تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




رنجها به عنوان مولد نعمتها زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محسن عزیزی
آخرین ارسال:موج آبی
پاسخ ها 8

رنجها به عنوان مولد نعمتها

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    محسن عزیزی آواتار ها
    هر که در زندان قرینِ محنتی است ------ آن جزای لقمه یی و شهوتی است

    هر که در قصری قرین دولتی است ------ آن جزایِ کارزار و محنتی است

    هر که را دیدی به زرّ و سیم فرد ------ دان که اندر کسب کردن صبر کرد ------ 1839:2 الی 1841:2



    رابطه رنج و لذت دو طرفه و نامساویست.


    در بسیاری اوقات به صورت دو طرفه می توانند رنجها و شادی ها به هم تبدیل شوند.

    یعنی لذت تولید کننده رنج است و رنجها مولد لذت می شوند.

    مثال: فرد مجرمی که در زندان است به خاطر خطای ناشی از لذت طلبی است. و از طرفی فرد با سخت کوشی و صبر و رنج می تواند به ثروت دست یابد.


    نکته بسیار مهم:




    رابطه مساوی بین رنج و لذت نیست.

    یعنی معمولاً لذت کم و زودگذر می تواند موجب رنج انبوهی شود.

    مثلا دختر و پسری به خاطر یک لذت زود گذر وارد رابطه ای شده و موجب وابستگی عاطفی و یا حتی به خاطر چند لحظه لذت، مشکلات جنسی برای دختر ایجاد می شود و رنج و مشکلات انبوهی را به خاطر چند دقیقه لذت زودگذر بایستی تحمل کند.
     
    یا به عکس، دانش آموزی که یک سال برای کنکور رنج می کشد اما موفق به ادامه تحصیلات در دانشگاه شده و موفقیت تحصیلی، اجتماعی و شغلی در سالهای متمادی به دست می آورد و لذت و نتیجه زیاد و بلند مدتی را برایش به همراه دارد.
     

    نتیجه:

    -- لذت، تولید رنج می کند، همانطور که رنج تولید لذت می نماید.اما نه به صورت مساوی

    -- لذت کم می تواند تولید رنج فراوان کند و رنج کم می تواند مولد لذت بسیار باشد.


    ==========
    پاورقی:

    گفتنی هست که مولانا با دید عمیقتر و بلندتری،حتی همه اجزاء تعادلی رنج و لذت را در این جهان نمی بیند. و بسیاری از رنجهای کم این جهانی لذتها فراوان در جهان باقی دارد و به عکس لذتهای آنی این جهان، رنج فراوان در سرای دیگر دارد. که بعدها انشاء الله مورد اشاره قرار خواهد گرفت.


    همدردی
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    ممنون از مطلبتون اما ضمن اینکه به نظرم اولین نتیجه شما یک مقدار مطلق به نظر میرسه در حالیکه بسیاری از موارد اینطور نیست مایل هستم در تکمیل مطلبتون عرض کنم خوبه بین واژه  رنج و سعی و تلاش تفاوت در معنا و مفهوم قائل بشیم.

    رنج رو میتونیم به زحمت و درد ناخوشایند چه روحی و روانی  و چه جسمی تعریف کنیم.

    اما سعی و تلاش مخصوصا اگر با هدفی ویژه باشه و سازگار با خلق و خو میتونه خودش لذتبخش باشه.

    برای مثال خوردن یک غذای خوشمزه برای همه ما لذت محسوب میشه ولی در تهیه اون به دو گروه تقسیم میشیم:

    گروه اول که فقط بلدن از خوردنش لذت ببرن و علاقه ای به باقی مسائل ندارن

    گروه دوم کسانی هستن که از تک تک مراحل خرید مواد لازم تا آشپزی و چیدن میز غذا لذت میبرن و در نهایت هم لذت خوردن

    یا مثالی که در مورد کنکور زدید:

    گروه اول که فقط مدرک و شغلش رو میخوان

    گروه دوم که از مطالعه و تحصیل هم لذت میبرن


    در امور اخروی:

    کسانی ریاضت میکشن برای آخرت و لذت اخروی

    کسانی که از خود همین راز و نیاز و ارتباط معنوی هم لذت میبرن

    روایتی هست که حضرت عیسی (ع) وقتی مادرش حضرت مریم(ع) را به خاک میسپردند از مادرش پرسیده بودند که آیا دوست دارید دوباره زنده شوید و به این دنیا باز گردید؟! حضرت مریم هم پاسخ داده بودند بله! وقتی حضرت عیسی(ع) علت را پرسیده بودند ایشان هم پاسخ داده بودند که چون دوست دارم زمستانها با آب سرد وضو بگیرم و تابستانها در هوای گرم روزه...

    لذت و رنج گاهی دو مفهوم نسبی پیدا میکنند

    شما گاهی یک مقصد و هدفی داری و برای رسیدن به این مقصد مجبوری زحمت طی مسیر رو تحمل کنی . گاهی این مسیر سخت و طاقت فرسا میشه و فقط شوق رسیدن به مقصد هست که به شما امید میده وگاهی مسیر بسیار زیباتر از مقصد خواهد بود و برای شما دلتنگی مسیر عبور کرده رو حتی در مقصد به دنبال میاره.

    عبادت با معرفت و شوق لذتیه که لذت میاره ( مصداقی از مصائب شیرین چه بسا کسی حتی اون رو جزو مصائب هم نیاره) و در مقابل، با بی ملاحظگی در سرما و بارون بدون پوشش مناسب رفتن و به تبع اون بیمار شدن رنجیه که رنج میاره.

    - ثروت لذتیه که یکی اون رو لذت ودیگری زحمت میبینه ( ترس از دزدیده شدن و یا از دست دادنش و اینکه کجا نگهش داره و چیکار کنه که ارزشش کم نشه و...)
    - ازدواج و تلاش برای زندگی نمونه ای از زحمتیه که یکی مشتاقانه برای آرامش خودش و خانوادش انجام میده و از لحظه لحظه اش با تمام مشکلاتش لذت میبره و دیگری از روی انجام وظیفه صرف و بدون علاقه پس برای او چیزی جز رنج تحمل توقعات همسر و صدای جیغ بچه و سرافکندگی آخر ماه جلوی صاحبخونه نیست.

    دوست داشتم درباره فرج بعد از شدت و سنتهای خداوند درباره ابتلا و امتحان و لذتی که عذابه و رنجی که نعمت است و کفاره گناهان و ... بگم ولی طولانی میشه موفق باشید 

    حافظا پادشهان پایه به خدمت طلبند                       سعی نابرده چه امید عطا می داری

    ------------

    من از چشم تو ای ساقی خراب افتاده ام لیکن          بلایی کز حبیب آید هزارش مرحبا گفتیم


    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    ممنون از دوستانی که به این مبحث توجه نشان دادند

    نکات خوبی رو بیان کردید. مفهوم درد در دنیای عرفان ناب اسلامی مبحثی است که دنیای سکولار، قرنها باید براش وقت بگذاره تا فقط بتونه شاید بخشیش رو درک کنه!

    یکی در پی درمان درد هست، و دیگری در پی ایجاد درد! البته درد جسمی، مبحثی دارد و درد روانی و روحی مبحثی دیگر. جالبه که دیدگاهها در باب درد جسمانی هم یکسان نیست

    مولانا در اشعار عرفانی کم نظیر خود، درد رو به بی دردی ترجیح میده و بر خاصیت زایندگی درد تاکید داره(نقل به مضمون از کریم زمانی)


    درد داروی کهن را نو کند

    درد هر شاخ ملولی خو کند


    کیمیای نو کننده دردهاست

    کو ملولی آن طرف که درد خاست


    هین مزن تو از ملولی آه سرد

    درد جو و درد جو و درد درد[hr]

    فهمیدن فلسفه درد، کمک میکنه تا ما با درد و بلا، با دیدی نو مواجه بشیم:

    حضرت علی (ع) می فرماید: بلاء برای انسان ظالم وسیله ادب کردن، و برای مومن وسیله امتحان، و برای پیامبران موجب بالا رفتن درجات، و برای اولیاء موجب کرامت است.

    ما معمولا در پی درمان دردهامون هستیم، و حال آنکه...


    من از درمان و درد و وصل و هجران

    پسندم آنچه را جانان پسندد[hr]

    من  گرفتار  و  تو  در  بند  رضای دگران

    من  ز درد  تو  هلاك و تو  دوای دگران[hr]
    در دفتر طبیب خرد باب عشق نیست

    ای دل به درد خو کن و نام دوا مپرس[hr]
    رابطه درد و لذت، قطعا پیچیده تر از مواردی است که بیان شد. همچنان مایل هستم تا دوستان در بحث شرکت کنند.

    مثلا میتونیم درباره آیاتی چون «انّ مع العسر یسرا...» صحبت کنیم.

    یا درباره اینکه تحمل ما انسانها برای درد داشتن چقدر هست. یا اینکه آیا دردها باید تمام بشوند یا نه؟

    یا درباره بهشت که در اون هیچ دردی نیست...

    فکر میکنم بحثهای جالبی بشه

    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سبز آواتار ها
    سلام
    آیه آخرسوره بقره (لایکلف الله نفسا الا وسعها )یعنی خداهیچ کس راتکلیف نکند مگر به اندازه تواناییش

    (ربناولا تحملنا مالا طاقه لنا به  )یعنی خدایا تکلیفی که بیشتر از تحمل ماست بر دوش ما نگذار
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    ممنون بابت نکته سنجی های شما که منجر به پویایی بحث و تفحص بیشتر میشه

    بخش اول از آیه آخر سوره بقره رو که گذاشتید، یکی از سنتهای الهی هست:

    لایکلف الله نفسا الا وسعها

    بی تردید، خدای حکیم، بیش از توان افراد بر اونها تکلیف نمی کنه

    اما اینکه حد توان چقدر هست، ابتدا پیشنهاد میکنم تفسیر آقای قرائتی در لینک زیر رو ببینید و بشنوید:
    [tebyan=360,640]104334[/tebyan]

    دانلود کنید...
    در مورد صبر، به یاد روایتی از امیرالمونین(ع) افتادم.

    در حدیثی از امام علی(ع) آمده که:

    صبر به اندازه مصیبت فرود می آید و آنکه در مصیبت، بی تاب بر پایش زند، اجرش نابود می شود.

    من شخصا از این حدیث پرمعنا، توازن صبر و مصیبت رو برداشت میکنم. پس، نباید جای نگرانی نباشه، البته اگر بی تابی نکنیم!

    اما در رابطه با بخش دیگری از آیه مبارکه «ربناولا تحملنا مالا طاقه لنا به»، باید عرض کنم که این قسمت، بخشی از دعای مومنین هست که ظاهرا در رابطه با مشقتهایی است که برای امتهای پیشین بر اثر نافرمانی شون، بر اونها نازل شده بوده. در این بخش از دعا، اگر به زبان خودمونی بخواهیم بگوییم، درواقع مومنین دعا می کنند که خدایا آن سختیهایی که بر اثر گناهان و نافرمانی و ظلم های ما استحقاق داریم که بر ما نازل کنی(و از تحمل و طاقت ما هم خارج هست) را، بر ما نازل نکن.

    دقیقترش رو از تفسیر المیزان علامه طباطبایی(ره) و به نقل از سایت شهید آوینی قرار میدم:

    ربنا و لا تحملنا مالا طاقه لنا به

    مراد از(مالا طاقه لنابه )، تكليف هاى ابتدائى طاقت فرسا نيست، چون توجه نمودى كه خداى تعالى هرگز چنين تكاليفى به بندگان خود نمى كند، چون هم عقل آن را تجويز نمى كند، و هم كلام خود خداى تعالى، كه در مقام حكايت گفتار مؤمنين فرموده: (سمعنا و اطعنا)، بر خلاف آن دلالت دارد، بلكه مراد از آن جزا و كيفر بدى هائى است كه ممكن است به ايشان برسد، حال يا به صورت تكاليف دشوار (نظير آنچه در بنى اسرائيل واقع شد) باشد، و يا به صورت عذاب هائى كه ممكن است نازل شود، و يا به صورت مسخ شدن و امثال آن باشد.


    همه ما مورد ابتلاء و امتحان الهی قرار خواهیم گرفت. به فرموده امام علی(ع):

    «هیچ کدام از شما چنین نگوید: "خدایا از فتنه و امتحان به تو پناه می‌برم" چرا که هیچ کس نیست مگر آنکه دچار فتنه و آزمونی می‌شود، لیکن هر کس می‌خواهد پناه ببرد، از فتنه‌های گمراه کننده و آزمون‌های لغزاننده به خدا پناه ببرد. ... خداوند فرموده است: اموال و فرزندان شما وسیله امتحانند. معنایش آن است که او بندگان را با اموال و اولاد امتحان می‌کند تا روشن سازد که چه کسی به روزی خدا اعتراض دارد و چه کسی به تقسیم رزق الهی راضی است، در حالی که خدا از خودشان نسبت به آنان داناتر است، ولی می‌خواهد کارهایی از آنان آشکار شود و سر بزند که به خاطر آن‌ها مستحق ثواب و پاداش یا سزاوار کیفر شوند. برخی فرزند پسر را دوست دارند و از دختر بدشان می‌آید، بعضی افزایش ثروت را دوست می‌دارند و از آسیب‌های مالی و آشفتگی حال، ناراحت می‌شوند (ولی این‌ها گاهی وسیله امتحان است)».

    خب موارد ابتلاء و امتحان و متفاوت هست. یکی با نعمت امتحان میشه و دیگری با نقمت. البته باید دانست که اگر کسی از نعمت الهی به درستی استفاده نکنه، طبق سنن الهی این نعمت تبدیل به نقمت میشه. هم نعمت و هم سختی هر دو ابتلاء هستند و انسانها طبعا(و نه فطرتا) هنگام نزول نعمت بر آنها، خودگرا می شوند(نقل به مضمون از آیت الله جوادی آملی می کنم).

    فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ

    اما آدمی، چون پروردگارش بيازمايد و گرامی اش دارد و نعمتش دهد ، می گويد: پروردگار من مرا گرامی داشت.

    وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ

    و چون بيازمايدش و رزق بر او تنگ گيرد، می گويد: پروردگار من مرا خوار ساخت.

    در حالی که اینها هر دو ابتلاء هستند.

    می بینیم که حضرت ابراهیم(ع) در اواخر عمر شریفشون مورد ابتلاء سختی قرار می گیرند(تذبیح حضرت اسماعیل علیه السلام) و همین ابتلائات سخت و برآمدن ایشون از این امتحانات، منجر به رشد ایشون و ترفیعشون به مقام والای امامت میشه. اینجوری نیست که ابتلائات(چه سختی و چه نعمت) تموم بشه:

    وَ إِذِ ابْتَلي إِبْرَهِيمَ رَبُّهُ بِكلِمَتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِني جَاعِلُك لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَ مِن ذُرِّيَّتي قَالَ لا يَنَالُ عَهْدِي الظلِمِينَ

    دوست دارم راجع به سرّ دعا کردن و رابطه مخلوق با خالق هم صحبت کنم(باتوجه به اینکه نوشتید آیا خدا نمیدونه؟)، اما فکر می کنم طولانی بشه. شاید در پستهای بعدی...

    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام
    گفته بودید زیر مقالات نظر ندیم
    منم نظر نمیدم
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'ghalbe laleh' pid='22379' dateline='1378126730'
    سلام
    گفته بودید زیر مقالات نظر ندیم
    منم نظر نمیدم

     

    سلام

    چه حرف گوش کن شدن بچه ها

    مانعی نداره. بحث در این مقاله در همینجا آزاد هست.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    ممنون از آقای دکتر بخاطر مقالات به موقعشون
    بااجازتون من عهد شکنی میکنم و بدون منبع مطالبی رو عنوان میکنم که نظر شخصیه

    رنج
    هر انسانی رنج رو یه طور تعبیر میکنه یکی فقر رو رنج میدونه یکی شکست عشقی و یکی هم بیماری همه ی اینها به نوعی رنج هست و به نوعی هم تقویت روحیه صبر استقامت هر فرد
    مثل دوره ی آموزشی سربازی یا هر چیزی که برای اولین بار امتحان میکنیم خیلی سخته تا حالا تجربه نکردیم برای همین اعتراض میکنیماین رنج ها توی زندگی هر فردی پیدا میشه پولدار فقیر با ایمان بی ایمان کوچیک بزرگ هم ندارهلذت
    همه ی ما انسان ها خیل کنجکاویم اولین کنجکاویامونم دوران کودکی امتحان کردیم با به این دست نزن جیزه شروع شد تا امروز هم ادامه داره گاهی وقتها که با کنجکاوی بی مورد خودم روبرو میشم میگم کاش مادرم نمی گفت جیزه بهم میگفت واقعا چیه که نباید دست بزنم!!!!!!!!!
    همه ی ما دوران کودکی با هم بازی های جنس مخالفمون بازی کردیم بازی های دخترونه پسرونه بی ریا اما همین که برزگ شدیم هم حیا بهمون اجازه نداد دوست باقی بمونیم هم بزرگ ترها و هم یه حس غریب به اسم بلوغ اگه تادیروز پسر همسایه میومد دنبالمون بازی کنیم با ذوق شوق بدون مخالفت خودمون و بزرگ تر ها میر فتیم ولی الان هم ناز داریم هم غرور هم حیا همه باهم

    ولی بازهم کنجکاوی نمیزاره انگار دختر یا پسر همسایه عوض شده خیلی جذاب و شیرین تر شده چی شده
    نوع نگاه نوع دید و نگرش عوض شده همه چیز عوض شده

    دوران بلوغ تغییرات زیادی رو در بدن نوجوانان ایجاد می کنه که همگی در بردارنده رشد جنسی در اونهاست که همواره حس نا آشنای جنسی هم در اون دخیله بخاطر اینکه اندام دختران و پسران آماده ی باوری است که باعث جذب شدن به سمت جنس مخالف میشه
    اما این فعل و انفعالات زود گذر و سطحیه بخاطر تغییراتی که در بدن رخ میده با عشق اشتباه گرفته میشه و قدرت احساسات جای خودش رو به قدرت تصمیم گیری میده و برای همین هم هست که بیشتر نوجوانان در این سن و سال با افت شدید درسی روبرو هستند
    و همه ی این فعل و انفعالات موجب رنج در دوران نوجوانی میشه
    و اگر با برنامه ریزی و تصمیم گیری و هدفمند کردن و البته توجیه  نوجوانان در این سن و سال بشه  هدایت و حمایتشون کرد در حداقل چهار سال بعد

    لذت = عشق خواهد بود
    منظورم اینه که با کنترل و حمایت به موقع نوجوانان میشه کمتر شکست عشقی رو شاهد بود وآسیب های بعد ازاون

    زیاد حرف زدم شرمنده


     
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •