تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چطور باهاش کنار بیام ؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:amin gh
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 6

چطور باهاش کنار بیام ؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام دوستای گلم
    یک گیر دیگه تو زندگی
    باز هم پای احساسات در میون اومد و طبق معمول افکار من افتاد توی دست انداز
    قبل از هرچیز میخوام بگم ،(((خدایا))) ،قربونت برم ،قربون بزرگیت ،قربون شکل ماهت ،فدای بخشندگی های بی دریغت ،بسه دیگه ،به بزرگی خودت قسم بیشتر از این نمی کشم!!! یادت رفته منم آرزوهای قشنگ زیاد دارم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    توی غربت ،چند ماهی هست که با یک دختری آشنا شدم.از اول بخوام بگم اینه که من اصلا همچین کسی رو نمی شناختم ،یک بار (فقط ) توی باشگاه ورزشی از کنارش (رد شدم ) ،همین !!!
    توی یک مهمونی ،با مادرش آشنا شدم ،بعد از چند وقت خودش بهم مسیج داد: سلام فلانی ،خوبی
    ((راستش رو هم بخواین بدونین ،هیچ چیزی توی غربت به اندازه ی یک هم صحبت و همدم به آدم آرامش نمیده ))
    خلاصه ...
    اون گفت ،من گفتم ،اون گفت من گفتم ،آشنا شدیم ،شب مسیج داد جواب دادم ،اولین بار همدیگه رو دیدیم ،همه چیز نرمال گذشت
    تا بعد از چند وقت یکی از آشنا ها که چندین ساله اینجاست ،بهم زنگ زد گفت فلانی باهاش نمون ،این مورد داشته ،بعد از یک مدت باهاش به هم بزن .
    اما من خودم هیچ وقت دوست نداشتم فقط به خاطر لذت خودم ،با زندگی کسی بازی کنم !!! (استفاده ابزاری کنم )
    باهاش موندم ،چند بار هم سر چیزای کوچیک و بزرگ دعوا راه افتاد ،اما نه اون کنار کشید نه من .
    بعد از این مدت دوستی ،یه چیزی رو فهمیدم ،حس می کنم دوستم داره ، احساس می کنم دوست داشتنش واقعیه !! من هم دروغ نگم بهش احساس دارم 
    اما ،اون با چندتا پسر رابطه داشته (رابطه جنسی ،با دوست پسر های مختلفی که داشته ) ،امشب هم سر این داستان خیلی به هم ریختم ،نمی تونم فکرش رو بکنم که کسی که امروز با منه ،تا دیروز توی بغل یکی دیگه بوده !!!!!!!!!
    خودش میگه : گذشته ،من چیکار کنم ؟ نمیتونم برگردم به عقب درستش کنم !!! 
    هر روز این رابطه داره عمیق تر میشه ،عادت ها داره بیشتر میشه ،من هم یه آدم عاطفی هستم ،اگر دل ببندم ،دل کندنم جهنمه
    واقعا به دوستی با من وفاداره ،با اینکه یک کم مغروره ،ولی چند بار بخاطر اینکه دوستی به هم نخوره ،غرورش رو زیر پاش گذاشته !
    شما جای من بودید چیکار می کردید ؟
    جدا می شدید ؟ ادامه میدادید ؟بهش فرصت می دادید ؟
    با گذشتش چطور کنار می اومدید ؟


     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام امین جان
    حالت چطوره داداشم؟ داداش ما تا کی قراره عذاب بکشیم تو این زندگی لعنتی؟ موضوع منم خوندی؟ تو مشکلات فردی تو اضطراب و استرس با نام "خیلی داغونم خیلی!".
    داداش منم مث تو احساساتیم.4 ساله دارم زجر میکشم. راستش دوست دختر منم از رابطه هاش تو گذشته بهم گفت.حتی با یکی از دوستای خودم رابطه داشته ولی جنسی نه.علی رغم اون من اصلا نمیتونم کنار بیام با این مسئله البته تو دل خودم.به اون گفتم عب نداره.البته اون زمونا من نبودم و نمیتونمم بش بگم که نباید اون کارو میکرده ولی رابطه جنسی یه بحث دیکه اس. من اگه جای تو بودم باهاش سریع کات میکردم.راستش داداشم کسی که به اون راحتی روابط جنسی داشته باشه تو آینده هم نمیشه بش اعتماد کرد.
    این دوست دختر من با اینکه خیلی عاشقم بود ولی هیچوقت اون اجازه ها رو بهم نداد البته منم نخواستم.
    داداش حیای دختر علاوه بر دوستی های معمولی یه چیز دیگست.
    من فقط نظرشخصیمو گفتم بازم از مشاورای محترم کمک بخواه و از دوستای دیگه.
    من در خدمتتم داداش گلم.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    n.h آواتار ها
    سلام  آقا امین انشالله که این دفعه ام مشکلتون حل میشه.
    راستش تا اونجایی که گفتید شما به عنوان یه هم صحبت رابطتون رو باهاش شروع کردین و همینطور هم که میدونید مثل همه ی دوستای معمولی باهاش اختلاف نظر دارید و احساسی که الان به ایشون در شما به وجود اومده میتونی یه وابستگی معمولی باشه و یا یه حس دوست داشتن فقط به این دلیل که ایشون شما رو درک میکنه و باهاتون همراه شده.پس نباید به خاطر این احساس که ممکنه زود گذر باشه و روحیه ای که در خودتون سراغ دارید وتفاوت هایی که باهم دارید به طور جدی به این رابطه نگاه کنید .
    درسته ایشون نمیتونه  گذشته برگرده و اشتباهات گذشته رو پاک کنه اما میتونست هیچ اشتباهی نکنه که نیاز به پاک کردنش باشه.اگه شما توی زندگیتون از این اشتنباهات نداشتین مجبور نیستید تا آخر عمرتون با همچین دختری بمونید و میتونید فرد مناسب تری و انتخاب کنید.
    من ازتون میخوام تا بیش از این درگیر احساسات نشدید تا احساستون مجبورتون کنه خیلی چیزا رو نادیده بگیرید،رابطتون رو تموم کنی.
    در هر حال تصمیم با خوتون هست.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    [size=x-large]خواهش میکنم این مطلب و تموم دوستان بخونن :[/size]
    سلام امین جان - دوست دارم این مطلب و کامل و با دقت بخونی هم شما و هم دوستان - من تموم حرفهای دوست خوبم nh  رو قبول دارم  - الا این جمله رو :
    درسته ایشون نمیتونه به گذشته برگرده و اشتباهات گذشته رو پاک کنه اما میتونست هیچ اشتباهی نکنه که نیاز به پاک
    کردنش باشه.

     خطاب به خانم  n، h 
    عزیزم خدا خالق همه موجودات است واین همه نعمت داده با این حال میگه اولا ای بنده هام گناه نکنید ولی اگه آگاهانه یا نا آگاهانه گناه کردید نمیتونید به گذشته برگردید و جبران کنید اما میتونید توبه کنید - فکر نمیکنی خواهر گلم ما که مخلوق و هیچ کاره ایم حق گفتن این جمله ای که شما گفتید و نداریم - آدمیزاد جایزه و الخطاء است - اگه نبود خدا چیزی به اسم توبه نمی آفرید -من یه سوال دارم اگه یه دختری بر فرض چندین بار رابطه جنسی داشته باشه ولی یه بار عاشق بشه و بخواد پاک زندگی کنه آیا چنین حقی نداره ؟ آیا به خاطره اشتباه گذشته اش هر چند آگاهانه ، باید برای همیشه طرد بشه

    و راهی برا ی برگشتن نداشته باشه ؟ فکر نمیکنید این طرز فکر یعنی هل دادن آدمها به سمت تکرار گناه ؟شما از کجا میدونید شاید اون از من و شما عاشق تر بشه و پاک تر زندگی کنه ؟ من و شما که اینجا نشستیم و خیلی چیزا برامون بده آیا تضمینی شما میدید که در آینده روزگار و بازی هاش همین بازی رو با ما نکنه ؟ آدمیزاده ، گاهی یا عقل و منطق رو فراموش میکنه یا گاهی اصلا بهش فکر نمیکنه؟ 
    آدمیزاد یه خلوتی داره که از اون خلوت فقط خودش خبر داره و خدای خودش - تو اون خلوت یا اصرار به گناه میکنه یا
    توبه به در گاه خدا. به غیر از خدا هیچ کس نمیدونه تو اون خلوت چی میگذره
    .
    ای مالک : اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی ، فردا به آن چشم نگاهش مکن . شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی  ( حضرت علی ( ع )
    خطاب به امین :

    امین جان : در ک مطالب ای که بالا نوشتم باید همرا با آگاهی باشه - گفتن این حرفها به این معنی نیست که شما چشمات و ببندی و بگی خوب  دوست دخترم حتما تو خلوت توبه کرده دیگه - نه عزیزم وقتی آدم دست رو یه نفر متفاوت با گذشته ای یه کم متفاوت تر از دیگران میزنه - مسئولیتش بزرگ تر و توجه اش باید دقیق تر باشه .وگرنه هر گونه اشتباه تو تصمیم گیری فقط بر میگرده به اشتباه خودت نه عقاید دیگران - باید بتونی تشخیص بدی که آیا آدمی هست که بتونه دوباره شروع کنه و وفادار باشه و گذشته و هر کاری که کرده و بزاره تو همون گذشته باشه . عبرت بگیره از گذشته اش اما فراموش نکنه تا دوباره خطای گذشته اش رو تکرار نکنه .؟ و تو با شناختی که از خودت داری میتونی اون اگر بخواد از اول شروع کنه با همون گذشته اش قبول کنی ؟ برادرم باید اون قدر قدرت داشته باشی که به این سوالات بدون در نظر گرفتن احساس جواب بدی ؟ یه کلمه بله یا خیر گفتن یا آدم و خوشبخت و خوشحال میکنه یا بدبخت و بیزار از زندگی - پس عاقلانه فکر کن . در مورد این که چطور تشخیص بدی که واقعا دوستت داره و میتونه بهت وفادار باشه و امتحان کردنش ،من ترجیح میدم با مشاوره ها مشورت کنی
    مطمئن هستم با علمی که دارن بهتر از یه آدم عامی مثل من میتونن کمکت کنن . این چیزی نیست که خودت بخوای تشخیص بدی حتما میگم باید با مشورت و کمک از مشاورین  که علم به این کار دارن باشه .
    با پوزش از همه دوستان : مطالب من نه تایید رفتار دوست دختر امین نه رد رفتارش . فقط میخواستم یاد بگیریم که جای خدا تصمیم نگیرم . یاد بگیرم توبه و خلوتی هم هست که ما از اون بی خبریم .

    به امید خوشبختی و خوشحالی تموم همه عاشق ها ........... امین و امینها

    بخواد از اول شروع کنه

     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'یه ناشناس' pid='23801' dateline='1379174498'
    واقعا نمیدونم چی بگم ،توی دوست داشتنش شکی ندارم ،خیلی از آینده با من حرف میزنه ،از با هم زندگی کردن ،از داشتن فرزند ،نوازش هاش خیلی عاشقانس ،از ته دل ،خیلی روم حساسه ،انگار میون گرگ ها ،یک پناهگاه پیدا کرده ،اسرار میکنه که گذشته اش رو فراموش کنم .
    نمی دونم
    آیا فردا پس فردا به هم برسیم ؟ نمی دونم
    ولی می دونم ،اگر من کنارش نباشم ،دپرس میشه ،از ناراحتی خوابش نمی بره ،داغون میشه
    دیشب بعد از فهمیدن این قضیه ،خیلی آروم بغلش کردم ،در رو باز کردم ،خداحافظی کردم ،رفتم .ولی همین الان تازه فهمیدم ،از شب تا صبح بیدار بوده .صبح هم با مادرش رفته بود بیمارستان ،میگرنش گرفته بود .کارش به بیمارستان کشیده بود
    دوستش دارم ،ولی هزم این قضیه یک خورده برام سخته .واقعا میدونم که اگر بهش فرصت بدم ،میتونه بهم وفادار باشه ،ولی فقط میخوام بدونم اصلا جایز هست به دختری با این شرایط ،فرصت داد یا نه ؟؟؟؟

     


     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    عنوان تاپیک اینه که «چطور باهاش کنار بیام؟» و این ضمنا معناش اینه که می خواهی باهاش کنار بیایی. آیا اینطور هست؟

    باهاش کنار بیام یا نه، یک سواله، و چطور باهاش کنار بیام، یک سوال متفاوت

    اولین نکته اینه که شما مجبور نیستی که با این مساله کنار بیایی. به خاطر عذاب وجدان ناشی از برقراری ارتباط، یا به خاطر اینکه شاید ایشون به شما خیلی علاقه داشته باشه، یا به خاطر ترحم و دلسوزی و از این قبیل، اجباری در انتخاب نداری!

    مهم اینه که بتونی یک تصمیم قاطع بگیری: یا ایشون رو انتخاب کنی و بپذیری، و یا انتخاب نکنی و نپذیری

    نوشته بودی که فقط یک بار از کنارش رد شدی و علاقه مند شدی، درسته؟ خب، این نشان دهنده یک کشش اولیه هست. اما برای اینکه بتونی انتخاب درستی داشته باشی، ابتدا ملاک هات رو در نظر بگیر و ببین ایشون چقدر اونها رو داراست؟

    و دوم اینکه ببین آیا انتخابت بر اساس ملاکهایی که داشتی صورت پذیرفته، یا صرفا بر اساس یک جور کشش جنسی و پر شدن حس تنهایی ات در غربت؟

    و سوم اینکه تصور کن ایشون رو انتخاب کردی به عنوان همسر، یا اینکه ردش کردی. در هر دو حالت، بنویس که چی به دست میاری و چی رو از دست میدی؟

    فعلا به این موارد توجه کن.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •