تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




وابستگی بیش از حد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:arghavani
آخرین ارسال:sam22
پاسخ ها 7

وابستگی بیش از حد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام من تازه نامزد کردم قبل نامزدی یک سال با همسرم دوست بودیم هیچوقت بهش وابستگی شدید نداشتم
    خیلی دوسش داشتم ولی عاشق نبودم
    اما الان ک نامزد کردیم خیلی بهش وابسته شدم معذرت میخوام ک بی پرده صحبت میکنم بعد از رابطه ای ک باهم داشتیم وابستگیم بی نهایت زیاد شده (البته همه چی غیر از دخول)
    الان یکی دوهفتس ک شبا نمیتونم بدون اون بخوابم هی ازخواب میپرم اونم هرشب بعدکارش باید بیادپیشم مادرش یکم ناراحته ک چرا پسرم 8شب ازسرکارخسته کوفته باید بیاد پیشت 10 برسه اونجا تا 11بیرون بچرخید دوباره بیاد خونه 1برسه اینجا 7صبح دوباره بره شرکت مادرمنم میگن ک داری افراط میکنی . ولی دست من نیس یه روز نیاد پیشم افسرده میشم و تمام شبانه روزو از غصه تو رختخوابم من نمیخوام خستش کنم ولی چیکارکنم خیلی بهش وابسته شدم هرچی بیشتربهم محبت میکنه من بیشترعاشقش میشم
    به نظرشما این وابستگی غیرعادیه؟

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    این غیر طبیعی نیست
    برا خودتون برنامه ریزی کنید که چه وقتایی همدیگه روبینید 
    گاهی شما برو خونه اونا وگاهی هم اون بیاد (هرچند که دوران نامزدی این چیزا سرش نمیشه )مثلا زمانی که نامزدتون خسته هس یا دیر وقته رعایت حالشو بکن یا اینکه شرایط عروسی رو فراهم کنید
    زن وشوهر دردوران عقد طبیعیع که این حس رو نسبت به هم داشته باشن
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    یه سوال دیگه چون بحث به اینجا رسید بگم
    من از اون اول رابطمون یه جوری عادتش دادم ک هر جا بخوایم بریم نامزدم بیاد دنبالم دم خونه بریم بگردیم بعد دوباره برم گردونه ایشون کرجن ما تهران 2ساعت راهه بینمون البته خودشونم میگن دوس ندارم تنها برگردی خونه خودم میبرم میارمت خیالم راحته تا بحال یه بارم نشده ک نیاد دنبالم
    ولی گاهی همین فکرشما میاد سراغم میگم خب به طور مثال من بامترو تا یجایی برم ایشونم بیاد اونجا بعد تنها برگردم ک اذیت نشه ولی بعدش میگم نه اگه اینکارو کنم دیگه قدرمو نمیدونه شاید کم کم براش بی ارزش بشم
    این طور نیست؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    lale آواتار ها
     سلام ارغوانی جان
    بنظرمن افراط در هیچ کاری سرانجام خوشی نداره...سعی کنین بامهارتهای زنونه نه کاری کنین که ازخانومیتون کم شه ....منظورم  همین مسله مترو وآوردن وبردنتون...نه کاری کنینهمش 24ساعته پیشش باشین..کارایی نکنین که ازتون دلزده شه...بذارین گاهی وقتا دل اونم براتون تنگ شه...
    حس دلتنگیتونم  اوایل طیبعیه که زیادباشه... اما عادت میکنین واین حس به حالت نرمالش میرسه...نگران نباشین
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    خیلی هم طبیعی و خوبه این مساله..
    اصلا نگران نباشین..
    بهترین اوقات زندگیتونه..و خوش بحال نامزدتون...
    امیدوارم زندگی تونو زودتر شروع کنین..
    خوش بحالش...!!
    فقط گاهی مراعاتشو کنین..البته فقط گاهی!

    زن گرفته باید نوکریشم بکنه!!!!
    شوخی کردم..اما شما مراعاتشو کنین و خیلی ام وابسته نشین...
    عشقتون پاینده
    یا حق
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    مرسی sam22
    امیدوارم خدا بهترین همسرو براتون درنظر بگیره
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'arghavani' pid='25290' dateline='1380026089'
    مرسی sam22
    امیدوارم خدا بهترین همسرو براتون درنظر بگیره

     
    از خدا میخوام سالهای سال عشقتون مث همین روزا داغ باشه و علاقه تون همیشه به هم باشه..4و کنار هم بتونین زندگی کنین و خوشحال و شاد باشین..
    آمین


     
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •