تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




رسیدم به اخر خط..دیگه برییییدم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sevra
آخرین ارسال:shadow
پاسخ ها 25

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

رسیدم به اخر خط..دیگه برییییدم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    ای کاش شما و امثال شما قبل از اینکه قدمی بردارین به عاقبت اون کار فکر کنین شما به وضوح میدونستید که این آقا از شما رابطه جنسی میخوان چجور بعدا قولشو باور کردین و 1 ماه رفتین خونش پرستاری مگه خودش کس و کار نداشت ؟فکر نکردی تو این 1 ماه شبو روز پیشش بودن شهوتش نمیزنه بالا من قصد محاکمه ندارم به هر حال کاری که شده ولی شما خیلی ساده بودین این وسط البته اگه همه حرفاتون راست باشه به هر حال آبی که ریخته شده شما هم تنها کاری که میتونی بکنی فراموش کردن اون شخص و کاری که باهاتون کرده راهه دیگه ای نیست من ازدواج و اصلا صلاح نمیدونم شما هم یا باید مثل خیلی از دخترای این دوره زمونه برین ترمیم کنین یا جرات داشته باشینو حقیقت و به کسی که واقعا دوستتون داره بگین البته اگه اون شخص واقعا تو زندگیتون بیاد تازه نوع گفتن این موضوع هم خیلی مهمه و باید درست گفته بشه که شخصه مقابلتون بتونه درک کنه چنین افرادی خیلی کم هستن ولی هستن کسایی که براشون بکارت اونم با توجه به شرایط شما براشون مهم نباشه شما دیگه باید از این اتفاق درس بگیری و انقدر ساده و زود به کسی اعتماد نکنی و وابسته نشی سعی ام کن خودتو ببخشی هر چقدرم که فکر کنی مقصر باشی یا نباشی چیزی و درست نمیکنه موفق باشی
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    چند تا مشکل اینجا مشاهده میشه:

    1. ازدواج شما با ایشون، تحت تاثیر مساله از دست دادن بکارت هست.

    2. خود شما دارید می گید این آدم رو تحمل کنم؛ و این یعنی اینکه ایشون چندان جذابیتی نداره و بیش از اینکه دوست داشتنی باشه، تحمل شدنیه!

    3. ترس شما از سرزنش دیگران و تن دادن به ازدواج با این فرد، به خاطر نگرانی از شماتت دیگران

    4. جملات و افکار ناامیدکننده. در پست قبل هم گفتم که شما باید فعالانه جهت فراموش کردن این مساله تلاش کنید.

    5. ازدواجی که بدون رضایت قلبی و بدون شناخت کافی بخواد صورت بگیره، بعیده که سرنوشتی بهتر از حتی مجردماندن در انتظارش باشه

    6. ایشون تمایل چندانی هم به ازدواج نشون نمیده و همانطور که گفتید، هنوز هم روابط تلفنی داره و میگه نگران نباش اینها تلفنیه. سوال اینه که مگه رابطه ایشون با شما هم غیرتلفنی بود؟ از همین مزاحمت تلفنی شروع شد و به اونجا رسید. پس، به نظر میرسه رویه ایشون چنین اقداماتی هست.

    7. همانطور که برخی از دوستان هم گفتند، ممکنه کسانی پیدا بشوند که بتونن با شرایط شما کنار بیان.

    پس، بهتره که به جای منفی بافی، تدریجا تفکرات مثبت رو جایگزین کنید. سعی کنید از این ماجرا درس بگیرید و به جای افسوس خوردن بیش از حد، سعی در جبران بکنید. خطتتون رو هم تعویض کنید و در صورتی که تصمیم قاطع گرفتید، راه هرگونه ارتباط رو با ایشون ببندید و با استعانت از خدا به آینده امیدوار باشید.

    لازم هست برای تحقق بخشیدن به این موارد، برخی مهارتها رو فرا بگیرید. سعی کنید تصمیمی رو قاطعانه بگیرید و سپس در راستای اون تصمیم، به فراگیری مهارتهای لازم بپردازید. درب تالار همیاری به روی شما بازه
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    باز هم سپاس دکتر..
    حرفهای شما صحیح..من دیگه تمایل به ازدواج ندارم..سعی میکنم این اتفاقوفراموش کنم..خیلی سخته..

    اما درد من اینه که چرا باید جواب صداقت و محبت یک ادم خیانت باشه؟؟
    چرا فقط من باید سرزنش بشم؟؟
    چرا اون باید بیخیال زندگیشو بکنه و خوشیاشو داشته باشه و منی که به ظاهر مذهبی مابشو اعتماد کردم,تاوان پس بدم؟؟
    اون باسم خدا و دین گناه نکردن زندگی منو نابود کرد..

    ممنون از نظرتون جناب  shadow..کاش قبل از اینکه در مورد دیگران قضاوت کنیم اندکی با کفشهایشان راه برویم..تا تفاوت حرف و عمل رو بدونیم..من نمیگم مقصر نیستم ..از خدا اظهار بخشش کردم و شبی نیست که تو راز و نیاز شبونم از ارحم الراحمین نخوام که منوببخشه و کمکم کنه..اما باید بگم با رفتارای اون اقا در جلب اعتماد من اصلا به  اینکه نیتش فقط ایجاد رابطه باشه فک نمیکردم..اون یکماه هم  مریض بودش حتی نمیتونست راه بره..چه برسه به ..!!!بیشتر از همچیز تنها بود رابطش با خانوادش بد بود میگف درکم نمیکنن..مشکل دارم باهاشون..کوتاهی از هر دو طرف بود..شاید اونم مثل من  فقط یک قربانی باشه..چون خدا انسانهارو با ذات پاک و فطرت خدایی افریده..شایدم نبود..

     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    آی مردم!!
    من نمیخواهم نصیحت بشنوم
    من دچار خفقانم ,خفقان
    من به تنگ امده ام از همه چیز
    بگذارید هواری بکشم..
    بگذارید هواری بکشم..
    پندم مده ای زاهد
    با که گویم  با که گویم
    من نمیخواهم نصیحت بشنوم
    آی مردم!! پنبه در گوشم کنید..
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:25#
    من قصد نصیحت کردن نداشتم و اینم میدونم قضاوت کردندرست نیست به هر حال همه دوستان اگه نظری میدن باتوجه به سوالها و جوابهایی که شما میدین نظر میدن در پستی که زدم هم گفتم که قصد محاکمه یا همون قضاوتو ندارم ولی اینکه شما میگین ایشون اعتماد منو جلب کرد حرف و تلقینی بوده که به خودتون کردین شما متاسفانه چشمتون و رو حقایق بستین پسران زیادی و اطراف خودم دیدم که تنها و تنها هدف از ایجاد رابطه سکس هست نه چیز دیگه ولی اکثر اونا که نمیان رک به دختر نیتشون و بگن با حضار کلک و دروغ و حرفایه قشنگ و ... کاری میکنن طرف وابسته شه بعدم به نیتشون میرسن پس شما باید احتمال میدادی .. ولی دیگه گذشته باز کردن و موشکافی قصیه فایده نداره اینم که میگی اونم قربانیه 100 درصد شک نکن که اونم قربانیه محیط و شرایط و خانواده و .. هستش ولی خوب همه اینا دلیل بر تجاوز به شمانمیشه بر فرض مثال کسی که میزنه یک نفرو میکشه دیگه کسی توجه نمیکنه که اون تو چه شرایطی اینکارو کرده حکم اعدامو براش میبرن حالا عصبانی بوده تو حاله خودش نبوده .......... قاضی کاری به این چیزا نداره
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

موضوعات مشابه

  1. دکتر همیوپات ؟؟؟؟؟؟!!!! نه مَ دییییرم؟
    توسط بهار71 در انجمن اضطراب، استرس
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: 2013_08_20, 14:23

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •