تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نزدیک بودن به خانواده ی همسر آیندم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:arghavani
آخرین ارسال:همسفر
پاسخ ها 4

نزدیک بودن به خانواده ی همسر آیندم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام به نطر شما اینکه خونه ی آینده ی من وهمسرم به خونه  مادرپدرش نزدیک باشه بدنیس؟
    آخه پدرش رفته تو خیابون خودشون خونه گرفته به اسم خودش ولی گفته اینو خریدم واسه پسرم ک با خانومش اینجا زندگی کنن.راستش وقتی فهمیدم انقد قراره نزدیک باشیم خیلی حالم گرفته شد همش میترسم به مادر و آبجیش خیلی بیشتر از من توجه کنه .البته خونه ی خیلی بزرگو شیکی گرفته و ما فعلا پول درست درمونی نداریم ک بریم جای دیگه مجبوریم که قبول کنیم هی فک میکنم زندگی کنارشون برام سخت میشه
    هرکی تجربه ی همچین مسله ای رو داره لطفا راهنماییم کنه
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    sadaf21 آواتار ها
    خواهرخوبم سلام
     احساس شمارو می فهمم ،شمادر دوران عقد حتما به تعاملات خانوادگی همسرتان با وی پی برده اید وتاحدودی دستتون اومده  که میزان توجه عاطفی وروانی یاحتی مادی  ایشان به خانواده اش چگونه هست واین موضوع برای شما خوشایند نیست. عزیزم بهتر هست به جای نگرانی وغصه خوردن این مسئله رابه فال نیک بگیرید صاحبخانه شدن  درسن جوانی باشرایط مالی که فعلا همسر شما دارد ،داشتن خانه ای بزرگ وشیک آنهم پدرشوهرتان بی منت درحق شما لطف کرده  وخریداری کرده این آرزوی خیلی از همسن وسالهای تو هست که خانه ای ازخود داشته باشند واما اون بخش ازنگرانی ات به مهارتهای خودت برمیگردد که باید آنهارا تقویت کنی.اگرنمیتوانی محبت همسربه خواهروبرادرش راببینی و تحمل کنی وحتی مدیریت کنی این ضعف شماست وباید روی این مسئله کارکنی نه اینکه صورت مسئله را با دور شدن از آنها پاک کنی چه بسا به مشکلات دیگری از این دست برخوردخواهی کرد حتی بیشمارو فراوان با آنها در طول زندگی آینده ات مواجه خواهی شد.شما به نقاط مثبت این مسئله نگاه کن تا به نقاط منفی آن. آیابهتر نیست بجای آنکه این اتفاق (خریداری خونه درنزدیک خانواده همسر)را یک معضل ببینی ،آنرا یک فرصت برای تغییرافکار ونگرش خود ببینی و وارد عمل بشی؟ منظورم یه تغییر اساسی برای مقابله با منفعل بودن وخجالتی بودن ویا خود نبودن. به نظرم شما میتوانی ضمن نزدیک بودن از نظرمسافت باخانواده همسر اقتدار و حریم شخصی ات رانیز حفظ کنی و از زندگی باهمسرت به بهترین شکل لذت ببری وخودت باشی مطمئن باش اینطوری نه تنها دیگه اذیت نمیشی حتی برای همسرت وخانواده اش دلچسب تری. البته به یه عزم واراده جدی نیاز داری وبا پشتکار.موفق باشی   
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    مرسی از راهنماییت عزیز دلم
    فک میکنم یه مقدار حسادت بیجا و بیش از حد دارم ک باید رفعش کنم .درتوانم نیست ک مرد زندگیمو باکسی قسمت کنم حتی خانوادش. دلم میخواد فقط مال من باشه که همین مورد خیلی آزارم میده .
    یه جور حس خوبی بهم دست میده وقتی اونو از خانوادش میگیرم حتی برای چند لحظه. البته میدونم ک اصلا این روش درستی نیس
    خودمم برادر دارم و دلم نمیخواد همسرش درآینده ازم دورش کنه
    میدونم طرز فکرم اشتباهه ولی نمیدونم چطوری بااین قضیه کنار بیام ک قبل از اینکه همسر من باشه برادر خواهراش بوده.
    مدام به این فکر میکنم که اگه خواهر نداشت و تک فرزند بود الان میتونست بیشتر کنارم باشه
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    ببین ما و عروسمون 11 ساله با هم زندگی میکنیم
    یک بار هم حتی بحثمون نشد
    عاشقانه همو دوست داریم
    گاها فکر میکنم اندازه ی خواهرام میخوامش
    اما
    یه عروس دیگه داریم که 3 هفته یکبار همو میبینیم
    کاش همونم دیگه انجام نشه
    والله ........

    به رفتار تو و سیاست رفتاری تو بستگی داره که چجوری تا کنی باهاشون

    خوشبخت بشی
     
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •