تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چه کنم با دوری اش زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:رویامه
آخرین ارسال:رویامه
پاسخ ها 45

صفحه‌ها (5): صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

چه کنم با دوری اش

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    دختری 26 ساله ولیسانسه هستم که برخلاف سنم هنوز بزرگ نشدم
    دوست ندارم نفس بکشم و دیگه خسته شدم و دلم میخاد یک ماشین با سرعت از من بگذره و دیگه نفس نکشم
    راستش دچار اشتباه شدم . من و یک پسره سه سال از من کوچکتر بهم علاقه مند شدیم و شرایط ازدواج را در حال حاضر نداره و از طرفی هم خانواده ها در جریانند و میگن در آینده دچار مشکل میشیم و تمام مشکلات سر راهمون را از مسائل اخلاقی و جنسی و.....راهم میدونیم ولی باز نتونستیم خودموون را قانع کنیم . پیش دخترا تو محیط کار رفاقتمون و پیشنهاد ازدواجش را مخفی کردیم ولی پشتمون حرف و حدیث زیاد در آمد و همه فقط دنبال اینن که بدونن ما با هم رفیق هستیم یا نه و این همه حرف من را نابود کرده . اگر هم شرایط ازدواج محیا بشه بازهم درواقع مهر تایید زدیم به حرفهایی که پشت سرمون بوده . حالا چه کنم ؟از فکر کردن خستم . حتی از محیط کارکه با هم بودیم آمدم بیرون و الان چهارماهه که دیگه همدیگر را ندیدیم ولی باز هم علاقه هست و حرفهای پشتمون هم هست . چکنم با حرف و حدیث و علاقه ام ؟
    ویرایش توسط رویامه : 2014_01_04 در ساعت 09:42
    سعی کن آنقدر کامل باشی که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران گرفتن خودت از آنها باشد
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    rahaii آواتار ها
    سلام دوست عزيز به همياري خوش آمديد:

    لطفا براي تاپيكتون اسم مناسب انتخاب كنيد

     دليل مخالفت خانواده فقط اختلاف سن هست؟ چقدر نسبت به هم شناخت داريد؟ رابطه تون در چه حدي هست؟ نظر ايشون در مورد ازدواج چيه؟ چرا فكر ميكنيد بزرگ نشديد؟ سطح اقتصادي و فرهنگي هر دو خانواده؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام
    خانوادهامون به خاطر سربازی و کمتر بودن سن آقا تمایل کمتری دارند
    رابطه ای که نداشتیم فقط در حد صحبت در محیط کاری بود که اون هم الان قطع کردم یعنی محیط کارم را عوض کردم
    و نظراون آقا اینه که بایدشرایطش سروسامان بگیره یعنی حداقل درس یا سربازیش کمی سروسامان بگیره
    از لحاظ اقتصادی هم دو خانواده در یک سطح هستیم و تقریبا زیاد نمیتونیم رو حمایت مالی خانواده ها حساب کنیم .
    الان مشکل من با حرف و حدیث هایی که در آینده پشت مون میزنند . دوست ندارم به من تهمت بزنند و بگن به قولی قاپ پسر را دزدیدم و از این مدل حرفها که پشت دختر ها میزنند . این مسئله همون چیزی که من را آزار میده . نمیدونم به خاطر این حرفها قید هر علاقه ای که هست را بزنم یا نه ؟
    ویرایش توسط رویامه : 2014_01_04 در ساعت 09:43
    سعی کن آنقدر کامل باشی که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران گرفتن خودت از آنها باشد
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    من مشاور نیستم فقط نظرم رو میگم
    حرف مردم امروز یه چیزه و فردا یه چیزه دیگه. اگه بخوایم زندگیمون رو بر اساس حرف های مردم بسازیم یا به این حرف ها اهمیت بدیم کلامون پس معرکه است... اگه مشکل فقط حرف هاست 2 روزه دیگه یادشون میره یا یه حرف ها وحدیث جدیدی پیدا می کنند که به شما نسبت بدن. سعی کنید به حرف های پشت سرتون توجه نکنید اما نصیحت های بزرگتر ها رو نادیده نگیرید
    سختی ها فانی؛ سر سخت ها باقی[img]/images/smilies/mili/24.gif[/img][img]/images/smilies/mili/24.gif[/img]
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    محیا مودت آواتار ها
    اره.معلم ریاضی ما میگفت من دوسال به خاطر نامزدی با پسری که  درس میخوندو سربازی نرفته بود تحقیر شدمو مرز خود کشیم رفتم .میگه حتی بعد ازدواجم همین طوری بود تا سه چهار سال بعد عروسی که یک هو شوهره هم دکتراشو میگیره هم کا خیلی خوب استخدام میشه و هم خونه میخره.حالا میگه دیگه همه اویزوننن به ما از گل کمتر نمیگن انگار نه انگار که چند سال پشتمون حرف زدنو عذابمون دادن
    حرف مردم پوچ و تو خالیه
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    ببین خانومی
    شما پاشی بشینی راه بری هر کاری بکنی یه حرفی توش هست!!!!
    شما اگه قطع رابطه هم بکنی بازم حرف هست
    بیخیال حرفا شو!!!
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    محیا مودت آواتار ها
    اوهوم باید گوشاتو رو به حرف مردم ببندی
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    nar آواتار ها
    سلام منم یه نظر کوچیک به عنوان دوست میدم..از اسمی که انتخاب کردی حس میکنم ازتنهایی بیزاری ودوستش نداری ..رویا زیاد داری که درستشون کردی ...بعد از سخن اولتون معلوم هست تحت هیجان واحساساتتون تصمیم میگیرید.. ..بعد گویا خودتون برای کارهاتون دلیل میارید تا قبل از  قضاوت دیگران یا حتی خودتون عذاب وجدان  نگیرید وبی دلیل نمونید.....حرف مردم مهم هست زیاد اما از اون مهمتر شما هستید .. شما خودتون تو تصمیمتون تردید شدید دارید ..گویا اینکه شاید خیلی از این حرفهای پشتتون رو کسی جز خودتون نگفته ...شماتصمیمتون جدی نیست ...به خودتون مهلت بدید..
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    دوستان از نظرهاتون خیییییییییلی متشکرم . خیلی آرامش بخشه
    از حرفات متشکرم نرجس جان احساس میکنم خیلی بیشتر از من تونستی من را بشناسی . تمام حرفات درسته و من قبولش دارم . شاید خودم و عذابوجدانم باعث این حال خرابم و دگرگونیم شده باشه.از حرفات کلی آروم شدم . متشکرم
    سعی کن آنقدر کامل باشی که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران گرفتن خودت از آنها باشد
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    به تمام مسائل و آینده فکر کردیم و باز هم نتونستیم به فراموشی فکر کنیم بنظرتون اگه باهم حضوری میرفتیم پیش یک مشاور میتونست کمکی باشه برامون ؟
    هردومون موافق رفتن پیش مشاور هستیم ولی مادرم میگه نه . درست نیست که با پسره غریبه برین پیش مشاور . نمیدونم چه کنم ؟
    سعی کن آنقدر کامل باشی که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران گرفتن خودت از آنها باشد
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (5): صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •