تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چه جوری رابطمو تموم کنم که نتونه اذیتم کنه؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mahla
آخرین ارسال:soma
پاسخ ها 33

صفحه‌ها (4): صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234

چه جوری رابطمو تموم کنم که نتونه اذیتم کنه؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:31#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'فهیمه ص' pid='24405' dateline='1379486393'
    عزیزم تو ضامن زندگی کسی نیستی.تو سعی کن زندگی خودتو نجات بدی.
    پسرا از این حرفا برای جلب توجه و کشوندن دخترا سمت خودشون زیاد می زنن که خوب بودن و یه اتفاق باعث شده با خدا لج کنن.من این جملرو خیلی شنیدم.
    گول نخور


    واقعا؟؟؟؟؟؟؟
    یعنی دروغ میگه؟
    حیـــــــــــــــــــــــ ـف
    من  امروز نرفتم سایتش، اینجوری برام بهتره
    راستی یه کسی در این بحث گفته بود که اگه لازم داری بری سایت نام کاربریتو عوض کن تا تو رو نشناسه، من خیلی اون سایت رو و اعضاش رو دوست دارم اما عوض کردن نام کاربریم فایده نداره، چون یه بار اینکارو کردم اما اون از طریق آی پی ام متوجه شد خودمم!
    سعی میکنم نرم.
    چند وقت دیگه هم که مدارس شروع میشه، خیلی راحتتر میتونم فراموشش کنم.
    خیلی ممنون از نظراتی که بهم دادین.
    موفق باشید
     


     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:32#
    elnaz.t آواتار ها
    افرین دوست عزیزم خوشحالم که رسیدی بهش خب بایدایپی عوض میکردی ولی بهتر که دیگه نمیری امیدوارم بهترینا برات اتفاق بیفته
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:33#
    [hr]'mahla' pid='24330' dateline='1379445721'
    من الان یه مشکلی دارم
    دلم براش تنگ شده!!!
    و همچنین یه جورایی دلم براش میسوزه، چون پسری که وارد این راه بشه(دختر بازی) از همه بیشتر خودش ضربه میبینه.
    دلم براش میسوزه چون 26 ساااااااال مثل آدم زندگی کرده، تو یه خانواده ی خوب، با شرایط و موقعیت خوب
    اما به خاطر اتفاقات و مشکلاتی که براش پیش اومده و به من نگفته چی بوده کلا از خدا ناامید شده و حتی اون مواقعی که میگفتم دوستی گناهه میگفت گناه کیلویی چند، بذار ما حال کنیم!
    که من از این حرف خیلی ناراحت میشدم.
    خیلی دوست دارم برگرده به قبلش.
    جالب اینجاست که به نظر من خودش هم متوجهه که راهش اشتباهه اما به قول خودش با خدا لج کرده و فقط میخواد مخالف حرف اون عمل کنه.
    به خاطر اینه که میگم خیلی کثیف نیست.
    تا جایی که من ازش میدونم با خانواده اش بحث زیاد میکنه، هیچوقت نمیگه چرا ولی میدونم خیلی مغروره و برادرهاش هم تا حالا زیاد غرورشو له کردن و کلا چندان دل خوشی ازشون نداره...
    من دلم براش میسوزه. نمیخوام تو این راه بمونه
    هر چی فکر کردم به هیچ نتیجه ای نرسیدم برای کمک کردن بهش، جز اینکه چون دستی به نوشتن دارم به صورت غیرمستقیم(مثل همه ی نوشته هام که سر و تهش معلوم نیست) بهش بفهمونم که راهش اشتباهه.
    نمیدونم کار درستی میکنم یا نه، اما حس میکنم نمیتونم از فکر دوباره خوب شدنش بیرون بیام.
    دوستش دارم اما اینو مطمئنم که من و اون هیچ وجه اشتراکی با هم نداریم جز اینکه هر دو مینویسیم.همین
    دوست دارم خوب باشه، نمیخوام بعدا حسرت بخوره که چرا به خودش ضربه زد، نمیخوام عذاب وجدان بگیره، نمیخوام از خدا دور باشه.
    چه جوری کمکش کنم؟؟؟؟
     


    مهلا جون نکن کات کن اصلا واسه پسرا دلت نسوزه باور کن ادامه دادنش جز پشیمونی و عذاب وجدان و شکست عاطفی سودی نداره بشین درساتو بخون به فکر شاهکارای علمی باش مثلا ترکوندن با یه رتبه خوب و رشته و دانشگاه عالی. منم اخیرا این مشکلو داشتم هرچند هنوزم گاهی شیطون وسوسه م میکنه و دلتنگ میشم ولی به این نتیجه رسیدم اگه آدم ارزش خودشو بادرس و پیشرفتای علمی اجتماعی بالا ببره دیگه به هر کس و ناکسی فک نمی کنه و اجازه نمیده وارد زندگیش بشه.[img=28x18]http://www.hamyaryiran.ir/images/smilies/mili/41.gif[/img]
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •