ترس از مدرسه بيشتر در کودکان مقطع دبستان که ترس از جدايي از والدين در آن ها وجود دارد، مشاهده مي شود.
 
«نفسم داشت بند مي آمد، پاهايم رمقي براي حرکت نداشت، دستانم مي لرزيد، گلويم خشک شده بود، دوست داشتم به خانه بازگردم، اشک هايي که در چشمانم حلقه زده بود، جلوي ديدم را گرفته بود. سرجايم ميخ کوب شده بودم که نفر پشت سري هلم داد و گفت: برو! ترس نداره که ...!»

آنچه خوانديد ناگفته هاي يک محکوم به اعدام قبل از رفتن کنار چوبه دار نيست، بلکه خاطراتي است که اگر به سال هاي کودکي خود برگرديد، شبيه آن را بسيار پيدا مي کنيد، خاطراتي که يا براي خودتان يا براي همکلاسي هايتان اتفاق افتاده است. امروز روز اول مهر است، روزي که هميشه براي بسياري از دانش آموزان روز دلهره و اضطراب به حساب مي آيد. خيلي هم فرقي نمي کند که دختر باشند يا پسر، زرنگ باشند يا درس نخوان، سال اولي باشند يا سال آخري. البته اين دلهره و اضطراب تا جايي که به ترس و وحشت از مدرسه تبديل نشود و فرار از مدرسه را به دنبال نداشته باشد، طبيعي است ولي سوال اين جاست با فرزنداني که به شدت از مدرسه مي ترسند، چطور بايد رفتار کنيم؟

ريشه يابي علت ترس

ترس از مدرسه بيشتر در کودکان مقطع دبستان که ترس از جدايي از والدين در آن ها وجود دارد، مشاهده مي شود ولي اگر اين ترس در مقاطع بالاتر در دانش آموزي ديده شود، بيشتر به طرز برخورد کادر مدرسه و معلمان برمي گردد.
ترس در کودکاني که به مدرسه جديد مي روند نيز مشاهده شده که ترس اين گروه ريشه در جدايي از والدين يا نداشتن دوست يا ناآشنايي با محيط مدرسه و معلمان دارد. همچنين گاهي تغييرات ناگهاني در شرايط زندگي از قبيل جدايي والدين از يکديگر، فوت ناگهاني يکي از نزديکان، تعويض منزل و... نيز مي تواند سبب بروز اين گونه ترس ها شود که اغلب موقتي است و با رفتار درست و صحيح والدين و کادر مدرسه بر طرف مي شود. همچنين توقع و انتظارات بيش از حد والدين از فرزندانشان به ويژه در سنين دبيرستان نيز از علل بروز اضطراب و ترس در فرزندان به هنگام حضور در مدرسه است. در مجموع، والدين بايد با ريشه يابي علل ترس فرزند خود و شناخت دقيق آن، به او کمک کنند تا بر اين ترس غلبه کند.

کارهايي که به کاهش ترس دانش آموزان کمک مي کنند

با فرزند خود درباره اتفاقاتي که در مدرسه مي افتد، صحبت کنيد: هر روز در جريان رويدادهاي مدرسه باشيد.
خوشبختانه بيشتر کودکان به ويژه دانش آموزان زير 12سال دوست دارند که درباره مدرسه و کارهايي که انجام داده اند با والدين خود صحبت کنند البته گاهي کم تحملي و بي طاقتي والدين، سبب مي شود که آن ها از حرف زدن پشيمان شوند و اين کار را انجام ندهند. هنگام بروز ترس هاي کوچک و موقتي، برخورد شديد نداشته باشيد: گاهي پيش مي آيد که کودکي به طور مقطعي، يک يا 2روز براي رفتن به مدرسه اشتياقي نشان نمي دهد. در اين حالت به تشويق و تنبيه هاي شديد متوسل نشويد زيرا کودک با تشويق زياد بدعادت مي شود و فکر مي کند کار مهمي براي والدينش انجام مي دهد و با تنبيه نيز از مدرسه گريزان تر مي شود. هنگام بروز اين مشکل اگر مطمئن هستيد که پيش زمينه خاصي از مواردي که درمقدمه گفته شد وجود ندارد، بر اين امر تأکيد داشته باشيد که رفتن به مدرسه ضروري است و شما به هيچ عنوان پذيراي نرفتن او به مدرسه بدون دليل محکم و منطقي نيستيد.

برايش يادداشت بگذاريد: يادداشت هاي کوچک و پر مهري براي او بنويسيد و در کيفش بگذاريد تا با ديدن آن ها در مدرسه، بداند که به طور موقت از شما جدا شده است و خيلي زود به منزل برمي گردد. اين يادداشت ها در افزايش اعتماد به نفس کودک نيز بسيار مؤثر است.
با معلم او مشورت کنيد: اگر فکر مي کنيد که کودکتان ضعف خاصي در درس، رفتار، ظاهر و... دارد با معلم او صحبت کنيد تا در کلاس توجه بيشتري به او و روابطش با ديگران داشته باشد. گاهي دانش آموزان ديگر با مسخره کردن کودک، او را از مدرسه رفتن گريزان مي کنند.
دوستان فرزندتان را به منزل دعوت کنيد: معمولا بچه ها هنگامي که در ساعتي غير از مدرسه يکديگر را مي بينند، بسيار خوشحال هستند و همين امر به آنها کمک مي کند که در مدرسه نيز روابط بهتري با هم داشته باشند و براي حضور در مدرسه نيز اشتياق بيشتري نشان دهند.

در انجام کارهاي مدرسه به او کمک کنيد: در اين حالت او احساس مي کند که شما نيز در جريان کامل کارهاي مدرسه او هستيد و مثل يک همکلاسي در کنار او قرار گرفته ايد. اين کار به بهبود روابط شما نيز کمک مي کند.
دليل و اهميت مدرسه رفتن را به او بگوييد: به گزارش سايت سلامت ، دوست داشتن فرزندتان را مشروط به مدرسه رفتن نکنيد و وقتي از مدرسه رفتن اجتناب مي کند، پيام هاي هيجاني مانند «من ديگر مادرت نيستم»، به او ندهيد. کودک نبايد حس کند براي خوشحالي مادر بايد به مدرسه برود. پس دليل و اهميت واقعي مدرسه رفتن را به کودک بگوييد؛ با اين حال توجه داشته باشيد که نبايد با او در مورد مشکلات مدرسه نرفتن يا به دست نياوردن شغل مناسب در صورت مدرسه نرفتن صحبت کنيد. چرا که با اين کار تنها اضطراب او را افزايش خواهيد داد.

به او توانايي مراقبت از خود در مدرسه را بياموزيد: مانند اين که چگونه مي تواند در مدرسه به تنهايي از عهده کارهاي شخصي اش برآيد. بايد بررسي کنيد کودک در مدرسه مشکلي نداشته باشد و مورد تمسخر يا آزار ديگر دانش آموزان قرار نمي گيرد. آسان و مفيد جلوه دادن مقررات مدرسه و وجود معلمي که ارتباط خوبي با کودک برقرار کند، به کاهش ترس او از مدرسه کمک مي کند.

از مسئولان مدرسه بخواهيد به فرزندتان مسئوليت دهند: داشتن مهارت ارتباطي مناسب و دوست يابي باعث کسب تجربه هاي مثبت مي شود. با دادن مسئوليت اجتماعي به کودک کمک کنيد بتواند بهتر ارتباط برقرار کند و نيازهايش را بيان کند. داشتن مسئوليتي در کلاس درس حضور او را در مدرسه هدفمند خواهد کرد.

از مدرسه براي ترساندن و تنبيه استفاده نکنيد:
مثلا نگوييد:«اگر غذايت را نخوري، به معلمت مي گويم.» کودک را براي مدرسه رفتن تشويق کنيد و اگر در خانه ماند، اجازه بازي و تماشاي تلويزيون را در ساعت هايي که بايد در مدرسه باشد، به وي ندهيد.
خودتان را اصلاح کنيد: معمولاً مادران بچه هايي که از مدرسه مي ترسند شخصيتي افراطي، مضطرب، بيش از اندازه حمايت کننده، مردد، غيرمنطقي، حساس و عاطفي دارند که اضطراب خود را با بيان افکار منفي و عمل خود به بچه ها منتقل مي کنند. اغلب اين مادران افرادي وسواسي، کم تحمل، نکته سنج و موشکاف هستند که احتمالاً خود يا يکي از نزديکانشان در کودکي دچار همين مشکل بوده اند، پس بد نيست کمي هم براي اصلاح رفتارهاي خودتان وقت بگذاريد.

عامل پنهان
اما آنچه معمولاً مورد کم توجهي مسئولان و دست اندرکاران مدارس و آموزش و پرورش قرار مي گيرد، توجه به فضا و محيط فيزيکي مدارس است!
تبيان نوشت: با يک نگاه به کودکستان ها و پيش دبستاني ها مي بينيم از کوچک ترين فضايي براي جلب توجه به ايجاد شوق در بچه ها استفاده مي کنند. جذابيت، شادابي و طراوت محيط آموزشي نقش مهمي در جذب، ايجاد آرامش دروني و علاقه به حضور در مدرسه دارد. در واقع در مقطع ابتدايي جذابيت و زيبايي فضاي مدرسه و استفاده از رنگ هاي شاد و تصاوير جذاب و جالب به همراه وجود فضاي سبز در مدرسه، مي تواند در تغيير نگرش و کاهش اضطراب و ترس بچه ها مفيد باشد. کلاس هاي کوچک و تاريک يا بسيار وسيع با تعداد زياد دانش آموز، بچه ها را در نخستين تجربه حضور در مدرسه وحشت زده مي کند!
 
میگنا