تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چه کنم با دوری اش زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:رویامه
آخرین ارسال:رویامه
پاسخ ها 45

صفحه‌ها (5): صفحه 4 از 5 نخستنخست ... 2345 آخرینآخرین

چه کنم با دوری اش

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:31#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    رویا جان
    درمورد سفر برای شناخت که خوب شگردی به خرج دادن هم کاری کردن که نظرتو برگرده هم اینکه نشون داده ایشون به شما علاقه منده
    نیازی به سفرنبود شما دونفر اگر میخواستید باهم صحبت کنید میتونستید درعرض یه نصفه روز هم صحبت کنید با حفظ حرمت به هرحال خدابهت رحم کرده که چهارروز و یک شب در کناردومرد تونستی ...........بگذریم

    اما پیشنهاد کلی من

    اول اینکه هنوزتکلیفت با خودت و دلت مشخص نیست :

    1.خصوصیات و خلقیات و معیاراتو دسته بندی کن

    2. حسن ها معایب ایشون رو هم برآورد کن
    3.اگر به نتیجه مثبت یا منفی رسیدی به ایشون اطلاع بده بیاد جلو یا کلا بیخیال بشه
    دوست عزیز احساسی عمل نکن
     
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:32#
    سلام
    متشکرم از اینکه پاسخ دادین
    نمیدونم منظور شما از رابطه چی بود ولی فکر کنم تمام دوستان از صحبت هام اشتباه برداشت کردن
    من این سفر را پنهانی نرفتم و اصلا اونطور که شما فکر میکنید نبوده .
    احساس میکنم شما این سفرم را به نوعی گناه آلود دیدیددرصورتی که اینطور نبوده.
    یعنی همه جا حدو حریم محرم و نامحرم رعایت شده بودو اون دوآقا هم به عنوان مسئول با ماهمسفر بودن .
    راسش جواب هاتون حالم را دگرگون کرد . فکر کنم باید وقتی حال روحیم مساعد شد کامل داستان را تعریف کنم تا سوتفاهمات پیش آمده رفع بشه
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:33#
    رویامه جان ناراحت نشو خانومی.ببین شاید ازحرفهای ما ناراحت شده باشی ولی ما دشمنی که باتو نداریم. ببین راست گفتن آقا شروین .هم اتاق شدن اون دوتا آقا در سفر حتی برای یک شب کار اشتباهیه. خب مسئول هستن که باشن. دلیل نمیشه که با اعضای تور سیاحتیشون در اتاقی شب را به سر کنن. الان شاید ما هرچی بگیم به تو بر بخوره چون راست  گفتن فرد عاشق هم چشمهاشو بر واقعیتها میبنده و کور میشه هم گوشهاشو بر حرفهای منطقی میبنده کر میشه. احساسی نرو جلو.حرفهای موج آبی درسته. کاری نکن که طرف فکر کنه دختر مردم رو مفت و مجانی بدست میتونه بیاره. تو این زمانه نقش بازی کردن برای دیگری راحته. راحتتر شاید بتونه به تو نقش بازی کنه. شایدم واقعا فرد باخدایی هست و ما در اشتباه باشیم.ولی کل حرفهای ما اینکه همیشه دید مثبت به اون نداشته باش کمی هم دید منفی داشته باش
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:34#
    رویامه جان البته که مشاوره قبل ازدواج رفتن شما دوتا باهم کار درستی بود. فکر میکنی مادرت اگه میفهمیدسفر زیارتی که میرید اونجا باهم حرف خواهید زد و درباره آیندتون گفتگو میکنید میذاشت برید؟ رویامه مشاوره قبل ازدواج لازمه برای هر جوان و دختر و پسری که در شرف ازدواجن. متاسفانه خانواده هامون وقتی در زندگیه بچه هاشون میبینن به مشکلی برخوردن بعدها از مشاور کمک میطلبن درحالی که چه بهتر هست قبل ازدواج اجازه بدن دختر و پسر به مرکز مشاوره مراجعه کنن و درباره آیندشون کمک اساسی بگیرن. سعی کن دوتایی باهم نزد مشاور برید. ضرر نمیکنید

    با خود كمي صادقانه برخورد کن .در امر ازدواج نبايد قبل از انتخاب، عاشق و دلباخته‏ كسى شد (نه پسر نسبت به دختر و نه دختر نسبت به پسر)؛ البته علاقه در حدّى كه انگيزه‏اى شود براى انتخاب اشكالى ندارد بلكه لازم است اما اگر اين علاقه تبديل به عشق شد مشكلات زيادى را دارد از جمله اينكه عشق‏هاى اين چنيني كه جنبه‏ احساسى دارد عليرغم اينكه پايدار نيست اما موجب مى‏شود كه فرد مورد نظر را بخوبى نتوانيم ارزيابى كنيم و جنبه‏هاى مثبت و منفى او برایمان پنهان بماند؛ چنين عشق‏هايى مى‏تواند بطور كلى قدرت انتخاب را از انسان سلب كند. بنابراين علاقه‏هاى اوليه را بايد مهار كرد. اگر بعد از تحقيقات لازم، انسان به اين نتيجه رسيد كه مورد مناسب است، آنگاه علاقه‏ها را تقويت كرد؛ ولى اگر مورد مناسب نيست يعنى كفو نيست و فقط ظاهر او چشم انسان را گرفته اما ساير شرايط را ندارد و حتى اعضاء خانواده نيز موافق نيستند، طبيعى است كه در اين صورت بايد آن علاقه‏هاى خام اوليه را نيز از صفحه‏ دل زدود، زيرا دليلى ندارد به فردى كه همسر آينده ما نيست عشق بورزيم و علاقه‏ او را در دل خود جاى دهيم.
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:35#
    راسش درحال حاضر نمیتونم کامل داستان را توضیح بدم تا رفع سو تفاهم بشه ولی باید بگم
    درسته عاشق شدن چشم را کور میکنه ولی من حتی وقتی زیادی دوسش داشتم بازهم جوابم بهش منفی بود
    قبل سفر فقط در برابرم سکوت میکرد و من همیشه زور میگفتم و اون برای اینکه من ناراحت نشم هیچ چیز نمیگفت
    ولی تو سفر همه چی عوض شد .
    در واقع اون در کنار خوبی های من ایرادهای من را هم دید و راجع اونها صحبت کردیم
    اینکه الان بخاد اقدام رسمی داشته باشه نمیشه . یعنی خود من هم میدونم نمیشه
    چیزهایی که من از همسرم میخاستم اینها بود:
    با ایمان و نماز خون و چشم و دل پاک
    به مسئله حجاب همسرش تاکید داشته باشه . درواقع همسرش را به حجاب تشویق کنه
    داشتن خانواده  خوب و فهمیده
    تحصیلات تقریبا هم سطح هم
    از کار کردن واهمه نداشته باشه و از پدرش تو جیبی نگیره
    منطقی باشه و بشه باهاش صحبت کرد
    من این ها را در اون دیدم یعنی تو سفر وقتی نظراتش را گفت و با من سر این مسائل به مخالفت پرداخت تونستم بشناسمش.
    نمیدونم منظورم را چطور برسونم ولی باید بگم از این لحاظ که فکر کنید آدم بدی یا دورو باید بگم اینطور نیست ومیدونم خانوادم هم قبولش دارن
    یعنی مسئله پاک بودن یا بد بودنش نیست هرچند با تعریف های من از سفر همه اشتباهه برداشت کردین ولی اینطور نبوده
    مشکل خانوادم سربازیشه و مشکله خودش اینه که حداقل یکی از مسائل را رفع کنه و بعد اقدام کنه مثلا یا سربازی یا درس یا کار.
    قرار هم نیست من و اون آقا در ارتباط باشیم . مثلا ایمیل بزنیم یا اس مس بدیم . نه . قراره فاصله داشته باشیم تا هروقت شرایط داشت اقدام کنه. آخه الان که اگر هم با خانوادده طرح کنه بیفایده چون مخالفت میکنند باشرایطی که نداره.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:36#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.

    رویامه خانم بازم شما در احساسات خود غرق شده اید و تنها با احساسات خود دارید فکر میکنید  چرا که این سفر و با ایشان بودن آن احساسات شما را بازهم روشن کرده .

    ببینید اگر قصد ازدواج باشد میتواند بیاید و یک خواستگاری کند و نشانه بیاورد و بعد مراسم بعدی را انجام دهید . درغیر این صورت شما با احساسات خود بازی میکنید و در آخر هم برمیگردید سر خانه اول خود. این بهانه آوردنها  هیچ دلیل منطقی  ندارد جز اینکه اقدام کند و رسما بیایند.

    پس رویامه خانم با چشمان باز و منطقی عمل کنید نه اینکه تحت تاثیر حرفهای اون قرار بگیرید و با احساسات خود عمل کنید.
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:37#
    دوستان ازتون متشکرم که راهنمایی ام میکنید ولی در اظهار نظرهاتون اینقدر تند روی آخه چرا !!!!
    همه ی شما با حرفهای من فقط یک کلام شدین که اون آقا فردی درست و قابل اعتماد نیست و این کاملا اشتباهه . شاید من درست توضیح ندادم .
    میشه در ذهنتون تصور کنید که اون آقا واقعا پاک و نجیبه و بعد بگین که ما چه راهی را در پیش بگیریم ؟
    یعنی اینقدر با دید منفی نگاه نکنید .
    وقتی پسری هنوز درس و سربازی اش مونده و این یعنی آمادگی ازدواج نداره و هرجا هم بره خاستگاری جواب منفی میشنوه چجوری ازش بخام اقدام رسمی داشته باشه ؟؟؟
    من که خودم میدونم بااین وضعیت حتی خانواده من هم رضایت نمیدن چه برسه به خانواده خودش که من  سه سال بزرگترم
    میدونم نباید با هم در تماس باشیم و اینکار باعث آبروریزی میشه برای همین نمیخاییم دیگه بهم زنگ بزنیم یا اس مس بدیم
    من فقط خاستم بدونم وقتی دوسال از درسش مونده و احتمالا بشه سربازی اش را به دلائلی معافیت بگیره راه منطقی چیه ؟
    البته در حال حاضر که تنها راه همون دور بودن و انتظار که شرایط محیا بشه و اگر هم من شرایط ازدواج را داشتم همه چی تموم و میشه یک خاطره .
    هیچی آخرشم رسیدیم به دوری و گذر زمان
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:38#
    موج آبی آواتار ها
    رویا جان
    اینقدر هم توان نداره بیاد خواستگاری درسش مونده خب تموم میشه سربازی نرفته خب میره به متاهل ها که آسون میگیرن اگه حس میکنی معیاراتو داره بگو بیاد جلو
    مگه کم داریم آدمی که درس میخونه و زن و بچه داره یا سربازه و عقد کرده است یکیش پسرعمه ی خودم 3 سال نامزد موندن تا درس و سربازیش تموم شد و رفتن سرزندگیشون الان هم خونه دارن هم ماشین هم دوپسربچه
    خیلیم خوشبختن وقتی عقد کرد 18 سالش بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    رویا جان حفظ حریم خوبه ولی سادگی نوچ
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:39#
    سلام
    رویامه جات خالی بود
    زیارت قبول
    واسه منم دعا کردی یا نه
    خوشبحالت که کسی که عاشقشی اونم عاشقته ولی خوب بسپار دست خدا باهاش دوست نشو
    البته من دیگه عاشق نیستم
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:40#
    رویامه خانم من فرض میکنم ایشون پسر بسیار پاکی هستن
    قبلا هم خدمتتون عرض کردم شما سه سال از ایشون بزرگتر هستید و این یک دلیل بسیار محکم جهت مخالفت با این ازدواج هست
    از کجا مطمئنید ایشون اهل کار هستن؟آیا الان مشغول به کار هستن و از خودشون درآمد دارن؟
    چطور تضمین میدید بعد از اتمام درس و سربازیشون کسی دیگه سر راهشون قرار نگیره و هنوز عاشق شما باشن؟
    اگه جواب منطقی به این سوالات پیدا کردید با فرض اینکه ایشون فرد پاکی هستن و از لحاظ خانوادگی و شخصیتی به شما میخورن میتونید به ازدواج با ایشون فکر کنید.البته ممکنه مشکلات دیگری هم باشه که بنده عنوان نکرده باشم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (5): صفحه 4 از 5 نخستنخست ... 2345 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •