تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نیاز به کمک دارم.پای زندگی دوستم وسطه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محیا مودت
آخرین ارسال:شروین
پاسخ ها 15

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

نیاز به کمک دارم.پای زندگی دوستم وسطه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    محیا مودت آواتار ها
    سلام نمیدونم چطو شروع کنم خودمم باورش برام سخته .گوشی زنگ زد .دوستم بود براداشتم دیدم حالش یه جوریه .ولی گرفتم به شوخی فکر کردم مثل همیشه داره اذیتم میکنه .میگه قلبم تند میزنه هواسم هی پرته ندوسته انگشتشو با تیغ بریده بود.
    برگشتم گفتم چته عاشق شدی.داشتم شوخی میکردم اونی که من میشناختم و با اون اخلاق هرگز عاشق پسر جماعت نمیشد .باورم نمیشه بعد یکم که سر به سرش گذاشتم دیدم نه انگار حالش خرابه.اخه اون هیچ وقت این طوری نبود به خدا محال بود اون عاشق بشه شما هم اگه دوست ده سالش بودید میدونستین محاله.بهم گفت تجربت بیشتره بگو من چمه قلبم میزنه تند واسم پرته برگشتم گفتم یهو یه چیزایی یادت نمیاد یهو نمیخندی؟یهو گریه نمیکنی>/؟دلت پر نمیکشه؟
    گفت همینایی که تو میگی .دلم ریخت بازم میگم باورم نمیشه.عیدو رفتن تهران اون جا خالش که تصادف میکنه یکی از فامیلاشون که یه پسر گویا 23 .24 ساله داشته کارارو ردیف میکنه . خلاصه کارشون را میافته .پسره خیلی سر به زیر بوده .
    مامانش میگه برا تشکر باید بریم خونشون .اینم از همه جا بیخبر میره.
    اخه من نمیفهمم چی میشه با یه نگاه عاشق پسره میشه
    .پسره هم گویا نه قیافه ای داره نه چیزی .فقط یه ادم سر به زیر و خوب.
    خلاصه اون شب با اتفاقاش میگزره و دوست منم مجبور بوده به صاحب خونه کمک کنه و اونو هی میفرستادن سمت سفره مردا.
    خلاصه اینکه حالا که برگشته عاشق پسره شده پسری که شاید حتی دیگه نبیندش
    من میترسم
    اون به این صادقی عاشق نمیشد و مطمعنم عشقش یه چیز زود گذر نیست کمک میکنید تا کمکش کنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    parvane آواتار ها
    احساس رو نمیشه اونطور که باید با عقل کنترل کرد
    غریزه دوست شما الان بیدار شده !!
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    محیا مودت آواتار ها
    چی میشه کرد
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    parvane آواتار ها
    چه مدته از این ماجرا میگزره؟
    دوست شما چند سالشه؟  آیا امکانش هست که با خانواده اش صحبت بکنه ؟ ایا امکانش هست که بطور غیر مستقیم نظر اون پسر رو در مورد ازدواج بپرسن؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    محیا مودت آواتار ها
    حدود یک هفته .
    دوست من 16 سالشه
    نه امکانش نیستبا خانواده صحبت کنه
    اون که اگه بتونه هم صذ سال سیاه به پسره نمیگه.به منم گفته زیادیه
    امروز خیلی بی حال بود .حتی سر قرارم نیومد نگرانشم
    بازم میگم باورم نمیشه اصلا
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    از اینکه یه همچین حسی بهش دست داده تعجب نکن؛ادم هایی هستند که حتی بقیه بهشون میگن بی احساس یا از نظر بقیه هیچ وقت نمی تونند عاشق بشن؛ اما با یک نگاه ممکنه دلشون به لرزه و همچین حالتی بهشون دست بده. خصوصا تو این سن وسال
    این حس ها معمولا زود گذره ( 6ماه هم زود می گذره) ممکنه تا چند ساله اینده فقط گاهی بهش فکر کنخ ولی احساس الان رو بهش نداشته باشه.نمی دونم چطور کمکتون کنم اما گذر زمان شاید توی این قضیه کمک بزرگی باشه.
    سختی ها فانی؛ سر سخت ها باقی[img]/images/smilies/mili/24.gif[/img][img]/images/smilies/mili/24.gif[/img]
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    محیا مودت آواتار ها
    منم امید وارم فقط ترسم اینه اون حتی هم جنس خودشم خیلی وسواس گونه انتخاب میکنه و با هر کسی معاشرت نمیکنه در کل ادمیه که فقط با من و خانوادش راحت و متعادل .به بقیه رو خوش نشون نمیده .میترسم حس زود گذر نباشه براش .من خودم ده سال عذاب یه همچین حسی رو کشیدم که حتی یه ذره هم ازش کاسته نشد و در اخر فق با چندتا کلمه از سوی معشوق همه چی به پایان رسیو میترسم ترس بدیه
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    فعلا تنها راهش ثبره همه افراد مثل هم نیستن یه مدت صبر کنه بهتر درمانش هم اینه که متقاعد ش کنین که بدرد هم نمیخورن البته وقتی حالش بهتر شد
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    محیا مودت آواتار ها
    مرسی سعی میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    parvane آواتار ها
    معمولا اشخاص در ذهن ناخودآگاهشون از شخصی که براشون ایده آله یه تصویر میسازن با همون خصوصیات که میخان
    احتمالا دوست شما در ملاقاتش با این شخص - همون شخص ایده آل ذهنیش رو دیده و برای همین چنین حسی رو داره
    دوستتون احساسش با سنش متناسبه - برای همین این هیجان رو تجربه میکنم و امکان داره در آینده هم چنین احساسی رو باز تجربه کنه
    زیاد نگران نباشید - انشاالله به مرور زمان و کسب تجربه میتونه این حسش رو مدیریت کنه - شما هم سعی کنید احساس این سن و بلوغ غریزه اش رو براش تشریح کنید تا بتونه با این حالاتش بهتر کنار بیاد

    موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •