تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خانواده ی خواستگارم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:arghavani
آخرین ارسال:s.esmailzadeh
پاسخ ها 10

خانواده ی خواستگارم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام من 21سالمه 10ماه پیش باپسری آشنا شدم 27سالشه قصدمون از همون اول ازدواج بود و برای این موضوع هردومون تلاش کردیم به هم علاقه شدیدی داریم خیلی قبولش دارم میدونم ک برام همه ی سعیشو داره انجام میده بعد از شروع رابطمون ماشین خرید رفت سرکار پدرش یه خونه گرفته ک بعد ازدواج بره اونجا زندگی کنه
    من یه برادر کوچیکتر از خودم دارم پدرم استادهنره ایشون پدرشون تاجره و دو تا خواهر داره 29 و 30ساله ی مجرد داره .تو خانواده ی من همیشه آرامش بوده تا به این سن هیجوقت باهم مشکلی نداشتیم ولی خانواده ی همسرم مشکلات زیادی دارن پدرشون گاهی عصبی میشه و خونواده رو به هم میریزه و خواستگارمن به خاطر اینکه آبجیاش فشار روحی زیادی رو تحمل نکنن و کنار آبجیاش باشه نمیتونه تنهاشون بذاره و  از اون خونه بیاد بیرون یه جورایی انگارمردخونس رسیدگی به کارای خواهراش و مادرش بیرون بردنشون گشت و گذارشون خرید کردنشون همه بااونه حتی گاهی وقت نداره بیاد پیش من .راستش مشکل اصلی اینه ک آبجیاش مجردن اگه ازدواج کرده بودن الان ما میتونستیم ازدواج کنیم . مادرش میگه صب کن تا اول آبجیا ازدواج کنن.چون تو کوچیکتری.از طرفی من دلم نمیخواد رابطه ی قبل از ازدواجم طولانی بشه خواستگارمم همینطور.به نظر شما من تا کی صب کنم؟ راه حل ما فقط شده ازدواج خواهراش از طرفی اگه همین الان بخوان ازدواج کنن حداقل 2سال طول میکشه تا برن سر خونه زندگی خودشون ینی در بهترین حالت من باید 2سال صب کنم و خواستگارای دیگرو از دست بدم .دلم نمیخواد به کسی غیر از اون فک کنم حس میکنم زندگی بدون اون برام ممکن نیس واقعا پسره خوب و سالمیه و معیارهای ازدواجو داره فقط مشکل خواهراشن .لطفا راهنماییم کنید
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    چرا هیچکی نظر نمیده
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    خب تو کاری نمیتونی بکنی
    بزرگتر ها باید اقدام کنن

    خانواده ات کامل در جریانن؟؟
    ملاقاتهاتون رسمی شده؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    نه هنوز خواستگاری رسمی نکرده همه خبردارن غیر از بابای من و بابای ایشون
    خب بزرگترا اقدام نمیکنن مامانش میگه صب کنید اول آبجیا ازدواج کنن تا اون موقع پسرمم یکم پولاشو جم میکنه
    منم روم نمیشه بگم کو تا دخترات ازدواج کنن حداقل بذا پسرت سرو سامون بگیره
    راستش اصن آرامش نذاشتن واسمون تمام اعصاب خوردیمون به خاطر آبجیاشه
    میترسم ازدواج کنیم دخالت بیجا کنن یا دردسراشون زندگی من و همسرمم خراب کنه

     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام دوست گرامی
    ببینید اگر شما و این اقا ازدواج کنید تصور نکنم اعتدال در خانوادشون بهم بخوره زیرا یک مرد باید قدرت این را داشته باشد که هم بین خانواده همسر خود و هم نزد خانواده خود اعتدال برقرار کند تا شرایط ارام باشد .
    با ایشان صحبت کنید ببینید وابستگی مادرشان چقدر هست ؟

    و اما توصیه جدی من به شما حتما رابطه را کات کنید تا ایشون جدی اقدام کنند برای خواستگاری تا اینطوری هم خانواده شما هم خانواده ایشون با روحیات هم اشنا شوید .
    دوست گرامی 2سال و حتی 6 ماه زمانی زیادی هست و اصلا توصیه نمیکنم با هم رابطه داشته باشید
    موفق باشید
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    نمیتونم کات کنم هفته ی پیش این تصمیمو گرفتم خطو درآوردم گذاشتم کنار ولی 24ساعت طول نکشد که دوباره برگشتم پیشش دیدم حالش بد شده نشسته تو پارک داره غصه میخوره . اگه کات کنیم هم من داغون میشم هم اون.دلم نمیاد ناراحتش کنم
    خیلی به هم وابسته شدیم . تازه اگرم کات کنیم بازم خانوادش فعلا قدم ازقدم برنمیدارن براش . فقط اون ضربه میخوره و من
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    بله رهایی از وابستگی امری سختی هست ولی اگر شما با ایشون جدی برخورد کنید و بگویید تا شرعی نشدن رابطمون نمیتوانم با شما ادامه بدهم مطمئنا ایشان هم به پاکی شما پی میبرند و در اینده مشکل ساز نمیشود دوستی دوران قبل از ازدواجتون  و هم تلاش میکنند تا رضایت خانواده را جلب کنند
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    ایشون خیلی وقته نسبت به من آشنایی کامل دارن میدونن ک من چه جور دختری هستم درواقع ما هردو به پاکی هم مطمینیم چون نسبت به هم متعهدو صادقیم و دوستیمون رو دلیل ناپاکی نمیدونیم 
    مسله فقط خانوادشه اومدیم من با ایشون کات کردم و باز هم خانوادش رو حرف خودشون وایسادن ک اول آبجیا
    اون موقع من با این دوری  و آسیبی ک ب هردومون زدم  چیکار کنم  رابطه ی ما خیلی صمیمی تر ازاون چیزیه ک شما فک میکنید برام غیرممکنه نبودش  دلم نمیخواد اونی ک هچی برام کم نمیذاره رو ذره ای ناراحت کنم تو این اوضاع ک خانوادش با هم مشکل دارن اگه من رهاش کنم داغون میشه همونطور ک من داغون میشم
    تازه من تو این دوره زمونه نمیتونم پسری به پاکی و صداقت و مهربونیش پیدا کنم

     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    شما فرمودید ک بگم تا شرعی نشدن رابطه نمیتونم ادامه بدم اما من آدم مذهبی نیستم و ایشونم میدونه هم برای من هم ایشون خیلی غیرمنطقیه ک بعد10 ماه رابطه ی رمانتیک حرف شرعی شدنو بزنم اگه اعتقاد داشتم به این موضوع یا وارد رابطه نمیشدم یا همون اوایل میگفتم . اگه من خدمتتون عرض کردم ک دلم نمیخواد رابطه ی قبل ازدواجمون طولانی بشه دلیلش مسایل مذهبی نیس ,فقط نمیتونم بیشتر از این ازش دور بمونم
     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    دوست خوبم
    ادامه دادن این رابطه فقط ضرر ان متوجه شماست . من نمیگویم باهم ازدواج نکنید منظور من اینست اگر تا دوسال دیگر خواهرشون ازدواج نکردن چی ؟ اگر خود اقا پسر پشیمان شدن یا حتی دلسرد شدن چی ؟ دوستی های بلند مدت سردی رابطه را در پی دارد .
    نظر من اینست به ایشان بگویید برای جلوگیری از وابستگی و از اسیبهای احتمالی بهتر است تا درست شدن موقعیت باهم در ارتباط نباشیم .
    یک راه دیگر اینکه دوستان یکی از اشنایان یا یک روحانی یا هرکس دیگری که واسطه کنند تا خانواده دوست پسرتان راضی شوند و تا زمان ازدواج خواهریشان در عقد بمانید
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •