تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ترس زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:arghavani
آخرین ارسال:maryam.azadeh
پاسخ ها 2

ترس

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام  21سالمه تک دخترم دانشجوی کارشناسی 2 ماه پیش ساعت 3نصفه شب ماشین همسایمون توحیاط آتیش میگیره و کنتر گازم پشت سرش آتیش میگیره باجیغ و داد مادرم از خواب بیدارمیشیم میبینیم همه ی همسایه ها بیرونن فقط ما تو خونه گیرکردیم درو ک بازکردیم کلی دود تو راه پله بود همه جیغ میکشیدن ک زود بیاید بیرون الان کنترا منفجرمیشه آتیش داشت کل ساختمونو میسوزوند
    خیلی ترسیده بودم فک میکردم دیگه همه چی تموم شد به زور از راه پل ها فرار کردیم خداروشکر اتفاقی برای کسی نیفتاد آتش نشانی خیلی زود به دادمون رسید اما ترس از آتیش سوزی زلزله و اینجور چیزا مونده تو جونم
    هرشب ک میخوام بخوابم حتما باید چراغ اتاقم روشن باشه همش میترسم ک نکنه الان خونه خراب شه زیر آوار بمونم یا بسوزم .
    اینم بگم یکم زیادی لوسم از خیلی چیزا میترسم مثلا نمیتونم به گاز دست بزنم چاییم بخوام یه لیوانو پرآب میکنم میذارم ماکروفر بعد نپتون میندازم داخلش همش میترسم فک میکنم اگه برم سمت گاز میسوزم آخه یه بار آب جوش از کتری پرید نزدیک بود بریزه رو پام یا مثلا میترسم شوهرم از بدنم بدش بیاد  خال رو بدنم میبینم زجرمیکشم یه جام ک زخم میشه ویه کوچولو جاش میمونه دیوونه میشم.الان نامزدم. وقتی به نامزدم راجب این موضوعا گفتم خندش گرفته بود همش میگه زیادی حساسی و تو زیباترین دختر دنیایی.ولی من میترسم ازم بدش بیاد و ترکم کنه همش سعی میکنم به خودم برسم بهترین باشم ک نکنه زنه دیگه ای دل شوهرمو ببره .یا مثلا میترسم بچه دار بشمو بچم یه نقصی داشته باشه آخه من دخترعموی 10سالم معلول ذهنیه.حتی میشینم به این فک میکنم ک اگه بچم معلول شد باچه قرصی بکشمش ک مبادا زجر بکشه از زندگیش و مث دخترعموم اذیت شه.
    این ترسا داره دیوونم میکنه زندگی برام نذاشته کمکم کنید
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    ترس تا یه حدودی طبیعیه و برای محافظت ما از حوادث مختلف، در نهادمون به طور طبیعی وجود داره.
    زمانی میشه ترس رو به عنوان یک مشکل قلمداد کرد که یا منشا منطقی و مشخصی نداشته باشه یا اینکه مبالغه امیز باشه.
    حادثه ای که دو ماه پیش توی ساختمون شما اتفاق افتاد حادثه ای جدی بود بخاطر وقوعش در نیمه های شب، ترس برانگیزتر هم شده بود و هرکسی جای شما بود یک مقدار دچار شوک میشد که تا اینجای قضیه طبیعی هست.
    اما با توجه به زمانی که گذشته(2 ماه) و اینکه اطرافیان شما و همسایه هاتون هیچکدام دلهره های شما رو ندارن و همچنین ترس شما از اجاق گاز، مایکروفر و سایر ابزاری که در روز میلیون ها نفر ازش استفاده میکنن و معمولا کسی به مشکل نمیخوره، ترس کنونی شما از تکرار حادثه انفجار، ترس طبیعی نیست. همچنین واهمه شما از بهم خوردن روابط تون با نامزدتون، درحالیکه هیچ دلیل واضحی برا این مساله وجود نداره جزو دلهره ها و ترس های غیرطبیعیه.
    میتونین تمرین کنین همه رویدادها رو به شکل مثبت ببینین. یعنی هر اتفاقی رو که فکر میکنین بد هستش و ممکنه پیش بیاد، یک سرانجام مثبت براش توی ذهن تون ترسیم کنین.
    اگه این روش جوابگو نبود و سایر روش های مبارزه با ترس رو هم امتحان کردین و مفید واقع نشد، اون وقت بهتره حضورا برین پیش روانشناس یا مشاور تا بهتر بهتون کمک کنه.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •