تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ازدواج موقت مخفیانه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:م.حدادی
آخرین ارسال:م.حدادی
پاسخ ها 17

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

ازدواج موقت مخفیانه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
     سلام دوستان این مشکل یکی از مراجعین هست که برای من مطرح شده و من فکر کردم که اگر همکاران دیگه هم این مطلب را ببینند و نظر بدن شاید خالی از لطف نباشه و این دوست مون بتونه بهتر تصمیم بگیره ممنون میشم نظر بدید با تشکر

     سلام من ناهید هستم عضو جدید سایت زیاد با فوت و فن این سایت آشنایی ندارم ولی نیاز به راهنمایی دارم .
    من حدود دو ماهی میشه که تو فیسبوک با فردی آشنا شدم (زود قضاوت نکنید خودمم میدونم فیسبوک محیط غیرقابل اعتمادیه) اولین گفتگوی من با اون شب بود ساعت 1 یا 2 همون اول با پیشنهاد ازدواج شروع کرد من همش تو ذهنم بود که نه داره چرت میگه میخواد گولم بزنه اصلا اعتماد نداشتم ولی پیش میرفتم باش عکسشو داد منم عکس با حجاب کامل براش فرستادم خلاصه چند روزی از طریق تلفن باهم در تماس بودیم و در مورد اخلاق و علایق هم حرف میزدیم.خودمم ساکت ننشسته بودم آدرسشو پیدا کردم هم خودم هم یکی از آشناهامو فرستادم درموردش تحقیق کردیم هر چی گفته بود راست بود.محل کارش اسم و رسمش ....
    من نسبتا بهش اعتماد کرده بودم ولی هنوز شک داشتم مطمئن نبودم  یه روز بهم پیشنهاد کرد که بیا باهم محرم بشیم (عقدموقت که از نظر شرعی به مرجع تقلیدم مراجعه کردم و گفته که بنابر احتیاط اجازه پدر شرطه یعنی بدون اجازه ایشون هم میشه محرم شد) وقتی این پیشنهاد رو داد جبهه گرفتم و سریغ مخالفت کردم و با هم بحث کردیم و من گفتم اگه نمیخوای میتونیم تمومش کنیم و دیگه به هم اس ندادیم. بعد چند وقت دوباره اس داد (حقیقتش منم به خاطر مشکلات خانوادگی شدیدا نیاز داشتم که ازدواج کنم ولی نمیشد چون پدرم خیلی سختگیری میکنه در حدی که فقط کسی که کارمند باشه خونه داشته باشه از فلان خانواده باشه رو قبول میکنه.) منم این موقع ازش خوشم اومده بود و جوابشو دادم و باز حرف عقد موقتو زد باز من مخالفت کردم و گفتم حرامه ولی اونم آدم مذهبی بود و میدونست حرام نیست . اینبارم بحثمون شد چند بار دیگه این تموم کردنا و این برگشتنا اتفاق افتاد که آخرین بار بهم گفت میخوام ببینمت رفتم بیرون دیدمش نشستیم و صادقانه باهام  صحبت کرد تمام زندگیشو قصد و قرضشو گفت مثلا گفت من اگه قصد فقط ارضا شدن بود نمیومدم دنبال یه دختر چادری اگه قصدم سواستفاده بود  نیازی به التماس کردن نداشتم فلان جا دختر خراب زیاده ولی من قصدم ازدواجه  من تو رو انتخاب کردم کی بهتر از تو از همه لحاظ خوبی (آشنای من که رفته بود تحقیق کنه گفته بود که خیلی کم از خونه بیرون میره همونطور ک خودش گفته بود) خلاصه من بعد ماه رمضون قبول کردم که با هم محرم بشیم الان حدود دو هفته است باهم هستیم (البته اینم بگم که نزدیکی صورت نمیگیره) همه چی خوبه اون میره سر کار من درس میخونم.
    این همه چی بود حالا من دو تا سوال دارم .
    اول میخوام نظرتون رو درمورد این رابطه بدونم ؟
    دوم اینکه من از گذشته تا الان اعتماد به نفسم صفر بوده و هست همیشه تو اجتماع تو خونه مدرسه محل کار دانشگاه هیچوقت اعتماد به نفس نداشتم مثلا کاری که میدونم میتونم انجام بدم رو رد میکنم جوابی که میدونم درسته رو نمیگم و حالا کسی که باهاشم میدونم دوسم داره ولی به خودم شک دارم همش میگم نکنه زشتم نکنه ازم بدش میاد بم نمیگه نکنه نکنه یه روز به خاطر اخلاقم ولم کنه .....
    البته اینم بگم دلیل اینکه اون الان به خواستگاری من نمیاد اینه که فعلا دانشجو هستش و کارش جا نیفتاده منتظره درسش تموم بشه و بره سر کار
    خیلی حرف زدم معذرت میخوام کمکم کنید.
     

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    maryam.azadeh آواتار ها
    ناهید خانم عزیز
    اول باید یه نکته ای رو عرض کنم درسته که به قول خود شما فیس بوک محیط قابل اعتمادی برا اشنایی دختر و پسر نیست همچنان که خیلی محیط های دیگه هم قابل اعتماد نیستن. پس درین قضیه بحثی نداریم اما دلیل نمیشه که اگه با یک نفر در فیس اشنا شدین و بعدا تحقیقات جانبی و تکمیلی شما صحت گفتار و کردار اون شخص رو ثابت کرد همچنان به جرم اینکه محل اشنایی فیس بوک بوده، این شخص مورد تایید قرار نگیره و یا با شک بهش نگاه بشه. چنین تحلیلی قابل قبول نیست. ممکنه سوپرمارکت محله، سینما، پارک، خیابان، تاکسی و........... باب یک اشنایی باشن و البته اون رابطه سالم و اخلاقی پیش بره و نهایتا با رای مثبت دو طرف به ازدواج ختم بشه درسته که این نوع اشنایی ها یک مقدار ریسک شون بالاست و احتمال دروغگویی و عدم صداقت و کلک و حقه در اونا زیاده ولی در نهایت باید بر اساس خود شخص قضاوت بشه نه محل آشنایی با اون شخص!
    خانم عزیز
    عقد موقت چه با و چه بی اجازه پدر، کار صحیح و قابل اطمینانی نیست خوشبختانه خودت هم اینو میدونی و وقتی یک نفر چنین پیشنهادی رو میده یک مقدار جای شک هست که قصد و منظورش چی بوده از این پیشنهاد.
    بهتره که دو مطلب رو بررسی کنین:
    اول اینکه ایا شخصا به ایشون علاقمند هستین؟(صرف نظر از عادت)
    دوم اینکه ایا درامد ایشون اونقدری هست که توان اداره کردن یک زندگی رو داشته باشه؟ ثروت بیش از حد و امکانات رویایی، الزاما ملاک و معیار خوب بودن طرف مقابل نیست ولی "حداقل" ها باید باشن. ایا این حداقل ها موجود هستن؟
    گذشته از این دو مورد که خیلی مهم هستن، میتونین خلق و خو و علایق مشترک تون رو هم بررسی کنین تا ببینین از تشابه نسبی برخوردارین یا خیر.
    در مورد رضایت گرفتن از پدر، میتونین مستقیم یا غیرمستقیم با پدرتون صحبت کنین( هر روشی که جوابگوتر هستش). اما قبل از گفتگو با پدر، توجه بفرمایین که خودتون از همه لحاظ این شخص رو برا ازدواج گزینه کرده باشین و تمام ابهامات رو شفاف سازی کرده باشین.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'maryam.azadeh' pid='22878' dateline='1378491338'
    خیلی ممنونم که وقت گذاشتید راستش مطمئن نیستم خودمم بعضی وقتا از خودم میپرسم چه تضمینی هست ؟ اگه واقعا منو میخواد نمیتونه صبر کنه ؟ اگه این رابطه مشکل نداره چرا مخفیش میکنم؟ 
    نمیدونم چی بگم خودمم میدونم کارم اشتباهه ولی خودمو گول میزنم.
    حتی بعضی وقتا میگفتم حتی اگه قصدش بازی دادن منم باشه بازم باش میمونم
    چون چه راست چه دروغ به من محبت میداد چیزی که تو خونه لمسش نکردم و بهش نیاز داشتم.
     


     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    عزیزم شما وابسته کردی خودتو به ایشون که نمیتونی کارتونو درست ببینی
    شما که خانواده داری باید از فیلتر خانواده برای ازدواج استفاده کنی

    به نظرم هنوز میتونی برگردی
    چون هنوز باکره ای
    فردا تضمینی برای این مسئله نیست
    بعد این آقا بزاره بره میخوای چی کار کنی؟
    ازدواج کنین و شک کنید چی؟
    شما فکر میکنی نشده که به بقیه از این پیشنهادات بده
    اون هم کسی که اینقدر سریع خواستگاری میکنه
    و راحت بدست می آره؟؟؟

    عزیز دلم
    زودتر خودتو نجات بده
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    همسفر خیلی ممنونم از همگی ممنونم راهنماییهاتون خیلی موثر بود آره شما راس میگید باید تمومش کنم. 
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    maryam.azadeh آواتار ها
    همسفر عزیز
    ضمن احترام به نظر شما عرض کنم که همه خانواده دارن و خوشبختانه کسی بی خانواده نیست ولی اصولا افراد تحصیل کرده و دارای سطح اگاهی بالا از فیلتر خانواده برا ازدواج استفاده نمیکنن. خانواده مرحله نهایی هستش و صرفا یک مرحله تکمیلی و بیشتر جنبه احترام به پدر و مادر هست که بهرحال لازمه در جریان مهم ترین تصمیم زندگی فرزندشون قرار گرفته و در شادی اون سهیم بشن.
    استارت اشنایی رو معمولا دختر و پسر میزنن و چنین چیزی متداول هستش( لااقل در تهران که اینطوریه). اگه شما دوست گرامی تهران زندگی نمیکنین و در شهر دیگه ای هستین رسوم شهر شما کاملا قابل احترام هست و بهرحال فرهنگ ها با هم فرق دارن گلم.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    talangor آواتار ها
    به نظر من هم کار درستی نکردی و هنوزم دیر نشده
    اگر واقعا دوست داره و شما رو مورد مناسبی برای ازدواج خودش میدونه چه نیازی به این مخفی کاری هاس!
    نباید خانواده و شرایط کاریش رو بهانه کنه, سن کمی هم که نداره بگیم برای ازدواجش هنوز زوده که اقدام کنه
    کافیه یه خورده اقتدار داشته باشه و اعتماد به نفس همه چی حله
    بعدش هم قرار نیست تا یکی رفت خواستگاری بله رو شنید اونوقت برن زیر یه سقف بلکه میتونن بهم فرصت بدن تا شرایط از همه نظر فراهم بشه مثلا همون بهتر شدن شرایط کاری یا تموم کردن درس حالا برحسب توافقی که بین دونفر هست ولی در کنارش هیچ چیزی رو هم از خانوادهاشون مخفی نکنن
    بعد هم توی این رابطه تنها کسی که ممکنه ضربه بخوره فقط شما هستی و بس
    به نظر من تمومش کن ولی در کنارش شرط خودتو هم بذار بگو اگه واقعا دوست داره و دلش نمیخواد از دستت بده تنها راه بدست آوردنت خواستگاری در حضور خانواده هاس, اونوقت مشخص میشه, اگه واقعا حرفاش درست باشه ساکت نمیمونه آخر یه کاری میکنه ولی اگه رفت و پشت سرشم نگاه نکرد اونوقت به صحت حرفاش شک کن
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام ممنونم از دوستان خوبمون که با این کاربر همدلی کردن

    ناهید جان شما و خیلی از دخترخانم های خوب  و عاقل ما خودشون هم می دونن که این روابط راه به جایی نمیبره ولی به طور پنهانی سعی در فریب خود دارن و با توجیهات متفاوتی سعی دارن که اون فرد را متفاوت با دیگران جلوه بدن اما همه این افراد مثل هم هستن و همه شون هدفی جز سوء استفاده ندارن این هم که به شما راست گفتن و فلان کار را کردن و بهمان کار را کردن همه اش حربه ای است برای فریب دادن شما
    من میدونم که شما هم خودتون به این رابطه دلخوشی ندارید  ولی از ترس از تنهایی تن به این ارتباط دادید ولی چه بسا این ارتباط بیشتر باعث تنهاتر شدن شما بشه و ترس شما را بزرگتر بکنه پس در اولین اقدام شما سعی کنید که منطقی با ایشون صحبت کنید و بهشون بگید که دیگه حاضر به رابطه پنهانی با این اقا نیستید و اگر ایشون واقعا شما راانتخاب کردن زودتر باید اقدام کنن این هم که الان کار ندارم و فلان چیز را ندارم و ... بهانه ای بیش نیست شما خیلی صریح حرف تون را بزنید و بهش بگید که اگر الان شرایط نداره شما هم شرایط این نوع روابط را ندارید بعد از اون نکات بعدی را خدمتتون عرض میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    تیرا آواتار ها
    سلام ناهید خانم

    من به نظرم سَوای اینگونه رابطه ها که میتونه عواقب بدی رو در دراز مدت داشته باشه ... اسم
    ازدواج موقت برای این رابطه کاملا غلطه و فک نمیکنم الان بهم محرم باشید.
    بالاخره هر مساله ای یک اصولی داره ... یک دختر خانوم که نمیتونه
    بدون اجازه پدرش با کسی ازدواج موقت داشته باشه.
     

     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    بعدا میتونید از رابطتون با شوهر دائمتون دفاع کنید؟
    اگ اره ک ایراد نداره.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •