تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مخالفت خانوادم با ازدواج زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:faezeh2
آخرین ارسال:faezeh2
پاسخ ها 9

مخالفت خانوادم با ازدواج

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من 22 سالمه و سال 88 رفتم دانشگاه.تو دانشگاه یکی از همکلاسیام ترم دوم بهم ابراز علاقه کردن و من انوقت بهشون جواب منفی دادم 8ماهی طول کشید تا فکرام بکنم و بعد جواب مثبت دادم بهشون .ایشون ب دلیل علاقشون ب من بعد یک سال پدرشون رفتن پیش پدرم که این موضوع مطرح کنن جون ایشون اونوقت دانشجو بودن شرایط کاری یا مالی خوبی واسه مستقل شدن نداشتن.پدرم مخالفت کردن.حالا الان که درسمون تموم شده و ایشونم کار نسبتا خوبی دارن اما بازم خونوادم مخالفت میکنن.نمیدونم چه جوری میتونم راضیشون کنم؟من شهرستان زندگی میکنم و ایشون تهران.ابعد تابستون دیگه از هم دور میشیم.خونوادم از یطرف میگن این آقا ارشد و خونه و ماشین نداره ما مخالفیم و از طرف دیگه میگن چون ما تو دو شهر متفاوت زندگی میکنیم امکان شناختشون واسممون وجود نداره.نمیدونم چیکار کنم از یه طرف بهم علاقه داریم و از طرف دیگه دلم نمیخواد با مخالفتشون به زور باهم ازدواج کنیم. خواهش میکنم کمکم کنید یه راهی و بهم بگید که بتونم راضیشون کنم خواهش میکنم. اصلا نمیشه باهاشون حرف زد دوبار این موضوع رو با خونوادم خواستم درمیون بزارم خیلی بد باهام برخورد کردن.بخوام از ویژگی های این آقا واسشون بگم میگن که تو خودت انتخاب کردی خودتم برو و اسم مارو هم دیگه نیار. موندم واقعا نمیدونم باید چیکار کرد؟؟
    پدرم اصلا اجازهحرف زدن بهشون نمیدن میگن من ناراضیم اول خونه و ماشین و پول باید داشته باشی بعدش بیای.
    میخواستم بپرسم اگر ایشون خودشون بیان شهرستان و با پدرم تماس بگیرن و بعدش برن دیدنشون و هرطور شده حتی اگه مخالفت کردن واسه دیدنشون بازم حضوری با پدرم صحبت کنن .میتونه کمکمون کنه بنظرتون؟؟ممکنه که ببیننشون و حرفاشون بشنون و ببینن اونطور که فکر میکردن نیست و نظرشون عوض شه؟!پدرم بداخلاقن یکم ومیترسم از برخوردشون با این آقا.

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    من تقریبا داستانی مشابه این رو داشتم خودم.
    ببینید از راههای عادی کاری از پیش نمیبرید.
    باید ی کم کله خری داشته باشید اگر مطمئنید ب درد هم میخورید!
    برن پیش پدرتون. فعلا.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    talangor آواتار ها
    ببین فائزه جان به نظر من در هر شرایطی نظر خانوادت خیلی مهمه سعی نکن با پافشاری کردن رو حرفت از دستشون بدی
    ولی خب این به این معنی هم نیست که برای عشقت تلاش نکنی
    ولی خودت هم مستقیما  با بابات رو در رو نشو شاید ازت ناراحت بشه بیشتر لج کنه با کمک یه واسطه اقدام کن نظر منو میخوای باید بگردی یکیو پیدا کنی که بابات ازش حرف شنوی داشته باشه یکی که بابات حرفشو زمین ندازه یا حداقل راحت زمین ندازه یا خودت سعی کن مامانتو متقاعد کنی, براش توضیح بده که برات پول و ماشین و خونه داشتن اول زندگی شرط اساسی و اصلی نیست و قرار نیست این چیزا خوشبختی بیاره
    بگو برات چیزای دیگه مهمه که مثلا توی اون پسر وجود داره هر چیزی که ملاک خودته
    کنارش به مامانت یادآوری کن که خودشونم اول زندگیشون همه چیز تموم نبودن بگو اینجوری راحت تر میتونی حرفتو به بابات منتقل کنی... باباها حرف مامانا رو بهتر میفهمهن  امتحانش ضرری نداره
    به نظرم قبل از اینکه اونا بیان یه خورده سعی کن زمینشو فراهم کنی با کمک همون بزرگترا تا ناراحتی و برخورد بدی بینشون شکل نگیره

     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    rahaii آواتار ها
    سلام دوست عزيز به همياري خوش آمدين:

    ايشون چند سالشونه؟ خانواده ايشون در جريان هستند؟ اگر بله نظرشون در مورد اين وصلت چيه؟ سطح اقتصادي و فرهنگي هر دو خانواده؟  نظر ديگه اعضاي خانواده تون چيه؟ چرا ايشون به طور رسمي اقدام به خواستگاري نميكنند؟ رابطه تون در چه حدي هست؟ در مورد شخصيت پدرتون بگيد؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    دوستان ممنون از راهنماییتون.

     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'rahaii' pid='23206' dateline='1378729524'
    سلام دوست عزيز به همياري خوش آمدين:

    ايشون چند سالشونه؟ خانواده ايشون در جريان هستند؟ اگر بله نظرشون در مورد اين وصلت چيه؟ سطح اقتصادي و فرهنگي هر دو خانواده؟  نظر ديگه اعضاي خانواده تون چيه؟ چرا ايشون به طور رسمي اقدام به خواستگاري نميكنند؟ رابطه تون در چه حدي هست؟ در مورد شخصيت پدرتون بگيد؟


     

    تقریبا هم سن هستیم.بله خونوادشون از اولش  در جریان بودن و موافقن.سطح اقتصادی خونوادهامون تقریبا شبیه همه شاید یکم خونوادم از این نظر بهتر باشن.از لحاظ فرهنگیم خیلی تفاوتی نداریم فقط تو خونوادم افراد تحصیل کرده بیشتر از خونواده ایشونه.
    خب تماس گرفتن جندبار که واسه خواستگاریه رسمی بیان ولی گفتم که پدرم اصلا اجازه نمیدن که حتی یکبار بیان و ببیننشون
    خب الان دو سه سالی میشه که این موضوع مطرح شده.پس فک کنم رابطه عاطفی نسبتا عمیقی بوجود اومده باشه.

    پدرم سختگیرن میگن باید حداقل ها رو داشته باشن و بعد بیان این حداقلا خونه و ماشین .و ...
    واینکه فک میکنم پدرم ذهنیت خوبی به این جور ازدواجا ندارن به دلیل چند موردی که تو خونواده داشتیم و با شکست واجه شدن. و میگن زوده واسه ازدواج اول واسه ارشد بخون بعد قبولی  یا حتی تموم شدن درست تازه میشه حرف از ازدواج زد.

    ولی این آقا شخص خوب و مناسبین از هر نظر قابل اطمینانن.فقط تنها مشکل فعلیشون میتونه وضعیت اقتصادیشون باشه.

     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    سلام....منم دقیقا همین الان مشکل تو رو دارم.....من سپردم بخدا...اگه قسمت هم باشیم بهم میرسیم اگر که نه هم جدا میشیم...منم تحت هیچ شرایطی نمیخام خانواده ها مخالفت کنن.
    خدا را گفتم 
    بیا جهان را قسمت کنیم :
    آسمان برای من ابرهایش برای تو
    دریا برای من موج هایش برای تو
    ماه برای من خورشید برای تو

    خدا خندید و گفت :
    تو بندگی کن و انسان باش همه دنیا برای تو …..
    من هم برای تو
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    rahaii آواتار ها
    سلام دوست عزيز:


    ببينيد شما باید با پدر خود حرف بزنید و بگوید بگذارید تحت نظر شما مدتی از هم شناخت حاصل کنیم(یعنی ایشان

     به خواستگاری شما بيآیند) بگوييد اخلاق و فرهنگ ایشان بسیار با خانواده ما متناسب است.پدرها اغلب دختران

    خود را بیشتر دوست دارند اصلا ترس به دل راه ندهید و آن نجابت و خجالت زنانه خود را بشکنید و بگویید به

    ايشان علاقه مند شدید و دوست دارید حتما با رضایت خانواده با او ازدواج کنید و بگوید نظر شما بسیار برای من

    مهم است.باید خانواده را تحت فشار قرار دهید تا دلیل قانع کننده ای بیاورد كه چرا مخالف اين وصلت هستند .


    اگر امروز بتوانی با رعایت ادب آن حریم خجالت را بین خود و پدرت بشکنی به او نیز نشان خواهی داد در هدفت

    ثابت قدمی و اینکه آماده ای مسئولیت زندگی مشترک را برعهده گیری.
    پدران پیشگوهای خوبی نیستند و نمی

    توانند بفهمند در دل فرزندان خود چه میگذرد اکنون وظیفه شماست که حس خود را صادقانه بیان کنی.البته تاکید

    کنی می خواهم با رضایت شما ازدواج کنم.


    این وظیفه هر پدر ومادری است که در ابتدا سخت گیری کند که اگر جزء این بود جای تعجب داشت شما به

    ايشان بگویید به تلاش خود ادامه دهد نگران نباشید بعد از چند بار مخالفت راضی خواهد شد

     اين نكته رو را هم بايد در نظر داشته باشيد كه ازدواج بدون رضایت خانواده ها هم می تواند مشکل

    ساز 
    باشد مثلا در خانه نگاهها براتون تحقیر آمیزمیشه یا درصورت پیدا کردن مشکل با همسرتون جرأت بیانش را

    پیدا نكرده وخود خوری می کنید پس هر طور شده بايد رضایت خانواده رو مبني بر ازدواج با ايشون بگيريد 



    در راضي كردن خانواده مي تونيد از راه حل هاي زير نيز استفاده كنيد:


    1.  با والدین تان صحبت کنید. در شرایطی آرام و منطقی و هر از چند گاهی بحث را پیش بکشید و سعی کنید نظر

    مثبت شان را جلب کنید.

    2.  والدین شما، حتما دلایلی برای مخالفت شان دارند. آنها را بشنوید و سعی کنید فارغ از شور و شوق عاشقی و

    هیجانات مقطعی، این دلایل را تحلیل کنید. شاید واقعا حق با آنها باشد. می توانید دلايلي رو كه خانواده تون بيان

    ميكنند را با فرد سومی که به بی طرفی او اطمینان دارید در میان بگذارید و مشورت کنید. این فرد می تواند دوست،

    استاد، بزرگ فامیل یا مشاور باشد.

    3. والدین گاهی به خاطر بی اعتمادی به شما با انتخابتان مخالفت می کنند چون فکر می کنند به قدر کافی بزرگ و

    عقل رس نشده اید. در این شرایط باید دلایل خود را از انتخاب فرد مورد نظر تشریح کنید و به آنها ثابت کنید که بزرگ

    و قابل اعتمادید.

    4. اگر لازم بود از بزرگترهای فامیل و دوستان مورد اعتماد والدین تان کمک بگیرید و آنها را واسطه قرار دهید.

    5.  اگر هیچ کدام از راه ها نتیجه نداد، سعی کنید همراه والدینتان پیش مشاور یا روانشناس بروید و در شرایطی

    منصفانه درباره مشکل صحبت کنید.


    موفق باشيد 


     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    متشکر از توضیحاتتون.
    خب دلیل خونوادم اینه که من خواستگارای با شرایط خیلی بهتری از نظرشون دارم.که تازه میتونن راحتتر ازشون شناخت پیدا کنن چون تو همون شهر زندگی میکنن.خب با این تفکرشون چطو میتونم باهاشون صحبت کنم؟

    و اینکه به سوالم ک گفتم ----اگر ایشون خودشون بیان شهرستان و با پدرم تماس بگیرن و بعدش برن دیدنشون و هرطور شده حتی اگه مخالفت کردن واسه دیدنشون بازم حضوری با پدرم صحبت کنن .میتونه کمکمون کنه بنظرتون؟؟ممکنه که ببیننشون و حرفاشون بشنون و ببینن اونطور که فکر میکردن نیست و نظرشون عوض شه؟!پدرم بداخلاقن یکم ومیترسم از برخوردشون با این آقا.----
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •