تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




جواب به دعوت دوست پسرم... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:forough
آخرین ارسال:گل نمک
پاسخ ها 40

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

جواب به دعوت دوست پسرم...

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    فروغ جان
    من نفهمیدم رابطه ات به کجا کشید
    ولی امیدوارم که اشتباه نکرده باشی
    دوستمون فاطمه تجربیات تلخی دارن
    دوستمون خیلی ماه هستند
    البته ایشون سکس نداشتن
    ولی تبعات یه دوستی ساده رو خیلی به سنگینی کشیدند
    امیدوارم به حرفش کرده باشی


    کسی حق نداره برای ارضای جنسی اش سمت تو بیاد
    تو کلی ویژگی های خوب داری
    که به سکس محدود نمیشه
    برای رابطه ی با تو بایستی مهریه قبول کرد
    شیربها و نفقه داد
    خرج کرد
    و خواستگاری اومد
    و .........

    امیدوارم روح و روحیه و جسمت رو همیشه پاک نگه داری
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    آقای عزیزی گاهی خودمم حس میکنم
    اما باز همیشه به خودم این امیدو میدم که یک روز شاید درست بشه...
    اگه شخص دیگه ای بود حتما تا الان رابطمو باهاش تموم کرده بودم اما احساسمو چکار کنم
    گیر افتادم

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    ممنونم الهه جان..
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    محسن عزیزی آواتار ها
    الان شما در معرض یک تصمیم گیری هستید.

    یکی از خطاهای ما هنگام انتخاب، همین امید ناروا به اصلاح هست. اگر میخواد خودش رو اصلاح کنه، مسئولیتش با خودشه. بره خودش رو اصلاح کنه و بعد بیاد.

    درک میکنم که شما هم احساسات دارید. شاید دوستش داشته باشید. شاید براتون جذابیتهایی داشته باشه

    من منکر اینها نیستم. اما حرف من اینه که این رابطه هدفش چیه؟

    خب پاسخش رو ایشون داره به وضوح میده: رابطه جنسی از نظر ایشون کاملا طبیعیه و قبلا هم تجربه اش کرده و شاید بعدا هم با دیگران...

    فکر می کنید دخترانی که قبل از شما باهاش وارد رابطه شده اند، چی نصیبشون شده؟

    باهاشون ازدواج کرده؟

    نه، فقط براشون دردسر جسمی و روانی ایجاد کرده.

    وقتی از یکی خوشمون میاد، یا نسبت بهش احساس خوبی پیدا می کنیم، معمولا تمایل داریم به او صفات خوبی رو ه نسبت بدیم. مثلا تمایل داریم به افراد زیبا، صفات خوب رو نسبت بدیم. اما آیا هر فرد زیبایی خوبه؟

    مسلمه که پاسخ سوال منفیه، ولی ما تمایل داریم مثبتش رو متصور بشیم.

    الان هم این تمایل در شما هست که ایشون رو خوب ببینید، چون نسبت بهش احساسات خوبی دارید.

    این جمله شما که « اگه شخص دیگه ای بود حتما تا الان رابطمو باهاش تموم کرده بودم اما احساسمو چکار کنم» موید این مطلب هست.

    شما اول خوبیهاش رو ندیدید که بعد بهش احساس پیدا کنید، بلکه بهش احساس پیدا کردید و حالا همه چیرش رو مایلید خوب ببینید.

    یک لحظه تصور کنید فرد دیگری با این مشخصات رو:

    کسی که قبلا رابطه جنسی با دختران دیگر رو تجربه کرده

    کسی که از ابتدای رابطه صحبت از رابطه جنسی میکنه

    کسی که رابطه جنسی بین دختر و پسر به کرات رو طبیعی میدونه

    حالا این فرد پیشنهاد میده باهاش خلوت کنید.

    واقعا معمایی باقی مونده؟



    فروغ خانم؛ درگیری احساسی رو میشه با روشهای خودش و گذر زمان حل کرد، اما برخی تصمیم های غلط رو واقعا نمیشه کاریش کرد.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    :"(
    چطور میشه آدم به کسی احساس پیدا کنه و بعد خوبیهاش رو ببینه!!
    من بیش از نیمی از ویژگیها و خصلتهای خودمو درون ایشون میبینم..چطور آدم میتونه از خودش جدا بشه!؟
    او همه ویژگیهایی که من دنبالش هستم داره فقط یک جنبه منفی داره..و اون از نظر س.ک.س
    آیا س.ک.س اونقدر مهمه که بخاطرش همه خوبیهای یک فرد را نادیده بگیرم؟
    و به خاطرش پا روی احساسم بذارم؟
    و به خاطرش به انتظار بشینم تا شاید دوباره این حس دوست داشتن رو به شخص دیگه ای پیدا کنم؟
    و برگردم به همون دورانی که بیدار شدنم با 1 پرسش بی جواب همرا بود "که چرا زنده ام؟و چرا زندگی میکنم؟ ای کاش بیدار نمیشدم!"
    منظورم این نیست که تن به س.ک.س بدم..اینکارو نمیکنم
    چرا فکر کنم که من باید تن به خواسته او بدهم؟ چرا فکر نکنم که تلاش کنم تا او تن به خواسته من بده؟
    :"(
    نبود او یعنی نا امیدی...و برای یک نا امید مرگ با ارزشتره یا زندگی اجباری
    همه از من میخوان که برگردم به همون دوران رکود زندگیم
    اینکه خودش مسئول اصلاح خودشه، چرا من به عنوان کسی که دوستش دارم و به جرم اینکه میخوام پیشم بمونه، یک درصد به خودم نگم شاید تو هم مسئولی که برای بدست آوردنش کمکش کنی اصلاح بشه؟
    :"( :"(
    من واقعا حال خوبی ندارم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    دوست عزیز همه کسایی که سعی کردن با نظراتشون به شما تو تصمیمتون کمک کنن شرایطتونو کمو بیش درک میکنن من میفهمم که زندگی که توش عشق نباشه چقدر میتونه سختو نا امید کننده باشه ولی بعضی وقتا آدم بعضی چیزا بعضی آدما رو تو ذهنش خیلی بزرگ میکنه تو خیلی به احساست پرو بال داری ولی بشین فکر کن که آیا واقعا این عشق واقعی و منطقی هست یا فقط یک سرابه و توهم شما طبق گفته خودتون تا به حال با کسی نبودین . این آقا یه جورایی عشق اولتونه به خاطر همینه که فقط اونو میبینی و چشسمتو رو واقعیت ها بستی من نمیدونم تو چطور با رابطه های قبلی و فعلی این آقا کنار میای ؟ البته من آدمایی رو میشناختم که اوضاشون از تو ام خرابتر بود به طوری که 1 و 100 میدیدن یهنی 100 برابرش میکردن بعد اصلاح کردن این آقا یکم دور از تصوره چون از رفتارش معلومه که شما رو مثل بقیه دخترا میدونه در ضمن با این اوصاف بهترین کار رابطه نداشتن و دادن زمان بهشه شاید وقتی که حسابی شهوتشو با دخترای دیگه خالی کرد و به فکر ازدواج افتاد به شما فکر کنه چون شما به چشمش دست نخورده این در ضمن دوستان فقط میخوان شما اشتباهات دیگرانو تکرار نکنی مطمئنن دوران نا امیدی هم تموم میشه و راههای زیادی برای خوشحال و سر حال زندگی کردن هست امیدوارم یک روز یکی به پستت بخوره که تو رو بخاطر خودت و روح پاکت بخواد نه فقط برا سکس تازه اگه این آقا با شما هم ازدواج کنه هیچ تضمینی نیست که دوباره سراغ دختر بازی و رابطه با دیگران نره

     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    دوست خوبم - آدم اگه کسی رو واقعا دوستش داشته باشه بهش احترام میزاره - من جای شما باشم خیلی بهم بر میخوره و احساس حقارت میکنم و کوچیک میشم که ببینم یکی رو با همه وجودم دوست دارم اون فقط حواسش به بدنم و خلوت کردن با بدنمه - این و حتما خیلی شنیدی که پسرها اگه بدترین باشن و با هزاران نفر دوست باشن بازم در نهایت نامردی موقع ازدواج میرن سراغ یه دختر پاک و دست نخورده - من عشق شما رو باور دارم و از همین عشق میترسم که هر چقدر هم بخوای خودتو توجیه کنی ولی خلوت که داشته باشی اون قدر عاشقی که ممکنه نتونی تصمیم درستی بگیری نزار این پسر این طوری تحقیرت کنه -  بزار یه چیز و بگم یادت باشه پسرها فقط به دختری که باهاش قصد ازدواج ندارن این حرفها رو میزنن و بهش چنین پیشنهادی میدن چون پسرها اون قدر زرنگ هستن که اگه دختری رو واقعا برای ازدواج بخوان خودشون و زیر سوال نمیبرن و ابهت خودشون و حفظ میکنن و خودشون و خوبه نشون میدن که در آینده مدرکی دست زن آینده شون ندم - میبینی که هیچ کدوم از دوستان موافق نیستن - این دیگه بستگی به خودت داره چقدر برای شخصیت خودتون ارزش قائل هستید - و کاری نکن که همیشه عذاب وجدان گناه همراهت باشه - ( دخترم هم آغوشی هایت را با عشق اشتباه نگیر ، هیچ مردی در رختخواب نامهربان نیست . چارلی چاپین )
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    محسن عزیزی آواتار ها
    فروغ خانم عزیز؛

    شاید همه آدمها به امید زنده باشند. ناامیدی بزرگترین درد انسانهاست.

    اگر واقعا فکر می کنید که میتونید اینقدر روش اثرگذار باشید که بتونید اصلاحش کنید، تصمیمش با خودتونه و به خود شما برمیگرده، اما:

    یکم. اگر به امید اصلاح و تغییرش سالهای جوانی تون رو گذاشتید و او تغییری نکرد، مسئولیت حسرت خوردنش با خودتونه

    دوم. اگر به امید اصلاح او نشستید و هزینه ای چون پاکی خودتون رو تقدیم هوسش کردید، بدونید که خودتون از دستش دادید و مسئولیتش با خودتونه

    سوم. اگر به امید اصلاح او نشستید و گزینه های دیگر(خواستگاران احتمالی) رو به روی خود بستید، مسئولیتش با خودتونه

    چهارم. اگر با تن دادن شما به خواسته های نامشروعش، باعث شدید که دید ابزاری او نسبت به دخترها تقویت بشه و باز هم به سراغ دختران دیگر برای هوسرانی اش بره، شما هم در گناه او و تمام دختران بعدی سهیم هستید.

    پنجم. اگر تغییر کرد و با هم ازدواج هم کردید، ولی بعد از ازدواج شک و سوء ظن به سراغتان آمد، مسئولیتش با خود شماست.

    ششم. اگر تغییر کرد و ازدواج هم کردید، و پس از ازدواج دوباره به حالت قبلی بازگشت کرد، مسئولش خود شما هستید.

    هفتم.

    .
    .
    .
    میدونید چرا؟

    چون شما می خواهید مسئولیت او رو بر عهده بگیرید.

    اما راههای دیگری هم هست.

    بهش بگید حق نداری در حضور من هیچگاه کلمه س ک س، رابطه جنسی و از این قبیل رو به زبان بیاری. واکنشش رو بسنجید.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    طباطبایی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'forough' pid='23247' dateline='1378753287'
    درمورد ازدواج هم اصلا حرف نزدیم..فقط یک بار آن اوایل بهم گفت اگه من شوهرت باشم چه نظری داری؟آره یا نه؟(البته فکر میکنم همینجوری بدون قصد پرسید) ...منم با خنده گفتم "نه"... کاملا بر خلاف میلم جواب دادم چون اونموقع چیزی ازش نمیدونستم و هنوز هم نتونستم کامل بشناسمش...اما همیشه به این فکرم که نیمه گمشده ام اونه...تا قبل از او تصور اینکه با کسی زندگی کنم برام خنده دار بود...حس میکنم یک روز از من درخواست ازدواج میکنه شاید یکسال بعد یا دوسال بعد..شاید هم اینا همه خیالات خامیه که من در سر دارم...چون اونچه که در ذهنش میگذره را دقیقا نمیتونم بفهمم..مرموزه و هیچی نشون نمیده...گاهی عاشقه..گاهی اونقدر سرد که فکر میکنم رابطمون تمام شده است..گاهی با پا پیش میکشه و با دست پس میزنه..در کل خیلی درگیر رابطه ام با اون شدم درحالی که اصلا چنین شخصیتی ندارم و همیشه پسرها و خصوصیات اخلاقیشون کف دستم بود..اما درمورد ایشون خیر
     
    سلام فروغ خانم
    خیلی از پسرهایی که پیشنهاد دوستی به قصد ازدواج میدن ، جز دروغ و پهن کردن تله برای پذیرش دختر بیچاره ، قصد دیگه ای ندارند..
    زمانی که یک پسر به یک دختر پیشنهاد میده که "من از شما خوشم اومده و میخوام باهاتون ازدواج کنم ، بیاید برای آشنایی بیشتر باهم دوست باشیم" یعنی میدونه که اون دختر، دختر خوبیه که به راحتی حاضر نیست با کسی دوست بشه ، پس از این راه وارد میشن
    اما وقتی پسری با دختری دوست میشه ، بدون اینکه حرفی از ازدواج بزنه ، این معناش اینه که اصلا اصلا اصلا قصد ازدواج نداره و اون دختر رو هم اینقدر آماده رابطه میدونه که لازم نباشه به خاطرش دروغ ازدواج رو بگه

    وقتی شما به این آقا که گفته تصور کن من شوهرت باشم و شما گفتید نه ، یعنی من میخوام باهات دوست داشتم بدون قصدازدواج ، دوست باشم با همه روابطی که در دوستی ها هست نه اون روابطی که با عنوان آشنایی برای ازدواجه ،...
    یعنی شما خودتون بهش اجازه دادید که به شما به عنوان یک ابزار نگاه کنه برای رفع خواسته ها و هوسهاش..
    یعنی اون آرزوی ازدواج با این فرد ، فقط یک آرزو برای شماست و یک توهم

    حیف شماست که پاکید اما خودتون رو به دست کسی دادید که به خودش اجازه میده در مورد رابطه با شما صحبت کنه در حالی که حتی برای دل خوش کنی هم به شما امید ازدواج نمیده

     خودتون رو به دست کسی دادید که به خودش اجازه میده که در حضور شما از دوستیها و روابطش بگه
     خودتون رو به دست کسی دادید که به خودش اجازه میده که به شما بگه شما احساس ندارید و پاکی تون رو کاملا نادیده بگیره و سعی در نابودی این نجابت شما داشته باشه ، فقط برای یک هوس

    این آدم هر چقدر هم که در ظاهر شبیه شما به نظر برسه ، در واقعیت باشما تفاوت زیادی داره ، چون که اصلا نمیتونه به پاکی و نجابتی که شما براتون اصل حساب میشه فکر کنه و بهایی بده
    چون اصلا دختر رو فقط در حد برآورده کردن هوس هاش میخواد


     

     [hr]درسته که زندگی بدون عشق و حضور کسی که آینده رو با اون ببینی سخته
    درسته که سخته کسی که درکت کنه کنارت نباشه و زندگی کنه
    درسته که ...
    اما ...[size=x-large]یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
    طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم
    [/size]
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    اول از همه شما عزیزان بابت توجهتون ممنونم...

    دوم اینکه با هم صحبت کردیم و بهش دوباره گفتم که نمیام البته کم تحت تاثیر شما نبودم..
    اونقدری که فکر میکردم ناراحت نشد..گفت تو به من به چشم یه متجاوز نگاه میکنی اگه اینطوره و انقدر میترسی و به من بی اعتمادی چرا 4ماه با من موندی؟؟ بهش گفتم از تو نمیترسم،اول از خودم میترسم و دوم از خلوتمون..
    الان حضور ذهن ندارم که کل مکالمه هامون رو براتون بگم..ولی در کل فکر میکنم بد نشد هیچ، شاید بهتر هم شد..
     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •