سوره بقره

آیه 8


(و من الناس من یقول آمنا بالله و بالیوم الآخر و ما هم بمؤمنین)

آیات مرتبط: 2، 3 صف - 44، 14، 27، 10 بقره - 60، 138، 145 تا 137، 63 تا 145 نساء - 61 تا 101، 87 تا 110 توبه - 1 تا 8 منافقون - 1 مائده - 30 حج - 34 اسراء - 91 نحل - 25 رعد - 57، 56 انفال - 3 زمر

موضوعات: روشهای آسیب ‏زا در تربیت - دوگانگی گفتار و رفتار از دیدگاه قرآن

منبع: روشهای آسیب‏زا از منظر تربیت اسلامی - صفحه 114 تا 120

دوگانگی گفتار و رفتار از دیدگاه قرآن

در قرآن كریم آیه های فراوانی وجود دارد كه به گونه‏ای به این موضوع پرداخته و از منفور بودن آن سخن گفته است. شاید صریح‏ترین عبارتی كه در نكوهش این رفتار آمده، آیه های دوم و سوم صف باشد كه می‏فرماید:

(یا أیها الذین آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون - كبر مقتا عند الله أن تقولوا ما لا تفعلون) " صف / آیات 2 الى 3 ".

«ای كسانی كه ایمان آورده‏اید! چرا سخنی می‏گویید كه عمل نمی‏كنید؟! نزد خدا بسیار موجب خشم است كه سخنی بگویید كه عمل نمی‏كنید!»

آیات فوق، گفتار خالی از عمل را به شدت نكوهش كرده، در قالب توبیخ، مؤمنان را از این گونه رفتار بر حذر می‏دارد؛ چرا كه از بغض شدید خداوند نسبت به این رفتار، سخن می‏گوید. مرحوم علامه طباطبائی در تفسیر آیه می‏فرماید:

«مقت، عبارت است از بغض شدید، و این آیه در مقام تحلیل مضمون آیه قبلی است. خداوند متعال، دشمن می‏دارد كه انسان سخنی را بگوید كه به آن عمل نمی کند؛ چرا كه این رفتار مصداقی از نفاق است.»

ایشان در ادامه به این نكته اشاره می‏كند كه گفتار خالی از عمل، ممكن است دو صورت داشته باشد؛ گاهی انسان سخنی می‏گوید كه از اول قصد انجام دادن آن را ندارد كه این نوعی نفاق است، ولی گاهی سخنی می‏گوید كه بعدها آن را انجام نمی‏دهد كه این از ضعف اراده او سرچشمه می‏گیرد، و ضعف اراده با سعادت انسان منافات دارد.

به هر حال، اگر چه خطاب آیه به دلیل سیاق آیه های بعدی، متوجه كسانی است كه از جنگ و جهاد تخلف كرده‏اند و به یاری پیامبر (ص) و اصحاب او نشتافته‏اند، ولی ظاهر آیه مطلق است و هر گونه ناهماهنگی بین قول و فعل و تخلف از عهد و پیمان و وعده را شامل می‏شود. شاهد این مطلب، سخن امیرالمؤمنین (ع) است كه در نامه خود به مالك اشتر فرمود:

(و ایاك... ان تعدهم فتتبع موعدك بخلفك، فان... الخلف یوجب المقت عندالله و الناس، قال الله تعالی) (كبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون)

از این كه به مردم وعده دهی و سپس تخلف كنی، بر حذر باش؛ چرا كه خلف وعده موجب خشم شدید خدا و خلق می‏شود، خداوند می‏فرماید: این موجب خشم بزرگ خداست كه چیزی را بگویید كه انجام نمی‏دهید.

حضرت (ع) برای بیان زشتی و نامطلوب بودن خلف وعده، به آیه شریفه فوق استناد می‏نماید؛ بنابراین، آیه اطلاق دارد و هر گونه تخلف فعل از قول را دربر می‏گیرد.

در آیه دیگر، در مذمت بنی اسرائیل آمده است:

(أتامرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم و أنتم تتلون الكتب أفلا تعقلون)

«آیا مردم را به نیكی (و ایمان به پیامبری كه صفت‏های آشكارا در تورات آمده) دعوت می‏كنید، اما خودتان را فراموش می‏نمایید، با این كه شما خودتان كتاب (آسمانی) را می‏خوانید؛ آیا هیچ فكر نمی‏كنید؟»

به گفته صاحب مجمع‏البیان، مراد از «بر» در این آیه، ایمان آوردن به رسول خدا (ص) است، و آیه خطاب به عالمان یهود است؛ چرا كه نزدیكان و خویشاوندان خود را به پیروی از پیامبر اسلام (ص) و پایداری بر ایمان خود دعوت و ترغیب می‏كردند، ولی خودشان ایمان نمی‏آوردند. " مجمع ‏البیان، ج 1، ص 215 " مردم را به تمسك به كتاب تورات كه به پیامبر اسلام (ص) بشارت داده بود، دعوت می‏كردند، ولی خود به انكار پیامبر اسلام برخاسته و در نتیجه، از تمسك به بشارت‏های تورات سرباز می‏زدند؛ از این رو این آیه در مقام توبیخ آنان برآمده، آن‏ها را بر این رفتار زشت و منافقانه، نكوهش می‏كند و می‏فرماید: آیا در مورد زشتی این رفتار خود (كه دیگران را به نیكی دعوت نمایید و خود بدان عمل نكنید) اندیشه و تعقل نمی‏كنید؟!

گرچه روی سخن این آیه، با توجه به سیاق آیات قبل و بعد، به بنی اسرائیل است، ولی بی‏گمان مفهوم آن گسترده است و از زشتی این رفتار در نظر شرع مقدس حكایت دارد و این رفتار از هر فردی كه صادر شود، خشم الهی را در پی دارد، به ویژه از عالمان و مبلغان. افزون بر این دو آیه كه به صراحت گفتار بدون عمل را توبیخ و نكوهش می‏كند، دسته‏های دیگری از آیات هست كه به گونه‏ای این رفتار را سرزنش و تحریم می‏نماید از مبغوض بودن آن سخن می‏گوید و به عبارتی دیگر، عمومیت این آیات، این گونه رفتار را شامل می‏شود. كه در ذیل به ذكر دسته‏هایی از این آیات می‏پردازیم:

آیات مربوط به نفاق و منافقان

نفاق در اصطلاح قرآنی عبارت است از: اظهار ایمان و پنهان نگاه داشتن كفر " المیزان، ج 19، ص 278 "؛ و به بیانی دیگر، نفاق یعنی اقرار به ایمان به زبان و عدم اعتقاد به آن در قلب " مفاهیم اخلاقى - دینى در قرآن مجید، ایزونسو تو شیهیكو، ص 361 " قرآن كریم در توصیف منافق می‏فرماید:

(و من الناس من یقول آمنا بالله و بالیوم الآخر و ما هم بمؤمنین) "بقره / آیه 8 ".

«گروهی از مردم كسانی هستند كه می‏گویند: به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده‏ایم، در حالی كه ایمان ندارند.»

در ادامه همین آیات ضمن بیان ویژگی‏ها و تأكید بر بیماردلی آنان، رفتارشان را این گونه توصیف می‏كند:

«و اذا لقوا الذین آمنوا قالوا آمنا و اذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انا معكم انما نحن مستهزؤون» " بقره / آیه 14 ".

«و هنگامی كه افراد با ایمان را ملاقات می‏كنند، می‏گویند: ما ایمان آورده‏ایم؛ (ولی) هنگامی كه با شیطان‏های خود خلوت می‏كنند، می‏گویند: ما با شماییم؛ تنها (آن‏ها را) مسخره می‏كنیم.»

چنان كه از آیه فوق استفاده می‏شود، رفتار منافقانه عبارت است از دوگانگی ظاهر و باطن و این كه فرد در ظاهر، رفتاری را از خود نشان می‏دهد كه در باطن، به آن اعتقادی ندارد. این رفتار در آیه های متعددی از قرآن كریم، نكوهش شده است و بر آن وعده عذاب داده شده است كه برای نمونه به دو مورد اشاره می‏كنیم:

(بشر المنافقین بأن لهم عذابا ألیما) " نساء / آیه 138 ".

«به منافقان بشارت ده كه مجازات دردناكی در انتظار آن‏هاست.»

(ان المنافقین فی الدرك الأسفل من النار و لن تجد لهم نصیرا) " نساء / آیه 145؛ و نیز براى آگاهى بیشتر ر.ك: آیات آغازین سوره بقره؛ سوره نساء آیات 60 - 63 و 137 - 145 و نیز سوره توبه آیات 61 - 87 و 101 - 110 و نیز سوره منافقین آیات 1 - 8
".

منافقان در پایین‏ترین درجات دوزخ قرار دارند، و هرگز یاوری برای آن‏ها نخواهی یافت.

البته دوگانگی قول و فعل با نفاق و دورویی تفاوت دارد؛ چرا كه در نفاق، ظاهر و باطن با هم سازگار نیست و این ناسازگاری با هدف و انگیزه خاص شیطانی صورت می‏گیرد و در عین حال ممكن است گفتار او با رفتار ظاهری‏اش هماهنگ باشد؛ برای مثال به قولی كه می‏دهد ممكن است عمل كند، یا حرفی كه می‏زند با واقع مطابقت داشته باشد، ولی خودش به آن اعتقادی نداشته باشد، مانند شهادت دادن به رسالت پیامبر (ص) كه مفاد شهادت او، یعنی رسالت پیامبر (ص)، امری حق و مطابق با واقع است، ولی او در این شهادت و اعتقاد به آن، دروغ‏گوست و به تعبیر مرحوم علامه طباطبائی (ره) صداقت خبری دارد ولی صداقت مخبری ندارد، در حالی كه در دوگانگی قول و فعل، به ویژه در اولیا و مربیان، در بیشتر موارد این گونه است كه فرد در تضاد یاد شده، انگیزه شیطانی ندارد و به بیانی دیگر با قصد، مرتكب این دوگانگی رفتار نمی‏شود، بلكه یا به دلیل سهل‏انگاری و فراموشی و یا به دلیل ناتوانی و ضعف اراده است، ولی به هر روی، نوعی عدم صداقت در هر دو مورد دیده می‏شود كه فاق و دورویی و نیز دوگانگی قول و فعل را یك سیاق قرار می‏دهد؛ بنابراین، آیاتی كه به نكوهش نفاق و منافقان پرداخته است، به نوعی این رفتارهای دوگانه را شامل می‏شود.

آیات مربوط به پیمان‏شكنی و بی‏وفایی به عهد و پیمان

توضیح این كه: وفای به عهد و پیمان، از اموری است كه در اسلام بسیار بدان توجه شده و آیات و روایات زیادی بر آن تأكید دارد: (یا أیها الذین آمنوا أوفوا بالعقود) " مائده / آیه 1 "؛ «ای كسانی كه ایمان آورده‏اید، به پیمان‏ها و (و قراردادها) وفا كنید.»

(و أوفوا بالعهد ان العهد كان مسؤولا) " اسراء / آیه 34 "؛ «و به عهد خود وفا كنید كه از عهد پرسش می‏شود.»

در آیات دیگر، ضمن تأكید بر وفادار ماندن به عهد و پیمان، مؤمنان را از نقض عهد، و پیمان‏شكنی باز می‏دارد و از عذاب و پیامدهای اخروی آن سخن می‏گوید:

(و أوفوا بعهد الله اذا عاهدتم و لا تنقضوا الأیمان بعد توكیدها و قد جعلتم الله علیكم كفیلا ان الله یعلم ما تفعلون) " نحل / آیه 91 "؛ «و هنگامی كه با خدا عهد بستید، به عهد خود وفا كنید، سوگندها را پس از محكم ساختن آن، نشكنید، در حالی كه خدا را كفیل و ضامن بر سوگند خود قرار داده‏اید، به یقین خداوند از آنچه انجام می‏دهید، آگاه است.»

(و الذین ینقضون عهدالله من بعد میثاقه و یقطعون ما أمر الله به أن یوصل و یفسدون فی الأرض اولئك لهم اللعنة و لهم سوء الدار) " رعد / آیه 25 و نیز ر. ك: بقره / آیه 27 ".

«آن‏ها كه عهد الهی را پس از محكم كردن، می‏شكنند، و پیوندهایی را كه خدا به برقراری آن‏ها دستور داده، قطع می‏كنند، و در روی زمین فساد می‏نمایند، لعنت خدا و بدی و مجازات آخرت بر آن‏هاست.»

حتی در برخی از موارد، خداوند مبارزه و جنگ با پیمان‏شكنان را به پیامبر (ص) دستور می‏دهد، تا مایه تذكر و عبرت دیگران شود:

(الذین عاهدت منهم ثم ینقضون عهدهم فی كل مرة و هم لا یتقون - فاما تثقفنهم فی الحرب فشرد بهم من خلفهم لعلهم یذكرون) " انفال / آیه 56 - 57 ".

«كسانی كه با آنان پیمان بستی، سپس هر بار عهد و پیمان خود را می‏شكنند، و از پیمان‏شكنی و خیانت پرهیز ندارند، اگر آنها را در میدان جنگ بیابی، آن چنان به آنها حمله كن كه جمعیت‏های پشت سر آن‏ها، پراكنده شوند؛ شاید متذكر گردند و عبرت گیرند.

آیه های فوق كه به نكوهش پیمان‏شكنی و نقض عهد پرداخته و بر این رفتار وعده عذاب داده است؛ دوگانگی قول و فعل را نیز شامل می‏شود؛ چرا كه در اسلام كه همواره انسان‏ها را به صداقت در قول و فعل فرامی‏خواند، و نیز در عرف عاقلان، سخن گفتن، نوعی عهد و پیمان بستن و وعده دادن به مخاطبان است. مخاطبان به ویژه «متربیان» همواره از گویندگان و مربیان و الگوهای خود، صداقت در گفتار را انتظار دارند و آن را به منزله عهد و پیمانی قلمداد می‏كنند كه بین آن‏ها برقرار شده است. آنان، گویندگان را در برابر سخنانشان مسئول می‏دانند و همواره منتظرند تا در عمل، تحقق آن گفته‏ها را ببینند، در غیر این صورت آنان را در زمره دروغ پردازان، عهدشكنان و منافقان قرار می‏دهند.

آیات مربوط به دروغ و دروغ‏گویان

همان گونه كه در آیات زیادی، صداقت، بزرگ داشته شده و به آن ترغیب، و به راست گویان بشارت داده شده است، در مقابل، از دروغ، نكوهش و نهی شده و به دروغ‏گویان وعده عذاب الهی داده شده است:

(فاجتنبوا الرجس من الأوثان و اجتنبوا قول الزور) " حج / آیه 30 ".

«از بت‏های پلید اجتناب كنید و از سخن باطل بپرهیزید.»

در این آیه شریف، از سخن باطل كه شامل دروغ می‏شود، نهی شده است. در آیه دیگری، از عذاب دردناكی برای منافقان یاد شده كه دلیل آن، عدم صداقت و دروغ‏گو بودن آن‏ها بیان شده است.

(... و لهم عذاب ألیم بما كانوا یكذبون) " بقره / آیه 10 "؛... «و به خاطر دروغ‏هایی كه می‏گفتند، عذاب دردناكی در انتظار آن‏هاست.»

در آیه دیگری، عدم وفای به عهد و دروغ‏گویی، علت ایجاد حالت نفاق در منافقان دانسته شده است؛ یعنی آن‏ها ابتدا به دروغ روی آوردند و به عهد خود وفا نكردند و در نتیجه خداوند روح نفاق را تا قیامت ملازم آن‏ها كرد:

(فأعقبهم نفاقا فی قلوبهم الی یوم یلقونه و بما أخلفوا الله ما وعدوه و بما كانوا یكذبون) «این عمل، روح نفاق را تا روزی كه خدا را ملاقات كنند، در دلهایشان برقرار ساخت؛ این به خاطر آن است كه از پیمان الهی تخلف كردند، و به خاطر آن است كه دروغ گفتند.»

و در نهایت، دروغ باعث محروم شدن انسان از هدایت الهی می‏گردد:

(ان الله لا یهدی من هو كاذب كفار) " زمر / آیه 3 " «خداوند آن كس كه دروغ‏گو و كفران كننده است، هدایت نمی کند.»

قرآن، روانشناسی و علوم تربیتی

محسن عباس نژاد

راسخون