تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دارم اعتقادمو از دست میدم . کمکم کنید. زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:titi
آخرین ارسال:sinasorori
پاسخ ها 14

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

دارم اعتقادمو از دست میدم . کمکم کنید.

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    من یه دختر معتقد از یه خانواده معتقدم از نظر مالی در حد متوسطیم جوری که من مجبور شدم برم سرکار و خرج خودمو در بیارم. با اینکه یه جای دولتی کار میکنم اما ادمای معتقدی نیستن از همین رو وقتی به گذشتم به زندگی اونا به حرفاشون نگاه میکنم می بینم خیلی از من شادترن و خیلی زندگیای بهتری دارن از همین رو احساس میکنم کم کم دارم اعتقادمو از دست میدم . که من اصلا همچین چیزیو نمیخام . نمیدونم چیکار کنم دلم نمیخاد ذره ذره اعتقاداتم ضعیف بشه از طرفی به اینکار نیاز دارم ترخدا کمکم کنید . بگید چیکار کنم فقط بهم نگید هی قران بخون قران بخون ...
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    ایزدی آواتار ها
    سلام دوست عزیز 

    خوش آمدید 

    خوب ابتدا من می تونم چند تا سوال از شما بپرسم؟

    1. به نظرتون همکاران شما چه کارها و چه چیزهایی داشتند که باعث شادی و زندگی بهترشون شده؟

    2. شما چه کارهایی و چه چیزهایی براتون بوده که باعث عدم شادی و این حسّتون شده؟

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    ببین دوست خوبم
    شما شاید اعتقاداتت اونقدر پوسیده باشه که باعث شده تو افسرده شی
    وگرنه
    با خدا باش و پادشاهی کن!!
    شما نگاه کن به زندگی آدمهای مهم مثل ابن سینا
    که در اوج مسائل علمی و فرهنگی
    سر هر مشکلی که براش پیش می آد نماز میخونه
    ببین چقدر نماز براش طراوت بخشه!!
    من یه زمانی مثل تو بودم
    بعد سر یه اتفاقاتی نشستم و کلی فکر کردم و مطالعه
    و فهمیدم که باید اعتقاداتم رو آپ دیت کنم

    شهید مطهری میگن
    شک کردن به اعتقادات بر هر مسلمانی ""واجب"" است
    به شرط اینکه تحقیق کند

    احتمال میدم که چون دین رو با تحقیق اساسی نپذیرفتی احساس میکنی کم آوردی
    من میدونم اون دوستات که معتقد نیستند تو طوفانهای زندگی ممکنه هیچ دست آویزی نداشته باشند
    این خداست که در نهایت دست همه رو میگیره

    دوست خوبم
    به خودت برس
    مطالعه کن
    و زیبایی های اعتقاد راسخ و پاک به خداوند رو تجربه کن
    شاد باشی
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    طباطبایی آواتار ها
    سلام
    میتونید مطالعه کنید ببینید در سنت ما چقدر به شادی اهمیت داده شده
    کتابهایی مثل رضایت زندگی از عباس پسندیده یا خلاصه شده اون به نام هنر رضایت از زندگی یکی از این کتابهای مفید هست
    یا کتاب مفاتیح الحیات از آقای جوادی آملی

    متاسفانه بعضی از افراد که در جامعه متدین و مومن و مذهبی شناخته میشن ، با برداشت اشتباه از دین ، تفریحات سالم رو که اتفاقا ائمه توصیه کردند حذف کردند و برخلاف نهی ائمه ف بعضا حتی ممکنه زندگی هایی شبیه درویش ها داشته باشند
    یا ممکنه بعضی ها بنا به فرموده ائمه ، به عبادت کردن عادت داشته باشند به همین دلیل در کنار عباداتشون دروغ میگن یا غیبت میکنند و ....

    توصیه ای که ائمه به ما میکنند این هست که دین رو از عالمان به اون (که معصومین اعلم هستند) بگیریم و نه از مردم تا ایمانی راسخ داشته باشیم که هرگز در اون تزلزل ایجاد نشه اما اگر دینمون رو از مردم بگیریم همون مردم هم ما رو از دین خارج میکنند

    به خدا توکل کنید و از ائمه مخصوصا امام حی و صاحب عصر کمک بخواید تا راه حق و درست رو به شما نشون بدن
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    maryam.azadeh آواتار ها
    تی تی جان
    در مورد اینکه اعتقادات مذهبی باعث افسردگی میشن در خیلی مواقع منم موافقم.
    بهرحال در دین اسلام تا حد زیادی شادی منع شده مثلا خنده بلند مکروه هستش در حالیکه علم ثابت کرده خنده اگه به حالت قهقهه و از ته دل باشه هم برا قلب مفید هست و عروق و شریان ها رو باز میکنه هم برا اعصاب خیلی خوبه و ادم رو ریلکس میکنه.
    یا اینکه احادیث زیادی هستن که موسیقی رو حرام میدونن و نواختن الات موسیقی نوعی کفر محسوب میشه و گوش دادن به اون همچنین.
    موارد زیادی هستن که در دین وجود دارن و سبب افسردگی میشن. اینکه شما در حجاب محصور باشین خب این محصور شدن زن واقعا دلیل عقلانی نداره و از یک فرهنگ متعفن برمیاد که زن رو با نوع لباسش محدود کنه و بهش اجازه فعالیت طبیعی رو نده. خیلی خیلی موارد دیگه ای هم هستن که الان توی خاطرم نیست ولی در کل بهت حق میدم.
    پیشنهاد من اینه که شما سعی کنی صرفا خدا رو قبول داشته باشی و اعتقادات ات رو در همین چهارچوب باور به وجود خدا نگه داری. همین که خدا رو قبول داشته باشی و زندگی عادی و طبیعی خودتو ادامه بدی کافی هستش و احساس بهتری نسبت به خودت و انسان های اطراف ات خواهی داشت.
    حرف شما خیلی واسم تازه نیست مشابه همین حرف تون رو از چند نفر دیگه هم شنیدم. اونا هم همین حس شما رو داشتن و البته به مرور زمان روش زندگی و بینش شون رو عوض کردن و به ارامش بیشتری دست یافتن.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سارا زنگویی آواتار ها
    متاسفانه بعضی از افراد که در جامعه متدین و مومن و مذهبی شناخته میشن ، با برداشت اشتباه از دین ، تفریحات سالم رو که اتفاقا ائمه توصیه کردند حذف کردند و برخلاف نهی ائمه ف بعضا حتی ممکنه زندگی هایی شبیه درویش ها داشته باشند.

    http://hamyaryiran.ir/Thread-%D8%AA%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AD-%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%86%D9%8A%D8%B3%D8%AA?highlight=%D8%AE%D9%86%D8 %AF%D9%87
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سارا جان
    لینک شما رو خوندم. اونچه که من متوجه شدم صرفا برداشت های اقای بهشتی بوده از موضوع. ولی روایات بسیار هست که قهقهه خنده مکروه هستش. شاید در مورد لبخند و تبسم حق با شما باشه اما قهقهه زدن که سرشار از فواید هستش برا بدن ما در اسلام مکروه هستش به علاوه ده ها و بلکه صدها مورد دیگه که شادی بخش هستن و اسلام اونا رو نهی یا مکروه کرده( موسیقی به عنوان مثال).
    راستش من دلم میخواد خانم تی تی بتونه شادی رو در زندگی اش تجربه کنه و خدای ناکرده یک وقت وارد فاز افسردگی نشه که در اون صورت درمان افسردگی کار ساده  و اسونی نیست.
    من دغدغه ایشون رو دارم که مثل بقیه حق دارن شاد و ریلکس باشن و از زندگی بهره ببرن. هرچی هم گفتم صرفا به خاطر این بود که به این دوست عزیز کمکی کرده باشم.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام به دوستان گرامی و مریم خانوم گرامی که اینجا بیشتر روی سخنم با شماست

    خوشحال میشم اگر روایت مستندی دارید که که به اون استدلال میکنید (درباره کراهت خنده بلند) بگذارید تا ما هم بخونیم. اگر نه و فقط به واسطه حرف بعضی افراد میفرمایید باید عرض کنم تا موضوعی بر شما حجت نشده موظف به پیروی از اون نیستید. ضمنا میفرمایید کراهت داره نه حرمت. میدونید چقدر کارهای ریز و ظریف در اسلام بهش توجه شده که کریه دونسته شده ؟ کیه که بتونه همه رو رعایت کنه . مثلا میگن اگر نان یا نمک اول سر سفره آورده بشه مکروهه مسلمان منتظر بقیه غذا بمونه ،  آیا ما رعایت میکنیم ؟ آیا نان رو با کارد و قیچی نمیبرن ؟ شب ایستاده آب نمیخورن ؟ چند نفر اینها رو رعایت میکنن؟ درست نیست حالا یک قسمت دین رو پر رنگ کنن یک قسمت رو کمرنگ

    این هم که ما بگیم هر جای دین با منطق ما جور در نمیاد پوسیده است مناسب نیست شاید منطقی در اون نهفته باشه ( به شرط مستند بودن و قابل اعتماد بودن، نه نظرات شخصی بعضی افراد معاصر) . به طور مثال در مورد خنده بلند که شما میفرمایید من بیشتر در مورد خانمها شنیده بودم اون هم در جمع نامحرم ( باز هم اصل روایت رو ندیدم) و احتمال میدم اگر بین زن و مرد عمومیت داشته باشه منظور حفظ وقار انسانه .

    خود من یک موضوع حساس و قابل تامل در کتاب بسیار معتبر حلیة المتقین خوندم که اگر خودم نمیخوندمش انکار میکردم . متاسفانه قابل بحث در جمع عموم نیست ولی اگر امکانش بود که یک فضای کمی دستچین شده تر و خودمانی تر در تالار بود به بحث گذاشته میشد خیلی خوب بود. چون برای منی که سعی میکنم در مورد هر چیزی که برام سواله مطالعه و تحقیق کنم تا به جواب و دلیلش برسم هنوز جای سوال باقی مونده در اون مورد !  

    در مورد موسیقی هم حتما بهتر میدونید که غنا حرام شده نه موسیقی . و غنا رو هم شادی و غم مفرط و شدید تعریف کردن (البته تعاریف زیادی داره متاسفانه) که شاید با من موافق باشید که هر دو به نحوی نه تنها آرامشبخش نیست بلکه افسردگی میاره. حالا اگر کسی (از بین افراد مدعی حرمت عام موسیقی) نظر دیگری داره باید نظرشو مستند ارائه کنه وگرنه اظهار نظر شخصی ولو فرد عالمی هم باشه برای ما حجة نیست و مکلف به رعایت اون نیستیم.

    در مورد لباس و حجاب هم نظراتی دارم که شاید مصلحت نباشه در منظر عموم بحث کنم ولی اینقدر میتونم بگم در دین اسلام به استفاده از عطر و استفاده از لباس سفید و روشن و حفظ پاکیزگی و کراهت استفاده از رنگ سیاه توصیه شده. البته قبول دارم که استفاده از عطر برای بانوان در بیرون از منزل بنابر مصالحی مجاز شمرده نشده ولی تا الان ندیدم کسی بتونه ترویج رنگ سیاه رو بر خلاف توصیه اسلام و به صرف عدم جلب توجه برای نامحرم با دلیل و سند توجیه کنه.
    مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع)  فِيمَا عَلَّمَ أَصْحَابَهُ لَا تَلْبَسُوا السَّوَادَ فَإِنَّهُ لِبَاسُ فِرْعَوْنَ یعنی لباس سیاه نپوشید که لباس فرعون است

      البته در روایات پوشیدن لباس سیاه در عزای ائمه مستثنا و مستحب شمرده شده.


    امام على علیه السلام می فرمایند: شادى ، انبساط روح مى آورد و نشاط انگیز است. غم، گرفتگى روح مى آورد و انبساط را در هم مى پیچد.

    این امر به قدری در زندگی لازم است که حضرت در کلامی دیگر می فرمایند: كسى كه شادى اش كم باشد ، آسایش او در مردن است.

    (هر دو از کتاب غررالحکم)

    و نه تنها شاد بودن بد دونسته نشده بلکه توصیه به شاد کردن دیگران هم شده :

    امام صادق علیه السلام می فرمایند: هیچ یك از شما فكر نكند كه اگر مؤمنى را شاد كرد فقط او را شادمان ساخته ، بلكه به خدا قسم ما را شاد كرده ، بلكه به خدا قسم رسول خدا را شاد كرده است. (بحار الأنوار)

     شادی هایی که اسلام و قرآن نهی کرده فرح ناشی از غرور و تکبر و باعث فراموشیه خداست و یا خندیدن به بهای تمسخر یا رنجوندن دیگرانه.

    شاید وظیفه ما باشه که واقعیت اسلام رو از بین هزاران نظر و استنباط شخصی بیرون بکشیم. مسلما بخشی از اون عقاید نادرست چسبیده یا چسبانده شده به اسلام برطرف میشه و برخی دیگه با ارائه دلیل یا حداقل سند معتبر برای اهلش که پذیرای حقیقت باشن و ذاتا عناد نداشته باشن پذیرفتنی میشه.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام اقا حمید
    اول اینو بگم وقتی اسلام میگه فلان عمل کراهت داره یعنی بهتر هست انجامش ندین. خب همین کافیه که اون کسی که در تربیت خانواده مسلمان بزرگ شده همیشه یک ترس پنهان از انجام اون عمل داشته باشه. اگه این کراهت اصلا اهمیتی نداشت پس چرا باید اصلا مطرح میشد؟
    در مورد روایت مستدل برای کراهت خنده بلند در اسلام، تا بخواهی روایت هست ولی از باب مثال اینو براتون می زارم که از یک سایت معتبر داخلی(برای خودشون معتبر هست) نقل شده و مربوط به اقای خمینی هست:خنده بلند نمی کردندامام به ندرت می خندیدند و همیشه به جای خنده بلند، تبسم می کردند چون خنده بلند و یا قهقهه کراهت داشت. (21)اینطور نخندیدامام ما را از مکروهات منع می کردند مثلا گاهی که ما در منزل با صدای بلند می خندیدیم می گفتند: «این طور نخندید، خنده بلند مکروه است» . (22)
    لینک:

    http://www.hawzah.net/fa/article/articleview/5888

    اینکه شما گفتین خنده بلند برای خانم ها در جمع نامحرم ممنوع هستش خب اینکه اسلام زنان رو خیلی محدود کرده جای خود دارد ولی توجه کنین به نقل از این منبع که واسه تون گذاشتم، اقای خمینی مرد بود دوستانش هم مرد بودند و هم خودش بلند نمی خندید و هم دوستانش رو منع میکرد از اینکار و میگفت کراهت داره.
    در مورد حرمت موسیقی هم که گفتین اونقدر حدیث و روایت هست که اگه بخواهیم نقل کنیم ده ها صفحه رو فقط باید به همین موضوع اختصاص داد. در مورد غنا هم که گفتین غنا بنابر تعریفش همون کلیت موسیقی رو شامل میشه به استثنای مواردی بسیار اندک مثل مارش های نظامی و جنگی.
    اتفاقا درست گفتین موسیقی شاد مفرط حرام هستش در اسلام و اینهم یکی از دلایلی که اثبات میکنه اسلام با شادی مخالف هست. مشکل دقیقا همینجاست وگرنه یک موسیقی معمولی که اصلا برانگیزاننده نیست و هیچ حسی در انسان ایجاد نمیکنه حلال و حرامش چه تفاوتی داره؟ اصلا چه کسی خواهان گوش دادن به اهنگی هست که هیچ نوع حس یا هیجانی در اون ایجاد نکنه؟ به محض اینکه موسیقی در انسان حالتی نظیر شادی، غم ، شور ، هیجان و نشاط ایجاد کنه حرام اعلام میشه و مشکل دقیقا همینجاست.
    در مورد لباس سیاه و حدیثی که از حضرت علی نقل کردین که پوشیدن لباس سیاه رو منع میکنه، یک سوال بزرگ واسه من پیش اومد. اگه پوشیدن لباس سیاه توسط حضرت علی منع شده چرا امروز زنان و دختران مراجع تقلید و مقامات دینی و سیاسی کشوری که به نام حکومت الهی داره اداره میشه سرتاپا مشکی میپوشند و چادرشون سیاه هستش؟ یا این خانم ها دارن اشتباه میکنن یا حدیث حضرت علی یک حدیث ساختگی هست( که شما هم بر حسب عدم اطلاع ازش استفاده کردین) یا اینکه میشه گفت حضرت علی این مورد رو اشتباه گفته. حالا کدوم یکی؟
    دوست گرامی از اینکه پاسخ دادین و توجه کردین ممنونم
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    سلام دوست عزیز
    شما میگید که افراد محل کارتون خیلی شادنو آسایش دارن....ولی تا حالا به این موضوع فکر کردید که ارامشی که شما از روی اعتقاداتتونا داریدا دارن؟؟؟؟؟
    آسایش فقط از نظر جسمیه ...این اعتقادات شما باعث میشه که هم آسایش و هم آرامشا کنار هم داشته باشد
    بلا تشبیه :یه شخصی را مد نظر بگیرید که مست میکنه از نظر جسمی شاده ولی آیا آرامش روحی و روانی داره؟؟؟؟مطمئن باشید اگه این آرامشا داشت هیچ وقت روی نمیاورد به این مواد...
    شما اگه یکم ریز بشید توی زندگی اون اشخاص فرد خودتونا که اعتقاداتتونا هنوز حفظ کردیدا با اونا که بوسیدن گذاشتن کنار متوجه میشید...
    شما سعی کنید که اعتقاداتتونا قوی کنید به این نتیجه میرسید که چقدر خوشبختر و شاد تر از اون افرادید...
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •