تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چطور دوباره همسرمو باور کنم ؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:panah
آخرین ارسال:آنا
پاسخ ها 38

صفحه‌ها (4): صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234

چطور دوباره همسرمو باور کنم ؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:31#
    من چند تا اس ام اس دادم  از پرشب دیگه هیچ صحبتی با هم نکردیم . یعنی سلام و خسته نباشید و شام حاضره و .... میگیم . ولی هیچ صحبت دیگه ای نمیکنیم . همیشه دوست داشتم بیاد پیش قدم بشه که صحبت کنیم که به خاطر غرورش یا شاید بی اعتناییش نمیومد . من همیشه سر صحبتو باز میکردم  . نه اینکه درباره موضوعی که باعث ناراحتیمون شده صحبت کنیم  ، بحث و حال و هوارو عوض میکردم و سعی میکردم فراموش کنم تا اینکه دوباره درموردش صحبت کنیم و ناراحت شیم یا نتیجه ای نداشته باشه .
    ولی اینبار اصلا واسم مهم نیست که این سکوتو بشکنم . میخوام صبکنم یه بارم اوون پیش قدم بشه . چرا غرور داره ؟ اگرم نشد این جوری که الان با هم سرسنگین هستیم اعصابم آروم تره
    کلافه ام  . عصبیم  ازش ولی نهایت با دو تا اس ام اس عصبی بودنمو بهش میگم . هیچ وقت نمیتونم رو دررو بهش بگم که چقد کارش روحمو خراب کرده چون همیشه انقدر آروومو خونسرد و مودبه که دلم نمیاد چیزی بگم . دلم نمیخواد توی خونمون صدامون رو هم بلند شه
    همه ی حرفام تو دلم مونده . الانم انقد گذشته که نمیشه درموردش صحبت کنم . دلم باهاش صاف نیست . فکرای بد میکنم  درموردش
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:32#
    lale آواتار ها
     خب عزیزم این کارم چاره کارنیست.این کارفقط خودخوری خودتو به همراه خواهد داشت.یا یه بار بشین حرف بزن دلتو خالی کن(ولی نذار احترام بینتون از بین بره)یا کامل این موضوع روفراموش کن...
    یا این راه یه اون راه...بین راه موندن خیلی سخته..اگه اون پیش قدم نمیشه حرف بزنه برا اینه که تقصیرشو قبول داره ومیترسه حرفو وا بکنه کارو بدتربکنه.
    اگه خیییییییییییییلی ازش ناراحتی وحاضر نیستی مثل سابق باهاش باشی خب یه بار بشین با ملایمت بهش بگو که ازت خیلی دلگیرم میخوام باهات مهربون باشم امانمیتونم چیکارکنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:33#
    لاله جون اینایی که گفتی رو یه بار بهش گفتم . همش میگفت یعنی چی؟ منظورت چیه ؟ خب عذرخواهی کردم و قبول دارم اشتباه کردم ... حالا باید زندگیمونو تلخ کنی؟  چرا نمیتونی ببخشی ؟   چطور من توی خیلی چیزا تورو بخشیدم. بهش گفتم آخه عزیز من    من هرکاریم در حقت کرده باشم که چیزیم یادم نمیاد  دیگه خیانت که نکردم . هرچیم فکر میکنم اوون جز همین کارش دیگه به من هیچ بدی نکرده که دلمو شکونده باشه. همیشه خوبو مهربونه . منم باهاش همیشه مثل خودش بودم .
    انگار هنوز باورم نشده با این همه خوبی و مهربونیش این کارو با من کرده باشه . کاش خواب بود . کاش اشتباه کرده بودم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:34#
    مریم خانم باز که رفتی تو فاز خودت .:kotak: بی خیال شو این راهی که داری میری تهش یا بی حرمتیه یا طلاق . که مطمینم هیچکدومشو نمیخای . مردا همینجورین دلشون نمیخاد کاری که کردنو به روشون بیاری اگه یه مدت ادامه بدی نهایتش اینه که میگه خوب کردم بازم میکنم .تو میمونی این وسط . یا باید ساکت بمونی و هیچی نگی و بریزی تو خودت که دردت دوتا میشه یا اینکه باید طلاق بگیری که دردت بشه هزار تا . پس خانمی بس کن هروقت این فکرا به ذهنت اومد یاد این بیفت که اینده این کارت چیه ...

     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:35#
    بازم مثل قبل . کاش بلد بودیم قهر کنیم ؟ آدم با قهر حداقل میگه واقعا از چیزی ناراحته .
    آسمان رویاها     عزیزم دیروز صبح که از سر کار اوومد . جفتمون طوری رفتار کردیم انگار هیچ اتفاقی نیفتاده . شوخی .... خنده .....  نه اوون به من گفت ببخشید و نه من بهش گفتم . انگار هردومون میدونیم مقصریم . ولی چیزایی که باعث دلخوریامونه رو نمیتونیم به زبون بیاریم . 
    خسته ام . انگار همه ی عالم توی دلم زندونی شده .  چرا دلم نمیاد داد بزنم ؟ چرا نمیتونم بهش بگم دلمو شکونده ؟
    من احمق هر وقت از چیزیش ناراحت میشم به طلاق فکر میکنم . مثل بچه های چند ساله . همش میگم نکنه اشتباه کردم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:36#
    با مشکل زهرا جون    مشکلات خودم یادم رفته . الهی من واسه زهراجون بمیرم  .  الهی  داداشش با زجر بمیره
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:37#
    aram آواتار ها
    خوبیه این تالار اینه که وقتی مشکلات دیگران رو می خونیم دیگه مشکل خودمون به نظر کوچیک میاد.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:38#
    گذشت درمان درد شماست . فراموش نکنید ولی یه گوشه دلتون دفنش کنید خیلی سخته ولی تنها مرهم زخم شماست پیشنهاد می کنم که از یوگا استفاده کنید تا کمتر به این موضوع فک کنید در ضمن یه موضوع کارا برای وقتایی که با هم هستید پیدا میشه
    ورزش، روح و جسم انسان رو جلا میده
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •