تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




اجتماعی نبودن همسرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:کاربر
آخرین ارسال:کاربر
پاسخ ها 12

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اجتماعی نبودن همسرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام عزیزان
    متاسفانه همسر من از ابتدای زندگیمون،فردی بوده که از نظر روابط اجتماعی در حد صفر بوده،نه اهل مهمونداریه و بلده و نه اهل صله رحم رو به جا آوردن تقریبا با همه و همه به سبب این اخلاقش قطع رابطه کردیم و سال به دوازده ماه حتی باذ هم در خونمون رو باز نمی کنه چه برسه به مهمون
    دقیقا بر عکس من که فوق العاده اجتماعیم و..... واقعا واسم شده یه مشکل بزرگ.ضمنا الانم به همین دلیل که یکی از دوستام با همسرش میخواستن بیان خونمون و من مجبور شدم واسه نیومدنشون بهونه بیارم ،چند روزه که توبحث و دعواییم
    راستی این یک میلیونیوم مشکلاتمونه !
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    میشه سن خودتون و همسرتون رو بگین؟ و اینکه چگونه با هم ازدواج کردین سنتی یا مدرن؟ و همچنین تحصیلات خودتون و همسرتون؟ من فکر میکنم تو این زمانه کسی چشم و گوش بسته نمیاد ازدواج کنه! اجتماعی بودن واژه ایی که این روزها خیلی افراد راجع بهش صحبت میکنند نظر میدن در حد یک متخصص!!! تورو به خدا اینهایی رو که میگم از من به دل نگیرید منظورم شما نیستید کلا اگه دقت کرده باشین خیلی ها ادعای اجتماعی بودنشون میاد اما!!! حتی!! آداب اولیه ارتباط و مهمانداری و حرمت گذاشتن به مهمان رو حتی باداشتن 50 سال سن هنوز بلد نیستن کسانیکه حتی نحوه درست سلام دادن رو یاد نگرفتن . من که شما رو نمیشناسم ولی اینو خوب میدونم که امروزه روز کسی بدون شناخت ازدواج نمیکنه و ادمهای درون گرا و برون گرا خودشونو به سرعت نشون میدن نمیتونن شخصیتشونو مخفی کنند شما که اینقدر اجتماعی هستی چرا دقت نکردین با یکی مثل خودتون ازدواج کنین؟ بعدشم برادر محترم امیدوارم از نظریاتم چیزی به دل نگیری اما خواهرانه بهتون میگم ادمها بعد از ازدواج تبدیل به ما میشوند طرفین باید برای شخصیت هم الخصوص در جمع و الخصوص ابتدای ازدواج حرمت قائل بشن یعنی اگه جایی دیدن به همسرشون بی احترامی میشه بی خیال نگذرن خودشونو از همسرشون سوا ندونن اینو باید همه از خانواده تا دوست و .... همه به وضوح ببینند همه اینها در آینده زندگی اجتماعی دو نفر تاثیر گذاره خلاصه اول ازدواج همه روی زوجین متمرکز میشن و همه جور رفتاری نشون میدن تا ببینن عکسالعمل طرف مقابل به چه صورتیه وقتی دیدن این دو نفر در همه حال حواسشون جمع همدیگه هست و برای هم حرمت قائلند و اجازه بی احترامی درو به هیچ کس نمیدن همه سر جاشون میشینن و اون وقت باب ارتباط با ادمهایی که شخصیت سالمی دارن باز خواهد شد
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    lale آواتار ها
    تمام چیزایی که لازمه بدونیم بگین...یه گوشه  کناری از بقیه مشکلات مرتبط با این قضیه رو هم بگین...
    من هم باشوهرم چنین رفتاری رو کردم ...اما دلایل محکمی داشتم...زن داییمم این مشکلو داره...میتونم تجربیاتمو  دراختیارتون بگذارم...
    منتظرتونم
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    ممنون از حسن توجه تون .
    من  سالمه29 و همسرم 28 سالشه
    ما با هم دوست بودیم و خانواده ها رو مجبور به ازدواجمو کردیم و الن بعد 7 سال از گذشت ازدواجمون صد در صد پشیمونیم.بچه نداریم شکر خدا ولی به قرآن اون قد مشکلاتمون زیاده و اختلاف سلیقه هامون بسیاره که حد نداره .توی جواب دوست خوبم هم باید بگم که اون زمان که با هم دوست بودیم همه اخلاق هامون واسه هم رو نشده بود
    ناگفته نمونه که من به خاطر این ازدواج 5 سال از خونه رونده شدم و کارگری میکردم واسه خرج خونم و5 سال خانوادم رو ندیدم و.......
    راستش من نیومدم که تو این سایت مشکلاتم رو حل کنم چون حل شدنی نیست فقط اومدم درد دل کنم
    مدیون شمام که به حرف دلم گوش میدین[hr]راستی یادم رفت که بگم من لیسانس برقم و همسرم باداشتن یک فوق دیپلم الن دانشجوی کارشناسیه.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    ازدواج مدرن نسبت به سبک سنتی اون از مزایای خیلی بیشتری برخوردار هست و مهم ترین حسن اون نقش انتخابگر زن و مرد هست و اینکه بتونن با اراده شخصی همسر گزینی کنن نه با دستور یا القای سایرین.
    اما متاسفانه خیلی وقت ها طی مدت زمان دوستی و یا در مورد ازدواج های سنتی طی زمان نامزدی( بعد از عقد) دختر و پسر چهره واقعی خودشونو بهم نشون نمیدن و یا ظرافت هایی وجود دارن که غالبا متوجه اون ظرافت ها نمیشن. ما انسان ها در برخورد با همدیگه خواه و ناخواه بهم کیو میدیم ولی چون در زمینه روانشناسی تخصص نداریم معنی کیو ها رو متوجه نمیشیم.
    الان توصیه متخصصین این هست که دختر و پسر پیش از ازدواج به مشاور خانواده مراجعه کنن تا شخصیت اونا رو ارزیابی کنه. بهتره اینکار قبل از اشنایی خانواده ها صورت بگیره چون احتمالش هست که دو نفر علی رغم اینکه به ظاهر حس میکنن کاملا مناسب هم هستن به لحاظ روانشناختی دارای شخصیت هایی کاملا متفاوت از همدیگه باشن و ازدواج شون بنابر تشخیص متخصص به صلاح نباشه.
    یکی از ملاک های ارزیابی، درونگرایی و برونگرایی هست معمولا وقتی یک درونگرا با یک برونگرا ازدواج کنه زندگی چندان موفقی نخواهند داشت. درونگراها به ارامش علاقه دارن، اهل مراوده و رفت و امد با افراد محدودی هستن، دیر اشنا هستن، زندگی رو بر اساس مشاهده و عبرت از سایرین پیش میبرن، به موزیک های ارام علاقه دارن و.....
    برونگراها اهل فعالیت های جدی و پرهیجان هستن، به رفت و امد و دوست یابی خیلی علاقه دارن، به موزیک های تند علاقه مند هستن، زندگی رو بر اساس تجربه های شخصی پیش میبرن و.......
    با توجه به توضیحات شما امکانش هست که خانم تون درونگرا و شما برونگرا باشین و علت اختلافات ریز و درشت شما تفاوت ساختار شخصیتی شما باشه نه اینکه الزاما یکی از شما دو نفر مشکلی داشته باشه.
    اینو مشاور ازدواج، قبل از ازدواج شما میتونست تشخیص بده اگه بهش مراجعه کرده بودین.
    الان و در شرایط حاضر اگه مایل به ادامه زندگی با همسرتون هستین، مدارا و تلاش برای یافتن یک مرز مشخص بین برونگرایی شما و درونگرایی ایشون بهترین راه چاره هست. طوری که هر دوی شما برنامه های دلخواه تون رو داشته باشین و تا جای ممکن وارد دنیای همدیگه نشین.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    واقعا ممنونم.
    جدا عالی بود
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    lale آواتار ها
     سلام آقاتورج
    مریم خانوم ازاعضای خوب سایتن وهمیشه نظرای عالی دادن...اما اینکه
    هردوی شما برنامه خودتونو داشته باشین و وارد دنیای هم نشین...امکان پذیر نیست...اینو باتجربه  تاهل خودم میگم...
    اگه خانومتون ناراحت میشن ازارتباط با دوستاتون ...شمابخواین برنامه خودتونو داشته باشین  ومهمون بیارین خانومتون باز اخم ودعوا راه میندازن پس نمیشه تو زندگی مشترک توسلول انفرادی بود ...بایدمشکل رو از ریشه حل کرد...
    یه بار بشینین باخانومتون با عشق ومحبت ،نه باتهدید وغرور وکنایه حرف بزنین بینید چی اونو از مهمونی وجمع بودن ورفت امد دلزده کرده...
    مطمین باشین هرکی میگه من ازتنهایی خوشم میاددرواقع تموم مساله رونگفته...چون اصلاوجود چنین آدمی نزدیک به محاله...
    بعضی ازخانوما بدلیل کمبود اعتمادبه نفس ازجمع بودن (مخصوصا اگه توجمع شوهرشونم باشه)گریزانند...
    بعضی ازخانوما توخودشون یه سری کمبودایی نسبت به خانومای اطرافشون میبینن بنابراین ازتوجمع بودن متنفرمیشن...
    دختری ومیشناسم که توخونواده ای بزرگ شده بودکه غریب بودن وکسی رونداشتن توشهرشون وپدرش آدم حساسی بود واهل رفت امد نبود.دختره اون خانواده باورمیکنین حتی سلام علیک وتشکربلدنبود؟؟؟؟یکی اونو میبرد باماشین میرسوند به جای اینکه تشکرکنه درو بازمیکرد ومیرفت...وجلوی درخونشون مثل یه دختر5ساله بای بای میکرد..یعنی تا این حد...این برا یه خانوم متاهل زشت بود و وقتی شوهرش ازاون انتقادمیکرد اون اعتمادبه نفسش ضعیف ترازدیروزمیشد....حالابماند که بعدها خیلی چیزارو یادگرفتن ومشکلش حل شد...
    یه دختر دیگه چون شدیدا حساس بود وشوهرش خارج رفته وکاملا ریلکس...وقتی بادوستاشون رفت وامدمیکردن...شوهره به همون میزان که باهمکارش راحت بود باخانوم همکارشم بود...واین اون خانومو اذیت میکرد...
    یا یه دختر دیگه که نمیذاشت شوهرش بادوستش رفت وامدخانوادگی داشته باشه مشکلش این بود که خانوم همکاره وقتی خونه اینا میومد...روسری ومانتوشو درمیاورد..واین بافرهنگ دختر مغایربود...به همین علت داشتن رابطه دوستی بااون خونواده برا دختره از زهر تلخترکرده بود...
    حالا آقا تورج بشین ببین چنین مساله ای نباشه...ااگه الان قهرین بذارین یه وقت خوب که به هم جواب سربالا ندین...البته قول نمیدم اگه چنین مساله ای باشه خانومتون حتما بهتون بگه چون بعضی ازخانوما مغرورن...
    ولی امتحانش ضرر نداره...براتون دعامیکنم باهمسرتون به تفاهم برسینبی خبرمون نذارین
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    من خجالت زده شمام لاله خانم...........!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    lale آواتار ها
     آقاتورج چی شد باهمسرتون آشتی کردین؟نگفتین از حرفام چیزی دستگیرتون شد؟علایمی ازاین حرفا تو همسرتون هست؟من بی صبرانه منتظر م ببینم مشکلتون چی شد؟لطفا اینقدر مارو بی خبر نذارین[hr]آقا تورج سلام...
    این مشکل حادی نیست کاش دست به دست بدیم مشکلامونو حل کنیم کاش بتونیم.
     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    آقا تورج  من مشکلی مشابه مشکل شمارو قبلا داشتم .
    همسرم خیلی واسش عجیب بود که خانواده ی من انقد برو بیا و خاله بازی دارن . ولی چند بار اول انقد رفت و آمدامون با خانوادم و فامیلامو واسش جالب و خاطره انگیز کردم  و انقد همون بار اول جلوی همه بهش بها دادم که کلا از ذهنش پرید که رفت و آمدارو محدود کنه . ولی با خانواده ی خودش زیاد دوست نداره بره و بیاد . چون لابد زیاد بهش خوش نمیگذره .
    من یه پیشنهاد دارم . شما میتونید وقتی  مهمونی میرین یا کسی خونتون میاد از خانموتون جلوی همه تعریف کنین . خوبی هاشو بگین . انقد تاثیر داره . شاید اعتماد به نفسش توی جمع بودن ضعیفه . یه کم بهش بها بدین ... به خدا صد برابر تاثیرشو میبینین
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •