تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




بحث ویژه: دوران تجرّد دختران زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محسن عزیزی
آخرین ارسال:آدم برفی
پاسخ ها 59

صفحه‌ها (6): صفحه 5 از 6 نخستنخست ... 3456 آخرینآخرین

بحث ویژه: دوران تجرّد دختران

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:41#
    راهله آواتار ها
    اما زمانی که زن خیانتی یا بی مهری ای از طرف شوهرش ببینه به تمام دختران و دوستان مجردش میگه که ازدواج نکنید مردها فلانند و...
    اونهام ترسیده میشوند و مانع های سختی رو جلوی پای خاستگارشون میگذارند
    تا اونها رو محک بزنند ببینند چقدر واسشون ارزش قایل میشند
    من خودم جز دختران سخت گیر هستم و به همه دختران این توصیه را میکنم
    چون اعتقاد دارم  ازدواج اسان=طلاق اسان
    البته با اجازه اقای عزیزی که جز روانشناسان شجاعی بودن که ازدواج کردند
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:42#
    دو مورد به ذهن من رسید که دیدم اینجا بهشون اشاره ای نشده.
    یکیش اینه که یک عده دخترای امروزی به حدی وارد روابط و دوستی های نا درست با جنس مخالف شدند که باعث شده هر پسری که قصد ازدواج داره.به شدت نگران روابط دختر مورد نظرش در گذشته باشه.
    خیلی از پسرها می ترسند برند با یکی ازدواج کنند و فردا معلوم بشه که اون خانم با خیلی ها روابط ناصحیحی داشته.متاسفانه رفتار این عده دختران باعث شده تقریبا همه دختران دم بخت یه جورایی در معرض اتهام باشند.
    چند وقت پیش تو تاکسی! بودم و بحث رواج فساد در دانشگاهها شده بود.و راننده تاکسی و یکی از مسافران که خودش دانشجو دانشگاه ازاد بود.با قاطعیت میگفتند که تمام دخترای دانشجو خرابند و دختر رو نباس فرستاد دانشگاه.چون باع میشه ناموس ادم به باد بره.!
    حالا خودتون حساب کنیدد در جامعه ای که دانشجوش چنین طرز فکری داره.وای به حال بقیه

    مورد دیگه اینه که امروزه برخی خانم ها با آرایش بسیار شدید و انجام عمل های جراحی زیبایی خودشون رو زیبا میسازند.و اقایون میترسند که فردا یهو ببینند بچشون با وجود داشتن والدینی زیبا .شبیه بوزینه بشه!
     

     

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:43#
    به نظر من همهمترین عامل ازدواج جوانان مشکلات اقتصادی است الان هزاران جوان تحصیل کرد ه بیکار داریم   که مهمترین دغد غه این جوانان  یافتن کار می باشد. به قول ریس جمهور  نیاز به امار وارقام بیکاری نیست و هر خانواده خودش میداند چند نفر بیکار د خانه د ارد
    یکی دیگر  از دلایل  مجرد ماندن دختران به نظر خودم  تعدادز یاد دختر ها نسبت به اقایان است  که اقایان حق انتخاب بیشتر دارن
    دلیل سوم  اینکه اقایان  دختر خانمی که موقعیت بهتر  از  لحاظ مالی خانوادگی وشغلی دارن  بر ای ازدواج مناسب میدانند
    این فقط نظر من بود 
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:44#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'hamid62' pid='24613' dateline='1379611950'
    ممنونم ، البته منظور من به قبل از باز کردن سر صحبت توسط پسر هم بود. در واقع خیلی از اقا پسر های جامعه ما حتی در همین حد هم ریسک نمیکنن. فکر میکنم شما بیشتر چراغ سبز رو به جواب مثبت اولیه توسط دخترخانم بعد از ابراز علاقه کلامی پسر تفسیر کردید که البته خوب شد این بخش رو هم توضیح دادید چون مهمه ولی من منظورم رد و بدل شدن یک سری علائمه که لزوما ناقض متانت و نجابت هم نیست و از سوی هر دو جنس برای ارزیابی میزان توجه و تمایلشون قبل از اعلام علاقه کلامی و مستقیم ابراز میشه.

    اگر بخوام مثال بزنم خانمی محترم و با شان اجتماعی بالا ( که هر کسی به خودش اجازه نمیده از ایشون خواستگاری کنه یا با مقایسه برخی جنبه ها از قبل جواب ایشون رو منفی میدونن) مثلا در محیط کارش به یکی از همکارانش علاقمند هست و در مدتی که با هم کار کردن و از نزدیک آشنا بودن، ارزیابی مثبتی از شخصیت و ایمان و خانواده اون آقا پیدا کرده. اینجا دو حال پیش میاد :

    1- آیا اگر این اقای همکار سرش به کار خودش باشه راهی وجود داره خانم ضمن حفظ نجابت و آبرو و موقعیتش و البته غرورش به نوعی زمینه باز شدن فضای لازم برای طرح این موضوع و جلب نظر اون آقا رو فراهم کنه؟  در واقع رویکرد فعال این خانم بدون هیچگونه اقدام عملی و واسطه گرفتن چی میتونه باشه؟

    2- حالت دوم اینه که اون اقای همکار هم به ایشون علاقمند هست ولی با توجه به همه ملاحظات کاری و رفتار متین و رسمی و جدی ( نه عبوس) این خانم در محیط کار و حتی موقعیت مالی و شان اجتماعی خانم ... به خودش اجازه نده حتی سر صحبت رو باز کنه ولی با علامتهایی ( که خانمها کاملا هوشیارانه و با غریضه ای ذاتی درک و جذب میکنن) خانم متوجه این علاقه درونی در اون اقا شده باشه. حالا این خانم چطور میتونه با همون لفظ چراغ سبز به اون آقا بفهمونه دلیلی برای ترس نیست و ایشون هم تمایل داره ( که البته هیج دلیلی برای جواب قطعی به حساب نمیاد)

    در واقع منظورم از کل این مطالب اینه که درباره این بعد قضیه که اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکسته لیلی ... ؟!  بیشتر صحبت کنیم 

     
     
    با توجه به اینکه در جامعه، برخی نمادهای رفتاری، تعبیرهای خاصی رو به دنبال دارند، بنابراین باید توجه داشته باشیم که اصطلاحا «چراغ سبز نشان دادن» چه پیامدهایی رو میتونه در پی داشته باشه

    اگر خانمی متوجه نگاه ها یا علائم دیگری که تحت عنوان علاقه تعبیر می شوند، از سوی آقایی که حالا فرضا در محیط کار یا دانشگاه یا هرجای دیگری او رو می شناسند بشه، اما ببینه که عملا اقدامی از سوی این آقا صورت نمی پذیره، خانم میتونه اینطور برخورد کنه:

    با نگاهی معنادار (که نشان دهنده اینه که هم برای من سواله که چرا شما به من اینگونه نگاه یا توجه داری و هم میخوام بگم که ترسی نداشته باش از اینکه بیای و درخواستت رو مطرح کنی)، سعی کنه توجه اون آقا رو جلب کنه.

    همچنین میشه به راههای دیگری هم اقدام کرد. مثلا در محل کار، وقتی این همکار آقاشون در کنار همکار دیگری هست، یه درخواست خیلی کوچک از ایشون بکنند(مرتبط با کار). بدین گونه نشون میدن که من متوجه توجه شما هستم، اگر میخوای اقدامی بکنی، نترس! و در عین حال، باید شروطی رو رعایت کرد و مراقب سه نکته زیر بود:

    1. در ترفندی که خود خانم داره اجراش میکنه، خودش گیر نکنه! یعنی اینکه اینطوری نشه که حالا این کار مدام بخواد تکرار بشه و در خود خانم ایجاد انتظار یا وابستگی بکنه. درواقع منظور از این کار، صرفا اینه که اگر آقا ترسی داره، نگرانیش رو بگذاره کنار و بیاد جلو

    2. به گونه ای برخورد نکنه که در اون آقا انتظاری ایجاد بشه که «خب، پس من خیالم راحت باشه که اگر به خواستگاری این خانم برم، بله رو بهم میده». باید در این مورد هم خوب دقت کرد.

    3. اگر با این ترفند، آقا به سمت خانم اومد و حرفی زد، خانم سریعا به جنبه رسمی مساله اشاره کنه و به آقا بگه که رسما اقدام کنید تا مراحل شناخت، تحت نظارت باشه

    4. این ظرفیت در خانم وجود داشته باشه که اگر فهمید اشتباه کرده بوده، و یا اقدامی از جانب آقا ندید، نخواد به این فکر کنه که حالا من غرورم رو اینقدر شکوندم و ... . برای خودش دردسر درست نکنه

    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:45#
    راهله آواتار ها
    یک سوال دارم
    پسری که خونه نداره شغل هم نداره میره خاستگاری دختر خانمی پدر دختر شغل به پسر میده خونه هم به دخترش و جهیزیه کامل مهریه هم یک سکه آیا این پسر بعد از مدتی به سرش نمیزنه ازدواج دوم داشته باشه وقتی اینقدر ازدواج کردن رو راحت میبینه؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:46#
    راهله آواتار ها
    کی گفته مهریه حضرت فاطمه کم بوده؟
    مهریه حضرت فاطمه آب بوده
    آب ان زمان در عربستان کمیاب ترین و با ارزش ترین چیزی بوده که وجود داشته قضیه عاشورا رو که همه میدونیم
    حضرت فاطمه با بزرگترین مرد و بهترین مرد عرب ازدواج کرده
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:47#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'راهله' pid='28670' dateline='1381675619'
    یک سوال دارم
    پسری که خونه نداره شغل هم نداره میره خاستگاری دختر خانمی پدر دختر شغل به پسر میده خونه هم به دخترش و جهیزیه کامل مهریه هم یک سکه آیا این پسر بعد از مدتی به سرش نمیزنه ازدواج دوم داشته باشه وقتی اینقدر ازدواج کردن رو راحت میبینه؟
     

     

    تمام صحبت ما اینه که پسری که خونه نداره ... شغل هم نداره ... ده برابر ارزش خونه پدریش رو هم باید مهریه تعهد کنه اصلا به سرش میزنه بره خواستگاری دختری ..... ؟؟؟؟!!!!

    مثال شما شاید ارزوی خیلی از پسرها باشه ولی نهایتش نوعی بردگی به دنبال داره و مردونگی مرد رو ازش میگیره ... اگر هم روزی به سرش بزنه که خیانت کنه ( که البته خیلی جرات  میطلبه چون تمام زندگیش رو یک شبه از دست میده ..) نه از روی راحتی بلکه از روی یک احساسه ... چون اکثر این افراد با دختر مورد علاقشون نیست که ازدواج کردن بلکه با پول پدر دخترخانومه و از بار سنگین منتها و انتظارها ... خسته میشن ...

    این سختی ازدواج نیست که ضمانت بقای اونه بلکه تعهد و تربیت و اخلاق دو طرفه ... سازگاری و گذشت دو طرفه ....  نیت ادامه زندگیه ... افسوس که تلاش برای زندگی جای خودش رو به تلاش برای زنده موندن داده ...
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:48#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'راهله' pid='28671' dateline='1381675908'
    کی گفته مهریه حضرت فاطمه کم بوده؟
    مهریه حضرت فاطمه آب بوده
    آب ان زمان در عربستان کمیاب ترین و با ارزش ترین چیزی بوده که وجود داشته قضیه عاشورا رو که همه میدونیم
    حضرت فاطمه با بزرگترین مرد و بهترین مرد عرب ازدواج کرده
     

     
    شان حضرت فاطمه (س) بسیار بالاتر از این نوع دیدگاهیه که شما به ایشون نسبت میدید

    آب نه از منظر کمیابی یا ارزش دنیوی بلکه به دلایل معنوی و معنایی و چه بسا سیاسی انتخاب شد... مسئله فدک و عاشورا بعدا به وجود اومد که این مهریه نبود که از اونها تاثیر گرفت بلکه اون حوادث بود که از این مهریه متاثر شد و معنای دیگری پیدا کرد ..

    ازدواج ایشون با حضرت امیر هم نه به لحاظ صرفا اصل و نسب و جایگاه اجتماعیشون بوده بلکه بسیاری ملاحظات عقیدتی و سیاسی و ... هم نقش داشته که فرصت بحثشون اینجا نیست ... فقط همین رو بگم که ازدواج این دو بزرگوار از زمان خلقت حضرت ادم و حوا مشخص و وعده داده شده بود و حتی فرزندانشون هم مشخص بود.

    خداوند برای حضرت امیر به عنوان الگوی مردانگی، سیدة النساء العالمین یعنی سرور زنان عالم رو برگزید... صحبت خیلی عمیقتر از اینیه که شما مطرح میکنید ... خیلی ...  اصلا و به هیچوجه بحث ارزش و کمیابی آب مطرح نیست ... نه برای ارزش دادن به مقام آن بانو و نه به عنوان ضمانتی برای تعهد حضرت امیر به بقای این ازدواج ...  معاذ الله ... 
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:49#
    با نظرتون موافقم که ازدواج این دو بزگوار از پیش تعیین شده بود...میتونه الگوی ما باشه..
    حفظ شان حضرت فاطمه س در عین برگزاری ساده ی مراسمشون مهمتر از همه چی هستش..
    صرف سختگیری در مهریه و این مسائل نمیتونه بقای زندگی رو ضمانت کنه..

    میبینیم که کم نیستن زندگیای که با مهریه های انچنانی و امکانات و خرجهای نجومی یک ماه هم دووم نداشتن..حالا بهر دلیلی..

    مهمتر از مادیات بنظر من همونیه که اقای حمید گفتن..یعنی تعهد و تربیت و اخلاق و انسانیت دو طرف هستش..وقتی اینا نباشه هیچی معنا نداره ..

    ضمنا به عرضتون برسونم با وضع کار و مسکن امروز کم نیستن پسرایی که بردگی رو به مردونگی  ترجیح میدن..
    البته میتونن زندگی خوبی رو ایجاد کنن برای همسرشون  که این بماند..

    شاید امروز ملاک انتخاب خیلی از پسرا شده اموال پدر خانم و یا شغل خانم و یا زیبایی و..و...!!!!!خب همه که اینطور نیستن..
    [size=xx-large]در کل انتخابها چشمی شده ..[/size] 
     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:50#
    منم اول تشکر کنم از آقای عزیزی به خاطر این بحث خوب و یه چیزی که همیشه ذهنم مشغولشه اینه که امثال آقای عزیزی که بدون چشم داشت اینهمه خدمت می کنن روز قیامت برای بهشت رفتن حساب کتاب هم می شن یا مستقیم تو بهشتن که ان شاالله دومیش 

    اما در مورد بحث ازدواج به نظر من یکی از مشکلات اینه که خیلی از دخترها یه زندگی آرمانی رو تو ذهنشون به نصویر می کشن و هر خواستگاری که میاد با اون ملاک های آرمانی سنجیده میشه به همین خاطر خیلی ها رد می شن.
    ونتیجش میشه سن بالا که خوب می دونیم با بالا رفتن سن سطح توقعات هم بالاتر میره و مسلما دیگه خواستگار خوبی نخواهد بود.
    اما در مورد در باغ سبز من کاملا مخالفم با ابراز هر گونه اظهار تمایل به پسری که احساس می کنیم علاقه داره ولی از عنوان کردنش می ترسه.
    به دو دلیل:
    1. شاید اصلا اساس احساس ما اشتباه باشه و صرفا به خاطر علاقه ای که خود ما داریم رفتارهای اون آقاپسر برای ما معنی پیدا میکنه مثلا یه دختری تو دانشگاه ما بود که توهم داشت همه پسرا عاشقشن اما در واقع اینطور نبود ....

    2. حتی اگه واقعا هم این طور باشه یعنی آقا پسر واقعا علاقه ای داشته باشه از هزار راه میتونه این مسئله رو مطرح کنه و اگر پسری جرات نه شنیدن نداشته باشه مطمئنا تکیه گاه خوبی هم نخواهد بود.

     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (6): صفحه 5 از 6 نخستنخست ... 3456 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •