تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دوستی قبل از ازدواج زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mini-a
آخرین ارسال:الهه65
پاسخ ها 7

دوستی قبل از ازدواج

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام.

    من تازه عضو این سایت شدم.

    ممنون میشم که کارشناسانه کمکم کنید.

    دخترم و 26 سالمه.
    راستش من 5 سال پیش یه شکست عاطفی داشتم.7 پسرداییم خواستگار رسمیم بود که بعد از دو سال تلاش برای اینکه به هم برسیم و با اینکه تا آزمایش خون هم پیش رفتیم ولی قسمت نشد و مسیر زندگیمون جدا شد. رابطه من و پسر داییم هم یه رابطه عاطفی قوی بود ولی حتی یه بار هم دست همو نگرفتیم.

    خب این جدایی خیلی برام سخت بود. ایشون هم دو سال و نیم پیش ازدواج کرد و خوشبخته.

    مساله اینه که در این 5 سالی که از جدایی من و ایشون میگذره من یا خواستگار نداشتم یا مواردی بودن که مناسب نبودن یا مواردی بوده که من پسندیدم ولی خانواده ام رد کردن.

    خب من از نظر عاطفی خیلی نیاز داشتم کسی رو دوست داشته باشم و کسی دوستم داشته باشه.
    ولی آخرین خواستگار مربوط به دو سال پیش بود. یعنی دو سال بود که کسی نمی اومد.

    گاهی به فکر افتادم که این خلا رو با دوستی پر کنم اما نتونستم.

    تا اینکه چند وقت پیش بدون اطلاع خانوادم در یک سایت همسریابی ثبت نام کردم. خب موارد زیادی تقاضای آشنایی میدادن. ولی احراز هویت نشده بودن. یکی از موارد احراز هویت شده بود و مشخصات و خصوصیاتش هم به معیارهام نزدیک بود.من پاسخ پیامشون رو دادم و اعلام موافقت برای آشنایی بیشتر کردم. ایشون هم شمارشونو دادن.

    تقریبا یک هفته پیش باهاش تماس گرفتم.
    گفت راستش من میخوام باطرفم دو سال دوست باشم بعد برم خواستگاریش. چون یه برادر بزرگتر دارم که ازدواج نکرده.

    توی موارد دیگه ای که صحبت کردیم همه چی خوب به نظر میاد و به معیارهام نزدیکه.البته هنوز در حد حرفهایی که خودش زده. وگرنه تحقیقی در موردش هنوز نکردم.

    ولی من بخاطر اینکه میگه میخواد دو سال دوست باشه میترسم.

    هم از این نظر که نکنه بعدا نظرش عوض بشه یا بعدا خانوادش مخالفت کنن، هم از این نظر که چون خودم خیلی نیاز به یه رابطه عاطفی دارم بهش از نظر عاطفی وابسته بشم و نتونم منطقی فکر کنم.

    من ازش خواستم به طریقی به من ثابت کنه که این آشنایی به قصد تصمیم گیری برای ازدواجه.

    او هم گفته بهش فکر میکنه.

    من نمیخوام دوباره از نظر عاطفی ضربه ببینم. ولی واقعا هم از تنهایی خسته شده ام.

    میخواستم در موردش با مامانم حرف بزنم. اما روم نمیشه. حس میکنم مامان بگه چه دختر بی شرمی هستی که رفتی سایت همسریابی ثبت نام کردی.

    توی این یک هفته هم با اینکه شمارمو داشته رفتار سوءاستفاده گرانه ای زش ندیدم.

    راستی قرار شده چند روز دیگه حضورا همو ببینیم.

    ولی من همش میترسم احساساتم بهم غالب بشه و نتونم منطقی تصمیم بگیرم. بخصوص که یکمی هم انگار احساس نسبت بهش پیدا کرده ام.

    به نظر شما چیکار کنم؟ این رابطه رو همینجا قطع کنم یا ادامه بدم؟؟ چطوری بفهمم واقعا قصدش ازدواجه؟؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام دوست عزیز
    من و شما همدردیم منم تو زندگیم شکست خوردم و تا پای عقد رفتم ولی نشد که بشه
    می دونم الان خلا عاطفی داری و نیاز به ی همدم ولی خیلی مواظب باش که دوباره احساسات
    قشنگت جریحه دار نشه اون وقت تحملش برات سخت تر از الان می شه
    شما هنوز اون آقا رو ندیدی میگی بهش احساس پیدا کردی
    وای به حال اینکه ببینیش و باهاش رابطه داشته باشی
    این حست فقط از بابت این که از تنهایی خسته شدی
    این آقا اگه شرایط ازدواجو نداره چرا اومده تو سایت همسریابی ثبت نام کرده؟؟؟
    نکنه از الان می خواد کسی رو برای دو سال دیگه رزرو کنه؟؟؟
    به نظر من یا اصلا بهش فکر نکن و بی خیال این رابطه شو
    یا بهش بگو رسما بیاد خواستگاریت تا خانوادت هم در جریان باشن
    نکنه فردا روزی خانوادت مخالفت کنن اونوقت تحمل دومین شکستو داری؟
    اگه گفت شرایط ازدواجو نداره بهش بگو که فعلا اقدام کنه تا خانواده ها در جریان باشن بقیه شرایط بعدا جور میشه

    ببین عزیزم مایی که یکبار طعم تلخ شکستو چشیدیم خیلی باید با احتیاط قدم برداریم مبادا دوباره به احساسمون لطمه وارد بشه
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    "به نظر من یا اصلا بهش فکر نکن و بی خیال این رابطه شویا بهش بگو رسما بیاد خواستگاریت تا خانوادت هم در جریان باشن"
    با حرف ایشون کاملا موافقم....
    میدونم سخته..اما باید بتونی...
    و دیگه اینکه..تا میتونی به پسر جماعت اعتماد نکن...
    من خودم پسرما..!

    دلت قرص باشه و به خدا پناه ببر...
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    rahaii آواتار ها
    سلام دوست عزيز به همياري خوش آمدين:

    ايشون چند سالشونه؟ ميزان تحصيلات هردو؟ هر دو ماله يك شهر هستين؟ ايشون شرايط ازدواج رو دارند؟ از خانواده شون كسي هم از اين رابطه خبر دارند؟ دليل اينكه ميخوان بعد 2سال ازدواج كنند فقط بخاطر برادر بزرگشون هست؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام.

    همون روز که اینجا تاپیک زدم بهش اس ام اس زدم و گفتم با دوستی نمیتونم کنار بیام. خیلی مودبانه بهش گفتم اگه اجازه بدید این رابطهرو قطع کنیم مگر اینکه با اطلاع و رضایت خانواده ها باشه.

    دیگه جوابی نداد.............

    فرداش هم اس ام اس زدم که نظرتونو نمیگید؟

    بهش نرسید. احتمالا گوشیش خاموش بود. چون چند ساعت بعد پیغام دریافتش اومد.............

    ولی باز جواب نداد............

    فکر کنم تموم شد.

    من هم حالم خوبه و اصلا اذیت نشدم.

    ممنون از شما دوستای خوب
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    دلم گرفته.
    از 7 سال پیش تا 5 سال پیش تلاش برای رسیدن به کسی که خیلی همو دوست داشتیم. 5 سال پیش به هم خوردن همه چیز و جدا شدن مسیر زندگیمون. دو سال و نه ماه پیش ازدواج او. و من هنوز تنهاااا.........

    فراموشش کرده ام. ولی تنهایی گاهی خیلی به آدم فشار میاره. فراموش کردن بدون پیدا کردن یه جایگزین خیلی سخت بود. خیلی سخت.

    دلم خیلی گرفته..........
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    عزیزم من درکت میکنم
    انشالله که وضعیت به سمت روشنی دل و قلبت عوض شه
    واقعا خوب کردی از این آدم دوری کردی
    بهتره که ارتباطت با این آدمها پشت همون سیستم کامپیوتر تمام شه
    و نبینیشون اصلا

    حرفهای فاطمه جان واقعا آموزنده است
    انشالله خوشبخت بشی
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •