تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چه کنم با دوری اش زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:رویامه
آخرین ارسال:رویامه
پاسخ ها 45

صفحه‌ها (5): صفحه 5 از 5 نخستنخست ... 345

چه کنم با دوری اش

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:41#
    ببخشید دوستان من با حرفام شما را هم خسته کردم
    راسش آقا شروین حرف شما درسته که میگین شاید بعد مدتی دیگه عاشق شما نباشه . من هم این تصور را داشتم . وقتی ازش دور شده بودم فکر میکردم همه چی را راحت فراموش میکنه و دوباره عاشق یک نفر دیگه میشه ولی وقتی بعد از 7یا 8ماه دیدم این اتفاق نیافتاد نظرم کمی برگشت
    البته در زندگی هر انسانی این احتمال وجود دارد بعد از مدتی همسر عاشق یک نفر دیگه بشه و خیانت کنه که برمیگرده به کمبودهای خانوادگی.
    راسش شاید فکر کنید احساسات بر من غلبه کرده ولی واقعا مگه یک انسان از طرف مقابلش چه انتظاراتی داره ؟
    یعنی در نظر شما یک انسان باید چجور آدمی باشه تا بگیم اون آدمه خوبیه و میتونه شریک زندگی باشه ؟؟
    میشه بگین .یعنی از نظر شما دوستان چجور انسانی فرد لایق تلقی میشه؟

    آقا شروین اینکه-- گفتم اهله کاره بخاطر اینه که از خیلی وقته دنبال مجوز برای کارکامپیوتری و از این حرفها-- میگشته و جدیدا هم از صبح ساعت 8 تا 11 شب در یک مغازه ای مشغول به کار شده تا زمانی که-- حداقل یک کار مناسب با رشته اش پیدا کنه.
    از 18سالگی هم طبق گفته خودش از پدرش برای مخارج هیچ پولی نگرفته و هزینه تحصیلش را خودش فراهم کرده .
    هر طور فکر میکنم میبینم با این شرایط و خصوصا سن من که-- سه سال بزرگترم فقط باید صبر کرد
    (البته راسش از لحاظ سن باید بگم من اونقدر بچه و لوس ام که نشون نمیده ازش بزرگترم .البته باید بزرگ بشم ولی نمیدونم چرا اینقدر رفتارام بچه گانه . این را تو سفر فهمیدم . از طرفی هم سیاست و برخوردجدی خودش با من طوری که مثله مامانم باهام رفتار میکنه و احساس نکردم که کوچکتره . )
    آخرش یامن ازدواج میکنم و باید برای همیشه همه چیز را فراموش کنم یا اون آقا شرایطش فراهم میشه
    هرچند خانواده اش حتما مخالفن . واسه همین گفتم از من اسمی نبره و اگر هم خاست موضوع را طرح کنه به خانواده اش نگه دختره من هستم آخه خاهراش منو میشناسن و من خجالت میکشم .
    حتما خانوادش بفهمن من و اون همدیگر را دوست داریم تو خیالشون میگن دختره پسرمون را ساده گیر آورده و مخش را زده .
    البته رفتار و برخوردهاشم سر سنگین و مودبانه است.برعکس من که شرو شیطون و دائم در حال بالا و پایین پریدن و شوخی و بگو یخندم .
    ویرایش توسط رویامه : 2014_01_04 در ساعت 09:56
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:42#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام. رویامه خانم

    به این جمله خودتون کمی فکر کنید ببینید آیا ادامه دادن و فکر و احساسات خود را درگیر کردن،  در این مورد به این صورتی که شما جلو میروید چقدر درست هست ؟


    [size=x-large]نقل قول از خودتان: من که خودم میدونم بااین وضعیت حتی خانواده من هم رضایت نمیدن چه برسه به خانواده خودش که من  سه سال بزرگترم.[/size]


     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:43#
    خوب آقا برزگر چی بگم ؟؟
    وقتی شرایط نداره معلومه هیچکس بهش جواب مثبت نمیده . خانواده خودش هم میگن برو هر وقت آمادگی ازدواج داشتی بگو زن میخام . آخه قبل از ماجرای من و اون وقتی با خانوادش صحبت کرده بود اونها گفتن که اول تکلیف درس و سربازیت مشخص بشه و بعد بگو زن میخام
    ویرایش توسط رویامه : 2014_01_04 در ساعت 09:55
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:44#
    راسش من هم مثله مریم (تاپیک میخاهم بمیرم)خودم را آماده کردم که یک روزی خانوادش قبول نمیکنند و همه چی برای همیشه تموم میشه
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:45#
    اصلا من صلاحیت نظر دادن را ندارم پس همون بهتر که بزارم گذر زمان تکلیف مارا مشخص کنه
    شاید هم به قوله دوستان من در اشتباه باشم و درگیر احساسات شده باشم.
    خلاصه گذر زمان خودش همه چی را حل میکنه . منم به تقدیری که خدا برام رقم بزنه راضی ام
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (5): صفحه 5 از 5 نخستنخست ... 345

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •