اصول و فنون راهنمايي و مشاورهمشاوره (counceling) از لحاظ اصطلاح و مفهوم به معني كمك به شخص مراجع تا بتواند بر مشكلات خود فائق آيد مي باشد به طور كلي مشاوره شكلي از كمك به افراد كه بصورت اصولي و علمي انجام مي شود و بيشترين تاثير مثبت را در مراجع بوجود مي آورد.اسميت مي گويد، مشاوره جرياني ياري دهنده است كه بدان وسيله به مراجع اصول و شيوه هاي مربوط به انتخاب و طرح ريزي و ادامه يك زندگي موفقيت آميز ياد داده مي شود.در امر مشاوره، مشاور با فردي مواجه است كه بهنجار مي باشد و فقط در مقطعي از زمان دچار بحران شده است. مشاوره را مي توان جرياني دانست كه پس از آن مراجع علاوه بر احساس امنيت، بكارگيري راه حلهاي مناسب براي حل مشكلاتش را ياد مي گيرد مشاوره با مسائلي نظير مشكلات مربوط به تحول ، تصميم گيري، انطباق با بحرانهاي زندگي، رشد دانش و بينش فردي و حل تعارضات درون فردي و بين فردي سروكار دارد.از اهداف مشاوره مي توان به  آسان كردن تغييرات رفتاري، افزايش توانايي مراجع در ايجاد و حفظ رابطه با ديگران ، كمك به بالا بردن اثربخشي و توانايي سازگاري مراجعان كه بتوانند فشارهاي وارده را بطور درست و اصولي تحمل كرده و به دنبال راه حل منطقي باشند ،بهبود فرآيند تصميم گيري، تسهيل شكوفايي استعدادهاي بالقوه مراجعان اشاره كرد.   در پي مطالب گفته شده مي توان گفت كه مشاور براي بدست آوردن نتيجه مطلوب و تاثيرگذار بر فرد مراجع بايد خودش داراي ويژگيهايي باشد كه در وي بصورت ملكه درآمده باشند، مشاوران موفق افرادي هستند كه از هويت خود كاملاً آگاهند و مي دانند از زندگي خود چه مي خواهند. به طور مناسب ديگران را درك مي كنند و به مراجع خود اين مكان را مي دهند كه احساس نيرومندي كنند، مراجعان خود را دوست دارند و با انعطاف پذيري خاص و بدون شرط پذيراي مراجع خود هستند و به افكار و عقايد و ايده و فرهنگ مردم و مراجعان احترام مي گذارند. به سخنان مراجع گوش فرا مي دهند و نقش بازي نمي كنند، از تكنيكهاي مشاوره، روشهاي روان درماني و روانشناسي باليني و ديگر علوم به خوبي استفاده مي كنند، رابطه حسنه برقرار مي كنند و آرامش خود را حفظ مي نمايند به همين جهت بر مراجع تاثير مي گذارند و هيجان و اضطراب و استرس را در مراجع كاهش مي دهند.مسائل نوجوان و چگونگي برخورد يك مشاور در مدرسهيكي از عوامل نيرومندي كه در ساختمان روان بشر نقش بسيار مهمي دارد، محيط اجتماعي و معاشرتهاي عمومي است. رفت و آمد، گفت و شنود، ملائمت و خشونت و ... همگي در ساختن شخصيت فرد موثر هستند و انسان بايد طبق عوامل اجتماعي خود را بار بياورد.   بلوغ (puberty) تنها رشد جسمي و ظهور علائم جسمي نيست بلكه از لحاظ عاطفي، ذهني و اجتماعي نيز نوجوان بايد بالغ شود تا بتواند شخصيت خود را كامل گرداند، از تجربيات ديگران استفاده كند و خود نيز مسائل تلخ و شيرين را تجربه نمايد، تعيين ملاكي مشخص براي سنجش رفتار انسانها و تعيين حدود سلامت و بيماري و هنجاري و نابهنجاري يكي از شبهه ناكترين مباحث روان شناسي شخصيت و روان شناسي مرضي به حساب مي آيد امروزه يكي از شيوه هاي مطمئن براي تعيين ناهنجاري، استفاده از ملاكهاي سلامت روان است اصولاً هنجار يا قاعده تعيين كننده حد يا حدودي است براي يك امر فزاينده و كاهنده به منظور تشخيص مرزهاي قابل در مورد آن امر. اولاً هر يك از ملاكهاي سلامت روان خود به تنهايي با ارزش است و ثانياً مجموع آنها نيز به عنوان مجموع ويژگيهاي لازم براي حفظ سلامت رواني مي بايد مورد توجه قرار گيرد. در تعيين نابهنجاري بايد گفت كه در روان شناسي معمولاً بايد حد پاييني يك ملاك مورد توجه قرار مي گيرد وجود حد پاييني هر يك از ملاكهاي سلامت به عنوان ملاك حداقل براي تعيين هنجار از نابهنجار ضرورت دارد. در سنين نوجواني، با توجه به تغيير و تحولي كه در ترشح هورمونها، شناخت هويت و چگونگي تكوين شخصيت نوجوان وجود دارد، مي تواند مسائل زيادي براي نوجوان بوجود بيايد، در اين بين نوجوان اعتراض خود را به تغييرات درون خود و نسبت به اطراف را مي تواند با حالتهاي گوناگون بروز دهد از جمله ترس، نگراني، اضطراب، تعارض، عصبانيت، خشم و پرخاشگري، دروغگويي، خيال پردازي، گوشه گيري و ... كه مي تواند باعث اختلال در روحيه نوجوان و ارتباطش با اطرافيانش باشد. در مقطع دبيرستان اكثر دانش آموزان در سن نوجواني به سر مي برند و تمام دانش آموزان نيز با مشاوران آموزشگاه مي توانند ارتباط داشته باشند در ادامه چند مورد از اختلالاتي كه ممكن است در اين سن بروز كند آورده مي شود كه رفع به موقع و يا حتي پيشگيري از به وجود آمدن آن مي تواند سلامت روان و تقويت روحيه و ايجاد محيطي شاد را به دنبال داشته باشد.نگراني (worry)   نگراني يك حالت هيجاني متداول در بين نوجوانان است، معمولاً نوجوانان نگران آينده، ادامه تحصيل، بيكاري و سرنوشت نامعلوم، ناراحتي هاي مادي، ناراحتي هاي خانوادگي و ارتباط با همسالان و جنس مخالف هستند در اين ميان ترس از آينده و ناراحتيهاي مبهم  به مرور نوجوان را به انزوا و كناره گيري مي كشد و بود و نبود او را زير سوال مي برد. دراين ميان كمك و ياري اطرافيان و اينكه حالت نوجوان درك شود، مثمر ثمر است و گرنه فرد از لحاظ رواني دچار مخاطره مي گردد. رهايي از همه نگراني ها غيرممكن است در حقيقت يافتن راه حل مناسب مسائل اغلب مرهون نگراني هاست. فرد در مورد نگراني هاي خود نياز به يك شنونده دارد اين شنونده وقتي مشاور باشد، بايد در مورد نگراني ها در جستجوي اطلاعات قابل اعتماد و معتبر باشد مثلاً اگر دانش آموز نگران نمره كم است، بايد با ارائه راهكارهاي صحيح و مطالعه، كمك از همكلاسيهاي فرد و يا معلم بتوان اين نگراني ها را كم كرد نگراني هاي اجتماعي با فعاليتهاي گروهي برطرف مي شود مشاور براي تسلط آرامش بر مراجع خود كه دانش آموز است مي تواند رفتارهايي چون ورزش، مطالعه، كارهنري، بازي گروهي، فعاليتهاي فوق برنامه و ... را ارائه دهد كه باعث برطرف شدن نگراني وي مي گردد و اين مسئله باعث مي گردد كه از فشار و تنيدگي مراجع كم شود و خود به خود فشار رواني نوجوان برطرف شود.تعارض (conflict)   وقتي فرد نتواند خواسته هاي خود را عملي كند و يا در انتخابها دچار مشكل گردد، ممكن است خصومتي را متوجه افراد كند كه فكر مي كند اين ناكامي به خاطر آنها به وجود آمده است، نوجوان هر گاه تحت تاثير فشار رواني و استرسهاي مختلف قرار گيرد روال عادي و طبيعي زندگيش از هم مي پاشد و مختل مي شود و تعارضي در رفتار و كردار و افكارش بوجود مي آيد كه اختلال عاطفي و رواني را نيز به دنبال دارد تعارض نتيجه وجود انگيزه هاي در حال رقابت با يكديگر است كه معمولاً با اضطراب همراه است تعارض هنگامي بوجود مي آيد كه مثلاً فردي در موقعيتي قرار گرفته باشند كه هرا نتخابي بكند نتيجه نامطلوبي در پي خواهد داشت. در ادامه تعارض حتماً بدبيني نيز بوجود مي آيد. بدبيني به پدر و مادر كه بر خلاف آنچه كه از نوجوان مي خواهند انجام مي دهد و اين مي تواند تصميم گيري هاي خطرناك و نادرستي را بوجود آورد و همين كاملاً روان نوجوان را دچار آسيب مي كند و سلامت و روان او را به مخاطره مي اندازد.در اين ميان مشاوران با آگاهي از مشكل نوجوان ابتدا بايد علت اين تعارض را پيدا كنند و با هماهنگي با پدر و مادر نوجوان راهكارهايي را اجرا نمايند. از طريق آشكار كردن نتايج انتخاب ها و تصميماتي كه نوجوان گرفته است تا حدودي وي را آگاه كرد. همچنين با ارتباط دوستانه اي كه با نوجوان برقرار مي گردد كم كم بدبيني او به والدين و يا هر فردي كه خصومت نوجوان با او آشكار است از بين مي رود و پس از آن به تدريج هنگامي كه به آرامش رسيد در مورد نتايج نامطلوبي كه بر اثربدبيني و لجاجت و تصميم هاي نادرست وي ممكن است به وجود بيايد، صحبت نمود و اندك اندك با ايجاد انگيزه و راهنمايي نوجوان مي توان به تاثير و تغيير اميدوار بود البته در تمام اين مدت همراهي و همكاري و كمك اوليا خانه و مدرسه الزامي است.خشم (Anger)   خشم يكي از حالات رواني نامطلوب است كه كليه حواس را مختل مي كند در موقع خشم مركز عواطف (هيپوتالاموس) تحريك مي شود و سوخت و ساز بدن بالا رفته و حرارت مرتفع مي گردد. علائم خشم نيز شامل سرخ شدن، تورم عضلات، اختلال در تنفس، بلند صحبت كردن و لزش لبها و ظهور حركات غيرارادي است. در نوجوان معمولاً خشم تا يك ساعت ادامه دارد، غر مي زند، فرياد و داد و قال مي كند، ناسزا مي گويد، نقشه هاي انتقامي مي كشد و... محرك خشم در نوجوان بيشتر محيطي و اجتماعي است و مي تواند علل مختلفي داشته باشد از جمله منع استقلال، ظلم و تبعيض، استهزاء و انتقاد نابجا از او، سختگيري و دخالت غيرضروري والدين، خستگي و گرسنگي، سرما و گرما و طوفان و سيل و ... در هر صورت تاثير خانواده در خشم نوجوان از تمام عوامل بيشتر است. نوجواني كه به هر يك از حالات بالا دچار شود دچار چه آسيب رواني شديدي مي شود و تمام زندگي و بهداشت رواني او مختل مي گردد ، مشاور در اين مورد مي تواند اقدام كند ابتدا با والدين هماهنگ مي شود و آنها آموزش مي بينند كه مجازات بايد هماهنگ با جرم باشد. يعني اينكه وقتي نوجوان نافرماني كرد و يا اينكه كار اشتباهي انجام داد به اندازه همان تاوان پس دهد تامل، تفكر و اعتراف از ميزان خشم مي كاهد اين مهارتها بايد به نوجوان آموزش داده شود تا او در هنگام برخورد با اين مسائل خشم خود را بتواند كنترل كند تامل و تسلط برخود خشم را مي كاهد، نفس كشيدن عميق، كوتاه آمدن در برابر فرد ديگر تا اينكه خشم فروكش كند و بتوان با منطق و روش درست با همديگر صحبت كرد استفاده از آب سرد هم مي تواند موثر باشد رفتار منصفانه با نوجوان، عدم تبعيض اوليا خانه و مدرسه، عدم قطع فعاليتهاي عادي نوجوان، خوش رفتاري اطرافيان و ... مي تواند حالات خشم نوجوان را كم كند و او را فردي سالم از لحاظ رواني تحويل جامعه دهد.منابع: اصول و فنون راهنمايي و مشاوره:يوسف اردبيلي، نشررودكيمشاوره، مباني روان شناختي: دكتر محمد خداياري، نشر يسطرونرفتارهاي بهنجار و نابهنجار: دكتر شكوه نوابي نژادفنون و روشهاي مشاوره: دكتر عبدالله شفيع آبادي، نشر پيام نور