تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




جواب به دعوت دوست پسرم... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:forough
آخرین ارسال:گل نمک
پاسخ ها 40

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

جواب به دعوت دوست پسرم...

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'shadow' pid='23268' dateline='1378775652'
    دوست عزیز همه کسایی که سعی کردن با نظراتشون به شما تو تصمیمتون کمک کنن شرایطتونو کمو بیش درک میکنن من میفهمم که زندگی که توش عشق نباشه چقدر میتونه سختو نا امید کننده باشه ولی بعضی وقتا آدم بعضی چیزا بعضی آدما رو تو ذهنش خیلی بزرگ میکنه تو خیلی به احساست پرو بال داری ولی بشین فکر کن که آیا واقعا این عشق واقعی و منطقی هست یا فقط یک سرابه و توهم شما طبق گفته خودتون تا به حال با کسی نبودین . این آقا یه جورایی عشق اولتونه به خاطر همینه که فقط اونو میبینی و چشسمتو رو واقعیت ها بستی من نمیدونم تو چطور با رابطه های قبلی و فعلی این آقا کنار میای ؟ البته من آدمایی رو میشناختم که اوضاشون از تو ام خرابتر بود به طوری که 1 و 100 میدیدن یهنی 100 برابرش میکردن بعد اصلاح کردن این آقا یکم دور از تصوره چون از رفتارش معلومه که شما رو مثل بقیه دخترا میدونه در ضمن با این اوصاف بهترین کار رابطه نداشتن و دادن زمان بهشه شاید وقتی که حسابی شهوتشو با دخترای دیگه خالی کرد و به فکر ازدواج افتاد به شما فکر کنه چون شما به چشمش دست نخورده این در ضمن دوستان فقط میخوان شما اشتباهات دیگرانو تکرار نکنی مطمئنن دوران نا امیدی هم تموم میشه و راههای زیادی برای خوشحال و سر حال زندگی کردن هست امیدوارم یک روز یکی به پستت بخوره که تو رو بخاطر خودت و روح پاکت بخواد نه فقط برا سکس تازه اگه این آقا با شما هم ازدواج کنه هیچ تضمینی نیست که دوباره سراغ دختر بازی و رابطه با دیگران نره

     


     
    shadaw عزیز:
    من سالها پیش هم طعم دوست داشتن رو چشیدم..عشق دو تا همکلاسی که آخر هم هیچ پیشنهادی دریافت نکردم و این عشق هم تمام شد..جالبه که اون شخص هم فردی بود که تو روابطش رابطه جنسی امری عادی بود و همیشه فکر میکنم به همین دلیل پا پیش نگذاشت..بعد از او دیگه هیچ حسی به هیچ پسری نداشتم..چند سال طول کشید و منتظر بودم تا اینکه فرد مورد علاقه ام ، کسی که از نظر اخلاقی مطابق خواسته هام باشه را پیدا کنم...من با آدمهای زیادی معاشرت داشتم ولی حوصله هیچ کدوم را جز برای یک هفته نداشتم...
    در مورد اینکه چطور میتوانم از رابطه های گذشته اش ساده بگذرم باید بگم که حداقل در محیطی که من هستم و پسرهای اطرافم و حتی درون فامیل همه پسرها قبل از ازدواجشون رابطه جنسی رو تجربه کردن..از پسردایی ساده ام که هیچوقت تصورش هم نمیکردم رابطه داشته باشه تا خفنترین پسرهای اطرافم همه خلافشون در یک حده...و دوم اینکه اغلب پسرهایی که تا حالا اطرافم بودن از نظر جنسی بهم پشنهاد دادن :| خب شما چه توقعی دارین؟ وقتی از بین ده نفر یک نفر پاک سر راهم قرار بگیره از اون یک نفر هم خوشم نیاد سعی میکنم کسی رو که دوست دارم ببخشم به شرط اصلاح برام رابطه های گذشته اش مهم نیست..مهمه که ببینم وقتی تمام تلاشمو برای جلب نظرش کردم چطور رفتار میکنه..قطعا اگه ببینم بی نتیجه است ، دلسرد میشم و وقتی دلسرد بشم دیگه همه چیز تمومه

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'محسن عزیزی' pid='23291' dateline='1378799206'
    فروغ خانم عزیز؛

    شاید همه آدمها به امید زنده باشند. ناامیدی بزرگترین درد انسانهاست.

    اگر واقعا فکر می کنید که میتونید اینقدر روش اثرگذار باشید که بتونید اصلاحش کنید، تصمیمش با خودتونه و به خود شما برمیگرده، اما:

    یکم. اگر به امید اصلاح و تغییرش سالهای جوانی تون رو گذاشتید و او تغییری نکرد، مسئولیت حسرت خوردنش با خودتونه
    - من فکر میکنم اگه تلاشی هم نکنم بعدها ممکنه پشیمون بشم و حسرت بخورم..چون درمورد شخصی که قبلا بهش احساس داشتم و هیچ تلاشی برای رسیدن بهش نکردم هنوز هم گاهی خودم رو سرزنش میکنم.

    دوم. اگر به امید اصلاح او نشستید و هزینه ای چون پاکی خودتون رو تقدیم هوسش کردید، بدونید که خودتون از دستش دادید و مسئولیتش با خودتونه
    - بله ، حواسم به خط قرمزهام همیشه هست

    سوم. اگر به امید اصلاح او نشستید و گزینه های دیگر(خواستگاران احتمالی) رو به روی خود بستید، مسئولیتش با خودتونه
    - درسته دوستش دارم خیلی زیاد اما چشمهام رو نبستم..اگه موقعیت خوبی پیش بیاد و طرف مقابلم رو "دوست داشته باشم" اگه ببینم در وضعیت ایشون تغییری نیست..منتظر نمیمونم

    چهارم. اگر با تن دادن شما به خواسته های نامشروعش، باعث شدید که دید ابزاری او نسبت به دخترها تقویت بشه و باز هم به سراغ دختران دیگر برای هوسرانی اش بره، شما هم در گناه او و تمام دختران بعدی سهیم هستید.
    - و اگه با تن ندادن به خواسته اش باعث شدم بفهمه هر رابطه ای مشروع نیست ، باعث شدم حداقل بفهمه دخترها ارزشهای دیگه ای هم دارند

    پنجم. اگر تغییر کرد و با هم ازدواج هم کردید، ولی بعد از ازدواج شک و سوء ظن به سراغتان آمد، مسئولیتش با خود شماست.
    _

    ششم. اگر تغییر کرد و ازدواج هم کردید، و پس از ازدواج دوباره به حالت قبلی بازگشت کرد، مسئولش خود شما هستید.
    _ قبل از اینکه بخواهم باهاش ازدواج کنم قطعا بارها باید امتحانش کنم تا مطمئن شم

    هفتم.

    .
    .
    .
    میدونید چرا؟

    چون شما می خواهید مسئولیت او رو بر عهده بگیرید.

    اما راههای دیگری هم هست.

    بهش بگید حق نداری در حضور من هیچگاه کلمه س ک س، رابطه جنسی و از این قبیل رو به زبان بیاری. واکنشش رو بسنجید._اوکی..نتیجه اش رو میگم



     
    مرسی بابت راهنماییهاتون..خیلی کمکم میکنه

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'طباطبایی' pid='23309' dateline='1378812047'
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'forough' pid='23247' dateline='1378753287'
    درمورد ازدواج هم اصلا حرف نزدیم..فقط یک بار آن اوایل بهم گفت اگه من شوهرت باشم چه نظری داری؟آره یا نه؟(البته فکر میکنم همینجوری بدون قصد پرسید) ...منم با خنده گفتم "نه"... کاملا بر خلاف میلم جواب دادم چون اونموقع چیزی ازش نمیدونستم و هنوز هم نتونستم کامل بشناسمش...اما همیشه به این فکرم که نیمه گمشده ام اونه...تا قبل از او تصور اینکه با کسی زندگی کنم برام خنده دار بود...حس میکنم یک روز از من درخواست ازدواج میکنه شاید یکسال بعد یا دوسال بعد..شاید هم اینا همه خیالات خامیه که من در سر دارم...چون اونچه که در ذهنش میگذره را دقیقا نمیتونم بفهمم..مرموزه و هیچی نشون نمیده...گاهی عاشقه..گاهی اونقدر سرد که فکر میکنم رابطمون تمام شده است..گاهی با پا پیش میکشه و با دست پس میزنه..در کل خیلی درگیر رابطه ام با اون شدم درحالی که اصلا چنین شخصیتی ندارم و همیشه پسرها و خصوصیات اخلاقیشون کف دستم بود..اما درمورد ایشون خیر

     
    سلام فروغ خانم
    خیلی از پسرهایی که پیشنهاد دوستی به قصد ازدواج میدن ، جز دروغ و پهن کردن تله برای پذیرش دختر بیچاره ، قصد دیگه ای ندارند..
    زمانی که یک پسر به یک دختر پیشنهاد میده که "من از شما خوشم اومده و میخوام باهاتون ازدواج کنم ، بیاید برای آشنایی بیشتر باهم دوست باشیم" یعنی میدونه که اون دختر، دختر خوبیه که به راحتی حاضر نیست با کسی دوست بشه ، پس از این راه وارد میشن
    اما وقتی پسری با دختری دوست میشه ، بدون اینکه حرفی از ازدواج بزنه ، این معناش اینه که اصلا اصلا اصلا قصد ازدواج نداره و اون دختر رو هم اینقدر آماده رابطه میدونه که لازم نباشه به خاطرش دروغ ازدواج رو بگه

    وقتی شما به این آقا که گفته تصور کن من شوهرت باشم و شما گفتید نه ، یعنی من میخوام باهات دوست داشتم بدون قصدازدواج ، دوست باشم با همه روابطی که در دوستی ها هست نه اون روابطی که با عنوان آشنایی برای ازدواجه ،...
    یعنی شما خودتون بهش اجازه دادید که به شما به عنوان یک ابزار نگاه کنه برای رفع خواسته ها و هوسهاش..
    یعنی اون آرزوی ازدواج با این فرد ، فقط یک آرزو برای شماست و یک توهم

    حیف شماست که پاکید اما خودتون رو به دست کسی دادید که به خودش اجازه میده در مورد رابطه با شما صحبت کنه در حالی که حتی برای دل خوش کنی هم به شما امید ازدواج نمیده

     خودتون رو به دست کسی دادید که به خودش اجازه میده که در حضور شما از دوستیها و روابطش بگه
     خودتون رو به دست کسی دادید که به خودش اجازه میده که به شما بگه شما احساس ندارید و پاکی تون رو کاملا نادیده بگیره و سعی در نابودی این نجابت شما داشته باشه ، فقط برای یک هوس

    این آدم هر چقدر هم که در ظاهر شبیه شما به نظر برسه ، در واقعیت باشما تفاوت زیادی داره ، چون که اصلا نمیتونه به پاکی و نجابتی که شما براتون اصل حساب میشه فکر کنه و بهایی بده
    چون اصلا دختر رو فقط در حد برآورده کردن هوس هاش میخواد


     

    [hr]درسته که زندگی بدون عشق و حضور کسی که آینده رو با اون ببینی سخته
    درسته که سخته کسی که درکت کنه کنارت نباشه و زندگی کنه
    درسته که ...
    اما ...[size=x-large]یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
    طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم
    [/size]
     

     
    ممنون بابت توضیحاتتون
    فکر میکنم حق با شماست من واقعا جواب عاقلانه ای به سوالش ندادم..
    به خدا آدم بی سر و پایی نیست..تحصیل کرده است،ذاتا آدم پاکیه،قلب خیلی مهربونی داره بی سرو پا نیست..تنها عیبش همون روابط جنسیشه..
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'یه ناشناس' pid='23271' dateline='1378786066'
    دوست خوبم - آدم اگه کسی رو واقعا دوستش داشته باشه بهش احترام میزاره - من جای شما باشم خیلی بهم بر میخوره و احساس حقارت میکنم و کوچیک میشم که ببینم یکی رو با همه وجودم دوست دارم اون فقط حواسش به بدنم و خلوت کردن با بدنمه - این و حتما خیلی شنیدی که پسرها اگه بدترین باشن و با هزاران نفر دوست باشن بازم در نهایت نامردی موقع ازدواج میرن سراغ یه دختر پاک و دست نخورده - من عشق شما رو باور دارم و از همین عشق میترسم که هر چقدر هم بخوای خودتو توجیه کنی ولی خلوت که داشته باشی اون قدر عاشقی که ممکنه نتونی تصمیم درستی بگیری نزار این پسر این طوری تحقیرت کنه -  بزار یه چیز و بگم یادت باشه پسرها فقط به دختری که باهاش قصد ازدواج ندارن این حرفها رو میزنن و بهش چنین پیشنهادی میدن چون پسرها اون قدر زرنگ هستن که اگه دختری رو واقعا برای ازدواج بخوان خودشون و زیر سوال نمیبرن و ابهت خودشون و حفظ میکنن و خودشون و خوبه نشون میدن که در آینده مدرکی دست زن آینده شون ندم - میبینی که هیچ کدوم از دوستان موافق نیستن - این دیگه بستگی به خودت داره چقدر برای شخصیت خودتون ارزش قائل هستید - و کاری نکن که همیشه عذاب وجدان گناه همراهت باشه - ( دخترم هم آغوشی هایت را با عشق اشتباه نگیر ، هیچ مردی در رختخواب نامهربان نیست . چارلی چاپین )

     

    متشکرم...


     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:25#
    فروغ عزیزم
    خیلی خوشحالم که تصمیم درستی گرفتی
    باور کن هیچ کس بجز همسر آینده ات ارزش اینو نداره که به اندازه ذره ای حتی از ناخن انگشتت لذت ببره
    وجود نازنینت خیلی با ارزش تر از این که اسیر هوسهای ی پسر بشه
    همیشه برای خودت ارزش قایل باش
    برات بهترین ها رو آرزو می کنم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:26#
    ممنونم فاطمه جانمرسی از راهنماییهاتون
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:27#
    باهم بحثمون شد به خاطر عدم اعتماد بیش از حد من به ایشون..و در نهایت خداحافظ
    اگه من هم بودم رابطمو تمام میکردم....
    شاید واقعا قصدی نداشت و من این فرصت رو از خودم گرفتم..از او گرفتم
    حالا حس میکنم دوباره اشتباه کردم
    همه چیز طبق خواسته اکثریته..نه چیزی که خودم میخواستم
    کاری که همه عمر کردم...آدمها...و همیشه پشیمونی
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:28#
    اون آفا چون دیده اهل هیچی نیستی یه چیزی و بهونه کرده و رابطه تونو تموم کرده.مطمئن باشین هچوقت باهاتون ازدواج نمیکرد چون پاکی شما بهش ثابت شده بود اما اجازه داد که رابطه تون تموم بشه.
    مثل دخترای دیگه شمارو واسه هوس های زودگذرش میخواسته.اصلا ناراحت نباشین و شاد باشین که به خیر گذشت.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:29#
    فروغ جان برو خدا رو شکر کن که رابطه ات همین جا تموم شد
    وگرنه معلوم نبود چقد از این رابطه ضربه می خوردی
    الکی خودتو اذیت نکن که اگه بهش فرصت میدادم شاید کاری نمی کرد
    اون آقا اگه واقعا دوست داشت اجازه نمی داد که به این راحتی ازت بگذره
    پس ی خرده واقع بین باش ببین چقد الان عذاب می کشی
    در صورت ادامه این رابطه به همین صورت عذابت هزار برابر می شد

    تو این دنیا فقط به فکر خودت باش هیچ کس به اندازه خودت قدرتو نمی دونه
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:30#
     سلاااااااام
    فروغ ناراحته
    پسره رفته حالا ناراحته خیلی هم ناراحته فروغ انگار پشیمونه که نرفته میگه ااگه میرفتم کاری نمیکرد آخه پسره قسم خورده بود کاری نمیکرده
    نمیدونم هرچند فروغ کاری خوبی کرده که نرفته ولی الان عصبانیه و خیلی  روحیه اش خرابه
    خوب سخته

    حالا چهطوری کمکش کنیم حالش خوب شه؟؟؟؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •