تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




بحث ویژه: دوران تجرّد دختران زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محسن عزیزی
آخرین ارسال:آدم برفی
پاسخ ها 59

صفحه‌ها (6): صفحه 1 از 6 123 ... آخرینآخرین

بحث ویژه: دوران تجرّد دختران

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    حتما تا به حال شما هم با این سوال مواجه شده اید که: «چرا من خواستگار ندارم؟»، یا «چرا خواستگار مناسبی برای من پیدا نمی شود؟»

    شاید هم خواستگار باشد، مناسب هم باشد، اما بنا به دلایلی مثل توقعات نا به جای برخی والدین یا رد کردنهای بعضا بدون دلیل موجّه(چه توسط خود دختران و چه توسط خانواده آنها)، ازدواج دختران مجرد با مشکلاتی مواجه می شود.

    بنابراین، هدف از ایجاد این موضوع، بررسی موانعی است که خود دختران بعضا برای ازدواج خود ایجاد می کنند، و همچنین بررسی برخی موانعی که خانواده ها برای آنها درست می کنند.

    البته ممکن است با بررسی موانع، برخی متوجه شوند که مانع جدی بر سر راه نیست، یا دست کم از جانب آنها مانعی نیست؛ شاید برخی تا اواخر عمر هم امکان ازدواج برایشان فراهم نگردد؛ پس هدف دیگر این موضوع، بررسی سبک زندگی دخترانی است که ممکن است امکان ازدواج برایشان میسر نباشد، یا فعلا میسر نباشد.

    شاید برای پسران هم سوال پیش بیاید که مگر بحث ازدواج و موانع آن، فقط متوجه دختران است؟

    قطعا پسرانی هم هستند که بر سر راه ازدواجشان مشکلاتی وجود دارد.

    خب، این حرف کاملا درستی است، اما همه می دانیم که با وجود برخی تشابهات بین بحث تجرد پسران و دختران، تفاوتهای بارزی هم در این بین وجود دارد. بنابراین این موضوع، بیشتر متوجه دخترخانمها و خانواده هاست، هرچند می تواند برای آقا پسرها هم مفید باشد.

    در این بین، حتما نیاز به تجربیات دوستان مشاور و غیرمشاور، دختران و پسران، جوانان و بزرگسالان و ... داریم.

    ان شا الله بتوانیم به هدف باز کردن این موضوع، یعنی شناخت و برطرف کردن موانع پیش روی دختران مجرد برای ازدواج، نائل شویم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. بحث ویژه: دوران تجرّد دختران  سپاس شده توسط nafasebahar,آدم برفی

  3. ارسال:2#
    atiyeh آواتار ها
    سلام ممنون،ببینیدیکی ازدلایل اینه:من خواستگارمناسب دارم ولی مجبورم همشون رو به خاطردرس ومدرسه رد کنم یاحتی اگرخودم کناربیام ممکنه منو ازمدرسه اخراج کنن
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:3#
    سلام.

    فک کنم منظور آقای عزیزی کسایی هستند ک از آب و گل دراومدند.یا دانشگاه میرند.یا تحصیلات دانشگاهیشون تموم شده خیلی از دوستانشون ازدواج کردند و...
    خوب سن مدرسه سنی نیست ک بشه برای ازدواج بهش فک کرد.

     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    با سلام به همه دوستان

    من این نکته رو در پاسخ یکی از دوستانی که همین مشکل (مجرد موندن) رو مطرح کرده بود گفتم اینجا هم تکرار میکنم. البته اینجا توجه من بیشتر موانع و دلایل بروز مشکل تجرد خانمهاست و نه باقی مسائل.

    1- واقعیت بزرگ اینه که ازدواج دو طرف درگیر داره (زن و مرد) و برای شکل گیری اون باید خیلی مسائل حل بشه که دو نفر به هم برسن.  من به عنوان مهمترین مانع، یا یکی از مهمترین موانع، مشکل ازدواج خانمها رو  نه در جماعت بانوان بلکه در بین آقایون میدونم. (که طبعا هر مرد مجرد یک زن مجرد رو در جامعه ای که تک همسری یک ارزش و هنجار برای اون محسوب میشه به دنبال داره). خیلی از آقایون جامعه ما به دلایل اقتصادی و نا امنی شغلی توان و یا جرات تشکیل خانواده رو ندارن و اگر هم حسب احساسات برای شروع اون اقدام کنن یا نمیتونن به نتیجه برسونن و رابطشون تبدیل به یک شکست عشقی میشه و یا اگر زندگیشون رو تشکیل دادن توان حفظ اون رو ندارن.

    مشکل در اینجا فقط سخت گیری یا توقع خانواده ها نیست. وقتی برخی از روشهای شروع زندگی از تکلفات در مراسم گرفته تا لوازم منزل و ... عمومیت پیدا میکنه دیگه توقع بالای یک خانواده به حساب نمیاد بلکه میشه عرف و فرهنگ اون جامعه ( به درست یا غلط) حالا اینکه دو نفر اینقدر هماهنگی و استقلال و توانش رو داشته باشن که خودشون مستقل از عرف جامعه و یا حتی نگاه خانواده به میزان هزینه های لازم برای ازدواج تصمیم بگیرن (فارغ از اینکه کار درستی حتی هست یا نه) مسئله دیگه ای به حساب میاد.

    توجه داشته باشیم که ساده ترین روشهای تشکیل زندگی مشترک هم هزینه هایی به مراتب بالاتر از توان یک جوون به همراه داره. با افزایش سن ازدواج آقایون عدم میل به ازدواج و مسئولیت پذیری در اونها شکل میگیره و شانس یک انتخاب مناسب و از روی علاقه برای اونها کمتر میشه و نتیجه اون یک دختری است که در خونه و خنواده ای دیگه سنش بالا رفته و یا از ازدواج محروم مونده.

    2- نکته دوم به نظرم مربوط به شناخت افراد و محدوده آشنایی ها میشه. جامعه ما در حال بزرگ شدن و صنعتی شدن هست. حتی اگر واقعا مدرن نشده باشه تبعات فرهنگی مدرنیزه رو خوب جذب کرده!
    در گذشته انتخاب همسر رو مادر یا خواهر یا بزرگ قوم و فامیل انجام میداد. دایره اون هم بیشتر متوجه جمع فامیل و آشنایان دور و بر بود. یا ازدواج های مصلحتی و سیاسی بین قبایل و طوائف و خاندان های مختلف یا هم محلی و هم روستایی و ....

    امروزه با مشکل تفرق و انزوای اجتماعی مواجه هستیم. افراد یک کوچه یا حتی یک آپارتمان هم از هم با خبر نیستن. در نتیجه شناخت درستی وجود نداره...

    دومین مشکل بزرگ بسیاری از بانوان جامعه رو عدم شناخته شدن اونها توسط فرد مناسبشون میدونم. یعنی هستن خانمهایی که میگن توقعی نداریم و دنبال یک پسر خوب و با اخلاق هستیم که فقط بتونه روی پای خودش وایسته و متعهد به زندگیش باشه ولی سبک زندگی خانواده اون علائم دیگه ای رو نشون میده و افراد از ترس شنیدن جواب رد جرات ابراز علاقه رو پیدا نمیکنن ... ازدواجهای فامیلی بسیار کم شده و وجود مشاغل و مدارس و حتی دانشگاهها و رشته های تک جنسیتی میتونه مزید بر علت باشه. (مثل دختری که در فامیلش پسر مجردی نیست، رشته مامایی خونده و در زایشگاه کار میکنه ، مسلما دایره انتخاب این افراد محدودتر میشه و متکی به معرفی ها و برخوردهای تصادفی هستن)

    در فرهنگی که خواستگاری زن از مرد یک حرکت ناپسند به حساب میاد و به دلیل عدم وجود ظرفیت اجتماعی لازم برای اون و همه تبعاتی که داره، بسیاری از کسانی که هنجارها رو نادیده گرفتن و خودشون اقدام کردن با ضربات و آسیبهای احساسی هم مواجه شدن ، جور کردن دو قطعه پازل که با هم بخورن و به اصطلاح مچ بشن از میان میلونها قطعه کار بسیار سختیه پس باید با روشها و کمکهای جدی سعی کرد افراد مناسب راحتتر و با امنیت بیشتر همدیگه رو بشناسن و با هم آشنا بشن این میتونه هم یک وظیفه اجتماعی خودجوش و هم یک راهکار رسمی دولتی باشه. نمیدونم شاید همونجوری که سازمان سنجش این امکان رو فراهم میکنه که یک داوطلب فرصتهای تحصیلی رو در سراسر کشور بشناسه و انتخاب کنه شاید جای یک سازمان رسمی و قابل اعتماد با کارکنان تحصیلکرده در حوزه های جامعه شناسی و روانشناسی و حقوق و .. که مرتبط با این مسائل هستن و تجربه و تعهد اخلاقی لازم رو هم دارن با بهره گیری از امکان استعلام از سوابق افراد ، بتونه کمی این مشکل رو آسونتر کنه.

    اینها  فقط دو مورد بود که به نظرم مهم بودن . حتما مسائل مختلف دیگری هم هست که شاید منظور از این بحث بیشتر متوجه اونها باشه ولی اون دو مورد رو گفتم چون به نظرم مؤثر تر هستن در این مسئله ، مسائلی مثل مهریه و عدم توان تشکیل جهزیه آبرومندانه در حد عرف ( که باز هم اقتصادی محسوب میشه ) ،  کاهش تعهدات اخلاقی و عدم اطمینان به افراد در مسائلی مثل خیانت یا اعتیاد ...  افزایش سطح تحصیلات خانمها که نوع نگاه اونها به زندگی رو تغییر داده، توجه بیشتر جامعه به خصوصیات ظاهری در انتخاب همسر ، ترویج و گسترش کتابها و رمانها و فیلمهای رمانیک و عاشقانه که در نوع انتخاب همسر حتما الگوساز و تاثیر گذار هستن و ... که دوستان دیگر حتما نظر میدن .

    ضمن عذر خواهی از طولانی شدن بحثم 
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:5#
    با حرفای جناب حمید کاملا موافقم.

    اینم از نظر بنده هستش.
    ب عنوان مثال خانمی تو خیابون از من شماره میخواد.من بهش نه میگم.(هم بنده هم مادرم.)چون تو این 1 سال اخیر ازین موارد زیاد دیدیم.مثلا شخص تو ی جای شلوغ وای میسه از 20 نفر شماره میگیره تا اونی ک شرایطش باهاش بیشتر جور درمیاد بره سراغش.
    دوم:من اعتماد ندارم ب غریبه ها.چ میدونم کیه؟شاید اومد از طریق ش تلفن ما کارهای دیگه ای انجام داد.والا.
    سوم: بخاطر برخی مسائل بنده دوست دارم شخص خودش منو بپسنده.حالا فامیله همسایس همکاره یا همکلاسیه.
    این امکانو میدم ک پسر ب زور مادرش دختر مورد نظر مادرشو بپسنده ولی...از فردای عروسی سر رو ب ناسازگاری بذاره.

    ی عده هم هستن همین میفهمن عروسی دختر بی گناهه میذارن میرن ک طرف دختر میگه برید ب سلامت.

    مورد بعدی:از خواستگاریایی خوشم نمیاد ک مادر و خواهر و واسط میان میشینن زل میزنن ب طرف انگار عروسک پشت ویترین مغازست بعد 1.2 بار با اکراه بپذیرن شاهزادشون بیاد. حالا اونم اگه قبول کنن.

     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:6#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    ممنونم از همه عزیزانی که تو بحث شرکت کرده و می کنند.

    موردی که عطیه خانم نوشتند، یعنی ازدواج در سنین راهنمایی و دبیرستان، خودش میتونه موضوع مفصلی برای گفت و گو باشه. خب، طبعا این نوع ازدواج در سنین پایینتر از عرف معمول، بحثهای گوناگونی رو در پی داره و البته در خرده فرهنگهای مختلف هم متفاوت هست. ممکنه یک جا 23 سالگی سن بالایی برای ازدواج به حساب بیاد، و در جای دیگر اینطور نباشه

    صحبتهای آقا حمید هم بیانگر نکات ارزشمندی هست. خب، قطعا مسائل اقتصادی و عرف جامعه در شیوه انتخاب افراد اثرگذار هستند. گاهی یک عرف غلط، یک انتخاب درست رو تحت الشعاع قرار میده.

    مساله شناخت طرفین از هم و شیوه انتخاب صحیح هم بسیار مهمه و باید برخی اشتباهاتی که در این زمینه در جامعه ما وجود داره رو شناخت و برای برطرف کردنشون اقدام کرد. در واقع، علت اصلی طلاق در جامعه رو باید در انتخاب های نادرست جستجو کرد. اگر انتخابها درست بشه، جدایی ها کاهش پیدا میکنه

    نکاتی که خانم تبسّم اشاره کردند هم کاملا مرتبط با بحث هست و به نوع نگاه به شیوه انتخاب شدن برمیگرده. درواقع سوالی که برای بسیاری از دخترخانمها مطرحه اینه که چرا من رو انتخاب کرده؟

    یا موردی که در ادامه اشاره شد، یعنی شیوه خواستگاری ای که در اون ابتدا مادر و خواهر میرن و بعد آقا پسر میاد. درباره همه این موارد میشه صحبت کرد.

    با تشکر از دوستانی که تا کنون منجر به پویایی بحث شده اند، از دیگر دوستان هم می خواهیم تا وارد بحث بشن و به پویایی بیشترش کمک کنند.
    پاسخ با نقل و قول

  8. بحث ویژه: دوران تجرّد دختران  سپاس شده توسط راهله

  9. ارسال:7#
    با سلام و تشکر از آقای عزیزی
    به شخصه یکسری از خواستگارام رو برای این رد کردم که خودمم نمیدونم چی میخواستم!!
    سنم کم نبود. اما ملاکهای درست رو به دقت بررسی نکرده بودم.
    به عنوان مثال در سن 24 سالگی اونقدر به درک درستی از خصوصیاتی که باید یه مرد داشته باشه و نداشته باشه نرسیده بودم. مثلا اگه میدیدم که از نظر مذهبی شبیه من نیست سریع رد میکردم. بعدها فهمیدم که خیلی سختگیری میکردم و  بعد ازدواج میشه تفاهماتی در زمینه ی اعتقادات و عباداتمون پدید بیاد.

    یه مسئله ی دیگه هم اینه که دختران ما خیلی وقتها خودشون رو تو خونه حبس میکنن
    بایستی در اجتماع ظاهر بشن تا هم تو چشم افرادی که قصد ازدواج کردند بیان و هم تو ذهن دوستانشون بمونن تا اگه موقعیتی برای این امر الهی به وجود اومد همین دوستان سبب شکل گیری اش بشن
    مثلا تا حالا چند تا از دوستان کلاس زبان من و یا کلاس های فرهنگی مذهبی ای که رفتم شماره ی من رو به بقیه دادن.

     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:8#
    niloofarabi آواتار ها
    سلام

    منم اومدم...

    بعضی از دخترا سختگیریهای بی مورد می کنن! مثلا یکی از دوستام اون دوسال از من بزرگتره...مدیریت آموزشی خونده. الان فوق لیسانس رو تموم کرده. از خواستگار بدبخت تست شخصیت می گرفت و انواع و اقسام تست های روانشناسی همه رو یه عیبی می ذاشت روشون ! هنوز هم مجرده... حالا دیگه فهمیده که اون عیب و ایرادایی که رو اون بندگان خدا می ذاشت کار اشتباهی بوده . الان دیگه هر کی میاد خودش راضی هست . اما پسره نمی خوادش بیشترشون هم یا از خودش کوچیکترن یا خیلی بزرگ مثلا حول و حوش 40 سال!!!

    من خودم بیشتری ها رو رد می کنم   چون هیچ کدومشون منو نمی خوان   هیچ وقت هم به هیچ کدوم از اینا که از طریق معرفی دیگران و زنگ زدن خونه که ببخشید میخایم برای امر خیر مزاحم بشیم؛ جواب مثبت نخواهم داد!!!!
    معنی نداره!


     
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:9#
     سلام
    من همیشه این دلیلا رو میدونستم
    دوست من کلا زیاد با من فرقی نداره ولی خاستگار زیاد داره چون روابط فامیلیشون خیلی زیاده و همه به هم معرفیشون میکنن
    ولی من چون اولا تهران فامیل زیاد نداریم و هیچوقتم حاضر نیستم برم شهرستان خوب رفت و آمدمونم کمه وکسی و زیاد نمیشناسیم
    بعدشم بابای من جانبازه یکم مشکل اعصاب وموج و انفجار باعث شده یکم تند باشه ولی البته خیلی مرده خوبیه ولی خوب همه انگار میگن باباش اخلاقش بده ما رو میشناسن درصورتی که اصلا بابام بد نیست فقط وقتی عصبانی میشه یکم تند میشه
    یک دلیل دیگه هم شاید قد متوسطم باشه
    دلایل دیگه هم هست فامیل که هیچی نمیان خودمم بلد نیستم کسی و جذب کنم یعنی غرورم اجازه نمیده  خوب روابط اجتماعی خیلی مهمه البته الان خیلی بهتر شدم
    نمیدونم والا باید خدا بخواد
    بعدشم انتظار پسراهم بالارفته  خودشون هیچی نیستن دختر همه چی تموم میخوان
    بعدشم من وقتی خودم فوق لیسانسم  و بابام و داداش و زن داداشمم همه فوقن اونم از دانشگاه های معتبر نمیتونم با مدرک پایین و یا فردی که شغلش آزاده ازدواج کنم من حداقل مدرک برام لیسانسه با کار مناسب و خوب.آدم خوبم کمه
     
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:10#
    من خودم دانشجوی کارشناسی ارشدم دوست دارم همسرمم حداقل لیسانس باشه ولی هرچی میاد دیپلمه.
    دوست من باباش استاد دانشگاس چند وقت پیشم با یه دکتر ازدواج کرد منم دوست دارم همسرم تحصیلات عالیه داشته باشه .( منزلت اجتماعی خانواده دختر خیلی مهمه)
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (6): صفحه 1 از 6 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •