تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چه جوری رابطمو تموم کنم که نتونه اذیتم کنه؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mahla
آخرین ارسال:soma
پاسخ ها 33

صفحه‌ها (4): صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

چه جوری رابطمو تموم کنم که نتونه اذیتم کنه؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام
    دختری 16 ساله هستم که از دوست بازی خییلی بیزارم  و واقعا دوست ندارم به جز همسر آینده ام کس دیگه ای هم تو زندگیم وجود داشته باشه.
    ولی خرداد ماه امسال به خاطر شرایط روحی بدی که داشتم از طریق اینترنت با پسری به شدت زبون باز آشنا شدم، اون میگفت که من هم دختر اول زندگیشم و خیلی خجالتی برخورد میکرد حتی یکبار هم قرار گذاشتیم که همدیگرو ببینیم ولی جلو نیومد و میگفت خجالت میکشم! (هرچند من باور نکردم)
    به خاطر اینکه ظاهرا مذهبی بود ازش خوشم میومد و داشتیم کم کم با هم صمیمی میشدیم که به لطف خدا گوشیمو دزدیدن و این باعث شد ارتباطمون خلاصه بشه در  معدود زمانهایی که میرفتم سایت.

    از بایت این قضیه خیلی ناراحت بودم و خیلی براش دلتنگ شده بودم، بنابراین بدون اینکه بگم این خط چه کسیه با گوشی مادرم -هرچند خیلی کم- اما بهش پیام میدادم و اون هم هرلحظه مهربون تر از قبل برخورد میکرد، منم دوستش داشتم، هرچند به خاطر داشتن این حس خودمو سرزنش میکردم و حتی خیییلی بارها با هم بهم زدیم به خاطر اینکه من میگفتم دوستی گناهه و اصلا نمیخواد و وقتی چیزی قراره تموم بشه چرا شروعش کنیم اما اون سر حرف خودش بود و میگفت منم تا چندوقت پیش خیلی معتقد بودم و خیلی به گناه نکردن اهمیت میدادم، حتی دخترهای خوب زیادی هم وارد زندگیم شدن اما من ردشون کردم به خاطر خدا، اما حالا به خاطر مشکلات شدیدی که داشتم دیگه به هیچ چیز اعتقاد ندارم...( یه جورایی به خدا لج کرده و میخواد با بدبودنش تلافی کنه)
    دوستیمون همچنان با قهر و آشتی ادامه داشت و من هم که اون موقع از لحاظ روحی خیلی زیر فشار بودم با اینکه میدونستم خدا ازم ناراحت شده -و این قضیه خیلی بهم فشار می آورد- اما نمیتونستم به کلی کنارش بذارم.
    تا اینکه چندوقت پیش فهمیدم این آقا فقط بلده دیگرانو نصیحت کنه و برای من غیرتی بشه اما خودش تقریبا با همه ی دخترهای سایت دوسته!!
    حالا من وارد مرحله ای شدم که میدونم اگه بخوام بروز بدم که میدونم با اونها هم دوسته هم آبروی خودم و هم اونها به خطر می افته و با اینکه هیچوقت درخواست ... بهم نداده اما حرفهاش بوداره مثلا میگه یه روز که داداشم نیست بیا مغازه و  وقتی بهش میگم از این حرفها خوشم نمیاد  میگه من فقط با توام چون تو فقط با منی و دوست دارم که بیشتر با هم ارتباط داشته باشیم، اما بازم هرجور خودت میخوای اگه دوست نداری نیا اگه دوست نداری من از این حرفا نمیزنم و غیره.
    باتوجه به شناختی ه بهش دارم میدونم که حرف خودش رو کم کم به کرسی مینشونه و آخر این دوستی-مث خییییلی از دوستیهای دیگه_ به رفتی آبروی من و خانواده ام ختم میشه.
    اما باتوجه به سن کمم حس میکنم نمیتونم به تنهایی از پس  زبون بازی هاش بربیام و خب  نگرانم.
    لطفا کمکم کنید و بهم بگید چه جوری این رابطه رو تموم کنم بدون اینکه خطری برای خودم و بقیه ی دوستانم تو سایت داشته باشه؟
    (ضمنا اون شماره ی خونمونو و خط مادر و برادرم رو داره! و ممکنه صدای منو هم ضبط کرده باشه.)
     اگر هم جایی ناقصه پاسخگو هستم
     

     
    نمیدانم اینجا که ایستاده ام تقدیر من است یا تقصیر من!!!
    اما وقتی یافته هایم را با باخته هایم مقایسه میکنم،

    می بینم چون خدا را یافته ام هر چه باخته ام مهم نیست.
    آموختم که تمام ماجراهای زندگی فقط قانون عشق بازی ما با خداست...
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    و باید اضافه کنم که من همیشه مشکلاتمو با خانوادم درمیون میذارم به همین دلیل تا بحال بارها بهشون محترمانه، مستقیم یا غیرمستقیم گفتم که من شدیدا نیاز عاطفی دارم و باید یه جوری اینو برطرفش کنم حتی اگه لازم باشه ازدواج کنم اصلا مشکلی ندارم.
    اما خب طبیعیه که پدر و مادرم به خاطر سنم مخالفت میکنند هرچند که خواستگارهایی هم داشتم و دارم اما پدرم اصلا قبل از اینکه به من بگه یا اجازه بده تا بیان خونمون رد میکنه و یا میگه چندسال دیگه...
    بااینکه دوست ندارم با پسرها دوستی داشته باشم( هیچ گونه ارتباط غیرمعقولی کلا) اما اینبار این خطای بزرگ رو کردم و با کسی درافتادم که  چون تو خانواده ایه که واقعا مذهبی هستند نمیتونه آدم  خیلی کثیفی باشه اما برای لج کردن با خدا (!!!) هم که شده دوست داره آلوده بشه و بنابراین خطرناکه.
    ممنون که کمکم میکنید
    نمیدانم اینجا که ایستاده ام تقدیر من است یا تقصیر من!!!
    اما وقتی یافته هایم را با باخته هایم مقایسه میکنم،

    می بینم چون خدا را یافته ام هر چه باخته ام مهم نیست.
    آموختم که تمام ماجراهای زندگی فقط قانون عشق بازی ما با خداست...
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام مهلا جان خوبی؟ ببین هر انسانی نیاز عاطفی داره ... ولی نمیشه برای برطرف کردن نیاز عاطفی با جنس مخالف دوست شد. تو این زمونه گرگ های انسان نما زیادن  کسانی که تظاهر به خوب بودن میکنند ولی باطن پلیدی دارن. مهلا جون هواست باشه گول حرفای این پسرارو نخوری خواهر. اگه فقط به خدا توکل کنی وزندگیتو بسپاری دست خودش اون واست بسه. خودش مرحم هر زخمیه امید نا امیداست. اون
    پسرهم نمیتونه کاری کنه سهی کن کمتر به پیام هاش جواب بدی تا اروم رابطه اش قطع بشه اونم وقتی ببینه تو بهش جواب نمیدی خودش میره مطمین باش اینقدر سرش شلوغ هست که سراغتو نگیره. موفق باشی.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    یاس جان ممنون از نظرت ولی همونطور که گفتم من گوشیمو دزدیدن و بعد از اون هم گوشی نخریدم و ارتباطمون درحد سایت مونده و البته باید بگم که روزهایی که تنها هستم به خونه زنگ میزنه و صحبت میکنیم.
    من هم میدونم که این رابطه خصوصا با چنین کسی عاقبت نداره و باید عاقلانه تمومش کنم، جوری که ضرری بهم نرسه.
    همچنین اون با بی محلی بیخیال نمیشه چون من امسال حدود 20 روز سایت نرفتم و به بهانه ی سفرم ارتباطم رو کاملا باهاش قطع کردم و اون هم فکر میکرد که ازش دلخورم و حالا دوباره شروع شده و من اینو نمیخوام...
    نمیدانم اینجا که ایستاده ام تقدیر من است یا تقصیر من!!!
    اما وقتی یافته هایم را با باخته هایم مقایسه میکنم،

    می بینم چون خدا را یافته ام هر چه باخته ام مهم نیست.
    آموختم که تمام ماجراهای زندگی فقط قانون عشق بازی ما با خداست...
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام دوست گرامی
    افرین که متوجه شدی که اینگونه دوستی ها عاقبت نداره . تو سنت کمه و باید به درست فکر کنی تا توی یه دانشگاه خوب قبول بشی
    جلوی ضرر از هرکجا بگیرید منفعته
    اولین کاری که میکنید رسما وخیلی جدی به ایشون برخورد میکنید ومیگویید اهل این دوستیها نیستین و نمیخواهید وارد چنین روابط بشوید بعد هم بطور کامل رابطه را قطع میکنید و نه از طریق اینترنت و نه از طریق موبایل با ایشون ارتباط برقرار نکنید
    اگر احساس کردید ایشان میخواهند مشکلی برایتان بوجود اورند حتما به خانواده اطلاع دهید
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    elnaz.t آواتار ها
    مهلاجون تروخدااااااااااااقسمت میدم هرچه زودترتمومش کن خواهش میکنم ازت یباردقیقاشبیه اتفاق توبرام افتاده خواهش میکنم تمومش کن اصلااگه زنگ بزنه هم جوابشوازراه تل خونه نده ازت خوااااااهش میکنم انگارداشتم زندگی خودمومیخوندم تواشتباه منونکن ازت خواهش میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    مشاورعزیز ما همیشه دعواها و قهرهامون سر این بود که من اینجور دوستیها رو نمیخواستم و اون دائما در حال توجیح کردن بود، ولی باز آشتی میکردیم چون من با وجود تنهایی و نیاز عاطفی ای که داشتم نمیتونستم به کلی رابطمو قطع کنم.
    تا اینکه از طریق یکی از دوستام( یکی از اعضای سایت) متوجه شدم که اون پسر(مثل خیلی های دیگه) اهل دوستی و شاید کارهای کثیفتر هست اما من چون از دوست من آتو داره من باید جوری تموم کنم که اون متوجه نشه که اطلاعاتی از دوستم گرفتم تا به ضرر اون هم تموم نشه.
    ضمنا من دیروز هم تلفنی باهاش صحبت کردم و باز راجع اینکه یه روزی برم پیشش بهم گفت و من هم گفتم که نمیام اون هم مثلا ناراحت شد و قطع کرد.
    من فقط میخوام مشکلی برای دوستم پیش نیاد.
    نمیدانم اینجا که ایستاده ام تقدیر من است یا تقصیر من!!!
    اما وقتی یافته هایم را با باخته هایم مقایسه میکنم،

    می بینم چون خدا را یافته ام هر چه باخته ام مهم نیست.
    آموختم که تمام ماجراهای زندگی فقط قانون عشق بازی ما با خداست...
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    چرا کسی جوابمو نمیده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    نمیدانم اینجا که ایستاده ام تقدیر من است یا تقصیر من!!!
    اما وقتی یافته هایم را با باخته هایم مقایسه میکنم،

    می بینم چون خدا را یافته ام هر چه باخته ام مهم نیست.
    آموختم که تمام ماجراهای زندگی فقط قانون عشق بازی ما با خداست...
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    elnaz.t آواتار ها
    مهلاجون عزیزدلم توالان خودت فقط مهمی خودتوازاین منجلاب بکش بیرون  این دوستیامجازی تموم میشه میره نمیخوام استرس بدم ولی تنهاکسی که درخطره تویی دلت برای خودت بسوزه تنهاراه حل اینه که ازهرارتباطی بپرهیزباهاش
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'elnaz.t' pid='23851' dateline='1379224043'
    مهلاجون عزیزدلم توالان خودت فقط مهمی خودتوازاین منجلاب بکش بیرون  این دوستیامجازی تموم میشه میره نمیخوام استرس بدم ولی تنهاکسی که درخطره تویی دلت برای خودت بسوزه تنهاراه حل اینه که ازهرارتباطی بپرهیزباهاش

    ولی دوست من اگه این اخبار رو به من نمیداد خودش در خطر نبود و همچنین معلوم نبود چه بلایی سر من بیاد چون من بهش اعتماد داشتم(به پسره) و حالا که اون لطف کرده و منو در جریان گذاشته تا خطری تهدیدم نکنه من نباید جوری برخورد کنم که خدای نکرده مشکلی برای اون پیش بیاد.
    میخوام جوری تموم کنم که نه سیخ بسوزه و نه کباب.
     


     
    نمیدانم اینجا که ایستاده ام تقدیر من است یا تقصیر من!!!
    اما وقتی یافته هایم را با باخته هایم مقایسه میکنم،

    می بینم چون خدا را یافته ام هر چه باخته ام مهم نیست.
    آموختم که تمام ماجراهای زندگی فقط قانون عشق بازی ما با خداست...
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •