تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چه جوری رابطمو تموم کنم که نتونه اذیتم کنه؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mahla
آخرین ارسال:soma
پاسخ ها 33

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

چه جوری رابطمو تموم کنم که نتونه اذیتم کنه؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    من الان یه مشکلی دارم
    دلم براش تنگ شده!!!
    و همچنین یه جورایی دلم براش میسوزه، چون پسری که وارد این راه بشه(دختر بازی) از همه بیشتر خودش ضربه میبینه.
    دلم براش میسوزه چون 26 ساااااااال مثل آدم زندگی کرده، تو یه خانواده ی خوب، با شرایط و موقعیت خوب
    اما به خاطر اتفاقات و مشکلاتی که براش پیش اومده و به من نگفته چی بوده کلا از خدا ناامید شده و حتی اون مواقعی که میگفتم دوستی گناهه میگفت گناه کیلویی چند، بذار ما حال کنیم!
    که من از این حرف خیلی ناراحت میشدم.
    خیلی دوست دارم برگرده به قبلش.
    جالب اینجاست که به نظر من خودش هم متوجهه که راهش اشتباهه اما به قول خودش با خدا لج کرده و فقط میخواد مخالف حرف اون عمل کنه.
    به خاطر اینه که میگم خیلی کثیف نیست.
    تا جایی که من ازش میدونم با خانواده اش بحث زیاد میکنه، هیچوقت نمیگه چرا ولی میدونم خیلی مغروره و برادرهاش هم تا حالا زیاد غرورشو له کردن و کلا چندان دل خوشی ازشون نداره...
    من دلم براش میسوزه. نمیخوام تو این راه بمونه
    هر چی فکر کردم به هیچ نتیجه ای نرسیدم برای کمک کردن بهش، جز اینکه چون دستی به نوشتن دارم به صورت غیرمستقیم(مثل همه ی نوشته هام که سر و تهش معلوم نیست) بهش بفهمونم که راهش اشتباهه.
    نمیدونم کار درستی میکنم یا نه، اما حس میکنم نمیتونم از فکر دوباره خوب شدنش بیرون بیام.
    دوستش دارم اما اینو مطمئنم که من و اون هیچ وجه اشتراکی با هم نداریم جز اینکه هر دو مینویسیم.همین
    دوست دارم خوب باشه، نمیخوام بعدا حسرت بخوره که چرا به خودش ضربه زد، نمیخوام عذاب وجدان بگیره، نمیخوام از خدا دور باشه.
    چه جوری کمکش کنم؟؟؟؟
    نمیدانم اینجا که ایستاده ام تقدیر من است یا تقصیر من!!!
    اما وقتی یافته هایم را با باخته هایم مقایسه میکنم،

    می بینم چون خدا را یافته ام هر چه باخته ام مهم نیست.
    آموختم که تمام ماجراهای زندگی فقط قانون عشق بازی ما با خداست...
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    یعنی چی دوست من؟
    فقط با دعا؟
    نمیدانم اینجا که ایستاده ام تقدیر من است یا تقصیر من!!!
    اما وقتی یافته هایم را با باخته هایم مقایسه میکنم،

    می بینم چون خدا را یافته ام هر چه باخته ام مهم نیست.
    آموختم که تمام ماجراهای زندگی فقط قانون عشق بازی ما با خداست...
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    عزیزم دلت واسه هیچ پسری نسوزه
    زندگیتوبکن
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:25#
    elnaz.t آواتار ها
    مهلاجون اون اشتباهی هست که این اقاپسرکرده وتومسئول عواقب بعدش نیستی کات کن وراحت شواین دلتنگی تاچندوقته باورکن بعدش باخیاله راحت زندگیتومیکنی اگه بگم باورت شایدنشه اماهمه حالاتت شبیه منه من اینوتجربه کردم که میگم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:26#
    با الناز جون موافقم
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:27#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'z_ghasemi' pid='24339' dateline='1379447264'
    عزیزم دلت واسه هیچ پسری نسوزه
    زندگیتوبکن

    من که زندگیمو میکنم
    اما دلم میخواد به اونم کمک کنم
    این راه که میره بیراهه است


     


     
    نمیدانم اینجا که ایستاده ام تقدیر من است یا تقصیر من!!!
    اما وقتی یافته هایم را با باخته هایم مقایسه میکنم،

    می بینم چون خدا را یافته ام هر چه باخته ام مهم نیست.
    آموختم که تمام ماجراهای زندگی فقط قانون عشق بازی ما با خداست...
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:28#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'elnaz.t' pid='24347' dateline='1379448103'
    مهلاجون اون اشتباهی هست که این اقاپسرکرده وتومسئول عواقب بعدش نیستی کات کن وراحت شواین دلتنگی تاچندوقته باورکن بعدش باخیاله راحت زندگیتومیکنی اگه بگم باورت شایدنشه اماهمه حالاتت شبیه منه من اینوتجربه کردم که میگم


    منم دلم نمیخواد دوباره به روزایی که باهاش دوست بودم برگردم
    یعنی هیچ راهی نیست که کمکش کنم اما برا خودم مشکلی پیش نیاد؟؟؟؟
     


     
    نمیدانم اینجا که ایستاده ام تقدیر من است یا تقصیر من!!!
    اما وقتی یافته هایم را با باخته هایم مقایسه میکنم،

    می بینم چون خدا را یافته ام هر چه باخته ام مهم نیست.
    آموختم که تمام ماجراهای زندگی فقط قانون عشق بازی ما با خداست...
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:29#
    عزیزم تو ضامن زندگی کسی نیستی.تو سعی کن زندگی خودتو نجات بدی.
    پسرا از این حرفا برای جلب توجه و کشوندن دخترا سمت خودشون زیاد می زنن که خوب بودن و یه اتفاق باعث شده با خدا لج کنن.من این جملرو خیلی شنیدم.
    گول نخور
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:30#
    elnaz.t آواتار ها
    مهلاجونم باحرف فهیمه خانوم موافقم به فکرخودت باش
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •