تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شخصيت درونگرا وساكت زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:يامين
آخرین ارسال:يامين
پاسخ ها 34

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

شخصيت درونگرا وساكت

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    من ازاول موضوع روباخواهربزرگم درميون گذاشتم بعد ديدارآخرمون كه تاحدودي ازنگرانيهام كم شد موضوع روبه مامانم گفتم ايشون درجريان قضيه قرار دادم اما راجع به شرايط مذهبي خانوادشون چيزي نگفتم چون ازخودش مطمئنم ونميخوام براي مامانم ذهنيتي دراين خصوص ايجادبشه ترجيح ميدم خودشون وببينن وازخودشون بشنون
    امروز بطوركاملاغيرمنتظره ايشون وديدم وفرصت كوتاهي براي صحبتمون ايجادشد چون زمينه بحث بازشددرمورد ادامه پيام دادن واينكه من ازاين موضوع ناراحتم صحبت كردم
    درمورد كارشون هم حسابدار يه بخش دولتي هستن حقوقشونم به نسبه بالاست.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    پرازترديدوترسم ميترسم فقط بابت تنهايي وبالارفتن سنم انتخاب غلطي بكنم  چيزي كه بيش ازهمه برام نگران كننده است اينه كه اون حرفش وعوض كرده وميگه باتوجه به اينكه برادرم براي كار احتمالا بايدبره شهرستان ما بايد طبقه بالا خونشون زندگي كنيم راستش خواهرخودم طبقه بالا خونه مادرشوهرش زندگي ميكنه اما نه اونا خيلي به پسرشون وابسته ان نه خود شوهرخواهرم به مادرشون نميتونم اونو ملاك اين جريان قراربدم اونا4سال مستقل بودن زندگيشون وحدودوحريماشون شكل گرفته بود اما من ازاين شرايط الان واقعا واهمه دارم
    اون اولويتش خانوادشه نميدونم قصدامتحان كردن منو داره يا جدي داره حرف ميزنه به هرحال من بابت اين موضوع اصلا نرمشي نشون ندادم وگفتم اول بايدخانوادتون وببينم بعد نظرخانواده خودمو دراين خصوص بدونم اما اين موضوع به هيچ عنوان برام قابل قبول نيست مطمئنم زندگيم پرازدخالت وحرف وحديث ميشه براي امتحان ردنش ازش پرسيدم اگه اختلافي بين من واعضا خانوادتون پيش بياد چيكارميكنين؟گفت بايدصحبتهاي دوطرف وبشنوم!!!
    اين جواب واقعا نااميدم كرد اخه مگه قاضيه كه محكمه راه بندازه وقضاوت كنهمن خيلي ناراحتم همش دارم باخودم ميگم اگه ردش كنم سنم ازاينم بالاترميره شايدبعدهاپشيمون بشم اخه همه چيش خوبه جز اين موضوعالبته هم خانواده خوبي دارم هم ازنظرچهره زيبايي لازم ودارم كه بتونم موقعيتهاي بهترم داشته باشم اما شرايط الان اجتماعمون طوري نيست كه راحت بشه ازدواج كرد
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    موضوع اختلاط شيعه وسنيشونم به توصيه شما بامامانم مطرح كردم و واكنشش هموني بودكه انتظارميرفت!!!
    گفت توسيدي اون اصالتش سنيه درسته شيعه شده اما اگه بخواد برگرده به دين پدرش چي؟؟
    مراسم بخوايم بگيريم نصف مجلس محلي بلوچي باشن نصفي فارسي آبرومون ميره

    من بايدچيكاركنم؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    يه چيزديگم هست يهو بزارين دلم وخالي كنم
    اون ارومه من شلوغ وپرانرژي اما يكمي تعصبيه براي همين منم بايدهمش اروم باشم بهش گوشزدكردم ما تفاوتهاي شخصيتي باهم دارم واين موضوع بايدبرامون قابل درك باشه چون نيشه يه طرف هميشه هيجاناتش سركوب بشه چون اونيكي ارومه مخصوصا اون چون مرده ومن بايدازش حرف شنوي داشته باشم اما هيچ جوابي به اين همه حرفاواستدلاي منطقي من كه خودم تنهايي بهشون فكركردم نداد.
    يه بحثي هم سرچادر داشتيم الان چادريم اما دوس ندارم بعدازدواجم چادري باشم اما گفتن اگه خواهرام بدون چادربخوان بيان بيرون جايي نميبرمشون منم گفتم منو نميتوني مجبوركني چون من بايدونميفهمم
    به مشاور رفتنم اعتقادي ندارن
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    انگارهيچكي نيست
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    مرسي از راهنماييهاتون من ديگه مشكلم حل شد
    چراشونميدونم اماادما حتي اگه خوبن باشن به من كه ميرسن بايد بدي كنن نميدونم به كي بدي كردم كه لايق اين همه بدي ديدن ازادما شدم
    نميدونم درد دلموبه كي بگم كجابگم كاش لااقل اهل گريه بودم حتي نميخوام ابروش وتو محل كار ببرم باهمكارام راجع بهش چيزي بگم نه ميتونم به مامانم چيزي بگم
    دلْــــــــــــــــــــــ م اندازه دنيا تنگ است ديگه نميدونم چجوري به ميشه به مردا اعتماد كرد اوني كه مورد تائيدهمه بود مومن ونمازخون بود اينجوري بازيم داد وبا دروغ ودغل خردم كرد
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    سلام
    من تمام پستهاتون رو خوندم
    نمیدونم مشکلتون چطوری حل شد ولی ازتون میخوام عجله نکنین و منتظر جواب مشاورها باشین
    شاید طول بکشه ولی جواب میدن
    لطفا منتظر باشین
    من نظری نمیدم چون هیچ تجربه ای در این زمینه ندارم ولی میدونم نباید عجولانه تصمیم بگیرین
    شما لازمه که با تامل تصمیم بگیرین
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    **شادی** آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'يامين' pid='27188' dateline='1380981415'
    پرازترديدوترسم ميترسم فقط بابت تنهايي وبالارفتن سنم انتخاب غلطي بكنم 
    سلام یامین عزیز.
    میشه بپرسم شما چند سال داری؟همچنین تحصیلاتت؟

     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    **شادی** آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'يامين' pid='27188' dateline='1380981415'
     براي امتحان ردنش ازش پرسيدم اگه اختلافي بين من واعضا خانوادتون پيش بياد چيكارميكنين؟گفت بايدصحبتهاي دوطرف وبشنوم!!!
    اين جواب واقعا نااميدم كرد اخه مگه قاضيه كه محكمه راه بندازه وقضاوت كنه

     
    یامین عزیز نمیدونم برداشت شما ازین جواب چی بوده که تا این حد آزرده خاطر شدی ولی باید بهت بگم این بهترین و امیدوارکننده ترین جوابی بود که میتونستی بشنوی... شما از ایشون انتظار داشتی چیزی رو بگه که مطابق میل شماست؟ یعنی بگه "مسلما طرف تو رو میگیرم"؟ اما اینم دوست داری به قولهایی دل ببندی که تو آینده ضمانت اجرایی ندارن؟
    از یه آدمی که برای یه عمر زندگی انتخاب کردی انتظار داری توی بحث ها بدون شنیدن صحبتهای طرفین تصمیم گیری کنه؟ از کجا معلوم این شیوه تصمیم گیری بعدها به ضرر خود شما تموم نشه و درباره شماهم به همین شیوه عمل نکنه؟
    عزیزم پستهای دیگه ت رو هنوز نخوندم میخونم  تاجاییکه بتونم کمک میکنم اما برای همین پستت میخوام بگم نه تنها جای نگرانی نداره بلکه باید به منطقی  و منصف بودنشون افتخار هم بکنی...


     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    سلام من قبلا يه تاپيك ديگه داشتم كه بنظرم تمام شد براي همين يه مشكل جديدمو باموضوع جديدايجادكردم حالا چكيده مسائل مربوط به اين موضوع رو اينجا ميگذارم تا اين جابجايي وايجاد تاپيك جديدكه پراكندگي ايجاد كرده حل بشه.ببخشيد ديگه

    دوسه ماه پيش براي كاروارد شركتي شدم كه خيلي زودفهميدم جاي كسي اومدم كه همه اينجادوستش داشتن اما چون ادم خونگرم وصميمي هستم زودباهاشون دوست شدم (رفتن ايشون بخاطر من نبود) ازتعريف وتمجيدوتاكيدزيادهمكاري اينجا درموردشباهتهاي اخلاقي مذهبي من واون همكارسابق كنجكاوشدم تا ديداري باهاشون داشته باشم البته اصرار اونام بود بعدملاقاتشون متوجه صحت گفته هاي اونا شدم  فقط يه سري تفاوتهاي سطحي وجود داره كه گذشت ميطلبه اما مشكل اينجاس كه ايشون وقتي11ساله بودن پدرشون وازدست دادن وبارخانواده رودر تمام اين سالها به دوش كشيدن وبه مدارج بالا هم خودشون وهم بقيه خواهربرادراشون رسيدن ايشون7تاخواهردارن يه برادركه ازخودشون كوچيكتره اما ازدواج كردن خودشون 27ساله ان وخرج ومخارج زندگي برادرشون كه سرباز هستندرو هم ميدن تو گفتگوهاي اوليه فقط ازمادرشون وبعدازخانوادشون حرف ميزدن
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •