تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




زندگي مشترك زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ميكا
آخرین ارسال:hamid.va
پاسخ ها 2

زندگي مشترك

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با عرض سلام خدمت كارشناس محترم:مدت 11 سال از ازدواجم ميگذرد 1 هفته بعد عقدمان من براي پروژه دانشگاه به شهرستان نزديك استانمان و شوهرم به زاهدان براي طرح و سربازي رفت اختلاف سنيمان 1 سال است من اكنون 35 ساله و شوهرم 36 ساله است هرچند من ريزنقشم و همه فكر ميكنند 28 سالم است كلا" در اين 11 سال اوايل كه هفته اي 1 بار يكديگر را ميديديم بعد شوهرم كردستان قبول شد ما 3 سال در عقد بوديم خلاصه حالا كه فكر ميكنم ما تقريبا" هميشه از هم دور بوديم شايد به اين دليل چيزي كه حدس ميزنم را متوجه نشدم اكنون چند وقتي است حس ميكنم شوهرم اكثرا" به سايتهاي عكسهاي مستهجن ميرود قبلا" با خود ميگفتم اشكال ندارد اكثر مردها از اين عكسها در موبايلشان دارند حالا كه او در موبايلش ندارد من به او گير ندهم حتي گاهي اوايل به او ميگفتم چرا اينارو ميبيني ميگفت حس كنجكاوي است هيچ وقت نبوده كه هرشب پيشم باشد شبها كشيك بوده فقط 1 سالي كه كيش زندگي ميكرديم چون كشيك شب نبود شبها جايش را ازمن جدا مي انداخت تا من به سراغش نروم او به سمت من نمي آيد مگر چه بشود (قابل توجه من از لحاظ ظاهري از او سرم ) حالا فكر ميكنم علت جدا خوابيدنهايش را فهميدم حس ميكنم او مشكل خودارضايي داردو با عكسهاي لختي اينترنت خود را ارضا ميكند نميدانم آن دوريهاي اوايل ازدواج باعث روي آوردنش به اين كار شده مثلا" همين ديشب تا ساعت 4 صبح داشت عكس نگاه ميكرد و من در اتاق ديگر خود را به خواب زده بودم و حرص ميخوردم چون باهاش سر موضوعي جروبحث كرده بودم نميخواستم سمتش بروم و هروقت اينگونه باشد سراغ عكسها ميرود يكبار به هواي دستشويي رفتن رفتم توي اتاق به او گفتم تا باعث ازهم پاشيدگي زندگيمان نشدي مشكلت را حل كن در را بست و من تا صبح خوابم نبرد تا اينكه اين سايت با وجود عزيزاني مثل شما فرشتگان راهنما به ذهنم خطور كرد من يك پسر 4/5 دارم و زندگيم را دوست دارم شوهرم را هم دوست دارم خيلي سختي كشيدم تازه زندگيم دارد شكل ميگيرد شوهرم وقتي با من ازدواج كرد تازه دوره عمومي پزشكيش تمام شده بود اكنون متخصص اطفال است خيلي صبوري كردم خودم ليسانس برق و الكترونيك هستم ولي چون روحيات حساسي داشتم و اعتماد به نفس ضعيف نتوتنستم با محيطهاي كار كنار بيايم چون رشته ام نيز مردانه بود و كار كردن با مردها را دوست ندارم كلا" به شخصه فكر ميكنم زن  تحصيلات داشته باشد تا بتواند در زندگي زناشويي با درايت عمل كند و فرزند موفقي تربيت كند و زن بايد بتواند آرامش مرد را فراهم كند و خدا مرد را براي كار بيرون و زن را براي حفظ آرامش و فراهم كردن محيطي عاشقانه براي همسر و فرزندانش قرار داده نميدانم شايد ايده غلطي باشد ولي برداشت من اين است من آدم خيلي احساساتي هستم و به ناز و نوازش اهميت ميدهم و او اصلا" احساساتش را بروز نميدهد من دوستش دارم ولي او خيلي احساسي نيست البته بسيار مهربان است ولي باهمه مهربان است يعني نميتوانم بگويم چون مرا دوست دارد با من مهربان است مثلا" از ديشب كه ديدم دوباره به سايت رفته محلش ندادم اگر تا چند روز به او زنگ نزنم و محلش نهم پيش قدم نميشود و چون خودم احساس ناراحتي ميكنم پيش قدم ميشوم اهل نماز است و خوش قلب است بدي هيچكس را نميخواهد حاضر است از خواسته هايش براي ديگران بگذرد و بيشتر دعوامان سر همين است براي تامين پول خريد خانمان اكثر شبها كشيك است و محيط بيمارستان و بخششان كه همه زن هستند همش ميترسم از سادگيش سو استفاده كنند پرستارا و زير پايش بنشينند ديگر بسكه نگران بودم خسته شدم كامل همچيز را برايتان تعريف كردم فكر كنم سئوالي برايتان نمانده باشد ببخشيد سرتان را درد آوردم كمكم كنيد   پيشاپيش متشكرم
     
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    ببینید شاید علت اصلی این موضوع این بوده که شما در دوران عقدتون یا نامزدیتون کنا هم نبودید تا خواسته هاتونا با هم تطابق بدید...
    شاید اگه در دوران عقد متوجه این جور برخورد میشدید میتونستید در خانه آرایش یا طرز لباس خانمایی که توی سایت شوهر شمارو تحریمک میکننا استفاده کنید تا شوهرتون به سمت شما کشیده میشدن
    ولی در حاضر به علت وجد بچه نمیتونین این روش را استفاده کنید چون در این بچه ها همه چیزا به دقت نگاه میکنن و به خاطرشون میسپارن و در هفت سال دوم این رفتار هارو درک میکنن...
    شما برای حل مشکل شوهرتون به مشاور مراجعه کنید و شوهرتون به روانشناس ببرید تا مشکلشون حل بشه انشالله
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •