تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




به شوهرم اعتماد ندارم. زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:قاصدک68
آخرین ارسال:قاصدک68
پاسخ ها 18

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

به شوهرم اعتماد ندارم.

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام دوستان.باز به مشکل خوردم کاش اعتماد نمیکردم.زمستون پارسال این مشکلم رو ارسال کردم که تو جیب شوهرم تریاک پیدا کردم و طوری به روش زدم که جا خورد و نتونست انکارش کنه بهم گفتین باهاش حرف بزنم از نگرانی ام بگم کمکش کنم بذاره کنار .من اون موقع تو عقد بودم واسه همین بهم گفتین تا مطمئن نشدی گذاشته کنار نرو سر خونه زندگیت.شب تولدم بود باهام کلی حرف زد قانعم کرد و اعتمادمو جلب کرد که میذاره کنار با کلی قسم و ایه.منم باور کردم بخاطر من و ایندمون میذاره کنار.چون دوستش دارم بی نهایت باور کردم مشکلشو حل کرده و به چشم ادم پاک بهش نگاه کردم اخه به گفته خودش خیلی کم میکشیده و معتادش نبوده که اگه نکشه اذیت بشه.از این موضوع گذشت تا اینکه تو تیر ماه مجلس گرفتیم و رفتم خونه خودم.الان که دارم اینارو مینویسم بازم از تو جیبش تریاک پیدا کردم و فاتحه اعتمادم خونده شد میخام برم خونه مامانم یک هفته بشینم فکر کنم که چیکار کنم ؟میتونم ادامه بدم به زندگیم با این بی اعتمادی یا جدا شیم؟   واقعا حالم بده بچه ها تصور شکست داره دیوونم میکنه
     [hr]یادم رفت بگم.وقتی فهمیدم صبح بدون هیچ حرفی زدم بیرون از خونه  بعد شوهرم کلی زنگ و اس ام اس داد که اشتباه میکنی مال من نیست مال دوستمه رفته سفر براش نگه داشتم ولی من باور نمیکنم از این حرفا زیاد زده.التماس میکنه باورم کن ولی انصافا نمیتونم.از اینده زندگیم میترسم نمیدونم چی میشه سرنوشتم اخه فوق العاده از جدایی و عواقبش میترسم و از ادامه زندگیم با این وضع هم میترسم حتی اگه واقعا بذاره کنار همش استرس دارم که دوباره بره سراغش .من خیلی بد بینم و با این اتفاق بد بین تر هم شدم
     [hr]سلام دوستان خیلی دیر اومدم اینجا تازه امروز اومدم دیدن سایت.من نا امیدم ولی دارم زندگیمو میکنم هیچ کاری هم ازم غیر از این برنمیاد.همین!!!                                                                                                                   
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام !
    سعي كنيد هيچگاه مشكلتون رو با قهر كردن هاي الكي كه آخر سر مجبوريد سر خونه و زندگيتون برگرديد ،حل نكنيد.
    به فرض مثلا يه هفته رفتيد خونه والدينتون، بعد يه هفته ميخواهيد چيكار كنيد؟
    پس با قهر كردن مشكلي حل نميشه .
    بهترين راه حل اينه كه بدون اينكه ضعفي از خودتون نشون بديد با همسرتون در اين مورد صحبت كنيد.
    بهشون بگيد كه دوست نداريد آينده تباه شده اي رو براي هر دوتاتون فرض كنيد.
    اميد بهبودي براشون بديد و ازشون بخواهيد كه در اولين فرصت به كلينيك ترك اعتياد مراجعه كنند.
    ازشون بخواهيد كه با دوستان معتادشون هم به مرور زمان قطع رابطه بكنند .
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام ممنون از توجه تون.دفعه ی قبل دقیقا همین کارو کردم.باهم کلی حرف زدیم بدون قهر و دعوا اونم به حرفام گوش کرد و قرار شد بذاره کنار.دوستاشو نمیذاره کنار چون روابط کاری هم دارن.با اعتماد از دست رقته ام چیکار کنم؟دارم به جدایی فکر میکنم.قهر نکردم باهاش در تماسم.بهش گفتم میرم خونه مامانم یک هفته فکر کنم ببینم میتونم باهات ادامه بدم با این بی اعتمادی؟قراره تصمیم بگیرم بهش خبر بدم.علت اینکه ازش دور شدم اینه که احساسی تصمیم نگیرم.الان میگه میذارم کنار بخاطر تو و زندگی مون همه کار میکنم برام بیشتر از اینها ارزش داری ولی من باور نمیکنم چون میدونم میزنه زیرش.همونطور که دفعه ی قبل زد زیرش.راستشو بخاین قصد دارم تا دادگاه طلاق بکشونمش تاواقعا بترسونمش.بهم گفته هرکار بگی میکنم تا دوباره باورم کنی بهم اعتماد کنی ولی من نمیدونم اون کار چیه؟؟؟؟؟؟بخدا میترسم ببخشمش برگردم خونه دوباره بعد شش ماه همین اش و همین کاسه .میخام ایندفعه یکبار واسه همیشه مشکلم حل شه
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    اگر به سلامتی برگشتید سر خونه زندگیتون و شوهرتون هم حقیقتا خواست بزاره کنار.باهاش شرط کنید که برای یک مدتی(مثلا یک سال)هروقت من گفتم باید بی چون و چرا بیای بریم ازمایش اعتیاد بدی.و در طی اون مدت هم هر چند هفته یکبار تصادفی ببرینش برای تست.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    عزیزم باید ببریش آزمایش بده لازمه که ترک کنه شاید .  شاید خیلی عادت کرده و مکررا استفاده میکنه که از دست خودش خارج شده . کمکش کن . به کمکت نیاز داره . ولی مثل دفعه قبل فوری کوتاه نیا . تا آخرش رو تا مطمئن شی عزیزم  که اینکارو دیگه نمیکنه
    بهروز عزیز  نظر شما خیلی منطقی و روشنه ولی آخه دزد که نگرفته .... بعد از اینکه بهش اعتماد کردو باهاش زندگی کنه هربار گیر دادن بهش باعث مشاجره نمیشه ؟
    در نهر تنهایی چه می شویند ؟       لباس لحظه ها پاک است !!!!
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    عزیزم فقط میتونم بگم تلاش بیهوده نکن ، همسر من هم اعتیاد داشته تو خونه ی خودمون و مثلا با اراده ی خودش ترک کرده ، ولی باز هم شروع کرده ،البته میزنه زیرش ولی قبلش بهم گفته بوده که به خاطر تو میذارم کنار ولی هر موقع اراده کنم میکشم و یه جورایی با کاراش بهم ثابت شده که باز مصرف میکنه. پس این حرفارو که باهاش بشین حرف بزنو از ترسات بگو هیچ فایده ای نداره،معتاد نداشتن دورو برشون اینایی که این حرفارو میزنن بهت،الآن بذاره کنارو نکشه با اولین مشکلی که براش پیش بیاد میره سمتش، البته باید موقعیت خودت رو ببینی که اگه با این شرایط به زندگیت ادامه بدی بهتر از اینه که برگردی پیش خونوادت؟ بعدم این که حتما این جریانو با خونوادت در میون بذار
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    عزیم دفعه قبل که همسرت ترک کرد زیر نظر روانشناس یا پزشک بوده یا نه خودش ترک کرد؟
    من مورد معتاد بسیار دیدم که ترک کردن ولی کسانی که از طریق مراکز بازپروری و روانشناس و مخصوصا جمعیت های ترک اعتیاد ترک کردن شاید زمان زیادی وقت گذاشتن و هزینه زیادی متحمل شدن ولی ندیدم کسی رو که شروع مجدد مصرف مواد داشته باشه شما هم می تونید از این طریق اقدام کنید
    درضمن حتما مسئله اعتیاد همسرتون رو با خانواده خودتون و مخصوصا خانواده همسرتون درمیون بذارید که مطلع باشن ولی ازشون بخواهید که دخالت نکنن
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام عزیزم مرسی از توجهت.تمام راه کار های شما زمانی جواب میده که شوهرم مشکلش رو قبول داشته باشه.وقتی خیلی شیک و مجلسی میزنه زیرش که تو اشتباه میکنی من چکار کنم؟اینقد زده زیرش که خودمم باورم شده که توهم دارم.وقتی مشکلش رو قبول نداره من چطوری کمکش کنم؟چطوری ترکش بدم؟یه مدت فقط کارم شده بود مچ گیری.فقط ارزو میکردم یه فرصتی پیش بیاد یه اتو ازش بگیرم که دیگه نتونه بزنه زیرش.حین انجام کار گیرش بیارم ولی وقتی خونه ست درو قفل میکنه که نتونم درو یهو باز کنم ببینمش.یعنی همه چیو سپردم دست خدا دوس دارم خدا پیش من رسواش کنه.من واقعا میمیرم براش خیلی دوسش دارم دلم یک زندگی اروم و بی دغدغه میخاد.خیلی نگران اینده مم.3 4 ماهه رفتم سر خونه زندگیم.اما نا امیدم به اینده.وقتی میبینم تو این اوضاع قسط و قرض که هزار تومن هزار تومن جمع میکنیم پول به تریاک میده اتیش میگیرم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    شغل شوهرت چیه عزیزم؟ درآمدهاتون ثابته؟ اگه درآمد ثابت دارید برنامه ای هست به نام حسابداری که توی موبایلهای سیستم عامل اندروید نصب میشه می تونید ریز هزینه ها و درآمدهاتون رو توش ثبت کنید ولی خواهرم
    اگه مطمئن نیستی به مواد مصرف کردن شوهرت زیادی تجسس نکن و بهش اعتماد کن و اگه مطمئن هستی تمام راههای کتمانش رو ببند مثلا کلید های اتاقهای خونه رو همه رو جمع کن و جایی که نتونه پیدا کنه مخفی کن در انباری و اینجور جاها رو قفل کن و کلیدش رو مخفی کن به کسی که بهش اعتماد داره صحبت کن تا اون از زیر زبونش بکشه که مواد مصرف می کنه تا یه سندی داشته باشی این رو نمی گم که مچ شوهرت رو بگیری اینا رو گفتم تا شوهرت قبول کنه که معتاده تا بتونی ترکش بدی و زندگیت مثبت بشه انشاءا...
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    سلام الان که برگشتی سر خونه وزندگیت معلوم میشه دوسش داری ،تو زندگی دوست داشتن تحمل مشکلات رو اسون تر میکنه به تلاشت ادامه بده شاید واقعا چیزی نباشه و فقط یه نگرانی از سمت شما باشه، موفق باشی
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •