تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




آیا داشتن این همه مشکل عادی است؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ehsan_hamyaryiran
آخرین ارسال:sadaf21
پاسخ ها 4

آیا داشتن این همه مشکل عادی است؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام

    من کمال‌گرا، شخصیت دوری‌گزین، تنبلی و افسردگی (گاهی افکار خودکشی دارم) و تردید و مشکل در تصمیم‌گیری دارم و کمی هم بدبین محتاط و مهرطلب‌ و پرخاشگر منفعل‌ام!

    به نظرتان داشتن همه این مشکلات عادیه؟ یعنی میشه کسی این همه مشکل را یکجا داشته باشد!

    برای شروع برای حل مشکلات‌ام از کدام مشکل شروع کنم؟

    داشتن همزمان این همه اختلال همزمان چیه؟
     

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام. 

    دوست عزیز شما ابتدا یه بیوگرافی از خودتون و روابط اجتماعیتان برایمان بگویید 

    شما چند مدته که این احساسات در مرود خودتان دارید؟

    این ویزگیها که گفتید چه تاثیری بر رفتار شما و اخلاق شما گذاشته است؟


     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    مجرد سن 32 سال (نمی‌خواهم در این وضعیت کاری و با این خصوصیات وارد زندگی مشترک شوم)
    ارتباطات‌ام با دیگران بعد از بیکار شدن‌ام خیلی کم است
    ارتباطات با جنس مخالف نداشته‌ام و بخاطر مذهبی بودن‌ام تمایلی به ارتباط با آن ها ندارم
    ارتباط‌ام با دوست هم‌جنس هم خیلی کم است و فقط با یکی از همکاران کار قبلی‌ام ارتباط تلفنی دارم آن هم معمولاً اگر زیاد حرف بزند دوست دارم زودتر تلفن را قطع کند
    از بچگی تا به حال در خانواده ما مهمان کم می‌آمده خانه‌مان  و ما هم کم می‌رفتیم خانه دیگران مهمانی!
    ارتباط‌‌ام با مادرم خوب است با پدرم متوسط و با برادرم بد است! (با هم حرف نمی‌زنیم چون به دعوا ختم می‌شود)
    تحصیلات کارشناسی در رشته ایی که به آن علاقه نداشتم و خیلی طول کشید تا بالاخره لیسانسم را گرفتم
    یک مدت هم در رشته خودم سر کار رفتم اما راضی نبودم و اگر خودم را با مطالعه و یا کامپیوتر مشغول نمی‌کردم افکار منفی و ناامید کننده و خودکشی به سراغم می‌آمد
    چند سالی است که این علائم را دارم (اگر بخواهم از دوران دانشگاه بگویم حدود 12 سال است که این مشکلات را دارم اما چون نمی‌دانستم که این مشکلات جزو بیماری‌ها و اختلالات شخصیتی است برای درمان آن اقدام نکردم)
    مشاوره هم رفتم اما متاسفانه درست تشخیص نمی‌دادند و بعد از خواندن کتاب‌ها و مقالات مختلف متوجه شدم این مشکلات را دارم
     
    این خصوصیات باعث شده تصمیم گیری برای‌ام خیلی سخت باشد برای همین انتخاب شغل یا رشته دیگر برای‌ام سخت است!
    ارتباط‌ام با دیگران کم باشد اگرچه برقرار کردن رابطه با دیگران برای‌ام سخت نیست و براحتی می‌توانم سر حرف را با دیگران (مثل در تاکسی و نانوایی) با دیگران باز کنم
    از مهمانی‌های طولانی خیلی بدم می‌آید کلاً ارتباط طولانی با دیگران باعث خستگی‌ام می‌شود معمولاً در جمع خیلی کم حرف می‌زنم
    اکثر ساعات روز را در اتاق‌ام مشغول مطالعه یا کار با کامپیوتر هستم و در روز شاید 15 دقیقه با پدر و مادرم حرف می‌زنم
    اگر مطالعه نکنم حالم بد می‌شود
    اهل ریسک کردن نیستم و خیلی محتاط‌ام
    یکی از علت‌های اصلی که خودکشی نکردم مادرم هست چون می‌دانم اگر این کار را کنم زندگی‌اش متلاشی میشه!
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    sadaf21 آواتار ها
    سلام دوست گرامی
    بسی جای خوشحالی است که باتالار آشنا شدید .شما فکر می کنید همه این اختلال یا مشکل را یکجا وباهمدیگه  دچارش هستید.بایدبگویم اولا این نظر یا احساس شماست نه یک نظرکارشناسانه و واقعی ،دوما  نباید به راحتی به خودتان مارک این اختلالات را بزنید.اغلب ما وحتی روانشناسان نیز درابتدای آشناشدن با انواع اختلال وبیماری های روحی ویا درحین آموزش ویادگیری انواع بیماریهای روانی احساس می کنیم همه این علائم را درخودمان داریم وخود را دچار همان مشکلات فرض میکنیم واین یه امر طبیعی وعادی هست حتی در مورد  بیماریهای جسمی نیز گاهی پای بحث کارشناسان می نشینیم فکرمی کنیم علائم  فلان بیماری صعب العلاج یا سرطان را گویی داریم واز فردا خود را  دچارهمان بیماری  میدانیم و نگرانی هایمان آغاز میشود.برادر خوبم با توضیحاتی که درمورد خانوادتون دادین میزان ونحوه تعامل ومعاشرت خانواده تون با اطرافیان وفامیل و نوع برخورد اعضاء خانواده ،رفت وآمدهای کم ،نبود لذت های زندگی وتفریحات سالم و سرگرمی وغیره میتواند پیامدهای اینگونه داشته باشد که شمارا درگیر نموده هست وسرمنشأ انواع اختلالات روحی روانی باشد.حال شما ناامید نباشید مشکل خودرا خیلی بزرگ نبینید چرا که هیچ نوع از بشرتواین جهان نیست که از فراز ونشیب وکم وکاستی های زندگی  درامان باشد، با بحران های روحی مواجه نشده باشه  وتجارب تلخ نداشته باشه. قطعا کسی روپیدا نمیکنی داغ عزیزی ندیده باشه واز درد ورنج وبی پناهی دیگران آزرده نشده باشه.برادرم شما به این خوبی توانستید در یه متن نسبتا خلاصه منظورتون رو برسونید وتصویر واضحی از آنچه در درونتون هست  به نمایش بزارید قطعا از سلامت روانی برخوردارید که باید آین سرمایه را غنی ترکنید و قدرش رابدانید وبرای شادشدن وپرکردن بقیه خلأ های زندگیتون با امید وانگیزه بسیار قدم بردارید. رابطه تون راباتالار قطع نکید.موفق باشید.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •