش کنی...
    شما که تونستی حشیش رو کنار بذاری؛کم کم به فکر کنار گذاشتن سیگار و مشروبات الکلی باش..
    نمیگم ناگهانی قطعش کن ولی اگر مثلا هفته ای یکبار سیگار میکشی اون رو به ماهی یکبار و بعد چند ماه یکبار و درنهایت به صفر بار تغییر بده!
    من مطمئنم که میتونی؛همونطور که قبلا تونستی
    !

     
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •