تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دارم اعتقادمو از دست میدم . کمکم کنید. زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:titi
آخرین ارسال:sinasorori
پاسخ ها 14

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

دارم اعتقادمو از دست میدم . کمکم کنید.

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    ایزدی آواتار ها
    سلام دوستان عزیز

    از اینکه نظراتتون رو بیان کردید ممنونم

    این دوستمون اینجا سوالی پرسیدند و راهنمایی خواستند. تاپیک های سوالات و مشاوره محل خوبی برای بحث نیست چون سوال کننده رو سردر گم می کنه. 

    اگر امکان داره مباحثی که نیاز به بحث و گفتگو داره رو در بخش مربوطه مطرح کنید و با هم گفتگو داشته باشید. (بحث و مناظره

    من از ایشون چند سوال پرسیدم چون هنوز مشخص نیست که چه چیزی باعث ایجاد چنین حسی براشون شده و تا زمانی که چیزی ندونیم نمی تونیم براش به دنبال پاسخ باشیم (چه موافق و چه مخالف).
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    طباطبایی آواتار ها
    سلام
    مدتی هست که خیلی کم میتونم بیام نت ، بعد از مدتی که اومدم دیدم جوابهای این صفحه خیلی زیاد شده خواستم جوابی بنویسم اما مردد بودم .
    الان  که دوباره فرصت کردم بیام تصمیم گرفتم جوابی بدم
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'maryam.azadeh' pid='23781' dateline='1379165378'
    تی تی جان
    در مورد اینکه اعتقادات مذهبی باعث افسردگی میشن در خیلی مواقع منم موافقم.
    بهرحال در دین اسلام تا حد زیادی شادی منع شده مثلا خنده بلند مکروه هستش در حالیکه علم ثابت کرده خنده اگه به حالت قهقهه و از ته دل باشه هم برا قلب مفید هست و عروق و شریان ها رو باز میکنه هم برا اعصاب خیلی خوبه و ادم رو ریلکس میکنه.
    یا اینکه احادیث زیادی هستن که موسیقی رو حرام میدونن و نواختن الات موسیقی نوعی کفر محسوب میشه و گوش دادن به اون همچنین.
    موارد زیادی هستن که در دین وجود دارن و سبب افسردگی میشن. اینکه شما در حجاب محصور باشین خب این محصور شدن زن واقعا دلیل عقلانی نداره و از یک فرهنگ متعفن برمیاد که زن رو با نوع لباسش محدود کنه و بهش اجازه فعالیت طبیعی رو نده. خیلی خیلی موارد دیگه ای هم هستن که الان توی خاطرم نیست ولی در کل بهت حق میدم.
    پیشنهاد من اینه که شما سعی کنی صرفا خدا رو قبول داشته باشی و اعتقادات ات رو در همین چهارچوب باور به وجود خدا نگه داری. همین که خدا رو قبول داشته باشی و زندگی عادی و طبیعی خودتو ادامه بدی کافی هستش و احساس بهتری نسبت به خودت و انسان های اطراف ات خواهی داشت.
    حرف شما خیلی واسم تازه نیست مشابه همین حرف تون رو از چند نفر دیگه هم شنیدم. اونا هم همین حس شما رو داشتن و البته به مرور زمان روش زندگی و بینش شون رو عوض کردن و به ارامش بیشتری دست یافتن.
     
    توی دین اسلام شادی منع نشده ، بلکه هر شادی ای منع شده ، شادی ای که عقل رو زائل کنه منع شده ، در مورد فواید خنده بلند و قهقهه من تا به حال چیزی نشنیدم

    در مورد حجاب اجازه بدید اینجا بحث رو باز نکنم
    علت اصلی که خواستم جواب رو بنویسم همین پیشنهاد بود ، ما چطور میتونیم خدا رو قبول داشته باشیم و به همین بسنده کنیم و اسمش هم بذاریم شناخت خدا؟
    ما اگر بخوایم خدا رو به خدایی قبول داشته باشیم باید سعی کنیم دستوراتش رو عمل کنیم ، راه رضایت و خشنودیش رو پیدا کنیم و به اون عمل کنیم و راههایی رو هم که مایه ناراحتی خداست پیدا کنیم و ازش دوری کنیم

    بایدراههایی رو پیدا کنیم که ما رو به خدا نزدیک کنه و نه اینکه از او دور بشیم  و ...
    و برای اینها هم نیاز به راهنمایی خودش داریم ، نمیتونیم بریم سراغ کسی که خدا رو انکار میکنه و از او بخوایم که راهی رو به ما نشون بده که ما رو به خوشبختی برسونه و از قضا اون راه همون راه رسیدن به خدا هم باشه و از قضا رضایت خدا هم در اون راه باشه و ...

    ما اگر خدا رو به خدایی قبول کنیم ، اگر اون رو خالق خودمون میدونیم باید در این حد هم متوجه باشیم که اگر خدا تنها کسی نیست که به ما و خوشبختی ما آگاهی داره خداقل بهترین کسی هست که این آگاهی رو داره

    چطور اگر بریم یک وسیله ساده ی ساده بخریم ، حاضر نیستیم هر کسی از راه رسید و هر پیشنهادی داد عملی کنیم ، پیش خودمون میگیم نکنه طرف ناوارد باشه و اون دستگاه خراب بشه ، بسوزه اما برای خودمون، مای انسان، با اون همه پیچیدگی که همه بهش اعتراف میکنند به هر کسی که پیشنهاد داد توجه میکنیم و بها میدیم ، مخصوصا اگر پیشنهادات روشن فکری داد ؟

    چرا دستور فروید رو راحت قبول میکنیم ، فرویدی که در بین روانشناسها هم کسانی هستند که به سلامت روحیش شک داشتند، اما یک نفر چیزی گفت و گفت این رو اسلام گفته (منظورم هر حرفی که به اسم اسلام میزنند نیست) قبول نمیکنیم تا بیاد استناد کنه به یک روانشناس غربی؟

    چرا باید کتاب قرآن ما مسلمونها توی فرانسه کتاب اخلاق باشه و ازش استفاده کنند و ما هم غبطه رفتار و منششون رو بخوریم اما خودمون .....؟

    چرا؟
     [hr]
    پ.ن: از خانم ایزدی هم عذر میخوام اما فکر میکنم این پاسخ به سوال ایجاد کننده تاپیک مربوط میشد
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    baran71 آواتار ها
    دوست عزیزم...اگه دقت کنی،خدا رو همه جا و در همه چیز می بینی.فقط از ته قلبت صداش کن و باهاش حرف بزن.ارتباط با خدا اصلا پیچیده نیست...اینو به خاطر داشته باش که خدا همیشه و همه جا باهاته.موقعیت هایی رو به یاد بیار که دستتو گرفته.نماز رو هم فراموش نکن...
    و یه چیز دیگه!آدمای شادی که دور و برت می بینی الزاما از خدا دورن؟؟؟شادی واقعی از درون آدم میاد...
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    اي مريم ازاده كه بيشتر در نفس خود اسيري تو جهان بينيت مشكل داري بايد بري عمل جراحيش كني. الان دلخور نشي ها دارم باهات شوخي ميكنم چون زياد حالمو گرفتي باهات احساس صميميت ميكنم.

    مريم گلي عزيزم

    اين تقديم به شما بگو خوب
    در اسلام و مسلمين شادي در چيزهايي تعريف ميشه كه واقعي هستند نه به ظاهر حقيقي
    مثلا در اسلام كار تفريح مرده
    مثلا در اسلام با همسر معاشقه كردن تفريح محسوب ميشه
    مثلا در اسلام ديدوبازديد مخصوصا با اقوام تفريح محسوب ميشه
    .................سفر كردن و به يه جاي جديد رفتن تفريح حساب ميشه
    ................مهموني دادن هم تفريح محسوب ميشه
    ...............كمك به فقير و يتيم و نيازمند تفريح محسوب ميشه
    ..............هديه دادن و هديه گرفتن

    حالا يه چيزايي رو باعث شادي و از بين رفتن افسردگي ميدونه اسلام مثل

    نگاه كردن به آب جاري و دريا
    نگاه كردن به دشت و دمن و گل و چمن
    شستن ظرف و لباس با دست
    گوش كردن به حرفاي جالب و حكمت آموز
    خوردن انگور سياه
    خوردن شيريني جات

    در اسلام براي اينكه جامعه شاد باشه خيلي تمهيدات انديشيده شده و با غم مخالفه اسلام

    اول اينكه ميگه آدم بايد غمشو تو اجتماع بروز نده و خوشحالي تو چهرش بباره
    دوم اينكه از آدما ميخواد كه باعث شادي ديگران بشن چه با دلغك بازي باشه (البته نه با له و تحقير كردن كس ديگه اي) يا هديه دادن يا خوراكي دادن يا چيزاي ديگه
    سوم اينكه ميگه ادم بايد شيك پوش باشه، تمييز باشه، مرتب باشه و ظاهرشم زيبا باشه تا مردم لذت ببرن البته منظورش تا جايي كه باعث تحريك شهوت نشه
    چهارم اينكه ميگه بايد ادمها با هم دوست باشن و نسبت به هم دلسوز و به فكر حل كردن مشكل اطرافيانشون باشن مثل شما كه الان براي اين خانم دارين دلسوزي ميكنيد تا مشكلش حل بشه و ميگه اگه كسي دلسوز نباشه اصلا مسلمون نيست
    پنج اينكه ميگه اگه كسي هم يه كار بدي كرد تو خوب برداشت كن و اجازه بد برداشت كردن رو نميده كه رنجيدگي و دعوا و كدورت پيش بياد و غم و كينه بياد تو دل آدم جا بگيره

     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •