تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دوست دارم شوهرمو از پدرش جداکنم...چکارکنم؟؟؟؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sokot
آخرین ارسال:sokot
پاسخ ها 7

دوست دارم شوهرمو از پدرش جداکنم...چکارکنم؟؟؟؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام...تاحالا هرچی مشکل داشتم با مطرح کردنش خداروشکرحل شده...ازهمه دوستام ممنونم.حالا میخوام یه مشکل دیگمو مطرح کنم:
    پدرشوهرمو چکاررررررررش کنم؟همسرم تک پسر خانوادست.اوایل که عقدکرده بودیم رابطم با پدر شوهرم فوق العاده بودولی نمیشناختمش الان که میشناسمش مار هفت سره...خودمو خونوادمو عاصی کرده.همش میخواداز کارامون سردربیارهوهرروز چندبار به همسرم زنگ میزنه مسیج میده...کافیه زنگ بزنه خونه یا موبایل اگه جواب ندیم اس میده میگه چیه دعواتون شده؟باز اون زن فلان فلان شدت بهت قرزده؟(تو مسیجایی که به همسرم میزنه کلی بهم بی احترامی میکنه)...وقتی با همسرم دعوامون میشه از اونجا که هر روز بهش زنگ میزنه بالاخره میفهمه از بس پاپیچ میشه تا نفهمه ول نمیکنه...وقتی که از دعوامون سردرمیاره زنگ میزنه خونه مامانم اینا کلی چرت وپرت میگه دخترتون پسرمو داره میکشه از بس بهش قر میزنه...همین چند روز پیش باهم دعوامون شد طبق معمول باباش(کلمه بابا واسش حیفه...افعی بگم بهتره)فهمید پنهونی رفتم مسیجای شوهرمو خوندم نوشته بود بالاخره یک روز روحتو آزاد میکنم...زنت روانیه...بهم میگه کنیزحاج باقر.ازش متنفرم...واسم جالبه حتی یکبار شوهرم جلو باباش وانمیسته...وقتی باهم خوبیم باهاش که صحبت میکنم میگه خوب باهام دعوا نکن.خوب نمیشه که دعوا نکرد.مگه میشه؟؟؟؟؟؟میگم خوب چرا دفاع نمیکنی ازم ؟چرا جلو بابات وانمیستی؟میگه چرا وامیستم تو نمیبینی.البته بگم شوهرم اصلا باباشو دوست نداره فقط اعتقاد داره باید احترام پدرمادرو نگه داشت.ولی مامانش فقط یک فرشتست.عاشق مامانشم.یک بار شوهرم با باباش قهر کرد آشتیشون دادم که ای کاش لال میشدم آشتیشون نمیدادم.بهم اس داد گفت عروس خودمی حتما جبران میکنم....ازش متنفرم...کو جبران؟؟؟میخواد شوهرمو ازم بگیره....ازززززززششششششش متنففففففففففرم....هرروز هزار باز نفرینش میکنم.تورو خدا بگین چکارش کنم؟؟؟؟؟[hr]این موضوع رو اضافه کنم که:
    وضع مالی پدرشوهرم نسبتا خوبه.ماشین وخونه تو محله خوب واسمون خریدالبته شوهرمم کمک کرد.چندتامغازه دست اجاره دادن که یکیش سوپرمارکته.تو این 9 ماه که ازدواج کردیم حتی یه سطل ماست نخردیم همه چیزمون از سوپرمارکت ومابقی احتیاجاتمونو از خونشون میاره...وقتی بهش میگم نکن زشته میگه پسرشونم باید کمکم کنن...یا بهم میگه تاجایی که بتونم دوست دارم از بابامو بتیغم بهم قول داد واسم فلان ماشین شاسی بلندو بخره زده زیر قولش.کلا خودشم باباباشش درگیره.وقتی از باباش دلگیر میشم میگه ولش کن...اصلا جدی نگیرش.از این گوش بشنو از اون گوش بده بیرون.وقتی میرفتم خونشون چون باباش میدونست من از خواننده زن بدم میاد یا مملکتو دوست دارم صدای موسیقی زن زیاد میکرد یا شروع میکرد به بدوبیراه گفتن به همه.سعید انقدرباهاش حرف زد که دیگه الان این کارارو نمیکنه...[hr]چرا کسی کمکم نمیکنه.....آآآآآآهای دوست جونام کجاااااییییییین؟؟؟؟؟؟؟[hr][size=xx-large]مثل اینکه کسی نیست کمکم کنه....اقای

    عزیزی عزیز کجااااااااااااااااااایییی ییییییییییییییییی؟[/size]
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام دوست عزیز
    همسرتون در مقابل این بی احترامی هیچ عکس العملی نشان نمیدهند ؟ با  مادر شوهرتان در مورد این مسایل صحبت کردید ؟
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    نرگس آواتار ها
    سلاممن مشاور نیستم ولی 14 سال و ... زندگی مشترک دارم و خیلی چیزا رو تجربه کردم قصدم فقط اینه که بدونی خیلی چیزا  مهم نیست
    خانمی تو نمی تونی منکر نسبت همسر و پدرش بشی پس اینکه بخوای ا زهم جداشون کنی محاله و گناه داره هر چقدر هم بد اون پدر همسرته و پدر دوم شما پس قاطی نکن ببین خیلی از مشکلات همسران با گذشت زمان درست میشه  همسرت راست میگه خیلی جدی نگیر و همش هم به این موضوع فکر نکن چون خودت اذیت میشی با این فکر ها پدر همسرت طوریش میشه؟  به خانوادت هم بگو که جواب تلفن اییشون رو ندن خودتونم باهاشون در مورد این که به خانوادتون (البته من اعتقاد دارم بعد ازدواج خانواده فقط زن و شوهر و بچه ها هستند و بقیه فامیل درجه 1و2 اگه این جوری فکر کنی راحت تری)زنگ میزنن دلگیر میشی و ممکنه به قیمت خدای نکرده بی اعتمادیشون به همسر شما تموم شه خودشون متوجه میشن کار بدی میکنن
    یه موردی بهت بگم بدترین حرفا و موضوعات رو همون جا تموم کن و دیگه بهش فکر نکن چون حرف فلان فرد ممکنه تا مدت ها شما رو اذیت کنه ولی اون شخص داره به زندگیش  با شادی ادامه میدهپس خودتونو ناراحت نکنین  هیچ چیز به اندازه اعصابت و سلامتیت ارزش نداره
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 's.esmailzadeh' pid='23586' dateline='1379009350'
    سلام دوست عزیز
    همسرتون در مقابل این بی احترامی هیچ عکس العملی نشان نمیدهند ؟ با  مادر شوهرتان در مورد این مسایل صحبت کردید ؟

     
    سلام دوست عزیز....بی احترامی هاش با مسیج هست همسرم فقط جواب نمیده همین...خیلی احترام خونوادشو داره...نه با مادر شوهرم صحبت نکردم...اون طفلکم خیری از زندگیش با این افعی ندیده...یک بار قهرکرد یک هفته اومد خونه من...خیلی همو دوست داریم ورابطه خوبی داریم...الان با پدرشوهرم قهرم...دوهفتست نرفتیم خونشون...دیشب دعوتمون کردن...پدرشوهرم به همسرم زنگ زده بود...اونم به خاطرمن قبول نکردوخودمون رفتیم بیرون...
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    به خاطر رفتارهای همسرتون میتونید یا اگر بی توجهی کردند به شما نامه ایی به ایشون بنوبسید و از چیزهای که واقعا ازارتون میده بهشون توضیح بدهید و در مرحله دوم هر دویتان مهارت زندگی را بیاموزید . میتونید به کلاسهای مهارتهای زندگی بروید و یا حتی برنامه ها تلویزیون  در این رابطه در کنار یکدیگر تماشا کنید
    در مورد فامیل همسرتون شما از قبل اطلاع داشته اید که اینچنین هستند ؟ اگر نمیدونستید پس خودتون سرزنش نکنید و بگذارید زمان بگذرد
    دوست عزیز پدر و مادر همسرتان را با پدر و مادر خودتان مقايسه نكنيد و پيش روي آنها از پدر و مادر خودتان تعريف نكنيد. گرچه به طور معمول از پدر و مادر همسر به خوبي ياد نمي‌شود ولي آنها بيشتر اوقات انسان‌هاي خوبي هستند. به هر حال همين‌ها هستند كه همسر شما را بزرگ كرده‌اند و به جايي رسانده‌اند كه شما تصميم گرفته‌ايد تا آخر عمر در كنارش زندگي كنيد. آنها ديگر خانواده شما هستند و بايد آنها را همان‌طور كه هستند بپذيريد هرچند از منش شما پیداست که شخصیت آرام و صبوری دارید اما نباید این را فراموش کنیم که آنها دیگر تغییر نخواهند کرد تا آنجا كه مي‌توانيد به خانواده همسرتان محبت كنيد و به آنها احترام بگذاريد ولي به خاطر آنها خودتان را عوض نكنيد. هميشه الويت‌هاي‌تان را حفظ كنيد. يادتان باشد مجبور نيستيد به خاطر خانواده همسرتان خودتان را عوض كنيد مگر اين كه براي شما فايده‌اي داشته باشد. اگر به خودتان و تصميم‌هاي‌تان احترام بگذاريد مردم به شما احترام خواهند گذاشت.اگر پدر و برادرهای  همسرتان به شما بدي مي‌كند و  بد شما را مي‌گويد، شما به او بدي نكنيد و بدش را نگوييد. خيلي سخت است ولي ارزشش را دارد. در روي پدر و مادر همسرتان نايستيد. نگذاريد سيل انتقادات و اختلاف نظرها شما را با خود ببرد. به آنها احترام بگذاريد حتي اگر لايق آن نباشند. ببينيد در كجا با خانواده همسرتان در احساسات، انديشه‌ها و توقعات و نگرش‌تان درباره موارد گوناگون اختلاف نظر داريد. در آن موارد مرز ميان خود و آنها را مشخص كنيد. دوست عزیز گنجايش خود را مشخص كنيد. بين خود و همسرتان رمزي بگذاريد تا به وسيله آن همسرتان متوجه شود كه ديگر از بودن در كنار خانواده او خسته شده‌ايد و زمان رفتن به خانه رسيده است.
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام دوست عزیز...ممنون ازراهنماییهاتون.من رابطم با خانواده همسرم عالیه.دوتاخواهرشوهرام مثل خواهرای خودمم...مادر شوهرمم که گفتم عاااااالیه.تنها مشکلم سر پدرشه.تو تحقیقات قبل ازدواج گفتن که باباش دارای اخلاق درستی نیست...میدونم همسرم فوق العاده دوسم داره وفقط احترام پدرشو داره.البته منم آدمی نیستم اهل جواب دادن وقهرو بدجنسی باشم ولی باباش واقعا اذیتم میکنه با کارهاورفتاراش...البته بگم بعضی اوقاتم انقدر بهم محبت میکنه همه جا ازم تعریف میکنه...الان که نزدیک سه هفته میگذره از ناراحتیم خیلی آروم ترشدم واون نفرتو ازش ندارم.تنها هفته ای یک بار اونم به مدت دوسه ساعت میریم خونشون...توکلم به خداست...خودمو بایه سری حرفا دلداری میدم ولی امیدوارم همه چی خوب بشه...به قول مامانم میگه زنش داره یک عمرباهاش زندگی میکنه...خودتو بذارجای اون...از صبرمادرشوهرت یادبگیر...واقعا به نظرم جای مادرشوهرم آسمون هفتم بهشته....
    برام دعاکنین
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'نرگس' pid='23592' dateline='1379010936'
    سلاممن مشاور نیستم ولی 14 سال و ... زندگی مشترک دارم و خیلی چیزا رو تجربه کردم قصدم فقط اینه که بدونی خیلی چیزا  مهم نیست
    خانمی تو نمی تونی منکر نسبت همسر و پدرش بشی پس اینکه بخوای ا زهم جداشون کنی محاله و گناه داره هر چقدر هم بد اون پدر همسرته و پدر دوم شما پس قاطی نکن ببین خیلی از مشکلات همسران با گذشت زمان درست میشه  همسرت راست میگه خیلی جدی نگیر و همش هم به این موضوع فکر نکن چون خودت اذیت میشی با این فکر ها پدر همسرت طوریش میشه؟  به خانوادت هم بگو که جواب تلفن اییشون رو ندن خودتونم باهاشون در مورد این که به خانوادتون (البته من اعتقاد دارم بعد ازدواج خانواده فقط زن و شوهر و بچه ها هستند و بقیه فامیل درجه 1و2 اگه این جوری فکر کنی راحت تری)زنگ میزنن دلگیر میشی و ممکنه به قیمت خدای نکرده بی اعتمادیشون به همسر شما تموم شه خودشون متوجه میشن کار بدی میکنن
    یه موردی بهت بگم بدترین حرفا و موضوعات رو همون جا تموم کن و دیگه بهش فکر نکن چون حرف فلان فرد ممکنه تا مدت ها شما رو اذیت کنه ولی اون شخص داره به زندگیش  با شادی ادامه میدهپس خودتونو ناراحت نکنین  هیچ چیز به اندازه اعصابت و سلامتیت ارزش نداره

     
    خیلی ممنونم دوست عزیزم...خود همسرم با پدرش صحبت کرد وگفت تو با کارهات منو پیش خانواده همسرم خراب میکنی...کاملا حق باشماست...سعی میکنم خودمو کمترعذاب بدم...حرفات خیلی به دلم نشست عزیزم


     
    پاسخ با نقل و قول

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 19
    آخرين نوشته: 2014_05_09, 10:27
  2. حقیقت امامت؟؟؟؟
    توسط hojjat در انجمن سوالات مذهبی
    پاسخ: 23
    آخرين نوشته: 2014_04_05, 02:14
  3. عیدی برای شوهرم چی بگیرم؟؟؟؟
    توسط سمیره در انجمن سایر مسائل
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 2014_03_08, 23:02
  4. چگونه بهترین همسر دنیا باشیم ؟؟؟؟
    توسط بانو در انجمن مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2013_04_16, 15:14

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •