تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تنهایی... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:A.R.A.$.H
آخرین ارسال:n.h
پاسخ ها 21

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

تنهایی...

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    آخه پسر جان وقتی خودت خودتو باور نداری خوب از دیگران چه انتظاری داری - تازه شم باید بری سراغ دوست هایی که تقریبا مثل خودتن البته برای شروع - این و  و میگم چون ممکنه با پسرهایی که خیلی اجتماعی هستن و خیلی دوست دارن  نتونی راحت باشی - ولی کسی که مثل خودته باهاش راحت تری - تازه شم چه ربطی داره که آدم چون دوستی نداره خود ارضایی کنه - این دیگه از اون حرفهاست تا ............
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'یه ناشناس' pid='23400' dateline='1378892372'
    آخه پسر جان وقتی خودت خودتو باور نداری خوب از دیگران چه انتظاری داری - تازه شم باید بری سراغ دوست هایی که تقریبا مثل خودتن البته برای شروع - این و  و میگم چون ممکنه با پسرهایی که خیلی اجتماعی هستن و خیلی دوست دارن  نتونی راحت باشی - ولی کسی که مثل خودته باهاش راحت تری - تازه شم چه ربطی داره که آدم چون دوستی نداره خود ارضایی کنه - این دیگه از اون حرفهاست تا ............

     
    دوست عزیز بیشتر افراد تنها خود ارضایی دارن و افراد اجتماعی کمتر به این مشکل برمی خورن. با تشکر از راهنمایی


     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    n.h آواتار ها
    باید فکر کنید و ببینید چرا تحقیرتون می کردن تا اون نقطه ضعفا رو از بین ببرید.
    اول از همه باید ارادتونو محکم کنید به طوری که اصلا تو تصمیمتون سست نشین .به سختیای کارتون فکر نکنید که باعث بشه توی تصمیمتون تعلل کنید به این فکر کنید که پایان این تغییرات براتون آرامش به همراه داره و دیگه کسی نمیتونه راحت مزاحمتون بشه.مردم از کسایی خوششون میاد که حرفی برای گفتن داشته باشن همیشه لبخند روی لباشون باشه و خوش برخورد باشن.سعی کنید هر کمکی ازدستتون میاد برای اطرافیان و دوستاتون انجام بدید.این باعث میشه به شما اعتماد کنند .اما هیچ وقت از اعتمادشون سوءاستفاده نکنید.سعی کنید توی درساتون قوی باشید تا مورد توجه معلمان باشید در اینصورت بچه ها حداقل به خاطر درس هم که شده بیشتر با شما ارتباط برقرار می کنند.از تغییر رفتار نترسین چون ترس باعث میشه درجا بزنید.چند تا کتاب معرفی میکنم البته خودم نخوندم اما بهم پیشنهاد دادن. فکر میکنم بتونه کمک کنه البته خوندن تنها فایده ای نداره و باید با عمل باشه.یادتون نره با
    عمل.
    قدرت بیان نوشته ی برایان تریسی ترجمه ی پروین آقایی انتشارات اشکذر
    چه کنیم که در کمتر از90ثانیه مردم دوستمان بدارند  اثر نیکولاس بوتمن ترجمه  ی مهدی غراچه داغی
    اسرار قاطعیت از گیل لیندن ترجمه ی مهرنوش طلایی (درباره ی افزایش اعتماد به نفس)
    365 قدم به سوی اعتماد به نفس نوشته ی دیوید لارنس پرستون ترجمه ی صادق خسرو نژاد

    در ضمن به بهونه ی تنهایی اشتباهتونو (خوارضایی)توجیه نکنید.سعی کنید ازش دوری کنید اگه یکباره ترکش کنید که دیگه خیلی بهتره.مطمئن باشید امکان داره فقط باید اراده کنید .سعی کنید تنها نمونید تا وسوسه بشید .و بیشتر در حضور والدینتون باشید.هر موقع وسوسه شدید خودتونو به یه کاری مثل کتاب خوندن،تلویزیون دیدنو . . . مشغول کنید.موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'n.h' pid='23457' dateline='1378925771'
    باید فکر کنید و ببینید چرا تحقیرتون می کردن تا اون نقطه ضعفا رو از بین ببرید.
    اول از همه باید ارادتونو محکم کنید به طوری که اصلا تو تصمیمتون سست نشین .به سختیای کارتون فکر نکنید که باعث بشه توی تصمیمتون تعلل کنید به این فکر کنید که پایان این تغییرات براتون آرامش به همراه داره و دیگه کسی نمیتونه راحت مزاحمتون بشه.مردم از کسایی خوششون میاد که حرفی برای گفتن داشته باشن همیشه لبخند روی لباشون باشه و خوش برخورد باشن.سعی کنید هر کمکی ازدستتون میاد برای اطرافیان و دوستاتون انجام بدید.این باعث میشه به شما اعتماد کنند .اما هیچ وقت از اعتمادشون سوءاستفاده نکنید.سعی کنید توی درساتون قوی باشید تا مورد توجه معلمان باشید در اینصورت بچه ها حداقل به خاطر درس هم که شده بیشتر با شما ارتباط برقرار می کنند.از تغییر رفتار نترسین چون ترس باعث میشه درجا بزنید.چند تا کتاب معرفی میکنم البته خودم نخوندم اما بهم پیشنهاد دادن. فکر میکنم بتونه کمک کنه البته خوندن تنها فایده ای نداره و باید با عمل باشه.یادتون نره با
    عمل.
    قدرت بیان نوشته ی برایان تریسی ترجمه ی پروین آقایی انتشارات اشکذر
    چه کنیم که در کمتر از90ثانیه مردم دوستمان بدارند  اثر نیکولاس بوتمن ترجمه  ی مهدی غراچه داغی
    اسرار قاطعیت از گیل لیندن ترجمه ی مهرنوش طلایی (درباره ی افزایش اعتماد به نفس)
    365 قدم به سوی اعتماد به نفس نوشته ی دیوید لارنس پرستون ترجمه ی صادق خسرو نژاد

    در ضمن به بهونه ی تنهایی اشتباهتونو (خوارضایی)توجیه نکنید.سعی کنید ازش دوری کنید اگه یکباره ترکش کنید که دیگه خیلی بهتره.مطمئن باشید امکان داره فقط باید اراده کنید .سعی کنید تنها نمونید تا وسوسه بشید .و بیشتر در حضور والدینتون باشید.هر موقع وسوسه شدید خودتونو به یه کاری مثل کتاب خوندن،تلویزیون دیدنو . . . مشغول کنید.موفق باشید

     
    خیلی خیلی مچکرم به خاطر راهنمایی حتما اون کتاب ها رو می خرم و سعی می کنم استفاده کنم اما شما بعضی جاها اشتباه کردی بیشتر مردم افرادی رو دوستان دارن که خشونت زیاد داشته باشند و از حرف های ناپسند استفاده کنند به احتمال زیاد شما فاصله ی زیاد با مدرسه و دوران راهنمایی دارید... ممنون

     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    n.h آواتار ها
    درسته من راهنمایی رو خیلی وقته تموم کردم اما اطرافم بچه های هم سن شما هست و تا حدودی میتونم درکشون کنم.
    تا اونجایی که من میدونم آدما افراد خشن رو دوست ندارن همونطور که خودم واطرافیانم از اینجور ادما خوشمون نمیاد بلکه از آدمایی خوشمون میاد که توانا هستند به خصوص از نظر درک و فهم و معلومات بالایی دارندقدرتوشون در صلابت و پرمعنی بودن کلامشونه نه بلند کردن صداشون. خشن بودن افراد یکی از ویژگیای منفی شخصیتیه که باید ازش دوری کرد پس شما در مقابل پرخاشگری اون بچه ها نباید پرخاشگری نشون بدین باید جوری رفتار کنید که انگار رفتارشون هیچ تأثیری روی روانتون نداره.مثل سکوت کردن و بی محلی .
    امیدوارم موفق باشید.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'n.h' pid='23551' dateline='1378991890'
    درسته من راهنمایی رو خیلی وقته تموم کردم اما اطرافم بچه های هم سن شما هست و تا حدودی میتونم درکشون کنم.
    تا اونجایی که من میدونم آدما افراد خشن رو دوست ندارن همونطور که خودم واطرافیانم از اینجور ادما خوشمون نمیاد بلکه از آدمایی خوشمون میاد که توانا هستند به خصوص از نظر درک و فهم و معلومات بالایی دارندقدرتوشون در صلابت و پرمعنی بودن کلامشونه نه بلند کردن صداشون. خشن بودن افراد یکی از ویژگیای منفی شخصیتیه که باید ازش دوری کرد پس شما در مقابل پرخاشگری اون بچه ها نباید پرخاشگری نشون بدین باید جوری رفتار کنید که انگار رفتارشون هیچ تأثیری روی روانتون نداره.مثل سکوت کردن و بی محلی .
    امیدوارم موفق باشید.


     
    دوست عزیز  من تقریبا بیشتر اوقات سکوت کردم که بهم ظلم شد اما اگه با یه مشت می خوابوندم تو سرش یارو حالیش می شد باید حواسش به کارش باشه در حالی که من متاسفانه از بچگی اهل خشونت نبودم و خودم به نظرم یکی از دلایل ظلم به من اینه که اهل خشونت نیستم.... ممنون 
    راستی نقطه ظعف من نداشتن خشونت که اگه داشتم هیچ کی جرئت نداشت بهم ظلم بکنه


     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    n.h آواتار ها
    یعنی اونها بی دلیل بهتون پرخاش می کردن؟
    اگه اینطور باشه خب شاید مشکلی دارن.در واقع پسرای توی سن شما ممکنه به خاطر اینکه وارد نوجونی شدن چنین رفتارهای هیجانی داشته باشن.اما تا حدی.میشه بگید باهاتون چیکار می کردن؟شما رفتار خاصی نشون می دادید که پاسخ اونها پرخاشگری بود؟
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'n.h' pid='23597' dateline='1379012769'
    یعنی اونها بی دلیل بهتون پرخاش می کردن؟
    اگه اینطور باشه خب شاید مشکلی دارن.در واقع پسرای توی سن شما ممکنه به خاطر اینکه وارد نوجونی شدن چنین رفتارهای هیجانی داشته باشن.اما تا حدی.میشه بگید باهاتون چیکار می کردن؟شما رفتار خاصی نشون می دادید که پاسخ اونها پرخاشگری بود؟

     
    دوست عزیز من افراد داخل سرویسم رو می گم.  اونها افراد فوق العاده بی ادبی بودن و حتی یکی از ان ها که یه نفره قنده بود سرش رو بیرون می کرد و به مردم تیکه می داد این کار هر روزش بود تا وقتی که مدیر مدرسه بردش تو دفتر و بهش اخطار داد اما اون بازم این کار رو انجام داد اما کمتر. من در سرویس بیشتر سکوت می کردم و حرفی نمی زدم و اون اطرافیانم بودن که مسغرم می کردن حالا می خواهید چند نوع را بگویم تا بفهمید 
    مثال: هی اینو تو کدوم مدرسه راه می دن، حتما تو مدرسه شریعتی(مدرسه فوق ضعیف در منطقه ما) 
    یکی دیگشون: نبابا از اونم پایین تر اصلا باید دید جایی ثبت نامش می کنن
    (همین بحث رو تا اخر رسیدنم به خونه ادامه می دادن) از لحنشون معلوم بود هیچ شوخی نمی کنن
    مثال 2: هی بچه ها راستی می دونید این(منظور به من) با این درسش می خواد بره ازمون نمونه دولتی امتحان بده(درسم خوب بود البته نه خیلی نوبت دوم:19.10 صدم شد نمرم
    بقیه شروع به حرف های بی ربط می زدن و واقعا لحنشون در زدن این حرف ها تند و خشن و جدی بود که باعث می شد روانم بهم بریزه
    مثال 3: وقتی می خواست یه پسری بشینه پیشم ببین الکی چیکار می کردن
    هی چرا بش جا نمی دی برو اونورتر
    اون یکی: اخه مگه می فهمه
    من واقعا یه عالمه رفته بودم اونور حالا یقیه اش
    چرا کج نشستی درست بشین ( طوری که مجبور بودم کج بشینم و همه کج نشته بودن چون تعداد زیاد بود)
    اون یکی : خب کچ نشین درست بشین بلد نیستی؟
    اون یکی: ولش کن بابا حالا می رسیم به خاطر این روانی خودت رو اذیت نکن
    تقریبا گیر یه مشت حیوون کثیف افتاده بودم
    فوق العاده تحقیرم میکردن و اون عوضی(منظورم سرویس داره) یه کلمه از دهن کثیفش بیرون نیومد فکر کنم از این کار خوشش اومد در نهایت در واپسین روز ها با یکی از اون عوضی ها درگیر شدم (درواقع با دو تا) که نتوستم دلم رو تو شون خالی کنم چون نزاشتن امیدوارم هیچ روی خوشی از خدا نبینن
    من یه چیز رو از اون عوضی ها یاد گرفتم و اون این بود اگه بدی نکنی بهت بدی می کنن
    من از شما می پرسم ایا این جواب خوب بودن است؟ بله ادمهای خوب باید تحقیر شوند این جواب خوبی است

    موضوع رو برای این که صبج ها هم (ظهر دیگه به علت بیش از حد بودن تخقیر ها با سرویس نرفتم) با سرویس نرم با مادرم درمیون گذاشتم (درواقع کمی شفاف سازی کردم و گفتم که افراد بی ادبی در سرویس هستن که اگه مثل خودشون بی ادب نباشی بقیه رو هم تحقیر می کنن زیرا خجالت می کشیدم) نگفت نه اما بله هم نگفت و تقریبا گفت نه من نمی تونستم بیشتر التماس کنم و نشون بدم جلوی مادرم ظعیف هستم برای همین تصمیم گرفتم این روزهای اخر هم تحمل کنم
    علت این که می خواستم با سرویس نروم جدا از تحقیر بحث انتقام هم داشت من می خواست با سرویس نروم چون تمامی افراد سرویس بر علیه من بودن و می خواستم با نرفتن با سرویس یکی از اون عوضی ها که در حیاط برای یک بار هم برای مسغره کردنم میومد یه دعوای حسابی راه بندازم تا انتقام بگیرم اما نشد زیرا می ترسیدم اگر با سرویس بروم و باهاش دعوا کنم بقیه هم بیشتر اذیتم کنن خیلی به خاطر این موضوع افسرده و ناراحت شدم و سال سوم یکی از شوم ترین سال های عمرم شد
    مطمئن باشید دوستان اگر یک روز در جای من بودید ارزوی مرگ می کردید


     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    n.h آواتار ها
    اگه اونا بی دلیل شما رو اذیت میکنن حتما مشکلی دارن.میدونین بعضی از بچه ها توی خونه خیلی محدود میشن به خاطر همین مدرسه میشه محیطی برای عقده گشاییشون و خالی کردن انرژی شون روی دیگران البته بعضیا به شیوه ی درست بعضیها مثل این به ها با مردم آزاری.
    یا اینکه توی خونه انقدر آزادی دارن و به قول معروف لوس میشن که به خودشون اجازه میدن با همه هر طور دوست دارند برخورد کنن.
    اگه شما فقط مجبورید توی سرویس اونا رو تحمل کنید خب اگه امکانش و دارید میتونید سرویستونو عوض کنید یا پیاده برید یا با وسایل نقلیه ی عمومی اما اگه توی مدرسه با هم همکلاسی هستید فکر نمی کنم به راحتی بتونید مدرسه تونو تغییر بدین پس باید یه جوری باهاشون کنار بیان.
    اولا اون نمره ای که شما آوردین خیلی عالیه و نباید خودتونو دست کم بگیرید و با حرفای اونا احساس کنید تنبلید.اونا فقط میخوان شما رو عصبی کنن تا خودتون هم باور کنید ضعیفید در حالی که اینطور نیست.
    اگه با شروع سال جدید بازهم اونا رو می بینید از اول سال خیلی عادی برخورد کنید به طوری که حتی کوچکترین دلیلی برای اذیت کردنتون نباشه در این صورت اگه باز هم باهاتون بد برخورد کردن ساکت نشینید.اگه واقعا گوش شنوایی دارند باهاشون صحبت کنید و دلیل کارهاشونو بپرسید.اگر نه از طریق آموزش مدرسه انقدر پیگیر باشین تا به سزای کارشون برسن و همچنین از ابتدای سال والدینتون رو در جریان بذارید.
    به هر حال شما در سنی هستید که اونا ازتون انتظار دارند خودتون هم بتونید تا حدودی از پس اینجور مسائل بر بیاید اما اگه شرایط حاد شده حتما بهشون اطلاع بدید.سعی نکنید با درگیری تلافی کنید چون ممکنه مسئله رو پیچیده تر کنید و اونوقت برای خودتون دردسر درست بشه.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'n.h' pid='23635' dateline='1379059487'
    اگه اونا بی دلیل شما رو اذیت میکنن حتما مشکلی دارن.میدونین بعضی از بچه ها توی خونه خیلی محدود میشن به خاطر همین مدرسه میشه محیطی برای عقده گشاییشون و خالی کردن انرژی شون روی دیگران البته بعضیا به شیوه ی درست بعضیها مثل این به ها با مردم آزاری.
    یا اینکه توی خونه انقدر آزادی دارن و به قول معروف لوس میشن که به خودشون اجازه میدن با همه هر طور دوست دارند برخورد کنن.
    اگه شما فقط مجبورید توی سرویس اونا رو تحمل کنید خب اگه امکانش و دارید میتونید سرویستونو عوض کنید یا پیاده برید یا با وسایل نقلیه ی عمومی اما اگه توی مدرسه با هم همکلاسی هستید فکر نمی کنم به راحتی بتونید مدرسه تونو تغییر بدین پس باید یه جوری باهاشون کنار بیان.
    اولا اون نمره ای که شما آوردین خیلی عالیه و نباید خودتونو دست کم بگیرید و با حرفای اونا احساس کنید تنبلید.اونا فقط میخوان شما رو عصبی کنن تا خودتون هم باور کنید ضعیفید در حالی که اینطور نیست.
    اگه با شروع سال جدید بازهم اونا رو می بینید از اول سال خیلی عادی برخورد کنید به طوری که حتی کوچکترین دلیلی برای اذیت کردنتون نباشه در این صورت اگه باز هم باهاتون بد برخورد کردن ساکت نشینید.اگه واقعا گوش شنوایی دارند باهاشون صحبت کنید و دلیل کارهاشونو بپرسید.اگر نه از طریق آموزش مدرسه انقدر پیگیر باشین تا به سزای کارشون برسن و همچنین از ابتدای سال والدینتون رو در جریان بذارید.
    به هر حال شما در سنی هستید که اونا ازتون انتظار دارند خودتون هم بتونید تا حدودی از پس اینجور مسائل بر بیاید اما اگه شرایط حاد شده حتما بهشون اطلاع بدید.سعی نکنید با درگیری تلافی کنید چون ممکنه مسئله رو پیچیده تر کنید و اونوقت برای خودتون دردسر درست بشه.


     
    با تشکر فراروان از خانم n.h که همیشه در حال راهنمایی هستن. 
    در مدرسه مشکل چندانی ندارم البته بهم کم توجهی میشه که به خاطر خجالتی بودنم بود اما دیگه در حال ترک این عادتم و با راهنمایی های شما دارم کمی به اجتماعی شدن نزدیک می شم اما توی سرویس همونطور که گفتم دیگه ظهر ها نرفتم اما صبح ها رو باید می رفتم... با تشکر 


     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •