تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




حرفاي مغز و قلبم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:كمك
آخرین ارسال:ساده
پاسخ ها 12

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

حرفاي مغز و قلبم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام.من ي زن 23 سالم.يك ساله كه عقد كردم.با كسي كه فك مي كردم واسم مناسبه و خودم انتخابش كردم.ماله ي شهره ديگه ست.دو هفته يبار همو ميبينيم.خيلي دعوام مي كنيم.وقتي باش دوست شدم تازه ي رابطه چند ساله رو تموم كرده بودم.چند ماه بعد از دوستي مون فهميدم دوست پسر قبليم كه هيچ وقت نتونسته بودم فراموشش كنم با صميمي ترين دوست زندگيم داره ازدواج مي كنه.اون دوران فك مي كردم يك تكه از قلبم دراومده و له شده.چند وقتي طول كشيد كه خودمو جم كنم و دوباره به زندگي ادامه بدم.غرورم نزاشت بش ز بزنم..فهميدم كه دوستم به دوست پسر قبليم گفته بود كه من ازدواج كردم.با اصرار خودم دو هفته بعد از عروسي شون سريع با شوهرم عقد كردم.الان كلي دعوا ميكنيم  و بعضي اوقات احساس خوشبختي مي كنمو بعضي اوقات حس مي كنم بدبخت ترين زن دنيام.دو هفته اي مي شه كه دوست پسر قبليم به شماره ي بابام كه فك مي كرد دست منه زنگ زدو اس داد كه عاشقمو و هيچ وقت نتونسته و نمي تونه فراموشم كنه.ميگه پشيمونه و دوسداره بميره.ميگه كاش شوهرم و زنش بميرن يا خودش بميره .مي گه هرجا ميشينه حرف منو ميزنه.ديگه سيم كارتو در اوردم ولي دلم قلبم يجوريشه. پشيمونم.ميگم كاش همون موقع بش ز ميزدم. دقيقه اي نبود كه بش فك نكنم.هفته اي ديگه 5 شب خابشو ميديدم.خاب اونو و دوستم.غمگينم.قلبم ميگه بش جوابشو بده و عقلم ميگه الان زندگي تو اينه.بايد اين زندگي رو كني.احساس ميكنم با فك كردن به اون دارم به زندگيم خيانت ميكنم.حس بدي دارم.دوسدارم زندگي روي خوششو بم نشون بده اما نميده.ميگم كاش خارج بودمو فقط خودم مهم بودم و ميتونستم با عشق زندگيم عمرمو بگذرونم اما نميشه
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    talangor آواتار ها
    سلام دوست خوبم
    در مورده مشکلت قبل از هر چیز دعا میکنم کسی توی این وضعیت قرار نگیره واقعا خیلی سخته مخصوصا وقتی که آدم بین عقل و قلبش قرار میگیره
    ببین اگه نظر منو میخوای قبل از هر چیز سعی کن به گذشته فکر نکنی چون فکر کردن به گذشته نه تنها کمکی بهت نمیکنه و مشکلتو حل نمیکنه بلکه باعث میشه نقش عقلت هم توی تصمیم گیری کم رنگ تر بشه و براساس احساساتت تصمیم بگیری
    فقط حال رو دریاب! ببین واقعا مشکلی که با همسرت داری قابل چشم پوشی و جبران هست یا نه؟؟!! سعی کن فعلا مشکلتو با همسرت از هر راهی که شده حل کنی به هر حال خوب یا بد انتخاب خودت بوده پس سعی نکن سریع شونه خالی کنی و کنار بکشی مطمئنن خیلی سخته ولی باید یه کم از خود گذشتگی داشته باشی شاید گذشت زمان همه چیزو حل کنه که امیدوارم همینطورهم باشه

    دوست پسر قبلیتون هم خودش برای زندگی خودش تصمیم گرفته حتی قبل از اینکه شما ازدواج کنید, رفته و یه زندگی دیگه رو انتخاب کرده پس اینکه الان احساس رضایت خاطر نداره ایشون هم مقصر خودشه... شما هم به هیچ وجه زنگ نزنید بذارید اگر قراره جدایی هم صورت بگیره شما توش تاثیری نداشته باشید که فردا روزی همه از چشم شما ببینند.

    حالا به فرض شما از همسرت جدا شدی و دوست پسر قبلیتون هم از همسرش که ظاهراً دوست شما هم هست جدا بشه, چه تضمینی هست که شما در کنار هم هیچ مشکلی نداشته باشید و خوشبخت بشید!!!؟؟ مخصوصا که قراره زندگیتون رو با ویرانه کردن زندگی یکی دیگه آغاز کنید

    به نظر من عجولانه تصمیم نگیرید و همه چیز رو به خدا بسپارید اون خیر و صلاح ما رو بهتر میدونه

    در مورد نظر منم برداشت و قضاوت با خودتونه چونکه صاحب نظر نیستم و فقط نظر شخصیمو گفتم
    موفق باشی
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    lale آواتار ها
     سلام
    نکن این کارارو...
    دلت بحال شوهرت بسوزه...اون پسر اگه تو رو واقعا میخواست از دستت نمیداد.اون اول از تو ازدواج کرده /حالا رفته حالشوکرده پشیمونه.تو هم دلت به رحم نیاد.این فکروخیالا باعث میشه شوهرت یه ایراد خیلی ریزم داشته باشه تواونو بزرگ ببینی وفک کنی آدم بدبختی هستی.
    تمام چیزایی که یادشو تو دلت زنده میکنه رو از زندگیت حذف کن مثل اون سیم کارت...
    بی خبرمون نذار
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    دوباره سلام.الان اومدم خونه شوهرم اینا که یکم ازون فکرو خیال الکی بیرون بیام..خودم میدونم چقد وحشتناکه که زندگی کسیو خراب کنم....شوهرم منو می پرسته خیلیم از اون سرتره..قلب لعنتیمو دوسدارم در بیارم .فکر کردن به اون مثه خیانت شده واسم.عذاب وجدان دارم.میدونید چی خوب بود؟دوسداشتم ادما می تونستند ی قسمتایی از خاطراتی که تو مغزشون رو که ازارشون میده رو با پاک کن پاک کنن که دیگه اینقد ازار نبینن.بعضی اوقات فکر می کنم که چرا خدا اینکارو بام کرده... من که کاریش نداشتم چرا بم زنگ زد و هواییم کرد...حکمت این کار خدا چیه
    چمیدونم والله...ولی چقد خوبه اینجا می تونم حرفای دلمو بزنم و خجالت نکشم
    مرسی واقعا ک ج دادین
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'کمک' pid='23035' dateline='1378623974'
    دوباره سلام.الان اومدم خونه شوهرم اینا که یکم ازون فکرو خیال الکی بیرون بیام..خودم میدونم چقد وحشتناکه که زندگی کسیو خراب کنم....شوهرم منو می پرسته خیلیم از اون سرتره..قلب لعنتیمو دوسدارم در بیارم .فکر کردن به اون مثه خیانت شده واسم.عذاب وجدان دارم.میدونید چی خوب بود؟دوسداشتم ادما می تونستند ی قسمتایی از خاطراتی که تو مغزشون رو که ازارشون میده رو با پاک کن پاک کنن که دیگه اینقد ازار نبینن.بعضی اوقات فکر می کنم که چرا خدا اینکارو بام کرده... من که کاریش نداشتم چرا بم زنگ زد و هواییم کرد...حکمت این کار خدا چیه
    چمیدونم والله...ولی چقد خوبه اینجا می تونم حرفای دلمو بزنم و خجالت نکشم
    مرسی واقعا ک ج دادین
    ---------------------------------------------------------------------------------------------------------
    من نمیدونم این آقا تا الان کجا بوده ....... حتما از احساسش مطمئن نبوده الانم چون دیده داره برا همیشه شما و از دست میده احساسات و خاطره های گذشته براش مرور شده همین معنی دیگه نمیده بعد این که زنگ زده چه ربطی به خدا داره ؟ الان من نفهمیدم نقش خدا این وسط چیه ؟چرا همه چیو به خدا پیوند میدیم تازه بیشترم اتفاقای بد زندگیمونو خودتو گول نزن اینا همش بهونن من احساس شما و درک میکنم ولی آدم نباید همش تو گذشته باشه از گذشته باید آموخت نه آویخت

     


     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    talangor آواتار ها
    بازم سلام خدا رو شکر که بهتری
    دیدی خودتم داری میگی شوهرت خیلی دوست داره و از اون سرتره پس اگه یه وقت ناراحتی پیش اومد زود جا نزن
    برای اینکه اون آقا رو هم فراموش کنی سعی کن هرچیزی که تو رو به یاد اون میندازه از خودت دور کنی
    سعی کن رفت و آمدت هم جوری باشه که هیچ وقت اونا رو نبینی گذشت زمان همه چیو حل میکنه
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    من فکر میکنم اون آقا خیری از ازدواجش ندیده دنبال جایگزین میگرده حالا تا مورد بعدی،چه موردی بهتر از شما،خلاصه شناخت داره رو شما میدونه ته ذهنت هنوز جایی داره، پس بدون عزیزم جای این آدما فقط تو زباله دان تاریخه،حتی ارزش تف انداختن هم ندارن چه برسه به فکر کردن،سعی کن از این لحظاتی که توش هستی با همسرت لذت ببری ، نذار کارت به جایی برسه که حسرت این دقیقه هات رو هم بخوری
    موفق باشی گلم

     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام-خواهرم ازاینکه مشکلت رو تواینجا نوشتی یعنی اینکه هنوز احساساتت به عقلت خطور نکرده عالییه-
    چند تا سوال ازت میپرسم خوب فک کن جواب بده
    آیا دوست داری با مردی رابطه برقرار کنی که داره الان به همسرش خیانت میکنه ؟
    آیا این مرد که الان داره به همسرش خیانت میکنه شایسته است با شما زندگی کنه؟
    آیا شمادوست داری شوهرت با زنای دیگه حرف بزنه ودوست دخترداشته باشه؟
    آیا پسری که یه دختری رو دوست داشته باشه نمیره به خواستگاریش؟به خواستگاریت اومد این مرد یا رفت با کس دیگه ایی ازدواج کرد؟به نظرت دوستت داشت؟
    آیا این پسر کم نداره که هم به همسرش خیانت و هم میخاد زندگی خوشگل تو رو خراب کنه؟
    خواهرم به هوش باش به هوش باش
    یه لحظه اشتباه میتونه کل زندگیت رو از بالا به پایین کنه
    میدونم برات سخت ولی باید همت کنی تسلیم احساست نشو که کار دستت میده
    بهت پیشنهاد میکنم که سیم کارت رو بسوزون و هر روز صدقه بنداز بانیت دوری از بلا وشر و ویروس های فکر ی این شرور-به لطف خدا خلاص میشی





     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    توهمات بعد از ازدواج

    هميشه اين توهمات براي ما ايراني ها به وجود مياد

    ميدوني چرا؟

    چون هممون تو فشاريم و با يه بدبختي بعد ده بيست سال تازه تونستيم اين حس نياز به جنس مخالف چه از نظر عاطفي و چه از نظر وحي رو جبران كنيم.

    و هميشه تو تخيلاتمون فكر مي كرديم اگه ازدواج كنيم ديگه آخرشه من ميشم پيغمبر و يه عاشق پيشه داغ رمانتيك و... توهمات ديگه

    ولي نمي دونيم كه بابا دو تا دنده اگه با هم مچ هم باشن ولي چون نو هستن تا يه مدت درگير هستن تا اون تيزي اضافه از بين بره.

    صددرصد دعوا هست بين زن و شوهرا تا اين خواسته ها به هم نزديك بشه. چه با قلي چه هوشنگ چه با اضغري

    عشق هم در زندگي مشترك فقط و فقط با زيرپانهادن خواسته ها و دل سپردن به همسر حاصل نميشه.

    برو دختر
    اون اشتباه دوست پسر بازيت يه طرف
    اين اشتباه و توهمت يه طرف ديگه

    رك نوشتم چون دلم ميسوزه برات

    خوب گوش بده به اين حرفها كه مفتي به دست نيومدن. ولي من مفتي به تو گفتم.
    درد دل کردن معجزه میکندhttp://hamyaryiran.ir/images/smilies/mili/24.gif[align=justify]بعد از اینهمه عمر گرفتن از خدا هنوز نمیدونستم چرا میگن برای هر دردی باید چند نفر دعا کنند . با خودم فکر میکردم اگر قرار بود دعایی مستجاب بشه با همون یک بار و با همون یک نفر اجابت میشه . ولی ایمان پیدا کردم که اگر دیگران برای ما دعا کنند و ما برای دیگران بهتر نتیجه میده. نمیدونم شاید این از ساده اندیشی باشه و یا هرچیز دیگه ای که اسمش رو میگذارید. من این تاپيكا رو در شرایط روحی بحرانی و بسیار بدی باز کردم . دلم میخواست یک جورایی حرف بزنم آخه زیاد اهل حرف زدن نیستم. با اینکه تموم دلتنگیهام رو نگفتم ولی ميدونم دعای دوستان باعث ميشه که مشکلاتی که برام ردیف شدن  وروز و شبم را تلخ کردن و از طرفی من را از مسیر واقعی و اصلی ام یعنی فکر کردن به دیگران نه به خود ناخودآگاه منحرف کردن رومثل آب خوردن و معجزه وار حل كنن و به آرامشی برسم که ماحصلش هم آرامش وجدان و روحه .
    الهی به حق بزرگواریت دل تمام بندگانت را از بند غم رها کن وبه آنان سبکبالی عطا بفرما. تا به پاس این سبکبالی بتوانند به سویت پر گشایند و لایق بندگیت گردند. این بنده حقیر را هم از دعاهای بندگان خوبت بی نصیب نگردان و مثل همیشه باران لطف و مهربانیت را از ما دریغ مدار. آمین
    http://hamyaryiran.ir/images/smilies/mili/24.gif[/align]
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    alan dige aghlam omade sare jash...az shoharam khejalat mikesham k hata be gozashtam fekr mikardam...age shoharam hata be kasi fekram kone man mimiram....khodaya shokret k khar nashodam...taghsire on laenatiye k gozashtaro yadam andakhto nashokri kardam...az hamatoon mamnon.daram saey mikonam k bishtar shoharamo dark konam ta kamtar daeva begirim...shayad be khatere inke baede ezdevaj bayad beram be shahre shoharamina o az khonevadam k kheili beshon vabastam door besham inghad hasas shodam.....nemidonam..beharhal alan kheili behtaram..
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •