تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تعهدبه خانواده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:يامين
آخرین ارسال:maryam.azadeh
پاسخ ها 11

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

تعهدبه خانواده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    يه راست ميرم سراغ حرفام وترديدها ونگرانيهام فقط خواهش ميكنم بهم جواب بدين
    دوسه ماه پيش براي كاروارد شركتي شدم كه خيلي زودفهميدم جاي كسي اومدم كه همه اينجادوستش داشتن اما چون ادم خونگرم وصميمي هستم زودباهاشون دوست شدم (رفتن ايشون بخاطر من نبود) ازتعريف وتمجيدوتاكيدزيادهمكاري اينجا درموردشباهتهاي اخلاقي مذهبي من واون همكارسابق كنجكاوشدم تا ديداري باهاشون داشته باشم البته اصرار اونام بود بعدملاقاتشون متوجه صحت گفته هاي اونا شدم  فقط يه سري تفاوتهاي سطحي وجود داره كه گذشت ميطلبه اما مشكل اينجاس كه ايشون وقتي11ساله بودن پدرشون وازدست دادن وبارخانواده رودر تمام اين سالها به دوش كشيدن وبه مدارج بالا هم خودشون وهم بقيه خواهربرادراشون رسيدن ايشون7تاخواهردارن يه برادركه ازخودشون كوچيكتره اما ازدواج كردن خودشون 27ساله ان وخرج ومخارج زندگي برادرشون كه سرباز هستندرو هم ميدن تو گفتگوهاي اوليه فقط ازمادرشون وبعدازخانوادشون حرف ميزدن به سوالات من راجع به استقلال داشتن وچهارچوب زندگي مشترك جواباي بي ربط ميدن كه به خانوادشون ربط داشت خلاصه من همكارم ودرجريان مكالماتمون قرار دادم اون باهاش صحبت كردفعلابحث خانواده روبيشترازاين پيش نكشه يه دوسه روزازطريق پيامك سوالاتي كه توذهنمون باقي مونده بودوپرسيديم اما من خيلي ازشلوغي خانوادشون واينكه اون بايدبهشون سرويس بده ميترسم چون فكرميكنم اينجوري دخالتهازيادميشه اما نميخوامم  سرسري تصميم بگيرم بنظرتون بايدچيكاركنم؟

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    rahaii آواتار ها
    سلام دوست عزيز:

    شما چند سالتونه؟ ميزان تحصيلات هردو؟ سطح فرهنگي و اقتصادي هردو خانواده؟ قصد هر دو از اين رابطه چيه؟ در حال حاضر سرپرستي چند نفر رو برعهده دارند؟ چقدر نسبت به ايشون شناخت داريد؟ از خانواده هردو كسي هم در جريان هستند؟ مشكلتون فقط اينكه ايشون سرپرستي خانواده شون رو برعهده دارن؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام
    منم27سالمه.من ليسانس مديريت دارم ايشون ليسانس حسابداري.
    فرهنگي رونميدونم چون خانوادشون ونميشناسم اما تومحله هاي پايين شهرمون سكونت دارن.
    اقتصادي تا اونجايي كه ميدونم يه سوپرماركت ازقديم الايام داشتن كه خانواده رو درتمام اين سالهاباهمون تامين كردن يه اشاره اي به اينكه چند دهنه مغازه ديگه ام دارن كردن اما من چون نميخواستم زياد مادي بنظربيام  راجع بهش كنجكاوي نكردم،پدرمن مديرمالي يه شركت بنام هستندوضع ماليمون خوبه
    اشنايي وپيامهامون صرفا براي اشنايي بيشتره
    سه تا ازخواهراشون ازدواج كردن واهل تسنن هستن بقيه شيعه هستنداينويادم رفت بگم
    فقط راجع به خودشون ازهمكاراتحقيق كردم اماخانوادشون ونمشناسم
    هم سرپرستي خانواده وتاكيدزيادشون براي سرويس دان به خانوادشون نگرانم ميكنه هم خواهرهاي سني شون آخه ماسيديم بااهل تسنن وصلت نميكنيم اينم بگم ايشون شيعه ان نمازخونم هستن ازاين موضوع كاملا مطمئنم مامانشون شيعه هستند وپدرشون سني بودن دخترعموشون هم كه عروس خانوادشون هستندشيعه ان
    ازخانواده من خواهربزرگم درجريان هستندمافقط يه هفته است ازملاقاتمون ميگذره دلبستگي بهم نداريم سعي دارم منطقي تصميم بگيرم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    maryam.azadeh آواتار ها
    یامین جان
    اول اینکه یک سوال؟ ایا شما به ایشون علاقمند هستین؟ ایا فرست ایمپرشن گرفتین یا خیر؟
    این خیلی مهم و تعیین کننده هست برا ادامه رابطه و اینکه بنا باشه شما وارد زندگی مشترک بشین.
    بحث شلوغ بودن افراد خانواده ایشون الزاما یک عیب شمرده نمیشه شما قرار هست در یک منزل مستقل با ایشون زندگی کنین و اتفاقا از دید بعضی ها داشتن خواهر برادرهای متعدد عیب نیست و شاید حسن هم باشه چون در اینده فرزند یا فرزندان تون عمه و عموهای زیادی داشته و از طریق اونا با افراد بیشتری اشنا شده و در محیط پرهیاهوتر و احتمالا شادتر و سازنده تری زندگی خواهند کرد.
    ولی خب گاهی اوقات خانواده های پرجمعیت میتونن مساله ساز باشن وقتی که فرزندی در اون خانواده رشد کرده که توجه کافی از سوی والدینش بهش نشده و احیانا دچار عقده ها و کمبودها و یا ضعف تربیت و فقدان کلاس اجتماعی بالا باشه.
    اگه طرف شما دارای شخصیت وزین، شعور و کلاس اجتماعی متوسط یا بالا هستش یعنی شلوغی جمعیت خانواده به ایشون هیچ ضربه ای وارد نکرده و بالعکس سبب رشد اون شده.
    در مورد تامین مخارج برادرشون در مقطع سربازی، خوب بالاخره سربازی برادر تموم میشه و اون هم وارد بازار کار میشه و این وضعیت تا ابد ادامه پیدا نخواهد کرد. 
    اما حق دارین از ایشون پاسخ های مستقیم و واضح بخواهین راجع به استقلال مالی و سایر مسایلی از این دست که بسیار مهم هستن.
    بحث تشیع و تسنن رو چندان بهش فکر نکنین به این دلیل که مذهب هردوی شماها یکسان هست و سنی بودن برخی افراد خانواده ایشون، نمیتونن در زندگی شما مشکلی ایجاد کنن. شما با یک شخص قرار هست ازدواج کنین نه با مجموعه خواهر و برادرهای ایشون.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    ممنون از راهنمايهاتون علاقه هنوز بينمون نيست اما شخصيت ايشون وميپسندم هم موقرن هم مومن
    اما راستش من فكرنكنم بتونم حتي يه سفر ساده باهمسرم به تنهايي برم هميشه بايدامادگي همراه بودن باخانواده ايشون وداشته باشم من بيشترازاين جورچيزها ميترسم براي اين راهنمايي  دارين بهم بگين
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    من خيلي گيج شدم آخه يه سوالاتي ميپرسه راجع به چك كردن گوشي ورابطه عشقي قديمي واينجورچيزا منم رك وروراست جوابشونودادم گفتم اگه اعتمادباشه اين كارلازم نيست گفت اگه يكي از دخترهاي محل كاربهم اس بده چي؟منم گفتم اگه حساس نشم مريض نيستم الكي شك كنم.اما امروز دركمال تعجب ديدم اس داده كه ميخوام مدتي گوشيو خاموش كنم قبل من يكي از بچه هاي اينجابهشون پيشنهاد داده بودن كه خواهرشوهرشون وببينن باهم صحبت كنن اما اون خانم بعد يكي دوماه تومحل كارشون با ايشون قرار گذاشتن وخيلي زودم برگشتن سركارشون تا اونجاكه ميدونم صحبتي هم باهم نكردن اما من حس ميكنم يكم دودل شدن شايدبابت اون خانم ياجواباي رك وصريح من باشه
    يعني بايد ازاول دروغهاي قشنگ وحرفاي قشنگ ميزدم ؟؟؟؟؟؟؟؟
    يعني راستگوبودن اينقدر بده؟؟
    اينم بگم دوسال اينجاكارميكرده همه ميشناسنش اون اصلا همچين ادمي نيست كه بخواد باخانمهازيادي صميمي بشه نميدونم شايدكسي داره راهنمايش ميكنه كه اين چيزاها روبگه اما دليل تاكيدشو نميفهمم وقتي جوابشو ميدم سعي ميكنم بامثال جوواب بدم كه منظورم ودرست بفهمه اما ميگه باكلمات بازي نكن رو راست جواب بده بعدمن متقابل ازش سوال خودشوميپرسم خوشو پاك ومقدس نشون ميده جوابمو يه كلمه ميده
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    maryam.azadeh آواتار ها
    یامین جان
    اول عذرخواهی میکنم که دیر متوجه پاسخ شما شدم و ببخشین که دارم اینقدر دیر جواب میدم.
    اینکه شخصیت ایشون رو پسندیدید ولی حس عاشقانه دریافت نکردین هنوز، خب مانعی نداره. بهرحال پسند کردین و مورد تایید شما قرار گرفته. چون در چنین مرحله ای واقع هستین امکانش زیاد هست که عشق به مرور زمان ایجاد بشه و شدت بگیره.
    اینطور که توضیح دادین مشخص هست سیستم خانوادگی ایشون کلا اینطوریه و عادت دارن همیشه با هم باشن. بهرحال مشخص هست که فرهنگ خانوادگی اونا اینجوریه.
    میتونین همین موضوع رو به عنوان یک انتقاد با ایشون مطرح کنین. اگه واقعا جمعیتی زندگی کردن برا ایشون یک فرهنگ باشه، بعید هست به توصیه شما خودشو تغییر بده ولی اگه خود ایشون به رفتار مدرن و همه پسند گرایش داشته باشه و بتونه متفاوت از خانوادش فکر کنه و تصمیم بگیره، میتونه راه شو از خانواده جدا کنه و در آینده یک فضای پرایوت و معقول واسه شما به عنوان همسر خودش ایجاد کنه.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    ممنون كه جوابم ودادين ديگه نااميدشده بودم ازكمك فكري گرفتن ازتالارهمياري
    ما امروزقراره براي حرفاي نهايي همديگه روببينيم  تا حرفاي نهايي وپرسش پاسخهاي جمع بندي شده تواين دوهفته روبپرسيم اما ايشون يه حرفي زدن كه منوخيلي توفكربرد ميگه من اون سري كه تويه مكان عمومي(يه باغ بود) قرار گذاشتيم راحت نبودم ونگران اين بودم كه كسي ماروببينه اگه ميشه تويه خونه قراربگذاريم؟؟؟
    منم ناراحت شدم نپذيرفتم بجاي من اون بهش حسابي برخوردكه من ازخودم مطمئن بودم كه همچين حرفي زدم وانتظاراينكه من برداشت بدي داشته باشم ونداشتن  
    البته اينم بگم وقتي تعجب منوازحرفشون ديدن پافشاري نكردن گفتن هرجاشما مايل باشيدامامن واقعا ناراحتم اصلا نميدونم چه جوري باهاش برخوردكنم ؟؟؟
    من امروزعصربايد ببينمش خواهش ميكنم اورژانسي راهنماييم كنيد
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    maryam.azadeh آواتار ها
    یامین جان
    دعوت پسر از دختر برای رفتن به خونه، میتونه یک زنگ خطر محسوب بشه. البته امکانش هم هست که ایشون واقعا بدون منظور خاصی این پیشنهاد رو داده باشن. ولی مطلب عمیقا جای بررسی داره.
    متاسفانه وقتی یک پسر تمایل به یکسری سواستفاده هایی داشته باشه و نتونه به مقصودش برسه، اون هیجان به عنوان یک انرژی پتانسیل در ذهنش باقی می مونه و دست به هر ترفندی میزنه تا بالاخره مقصودش رو براورده کنه.
    اما بنده به تکرار عرض میکنم نمیشه نامزد شما رو متهم به چنین فکر و رفتاری کرد. شاید واقعا منظور دیگه ای داشته و نتونسته خوب بیان کنه. ولی این قضیه جای تامل داره. به نظرم شما قرار امروز رو  کنسل نکنین و برین ایشون رو ببینین و حرفای لازم زده بشن. اما در فرصتی مناسب( امروز یا فردا) همین موضوع "پیشنهاد قرار توی خونه" رو پیش بکشین و صراحتا ازش بپرسین منظورش چی بوده. معمولا در چنین موقعیت هایی طرف مقابل قصد و غرض واقعی خودش رو بیان میکنه. امکان داره منظورش از خونه، خونه پدر و مادرش بوده باشه ولی این حق شماست که منظور واقعی ایشون رو بدونین.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    مرسي از پيشنهادتون براي خودمم جاي تعجب بود اخه اونجوركه من شناختمش همچين ادمي بنظرنميرسيد خداروشكر اين يه سوتفاهم بود.منظورشون اينجوري بوده كه چون خواهربزرگ من درجريان آشنايي ما بودن بجاي قرارگذاشتن توخيابون وپارك بريم خونه خواهرمن تادرحضورايشون بدون اضطراب از اينكه يه وقت آشنايي كسي مارونبينه بشينيم حرفامون وبزنيم اما من زودبحث وكات كردم وباهاشون خدافظي كردم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •