تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




به گذشته من حساس شده،چی کار کنم؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mh_fy
آخرین ارسال:mh_fy
پاسخ ها 13

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

به گذشته من حساس شده،چی کار کنم؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 's.esmailzadeh' pid='23614' dateline='1379050563'
    دوست گرامی
    هر انسانی مرتکب اشتباه میشود انشالله که مشکلتون حل میشه اشتباه کردید وقتی وارد رابطه با حسن شدید با یکنفر دیگر هم رابطه داشتید
    ایشون میدونند که اقا کوروش شما را بوسیدند ؟
    اقا حسن برای ازدواج با شما پیش قدم شدند یا دلسرد رفتار میکنند در این رابطه ؟
    چرا واقعیتو به اقا حسن  گفتید اقا کوروش تهدید کرده بودند ؟

     

     
    فکر کنم شما یه مقدار قضیه رو اشتباه متوجه شدید،بخاطر همین من مفصل توضیح داده بودم.من حسن رو 4ساله میشناسم اون هم بخاطر هم دانشگاهی بودن و یه دوستیه گروهی  که حسن و کوروش و یکی از دوستانشون و من و دوستانم با هم آشنا شدیم.اما حسن تیرماه امسال به من پیشنهاد داد و قبل از اون چیزی بینمون نبوده.اتفاقی که بین من و کوروش افتاده مربوط به 2سال پیش که من با دوست پسر سابقم تموم کرده بودم.من وقتی با حسن شروع کردم با هیچ کس دیگه ای رابطه نداشتم و این قضیه تماما مال قبل از دوستیم با حسن.
    خیر،حسن نمیدونه بین من و کوروش چه اتفاقی افتاده من توضیح ندادم.اما این احتمال رو میدند که خوب همچین اتفاقی هم افتاده باشه.
    حسن از اول به قصد ازدواج اومده جلو و خانواده ها هنوز چیزی نمیدونند.ایشون چند بار از من خواستند که خواهرشون رو ملاقات کنم اما من گفتم فعلا نه.اما برادر و پسرخاله حسن در جریان هستند.
    نه اصلا کوروش همچین آدمی نیست که بخواد تهدید کنه.حسن اتفاقی از طریق پروفایل کوروش،چت بین من و کوروش رو خونده بود،که من از کوروش پرسیده بودم حسن در مورد من و تو چی میدونه؟سر همین حسن شک کرد و به من اصرار کرد قسم بخورم که چیزی نبوده.بعد از اینکه قسم خوردم بهم گفت اون چت رو خونده و نشد دیگه هیچ جوری این قضیه رو رد کنم .منم گفتم آره بوده اما هیچ توضیحی ندادم که چی؟!

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    دوست گرامی
    موضوع را کامل فهمیدم .
    اول باید بگویم اصلا از گذشته خودتون به همسر ایندتون نگویید چون باعث میشه که ایشون در اینده به شما بدبین بشوند
    دوم اینکه به دوستان بگویید در گذشته هر کسی مرتکب خطا میشود مطمئنا شما هم مرتکب خطا شده اید ملاک تجربه ها تلخ گذشته نیست بلکه ملاک اکنون هست .
    سوم دوست عزیز اگر اقا حسن واقعا شما را دوست داشته باشند مطمئن باشید گذشته شما را میبخشند و به سراغتان می ایند
    چهارم رابطه را جدی کنید اگر این اقا واقعا شما را دوست دارند رابطه را جدی تر کنند و به خانواده ها اطلاع دهند تا مقدمات اولیه اشنایی فراهم بشود
    پنجم دوست عزیز این رابطه را کات کنید و به ایشان بگویید نمیخواهید در یک رابطه بی هدف باشید اگر خواهان شما هستند برای خواستگاری اقدام کنند ادامه دادن این رابطه فقط ضرر ان متوجه شما خواهد شد .
    پس توکلتان به خداوند باشد و از این رابطه فاصله بگیرید زیرا پسری که خواهان زنی باشد برای رسیدن به او هر کاری میکند
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 's.esmailzadeh' pid='23660' dateline='1379070440'
    دوست گرامی
    موضوع را کامل فهمیدم .
    اول باید بگویم اصلا از گذشته خودتون به همسر ایندتون نگویید چون باعث میشه که ایشون در اینده به شما بدبین بشوند
    دوم اینکه به دوستان بگویید در گذشته هر کسی مرتکب خطا میشود مطمئنا شما هم مرتکب خطا شده اید ملاک تجربه ها تلخ گذشته نیست بلکه ملاک اکنون هست .
    سوم دوست عزیز اگر اقا حسن واقعا شما را دوست داشته باشند مطمئن باشید گذشته شما را میبخشند و به سراغتان می ایند
    چهارم رابطه را جدی کنید اگر این اقا واقعا شما را دوست دارند رابطه را جدی تر کنند و به خانواده ها اطلاع دهند تا مقدمات اولیه اشنایی فراهم بشود
    پنجم دوست عزیز این رابطه را کات کنید و به ایشان بگویید نمیخواهید در یک رابطه بی هدف باشید اگر خواهان شما هستند برای خواستگاری اقدام کنند ادامه دادن این رابطه فقط ضرر ان متوجه شما خواهد شد .
    پس توکلتان به خداوند باشد و از این رابطه فاصله بگیرید زیرا پسری که خواهان زنی باشد برای رسیدن به او هر کاری میکند


     


    ممنونم از راهنماییتون.ما هم قصد داشتیم که رابطه رو جدی تر کنیم که این مشکل پیش اومد.من تمام این حرفهارو به ایشون زدم،ایشون مشکلی با اینکه من قبلا دوست پسر داشتم نداره،خودش هم دوست دختر داشته.مشکل اینه که میگه کوروش دوست صمیمی منه و همیشه با همدیگه ایم و اینکه هربار قرار باشه شما 2تا همدیگرو ببینید من ممکنه اذیت بشم.به هرحال دوستشه و باهاش چشم تو چشم میشه.چیکار کنم که بپذیره لزومی نداره من و کوروش همدیگرو ببینیم.هم من هم کوروش هم نمیخوایم همدیگرو ببینیم و فقط بخاطر حسن چیزی نمیگیم.چیکار کنم؟
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •