تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خواستگاری و ابهام برای من زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:فرزانه66
آخرین ارسال:lale
پاسخ ها 10

خواستگاری و ابهام برای من

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام
    من لیسانس مدیریت هستم
    یه همکلاسی آقا داشتم که یه روز به من گفت که برای یکی دیگه از همکلاسی هام از طرف ایشون پیشنهاد ازدواج رو مطرح کنم.گفت من روم نمیشه ... . منم انجام دادم دوستم جوابش منفی بود.
    یه سالی گدشت ما فارغ التحصیل شدیم. این آقا رو من نزدیک محل کارم زیاد میدیدم. ایشون هم همون سمتها شاغل شده بودند.
    سلام علیکی داشتیم.اصلا دیگه در مورد اون مسئله حرف نزدیم. من کلا رابطه ام خیلی با همکلاسی هام خوب بود. اصلا اهل دوستی و ... نبودم. ولی اونقدر خوش برخورد بودم که اگه قرار بود پسرا از کسی جزوه بگیرن اون نفر من بودم. چون منت و عشوه و .... نداشتم برای کسی.
    حالا جدیدا یه ایمیل همون آقا به من زده و گفته که با من ازدواج کنید. من که گفتم نه.ولی کلا آقای خوبی هستش.کارش خانواده اش و ظواهر امر خوبن. ایشون باز هم گفتن من سربسته رد کردم. باز هم .....
    مسئله ی من اینه که ایشون از من خواسته بودن به یکی دیگه پیشنهاد ازدواج بدم حالا از خودم میخوان!!!
    مسلما تو زندگی تاثیر میزاره.بعدشم چرا همون موقع منو ندید؟
    نظر دوستان و کارشناسان رو میخواستم. در ضمن من علاقه ی قلبی ای به ایشون ندارم. راحت میتونم ردش کنم.  میترسم که هی از این و اون خوشش بیاد. منتهی میگم اگه مورد خوبی به نظر میرسه و اون قضیه مسئله ای نیست بگین که من از این به بعد بررسی کنم نه اینکه رد
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    rahaii آواتار ها
    سلام دوست عزيز به همياري خوش آمدين:

    شما و ايشون چند سالتونه؟ چرا همكلاسيتون بهشون جواب منفي دادن؟ چقدر نسبت به ايشون شناخت دارين؟ چرا خودتون بهشون جواب منفي دادين؟ عكس العمل ايشون در مقابل جواب منفيتون چي بوده؟ در اين مورد از خودشون سوال كردين؟ اگر بله چي جواب دادن؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    خواستگاری و ابهام برای من من 26 ایشون 27
    همکلاسی ام که ازش خواستگاری شده بود یه شهر دیگه زندگی میکرد و میخواست اونجا باشه
    گفت من نمیتونم تو شهر شما زندگی کنم
    سعی میکنم رو موقعیتهای دیگه تمرکز کنم
    طی یه مکالمه تلفنی جواب منفی رو داد
    خب حرفش منطقی بود...

    شناختم خوبه
    دانشگامون کوچیک بود خیلی همو میدیدیم
    از روی دوستهاش میشد شناختش
    همه مثبت بودند

    من چند تا دلیل داشتم
    یکی اش اینکه خب من دیدم قبلا از دوستم خواستگاری کرده
    ممکنه تو زندگی آینده بد شه
    بعدش
    من میدونم که خیلی با مامان و باباش رابطه اش خوب نیست
    کلا من یه بار تو صحبتهاش شنیدم که میگفت همه با من بد هستند توی خانواده
    من میدونستم شخصی که اینو میگه
    شخصیت قربانی داره
    فکر میکنم چرا یه مادر و پدر باید با بچه شون بد باشن؟

    به من ایمیل زدن ایشون
    نمیدونم شاید روش نمیشد اینکار رو کرد
    من که اصلا به روش نیاوردم
    و محترمانه ردش کردم
    و دیگه از عکس العملش نپرسیدم
    ندیدمش دیگه خب
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    rahaii آواتار ها
    سلام دوست عزيز:

    ببينيد خواستگاري و ازدواج مسئله اي نيست كه از دور و تنها با ديدن خصوصيات و بدون در نظر گرفتن خود شخصيت طرف مقابل راجع به آن اظهار نظر كرد براي يك ازدواج موفق بايد شخصيت خود خواستگار را به صورت خاصه بررسي كرد و راجع به جواب مثبت يا منفي نظر داد.

    ازدواج داراي 2 بعد است يك بعد شخصي كه مربوط به زندگي خود شماست  و بعد  دوم كه به زندگي مشترك مربوط است .

    شما در ابتدا بايد بررسي كنيد كه آيا تصميم به ازدواج داريد يا نه يعني از نظر بلوغ عاطفي و بلوغ هاي مربوطه به شرايط مساعد ازدواج رسيده ايد يا نه اگر جواب منفي هست كه قطعا بايد صبر كنيد اما اگر جواب مثبت است بايد هر كدام از خواستگارهاي خود را بدون در نظر گرفتن همان شرايط براي شخص ديگر مورد بررسي قرار دهيد

    در نظر داشته باشيد كه حسادتهاي مردانه و زنانه در هر انساني وجود دارد كه امر ازدواج و خواستگاري از اين قضيه مستثني نيست و قطعا اين مطلب در پاسخ منفي شما به ايشان تاثيرگذار بوده است 

    در آخر به ياد داشته باشيد براي يه انتخاب صحيح و داشتن زندگي موفق تصميم عاقلانه بگيريد به دور از احساسات و در اين ميان خانواده بهترين افرادي هستند كه مي توانند به شما كمك كنند. 

    موفق باشيد 
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    lale آواتار ها
    سلام فرزانه جون
    من تو همه نظرهایی که به دوستان دیگه هم میدم اینو گفتم.من متاهلم ،زندگی اینقدر فرازونشیب داره که اونایی که کشته مرده همن براهم له له میزنن کم میارن چه برسه به عشق کمرنگ تو.خیلی خلاصه بهت میگم سعی کن طرف مقابلت خیلی به دلت بشینه.تزدواج یه بارتوزندگی آدم اتفاق میفته هیشکی دوست نداره کارش به طلاق بکشه پس باکسی ازدواج نکن که از الان تو دلت نسبت بهش لک داری.
    بی خیالش شو...البته این نظرمنه
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    با سلام دوست گرامی با توجه به صحبتای شما دختر عاقلی هستی و بسیار اجتماعی خودت خیلی خوب می دونی چی درسته و چی غلطه جواب سوالتم می دونی اما دچار وسوسه شدی و شک در مورد خودت که نکنه اشتباه داری می کنی در صورتی که اشتباه نمی کنی و جوابتم منفی خواهد بود چون بسیار دانا هستی و اینده روشنی خواهی داشت بهترینها در انتظارت است . 
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    خیلی ممنون دوستان
    یه مساله هست الان
    من بگم بیاد خواستگاری
    ها همچنان به روی خودم نیارم؟؟؟؟؟؟؟؟
    راستش من دختر باهوشی ام
    همینها رو هم که از شخصیتش فهمیدم
    دورادور بوده
    خب من بهش نزدیک نشدم چجوری بفهمم چه آدمیه؟؟

    دوستان لطف کنید عقلهاتون رو به من بدین و بگین در نهایت چیکار کنم؟؟
    بیاد؟
    نیاد؟
    اگه اومد درمورد دوستم باهاش حرف بزنم؟
    نزنم؟
    این مسئله حسادت ساده است
    یا ممکنه بعدا بزرگ بشه

    از همتون ممنونم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    lale آواتار ها
    اگه خیلی دوستش داری ونمیتونی ازش بگذری بگو بیاد.اگه دختر خیلی حساسی باشی این مسئله ولت نمیکنه.من جای تو بودم این مسئله تا آخرعمر ذهنمو درگیر میکرد وهمچین آدمی رو دوست نمیداشتم.چون گفتی عقلتونوبهم بدین نظرشخصی مو گفتماااااا
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    نه لاله جان
    دوستش ندارم. مگه آدم یه همکلاسی رو در صورتی که بهش نزدیک نشده میتونه دوست داشته باشه؟؟
    سعی میکنم قلبمو سفت بگیرم تا بعد از ازدواج کسی رو دوست داشته باشم.
    میدونی از اونجا که در دوران قحطی شوهر و خواستگار به سر میبریم ما دهه شصتی ها! چون کار و شغل و ظاهر و شان خانوادگی خوبی داشت و رفتارهای عمومی اش خیلی در دوران دانشگاه خوب بود برام ابهام پیش اومد.
    ممنون ازت. منتظر شنیدن صحبتهای بقیه هم هستم
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    lale آواتار ها
    فرزانه جونم سلام
    من70ام.یجورایی منم ازهمین مساله ترسیدم وبله گفتم.الان  خیلی پشیمون نیستم.اما کاش مجردبودم ویه شغل وماشین وآقای خودم بودم.نه اینکه الان با این سن کم اسمم یه زن خونه دار بود.بدبخت زنها که هرچقدرم خدابهشون بده...شوهرنکنن، اسمشون بدبخته.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •