تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ترس شدید از آینده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:aalizadi
آخرین ارسال:arghavani
پاسخ ها 7

ترس شدید از آینده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام من پسری 28 ساله و مجرد هستم و شغلم حسابداری هست
    حدود یک سالی می شود که دچار ترس و اضطراب شدید شده ام و همیشه به چیزهای حوادث تلخ فکر می کنم با وجود اینکه خودم به این نتیجه رسیدم معلوم نیست که آیا حوادث تلخ برایم پیش بیاید ولی با این وجود نمی توانم افکار بدی که هنوز اتفاق نیفتاده و معلوم نیست که اصلا اتفاق بیفتد را از ذهنم دور کنم. همیشه فکر می کنم که قرار است حادثه بسیار تلخی برای خانواده ام اتفاق بیفتد و آن موقع من باید چه کاری انجام بدم
    ترس بنده به حدی است که وقتی در خیابان هستم و در آن لحظه یک دعوای ساده خیابانی را مشاهده کنم برای چند روز دچار استرس می شوم و یا اگر فردی به من یک حرفی را با کمی تحدید بگوید از ترس و اضطراب کم اشتها می شوم و دچار اختلال خواب خواهم شد تا موقعی که به طور جدی بفهمم که آن تحدید جدی نبوده
    تا به الان به روانپزشک مراجعه نکرده ام و نمی توانم موضوع را با خانواده در میان بگذارم و پیش روانپزشک بروم
    من کتاب "راز" نوشته ی راندا برن رو خوندم که به طور خلاصه می گه "افکار به اوضاع تبدیل می شوند"یعنی به هر چی فکر کنی برات اتفاق می افته و از انجایی که من به افکار تلخ فکر می کنم و دست خودم نیست و نمی تونم خوشبین باشم برای همین نگرانم که طبق نوشته این کتاب افکار بدم تبدیل به واقعیت بشه و این موضوع نگرانی ام را چندین برابر می کنه
    لطفا من را راهنمایی کنید
     

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    يعني كسي نيس من رو راهنمايي بكنه اي خدا
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    باسلام
    شما فرمودید یک سال است این اتفاق برایتان افتاده آیا در این یک سال حادثه ای تلخ در زندگی شما اتفاق نیفتاده؟آیا فشار عصبی شدیدی بر شما وارد نشده؟ سال های پیش چگونه بودید وچگونه رفتار میکردید که این افکار بد به ذهن شما خطور نمیکرد؟رابطه شما با خانواده تان چگونه است؟آیا با خانواده رابطه صمیمی وگرمی دارید یا رابطه سردی بین شما هست؟اکنون چکار میکنید فقط کار میکنید یا به تفریحات نیز میپردازید؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'setare soheil' pid='24663' dateline='1379681290'
    باسلام
    شما فرمودید یک سال است این اتفاق برایتان افتاده آیا در این یک سال حادثه ای تلخ در زندگی شما اتفاق نیفتاده؟آیا فشار عصبی شدیدی بر شما وارد نشده؟ سال های پیش چگونه بودید وچگونه رفتار میکردید که این افکار بد به ذهن شما خطور نمیکرد؟رابطه شما با خانواده تان چگونه است؟آیا با خانواده رابطه صمیمی وگرمی دارید یا رابطه سردی بین شما هست؟اکنون چکار میکنید فقط کار میکنید یا به تفریحات نیز میپردازید؟

     
    حدود يك سال قبل محل خدمتم را با هزار بدبختي و با هزار پارتي عوض كردم كه متاسفانه محل خدمت جديدم اون طوري نبود كه فكرش را مي كردم و از محل قديم هم خيلي بدتر بود دوستا و خانواده به من گفتند كه اين تعويض محل را نكنم ولي من به حرف هيچ كس گوش ندادم و اين اشتباه باعث بروز يك شوك و فشار عصبي شديد شد و از اون موقع هست كه اعصاب درستي ندارم و از اون روز اين رفتارها به مرور زمان به وجود آمد.
    سالهاي قبل مثل يك انسان معمولي زندگي مي كردم و نمي گم افكار ناخوشايند به ذهنم خطور نمي كرد ولي به اين شدت نبود.
    با خانواده رابطه صمیمی و گرمی دارم و اونها رو خيلي دوست دارم حاضرم براي من اتفاق بدي بفته ولي براي اونها هيچ مشكلي ايجاد نشه

    بنده كارم حسابداري هست بعد از اتمام كارم در هفته 3 عصرها پياده روي مي كنم و بعضاً به مسجد مي رم و كمي هم مطالعه كتب حسابداري و متفرقه دارم.


     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'aalizadi' pid='24770' dateline='1379755980'
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'setare soheil' pid='24663' dateline='1379681290'
    باسلام
    شما فرمودید یک سال است این اتفاق برایتان افتاده آیا در این یک سال حادثه ای تلخ در زندگی شما اتفاق نیفتاده؟آیا فشار عصبی شدیدی بر شما وارد نشده؟ سال های پیش چگونه بودید وچگونه رفتار میکردید که این افکار بد به ذهن شما خطور نمیکرد؟رابطه شما با خانواده تان چگونه است؟آیا با خانواده رابطه صمیمی وگرمی دارید یا رابطه سردی بین شما هست؟اکنون چکار میکنید فقط کار میکنید یا به تفریحات نیز میپردازید؟

     
    حدود يك سال قبل محل خدمتم را با هزار بدبختي و با هزار پارتي عوض كردم كه متاسفانه محل خدمت جديدم اون طوري نبود كه فكرش را مي كردم و از محل قديم هم خيلي بدتر بود دوستا و خانواده به من گفتند كه اين تعويض محل را نكنم ولي من به حرف هيچ كس گوش ندادم و اين اشتباه باعث بروز يك شوك و فشار عصبي شديد شد و از اون موقع هست كه اعصاب درستي ندارم و از اون روز اين رفتارها به مرور زمان به وجود آمد.
    سالهاي قبل مثل يك انسان معمولي زندگي مي كردم و نمي گم افكار ناخوشايند به ذهنم خطور نمي كرد ولي به اين شدت نبود.
    با خانواده رابطه صمیمی و گرمی دارم و اونها رو خيلي دوست دارم حاضرم براي من اتفاق بدي بفته ولي براي اونها هيچ مشكلي ايجاد نشه

    بنده كارم حسابداري هست بعد از اتمام كارم در هفته 3 عصرها پياده روي مي كنم و بعضاً به مسجد مي رم و كمي هم مطالعه كتب حسابداري و متفرقه دارم.


     
     
    سلام ...
    ببخشید ولی منم به شدت از این موضوع رنج میکشم....بخدا منم دقیقا مثل ایشون فکر میکنم زنگی برام شده جهنم...منم خیلی خیلی به خونوادم وابستم...توروخدا یه راهی پیش پام بذارید
    ممنونم


     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام
    هنگامی که  افکاری که فرمودید به سراغ شما می آید چگونه هستید آیا دچار تپش قلب یا تنگی نفس ویا تعرق میشوید؟آیا شما دارویی خاصی مصرف میکنید؟
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    سلام میخوام یه نکته ای رو یادآوری کنم اول اینکه
    افکار مثبت انرژیشون از افکارمنفی بیشتره بنابراین درسته ک  باید مراقب افکارمنفیمون باشیم اما ن اینکه خیلی بابتشون استرس بگیریم چون زورشون کمه و قدرت افکار مثبت بیشتره
    دوم اینکه یه جا خوندم  90درصد اتفاقایی ک ما ازشون میترسیم هیچوقت پیش نمیان یادم نیست ازکدوم اندیشمند بود ولی این جمله واقعا بهم کمک میکنه و بهم آرامش میده امیدوارم برای شما هم همینطور باشه
    موفق باشید

     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ترس شدید از آینده  سپاس شده توسط amir1370

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •