تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




اختلاف درباره محل سکونت زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:گيتار
آخرین ارسال:گيتار
پاسخ ها 30

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اختلاف درباره محل سکونت

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    کلا ارتباطمو با هاش قطع کردم...نه..زنگ نزدن...مادرشون منو نمیخان
    خدا را گفتم 
    بیا جهان را قسمت کنیم :
    آسمان برای من ابرهایش برای تو
    دریا برای من موج هایش برای تو
    ماه برای من خورشید برای تو

    خدا خندید و گفت :
    تو بندگی کن و انسان باش همه دنیا برای تو …..
    من هم برای تو
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    میدونین جالبش کجاس؟که وقتی آقا مهندس تو زندگیم بود هی خواسگار زنگ میزد اما دقیقا از وقتی باهاش کلا تموم کردم یه خواستگارم زنگ نزده.....چرا کسی چیزی نمیگه؟پس کو این مشاوراااا؟
    خدا را گفتم 
    بیا جهان را قسمت کنیم :
    آسمان برای من ابرهایش برای تو
    دریا برای من موج هایش برای تو
    ماه برای من خورشید برای تو

    خدا خندید و گفت :
    تو بندگی کن و انسان باش همه دنیا برای تو …..
    من هم برای تو
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    واقعا تو کار خدا موندم....وقتی تو زندگیم بود 2 روز یه بار خواستگار زنگ میزد اما الان هیچی....
    خدا را گفتم 
    بیا جهان را قسمت کنیم :
    آسمان برای من ابرهایش برای تو
    دریا برای من موج هایش برای تو
    ماه برای من خورشید برای تو

    خدا خندید و گفت :
    تو بندگی کن و انسان باش همه دنیا برای تو …..
    من هم برای تو
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    زهراجان نااميد نباش خدا بزرگه درضمن اگه واقعا دوست داشت اين چند روزه تماس ميگرفت يا ميومد .نترس لياقتتو نداشته بهتر كه عقد نكرده متوجه شدي
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:25#
    گوشیم 12 روز اینا میشه که خاموشه.....ایمیل زده بود...اما جواب ندادم....آره باور دارم به اینکه اگه به قول خودش نمیتونست بی من زندگی کنه مادرشو راضی میکرد....اما نتونست..و من قاشق نشسته نیستم که به زور مادرش منو بخاد....12 روز تونست بی من زندگی کنه...بعد اینم میتونه..منم تونستم....من قوی هستم...فقط ناراحتم برا 3سال....
    خدا را گفتم 
    بیا جهان را قسمت کنیم :
    آسمان برای من ابرهایش برای تو
    دریا برای من موج هایش برای تو
    ماه برای من خورشید برای تو

    خدا خندید و گفت :
    تو بندگی کن و انسان باش همه دنیا برای تو …..
    من هم برای تو
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:26#
    aram آواتار ها
    عزیزم ناراحت نباش زندگی اینه دیگه اینم یه تجربه تلخ برات بوده که به مرور کمرنگ می شه برات. انشالله یه قسمت خوب برات پیدا میشه و به کل از یاد می بری این موضوع رو
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:27#
    امیدوارم
     
    خدا را گفتم 
    بیا جهان را قسمت کنیم :
    آسمان برای من ابرهایش برای تو
    دریا برای من موج هایش برای تو
    ماه برای من خورشید برای تو

    خدا خندید و گفت :
    تو بندگی کن و انسان باش همه دنیا برای تو …..
    من هم برای تو
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:28#
    نزدیکه 20 روزه گوشیم خاموشه...آقا مهندسه مغرور و باشخصیت و با ایمان بین من و مادرش ..ظاهرا مادرشو انتخاب کرد...کسی که میگفت دنیارو بی زهرا نمیخام  بی معرفتی کرد...آفرین به خودم که تونستم 20 روز گوشیمو خاموش کنم...نمیدونم حالش چطوره...یا ناراحته  یا کنار اومده..مطمعنن الان تدریس میکنه....مطمعنم مادرش صد تا دلیل براش آورده که زهرا به دردت نمیخوره....اما خوشحالمو خدارو شکر میکنم ....اگه باهاش ازدواج میکردمو میرفتم مادرش اذییتم میکرد..یا مهندس خودش عوض میشد و طرف مادرشو میگرفت چی؟میخام این بحث و تموم کنم....نه خانی اومده..نه خانی رفته...آقا مهندس یادم تو را فراموشش
    خدا را گفتم 
    بیا جهان را قسمت کنیم :
    آسمان برای من ابرهایش برای تو
    دریا برای من موج هایش برای تو
    ماه برای من خورشید برای تو

    خدا خندید و گفت :
    تو بندگی کن و انسان باش همه دنیا برای تو …..
    من هم برای تو
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:29#
    aram آواتار ها
    زهزای عزیز آفرین
    مطمئن باش که همونطور که فکر می کنی می شد پس خوبه که از الان خودشو نشون داد. انشالله قسمت خوبی نصیبت میشه
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:30#
    خیلی برام جالبه که تو این 20 روز اصلا خاسگار نداشتم.....اخه وقتی باهاش در ارتباط بودم یه روز در میون خاسگار زنگ میزد......اما ایمان دارم که خداوند بهترینو برام در نظر گرفته....چون لایق بهترینم....مهندسی که میگفت بی تو نمیتونم 20 روزه تونست..نه صدامو شنید نه پیامی ازم گرفت..چی شد؟مرد بی من؟نههههههههههههههههههه..م نم نمردم....مطمعنم خدا خاست از این 3سال یه درسی بگیرم..خدایا؟من درسمو گرفتم.شکرت خدا
    خدا را گفتم 
    بیا جهان را قسمت کنیم :
    آسمان برای من ابرهایش برای تو
    دریا برای من موج هایش برای تو
    ماه برای من خورشید برای تو

    خدا خندید و گفت :
    تو بندگی کن و انسان باش همه دنیا برای تو …..
    من هم برای تو
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •