تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




عدم حضور شوهر در منزل زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:saideh
آخرین ارسال:nastarani
پاسخ ها 14

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

عدم حضور شوهر در منزل

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
     سلام، بی مقدمه 31 سالمه ده ساله ازدواج کردم سه تا بچه کوچک دارم تو غریبی کم بودن شوهر تو منزل آزارم می ده واز اون بیشتر، اینکه حداقل سعی نمی کنه از لحاظ کیفی ارتباطمان رو جبران کنه احساس می کنم هر لحظه از هم دورتر میشیم و اون انگار نه انگار، مدتیه برای تامین مخارج به چند کاری روی آورده من از صبح تا شب با بچه ها سر کله می زنم اوون فقط در حد یک نهار سرپایی میاد خونه بعد میره تا 8_9 شب بعد با جسم خسته وروح داغون که اگه حرف خلاف میلش بشنوه میشه دعوا برمیگردد ،شام نماز وخواب. تا اینجا قابل تحمله، مسئله از اونجایی غیر قابل تحمل شد که هفته‌ای 3 شب برای اینکه مادرش تنها نباشه با اینک خواهر برادر دیگه داره داوطلبانه (ازبس مامانی) تصمیم گرفته بره خونه مادرش که 1ساعت با خونه ما فاصله داره بخوابه راهنماییم کنید از لحاظ روحی داغونم

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام

    در این زمینه با یک مشاور خانواده باید صحبت کنید مشکلتونو بگین و همسرتون رو هم باید با خودتون همراه کنید . به هر حال برای نگه داشتن زندگی تلاش یک نفر بی فایده است و در آخر خستگی و دلزدگی ایجاد خواهد کرد
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    اگه می تونستم به روانشناس مراجعه کنم یا همسرم همراه کنم که غمی نبود دلمو خوش کردم که تو این سایت یه مشاور پیدا میشه که منوکمک کنه هیهات...

     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    lale آواتار ها
    مشکل ما خیلی شبیه همه رفیق...نا امید نشو اینجا بلافاصله کسی پاسخ دریافت نمیکنه...تاوقتی آقای دکتر میان بقیه اعضا سعی میکنن بات همدردی کنن تاآقای دکتربرسن...
    اگه بگم مشکل کوچیکیه دروغ گفتم چون میدونم چی میکشی...تازه تو بعد3بچه وضعت اینه... من....
    اگه میتونین باهم برین خونه مامانش باهم،نه اینکه تو تنها بمونی خونه ،اون بره...نمیشه؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سعیده جان به شوهرت حق بده از صبح بری شب بیای با کلی آدم سر و کله بزنی خسته و کوفته تازه بیای خونه یکی (به هر دلیلی) بخواد برات ساز نا کوک بزنه دیوانه کننده است. فک نمی کنی همین دعوا های ساده تون باعث شده که شوهرت پاش به خونه مادرش باز بشه؟؟؟
    آرامش تنها چیزیه که یک مرد رو اسیر خودش می کنه توی خونه هیچی نباشه ولی آرامش باشه ناخوداگاه همه چیز به دنبالش میاد تفاهم محبت دلتنگی عشق باور می کنی حتی پول هم بدنبال آرامش تو زندگی هم میاد؟
    به آینده بچه هات فک کن یه مدت اعتراضی به رفتن خونه مادرش نکن بذار ببین تا کی این کار رو انجام میده؟ شاید موقتا این کار رو انجام میده؟
    هفته ای سه شب یه شب شما برید خونه مادرشوهرت یه شب شوهرت تنها بره خونه مادر شوهرت و یه شب رو هم شما مادرشوهرت رو دعوتش کن خونتون اینجوری هم اون دلش شاد میشه و دعاتون میکنه(این دعا به یه دنیا می ارزه) هم شوهرت می تونه باخیالی راحت پیش شما باشه
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    مادر تنها كسيه كه بدون منت ناز ميكشه. محبت ميكنه. قربون صدقه ميره.

    برو خداتو شكر كن نرفته پيش يه كس ديگه اي.

    همه به ارامش نياز دارن و مثل تشنگي ميمونه. تشنه بشي چيكار ميكني. ميري توي يه اتاق گرم پتو بندازي روت؟
    نميري ديگه به جاش اونجايي ميري كه تشنگيت برطرف بشه. خوب ايشون هم ميره پيش مامانش تا كمي احساس آرامش كنه.
    اگر نق نميزني
    اگر تشكر ميكني حتي به خاطر يه بيرون رفتن يه بستني خريدن يه خريد ساده
    اگر بدن خسته شو ماساژ ميدي
    اگر بدون انتظار براش آرايش مي كني و لباس خوب ميپوشي
    اگر غذاهاتو با حوصله و خوشمزه و مطابق ميلش درست مي كني و تزئين مي كني
    اگر برنامه ريزي يه مهموني يه فيلم تو سينما يا كوه آخر هفته رو بدون اينكه مزاحمش بشي ميدي و مقدماتشو با بچه ها فراهم مي كني
    اگر كفشاشو ميدي بچه ها شب واكس بزنن تا صبح كيف كنه
    بدون حتما شوهرت يه ديوونه است كه همچين فرشته اي رو ول مي كنه.
    درد دل کردن معجزه میکندhttp://hamyaryiran.ir/images/smilies/mili/24.gif[align=justify]بعد از اینهمه عمر گرفتن از خدا هنوز نمیدونستم چرا میگن برای هر دردی باید چند نفر دعا کنند . با خودم فکر میکردم اگر قرار بود دعایی مستجاب بشه با همون یک بار و با همون یک نفر اجابت میشه . ولی ایمان پیدا کردم که اگر دیگران برای ما دعا کنند و ما برای دیگران بهتر نتیجه میده. نمیدونم شاید این از ساده اندیشی باشه و یا هرچیز دیگه ای که اسمش رو میگذارید. من این تاپيكا رو در شرایط روحی بحرانی و بسیار بدی باز کردم . دلم میخواست یک جورایی حرف بزنم آخه زیاد اهل حرف زدن نیستم. با اینکه تموم دلتنگیهام رو نگفتم ولی ميدونم دعای دوستان باعث ميشه که مشکلاتی که برام ردیف شدن  وروز و شبم را تلخ کردن و از طرفی من را از مسیر واقعی و اصلی ام یعنی فکر کردن به دیگران نه به خود ناخودآگاه منحرف کردن رومثل آب خوردن و معجزه وار حل كنن و به آرامشی برسم که ماحصلش هم آرامش وجدان و روحه .
    الهی به حق بزرگواریت دل تمام بندگانت را از بند غم رها کن وبه آنان سبکبالی عطا بفرما. تا به پاس این سبکبالی بتوانند به سویت پر گشایند و لایق بندگیت گردند. این بنده حقیر را هم از دعاهای بندگان خوبت بی نصیب نگردان و مثل همیشه باران لطف و مهربانیت را از ما دریغ مدار. آمین
    http://hamyaryiran.ir/images/smilies/mili/24.gif[/align]
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
     دوستان عزیزم خیلی خیلی خوشحال شدم که با من همدردی کردین و از نکاتی که بیان فرمودین استفاده بردم،اما شاید در غالب چند جمله نتوانستم مشکلم را جا بیاندازیم ویا آن موقع که مطلب را می نوشتم آنقدر از لحاظ عصبی در شرایط بدی بودم که...
    من عاشق شوهرم هستم واو هم مرا دوست دارد همیشه مرا موجب آرامش زندگی خود می داند، و اصلااین طور نیست که چون خانه برایش امن نباشد به مادر پناه ببرد،
    اما چیزی که مرا می آزارد،تنهایی من دوری از شوهرم است که دلبسته او هستم و این توقع که به او قابل عنوان کردن نیست وبرای شما در حکم درددل و مشاوره بیان کردنیست
    اگر او هم عاشق من باشد آنگونه که ادعا دارد پس تمام آن خستگی ها باید با دیدن من وبا صحبت با من التیام یابد نه با اوقات تلخی کردن و...
    واینکه اگر عاشق من باشد باید آن ساعاتی که به اجبار وبرای امرار معاش دور از من گذرانده با بالا بردن کیفیت ارتباطش با من جبران کند.
    واگر عاشق من باشد چطور با اینهمه تنها گذاشتن من می تواند یعنی دلش می آید باز هم مرا که تو این شهر فقط او را دارم تنها بگذارد وبه تنهایی مادر رسیدگی کند در حالیکه مادر بجز او را هم برای تنها نبودن دارد.
    و آقای سینا سروری تمام نکاتی را که برادرانه راهنماییم فرمودی مانند ده سال قبل و حتی بیشتر رعایت می کنم ولی نمی دانم چرا آنگونه که مورد انظار است جواب نمی گیرم شاید بروز عشق در مردان با زنها اختلافش از زمین باشد تا ثریا،من دوری از او را اینهمه شکنجه آور بدانم که سه ماه تابستان که بچه ها تعطیل بودند وشوهرم مرخصی نداشت حاضر نشدم بدون او به منزل پدر برویم(شهر خودم)واو بااینکه اگربه یک شب در هفته که نزد مادرش می رویم بسنده کند خواهر ها برادرهای تنهایی او را در شبهای دیگرپر می کنند ولی او خودش مصر است داوطلبانه ما را تنها بگذارد و به مادر برسد،شاید اصلا به میزان علاقه اش به خودم باید شک کنم.!!!
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    **شادی** آواتار ها
    سلام سعیده عزیز.
    ماهیت مشکلتون سخت و قابل درکه.اما بنظرم با تمام حقی که نسبت به ناراحتی از سردی همسرتون دارین, درباره رابطه ایشون و مادرش مسیر رو درست نرفتین.همیشه برای مقایسه, دو چیز باید از یک سنخ باشن تا اینکه نتیجه این مقایسه درست و سازنده باشه.
     همسرتون عاشق شما و مادرش هست ولی جنس این عشق ها باهم تفاوت داره و اصلا قابل مقایسه نیست.عشق به مادر و عشق به همسر , موازی باهمن نه درمقابل هم و هیچکدوم نمیتونه جای دیگری رو پرکنه یا خلا دیگری رو جبران کنه.
    نگاهتون رو نسبت به روابط ایشون با مادرش تغییر بدین یا ناراحتیتون کاهش پیدا کنه چون هم بعید و هم غیر اخلاقیه که انتظار داشته باشیم فرزندی عشق و نیاز به مادرش رو بروز نده یا انکارش کنه...
     تو هرسنی که باشه هرچقدر از بابت عشق همسرش سیراب باشه باز نیاز به مهرمادرش رو داره.تو این شرایط سخت زندگی که ایشون داره و برای تامین زندگی 3فرزند و همسرش چند شیفت کار میکنه پس شما باید از هر فرصتی برای التیام خستگی ایشون بهره ببری نه اینکه معدن آرامشی رو که پیدا کرده براش محدود کنی بهردلیلی بهرحال رفتن و موندن کنار مادرش براش خوشاینده پس شما با دریغ کردن این فرصت ازش ممکنه بهش آسیب بزنین.. این آرامش داشتن کنار مادرش اصلا مانع ابراز عشق به خانواده و همسرش نیست چون همونطور که بالا اشاره کردم عشق بمادر و همسر در تقابل باهم نیستن بلکه موازی باهمن و هیچکدوم نمیتونه اونیکی رو در دل همسر کمرنگ یا نابود کنه.
    ضمن این مسئله این رو هم درنظر بگیرین که باوجود اینکه مادرش چند فرزند دیگه هم داره اما تو دوران میانسالی گاهی والدین با یکی از فرزندانشون احساس صمیمت و راحتی بیشتری دارن از حضورش آرامش و امنیت خاصی میگیرن.
    پس میتونین نگاهتون رو تغییر بدین تا از دلخوشیهای همسرتون لذت ببرین و آرامش ایشون رو آرامش خودتون بدونین.مطمئنا تاثیرش به خودتون هم برمیگرده و روابطتون رو بهتر میکنه.
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    با سلام. به نظر من یه مدت ازش فاصله بگیر اون وقت بیشتر به سمتت میاید.خواسته هاشم انجام بده.
     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    در مورد عدم حضور طولانی مدت ایشون توی خونه، خب چون چندتا شغل دارن وقت شون محدود هست. بالطبع ایشون دارن تلاش میکنن که سطح رفاهی خانواده رو بالا ببرن. اما خوب این موضوع برای خیلی ها قابل تحمل نیست. انسان ازدواج میکنه که همدم و همراه داشته باشه و لازمه که زن و شوهر، بین کار در بیرون از منزل و رابطه عاطفی درون منزل توازن برقرار کنن.
    ایا با توجه به چندشغله بودن همسرتون، از وضعیت مادی تون راضی هستین؟
    در مورد سر زدن به مادر، ایشون و هرکس دیگه موظف هست به والدین اش سر بزنه و از نظر روحی روانی هم ادم ها(در هر سنی) نیاز دارن پدر و مادرشونو ببینن و ساعاتی رو در کنار اونا باشن.
    شما میتونین از دید مثبت با همسرتون صحبت کنین و بگین که سر زدن ایشون به مادرشون یک الزام هست و شما هم اینو قبول دارین. اما شب خوابیدن در منزل مادرشون اونم به دفعات در طول هفته یا ماه، تا حدودی حق شما رو ضایع میکنه. میتونین بهشون پیشنهاد بدین کلا شب ها رو همیشه کنار شما بخوابن و سر زدن به مادرشونو به ساعات روز محدود کنن.
    شما خودتون چطور؟ ایا به والدین تون سر میزنین؟ چند ساعت از هفته رو در کنار اونا هستین؟
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •