تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نداشتن اعتماد به نفس زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:nahid2380
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 7

نداشتن اعتماد به نفس

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام من از گذشته اعتماد به نفس نداشتم و حالام یه خواستگار دارم یه مدتی هست با هم در ارتباطیم  همش فکر میکنم دوسم نداره حس میکنم داره تحملم میکنه چیکار کنم هیچ تسلطی به ذهنم ندارم ؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    لطفا درباره خودتون بیشتر توضیح بدید.

    چندسالتونه؟

    فرزند چندم خانواده هستید؟

    به چه کاری مشغولید؟

    فکر می کنید علت این کمبود اعتماد به نفس چی میتونه باشه؟

    آیا رفتارهایی از خواستگارتون دیده اید که نشان دهنده این برداشت ذهنی شما باشه؟ میتونید نام ببرید؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'محسن عزیزی' pid='22605' dateline='1378300471'
    سلام

    لطفا درباره خودتون بیشتر توضیح بدید.

    چندسالتونه؟

    فرزند چندم خانواده هستید؟

    به چه کاری مشغولید؟

    فکر می کنید علت این کمبود اعتماد به نفس چی میتونه باشه؟

    آیا رفتارهایی از خواستگارتون دیده اید که نشان دهنده این برداشت ذهنی شما باشه؟ میتونید نام ببرید؟
     


     من 23 سالمه
    فرزند اخر خونواده یعنی چهارمی هستم
    دانشجو هستم مدتی توی اداره ایی مشغول به کار بودم که اتفاقا به خاطر نداشتن اعتماد به نفس  کارمو از دست دادم جون همیشه فکر میکردم کارم خوب نیس و این تلقینی شد که اطرافیان ازش سو استفاده کردن.یعنی بهم تهمت زدن و حتی خونوادم پشتمو نگرفتن.
    از نظر خودم خودنوادم چون همیشه از بچگی جوری با من و خواهرام و برادرم رفتار کردن که همیشه ساکت بودم تو بچگی مادرم همیشه بهم میگفت باید حقتو بگیری و واسه یاد دادنش به من جلوی جمع با صدای بلند حرف میزد جوری که من خجالت میکشیدم و پدرم به جای من تصمیم میگرفت.
    اینکه خیلی کم با من حرف میزنی وقتی اتفاقی میفته تا ازش نپرسم اونم حرفی نمیزنه خیلی بام سرده نمیدونم شاید این دید منه .
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    محسن عزیزی آواتار ها
    ممنون

    برای داشتن اعتماد به نفس، پیش از دیگران، شما باید خودتون بتونید با خودتونید کنار بیایید و برای این مهم نیازمند خودآگاهی هستید. فکر می کنید چقدر خودتون رو میشناسید؟

    آیا میتونید نقاط قوت و ضعف خودتون رو واقعبینانه بیان کنید؟

    برخی مفروضه های نادرست، توقعات و انتظارات بیجا، خودگویی ها و تلقینهای منفی، و عمل نکردنها میتونن منجر به کاهش اعتماد به نفس افراد بشن

    نخست مفروضه های نادرست

    مفروضه شماره یک: من حتما باید همیشه علاقه یا تایید همه افراد مهم زندگی ام را داشته باشم.

    مفروضه شماره دو: همه ی گذشته من همیشه مهم است و احساسات و رفتار من را در زمان حاضر کنترل می کند.

    انتظارات بیجا

    من باید کاملا قابل و کافی و بدون نقص باشم وباید درهمه ی امور مهم زندگیم موفق شوم.

    خودگویی ها و تلقینات منفی

    من از عهده هیچ کاری بر نمیام.

    من اصلا اعتماد به نفس ندارم.

    هیچکس نمیتونه به من اعتماد کنه.

    کسی منو دوست نداره.

    من نمیتونم در کارم موفق بشم.

    اگر خواستگارم با من صحبت نمی کند، به معنای این است که از من خوشش نمی آید.



    خب من برخی از موارد احتمالی رو بیان کردم. شما میتونید در این راستا به من کمک کنید و موارد دیگری رو هم اضافه کنید.

    باید به این مفروضه ها، انتظارات و خودگویی ها بپردازیم و راههایی در جهت اصلاح اونها پیدا کنیم.

    پیش از این کار، سوالم از شما اینه که «اگر فردی با دیگری صحبت نکنه، به طور کلی چه دلایلی میتونه داشته باشه؟»

    سوال دیگر اینکه، فکر می کنید تحمل کردن ایشون براش چه منفعتی داره؟ اصلا چرا باید تحمل کنه؟

    و سوال سوم، فکر می کنید چگونه میتونید صحت این فرضتون(که ایشون به شما علاقه ای نداره) رو امتحان کنید؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'محسن عزیزی' pid='22678' dateline='1378368232'
    ممنون

    برای داشتن اعتماد به نفس، پیش از دیگران، شما باید خودتون بتونید با خودتونید کنار بیایید و برای این مهم نیازمند خودآگاهی هستید. فکر می کنید چقدر خودتون رو میشناسید؟

    آیا میتونید نقاط قوت و ضعف خودتون رو واقعبینانه بیان کنید؟

    برخی مفروضه های نادرست، توقعات و انتظارات بیجا، خودگویی ها و تلقینهای منفی، و عمل نکردنها میتونن منجر به کاهش اعتماد به نفس افراد بشن

    نخست مفروضه های نادرست

    مفروضه شماره یک: من حتما باید همیشه علاقه یا تایید همه افراد مهم زندگی ام را داشته باشم.

    مفروضه شماره دو: همه ی گذشته من همیشه مهم است و احساسات و رفتار من را در زمان حاضر کنترل می کند.

    انتظارات بیجا

    من باید کاملا قابل و کافی و بدون نقص باشم وباید درهمه ی امور مهم زندگیم موفق شوم.

    خودگویی ها و تلقینات منفی

    من از عهده هیچ کاری بر نمیام.

    من اصلا اعتماد به نفس ندارم.

    هیچکس نمیتونه به من اعتماد کنه.

    کسی منو دوست نداره.

    من نمیتونم در کارم موفق بشم.

    اگر خواستگارم با من صحبت نمی کند، به معنای این است که از من خوشش نمی آید.



    خب من برخی از موارد احتمالی رو بیان کردم. شما میتونید در این راستا به من کمک کنید و موارد دیگری رو هم اضافه کنید.

    باید به این مفروضه ها، انتظارات و خودگویی ها بپردازیم و راههایی در جهت اصلاح اونها پیدا کنیم.

    پیش از این کار، سوالم از شما اینه که «اگر فردی با دیگری صحبت نکنه، به طور کلی چه دلایلی میتونه داشته باشه؟»

    سوال دیگر اینکه، فکر می کنید تحمل کردن ایشون براش چه منفعتی داره؟ اصلا چرا باید تحمل کنه؟

    و سوال سوم، فکر می کنید چگونه میتونید صحت این فرضتون(که ایشون به شما علاقه ای نداره) رو امتحان کنید؟
     
     ممنونم که وقت گذاشتید
    بله متاسفانه تموم اون چیزایی منفی رو که گفتید رو من دارم
    در جواب سوالاتون باید بگم
    خوب از نظر  اگه اون با من حرف نمیزنه شاید برای من وقت نداره یا حوصله منو نداره یا شاید به مسئله مهم تر از من میپردازه والبته شاید دستش بنده و مشغول کاریه و یا کسی پیشش باشه.
    برای این سوال جوابی ندارم نمیدونم
    خوب معمولا دو نفر که میخوان با هم یه زندگی رو شروع کنن زیاد با هم صحبت میکنن منظورم این نیست که صبح تا شب یه بند در حال حرف زدن باشی مثلا در طول روز یکبار یا دو بار باهم صحبت کنیم  یعنی کسی که منو دوس داره توی تمام روز 10 دقیقه یا نیم ساعت برای من وقت نداره ؟
     


     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'nahid2380' pid='22701' dateline='1378376236'
    'nahid2380' pid='22701' dateline='1378376236'
    البته اینم بگم که من خیلی وقتا سعی کردم بهش غلبه کنم
    مثلا توی دانشگاه خیلی وقتا سعی کردم ولی متاسفانه وقتی با تمسخر اطرافیان مواجه شدم دیگه نتونستم ادامه بدم
    یا توی جمع فامیل هیچوقت حرف نمیزدم وقتی که سعی کردم حرف بزنم مادرم هی میگفت تو ساکت باش یا پدرم بهم میخندید.
    وحالا این خواستگار  میدونم طرز تفکرم غلطه ولی نمیدونم چیکار کنم  وقتی این حس با خجالت آمیخته میشه وقتی میبینم با سکوت همه چی خوب پیش میره دیگه سکوت رو به حرف زدن و اظهار نظر کردن ترجیح میدم.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بهتر بود مساله رو کامل بیان می کردید.

    با توجه به تاپیک زیر، مساله تون رو همونجا پیگیری کنید.

    http://hamyaryiran.ir/Thread-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%AA-%D9%85%D8%AE%D9%81%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87?pid=229 59#pid22959

     
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •